رضا جان، با عرض معذرت، من خط آخر پست اول شما را نخوانده بودم.
برای همین گفتم شاید شما هنوز سربازی هم باید بروید، که خدا را شکر اینطور نیست.
با این وجود شما نوشته بودی که:
ببین دوست عزیز،پس بنده در سن و شرایطی هستم که اصلا نمیخوام و نمیزارم که احساستم باعت بروز خطا و مشکلاتی بشه ..
پس با منطق با طرف جلو میرم تا جایی که طرف خودش عنوان کرده که خیلی منطقی فکر میکنی و ...
البته اونم در سنی نیست که منطق رو قبول نداشته باشه ......
پس تنها مشکل بنده در حال حاضر نوع و ادامه ارتباط با این فرد هست تا زمانی که شرایط کامل برای ازدواج فراهم بشه که این شرایط حداکثر تا یک سال آینده فراهم خواهد شد اگه نشد ادامه رابطه به نظر خودم هم فایده ایی نخواهد داشت ....
فرض کنیم شما کاملاً منطقی هستی و هیچ وقت درگیر احساسات نخواهی شد.
ولی نمی توانی از این جلوگیری کنی که یک دختر 20 ساله بعد از یک دوستی 2-3 ساله درگیر احساسات نشود!
شما نوشتی تا یک سال دیگر شرایط ازدواج فراهم خواهد شد، پس هنوز شرایط ازدواج را نداری.
نوشتی: "اگه نشد ادامه رابطه به نظر خودم هم فایده ایی نخواهد داشت".
پس یعنی بعد از 3 سال که درگیر یک رابطه بودی، و آن دختر هم همینطور، ممکن است شرایط شما برای ازدواج فراهم نشود. آن وقت به نظرت ادامه رابطه بی فایده خواهد بود و می خواهی بعد از 3 سال به دختر بگویی که ما نمی توانیم با هم ازدواج کنیم. انتظار داری به آن دختر ضربه نخورد؟!
پس نتیجه گیری خودم را تکرار می کنم:
اینگونه دوستی ها بین پسر و دختر تنها باعث ضربه خوردن هر دو طرف می شود.
در صورت داشتن آمادگی ازدواج و موافقت والدین، به صورت رسمی از دختر مورد نظر خواستگاری کن و مراحل آشنایی را حضوری و زیر نظر بزرگترها آغاز کنید.
شما باید معیار های خودت را مشخص کنی. آن وقت می توانی در جلسه های خواستگاری و آشنایی با دختر خانم راجع به این معیارها حضوری صحبت کنید. خود این می شود راهی برای صحبت کردن و شناخت طرف. اگر باز هم احساس کردید مشکل ارتباطی دارید، مقاله های این سایت می توانند به شما کمک کنند.








علاقه مندی ها (Bookmarks)