سلام.
خارپشت عزیز،
سمیا قضیه ریحان رو می دونه؟
یا اگه نمی دونه، قراره بدونه؟
(البته من نمی دونم اون تاپیکتون به کجا رسید، همین قدر یادمه که یه بار می خواستین باهاش در میون بذارین اگه اشتباه نکنم)
منظورم اینه که یه جوری باید متوجه دید شما به این رابطه ی بینتون بشه! (رابطه ی خواهر و برادری رو می گم)
به جوری که زیاد تابلو هم نباشه!
بهتره از هدیه بپرسی چطوری متوجه شد که طرف بهش علاقه نداره؟؟؟؟
سمیا دختره عاقلی هست، فکرم نکنم عاشق شده باشه، در واقع منظورم اینه که شاید اون قسمتهایی که در مورده شما تو دفتر خاطراتش نوشته، مربوط به لحظاتی بوده که خیلی دلش گرفته بوده!
خیلی بعید هم هست که بیاد پیشنهاد بده!
حالا شما از یه تکنیکی استفاده کن و متوجه ش کن که قصد ازدواج با اون رو ندارین!








علاقه مندی ها (Bookmarks)