به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

Threaded View

  1. #1
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 23 مهر 04 [ 01:08]
    تاریخ عضویت
    1388-2-21
    نوشته ها
    1,178
    امتیاز
    33,958
    سطح
    100
    Points: 33,958, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    6,023

    تشکرشده 6,302 در 1,293 پست

    Rep Power
    141
    Array

    دغدغه های سارا بانوی گل

    سلام

    سارای عزیزم این تاپیک رو باز کردم تا بدونی که ما نگران دوست دلسوز و همراهمون هستیم و خواهیم بود .

    عزیزم تو که انقدر مهربونی و به فکر دیگرانی از مریضات گرفته تا تو تالار انقدر دلسوزی که پیگیر حال دوستان میشی و نگرانشون هستی و براشون تاپیک باز میکنی (مثل فیلوسارا و دخترمهربون و...) ، چرا فکر میکنی اگر از دغدغه هات بگی ما رو ناراحت میکنی ، نه گلم به هیچ وجه اینجور نیست مگه نمیدونی اینجا همدردیه و قلبمون برای دوستای خوب و مهربونمون میتپه .

    دیدم دغدغه های قدیمی که تو تاپیکی مثل زنان مظلوم بیان میکردی به خاطر مشغله های کاری دوباره اومده سراغت .

    عزیزم فکر نکن که چون به دیگران روحیه میدی و اهل همدلی هستی اگر از دغدغه هات بگی دیگران رو دلسرد یا ناراحت کردی ... ما همه اینجاییم تا با هم همدل باشیم و غمخوار همدیگه . مطمئن باش اعضای تازه وارد هم وقتی این صمیمیت رو بین ما ببینند احساس آرامش و امنیت بیشتری در فضای همدردی خواهند داشت .

    پس بدون همه ما خوشحال میشیم که از دغدغه هات بگی . هم سبک میشی هم به ما فرصت دادی که با سارای مهربون و دلسوز ، همدلی کنیم .

    نمونه ای از دغدغه های قدیمی و امروزت رو میذارم و میدونم که روح لطیفت رو آزرده
    بیا و ادامه بده و بیشتر برامون بگو


    نقل قول نوشته اصلی توسط سارا بانو


    عده ای از سر نادانی مفرط دچار ظلم می شوند چون چیزی از حق خود نمی دانند و وقتی من مریضی دارم که کتک می خورد تا با شوهرش رابطه داشته باشد قلبم فشرده می شود ولی وقتی می بینم که اصلا نمی فهمد که این یعنی ظلم بیشتر می شکنم..وقتی بهش می گم نباید بذاری می گه زورم بهش نمی رسه خرد میشم

    وقتی من یک دختر 14 ساله باردار می بینم که شوهرش 60 ساله هست و وقتی باهاش دعوا می کنم چرا باردار شدی مرد تو صورتم براق میشه به شما چه ..شما کارتو بکن ..این ظلم به زن نیست؟و من لرز رو تو تن این دختر بچه می بینم دوستان..و وقتی من سرش داد می زنم و قصد دارم که اموزشی بدهم به واقع وقتی از اتاقم خارج می شود خوشحالم که ازش کتک نخوردم.باورت میشه که هنوز در جامعه این واقعیت ها هست..

    وقتی من زنی که اذعان می کنم درس نخوانده می بینم در 25 سالگی لوله های رحمی خود را بسته است و بعد به واسطه همین مورد 4 تا هوو دارد خرد می شوم و بعد با هزاران عفونت زنان که واسطه این رابطه های وحشتناک هست درش ایجاد میشه که به راحتی خوب نمیشه از زن بودن خودم حالم بهم می خوره!؟
    این دسته که اکثرا درس نخوانده هستند یا اگر درس خوانده اند به علت همان فرهنگ غلط در حال نابودی هستند و من به جرات اذعان می کنم نسل بعد از این مادران هم همین را می کشند..
    می دانی من چقدر زن که با زور مورد تجاوز پسران و حتی شوهرانشان قرار گرفته اند دیده ام..از دردها و رنج ها و ناتوانی هایشان شنیده ام ..می دانی چقدر سخت هست که زن باشی و نتونی برای هم جنس های خودت کاری کنی؟

    خواهری که از برادرش آبستن شده و همان برادر خواهرش را به خاطر اینکه این موضوع را گفته سرش را می برد ایا جز حیوان چیز دیگری نام می گیرد..؟اینان البته نه به این شدت که من گفتن در سطوحی از جامعه وجود دارد....

    اینان در این مسیر قرار گرفته اند همان طور که مادر و مادر مادرانشان هم همین بوده اند..این دسته گاها زندگی می کنند ولی زن از خیلی از خواست های خود می گذرد..در این دسته هم به نظر من مرد مظلومی وجود ندارد چون این دسته هم اسیر همان فرهنگ است با این تفاوت که زن مثلا کار می کند و در ظاهر همه چیز خوب است ولی خدا از دلشان بشنود...

    نقل قول نوشته اصلی توسط سارا بانو
    سلام دوستان گل همدردی:

    من احساس کردم که بهتره صحبت کنم و دوستان خودمو این نزدیک سال نو نگران خودم نکنم...
    شاید اون تاپیک یاسا تلنگری بود برای صحبتم و هنوزم نمی دونم چرا واقعا در تاپیک یاسا عزیزم بعد این همه مدت عدم فعالیت پستی زدم...
    راستش می خوام سعی کنم مثل قبل بنوبسم ولی نمی دونم اصلا چه مشکلی با خودم دارم...
    از لطف دوستان هم تو پیام و هم ایمیل ممنونم و پست های تالار که دوستان بیان کردند...
    خدا رو شکر هیچ مشکلی از نظر زندگی که ندارم...هم همسرم همچنان خوبه و هم خودم سعی کردم به قول فرشته مهربان مشاور خودم باشم ..خدا رو شکر آموخته هام از تالار به محک آزمایش خوب بود...
    و من هیچ مشکلی ندارم ...
    دوستان بیشتر مشکل من شاید به خاطر این باشه که من و همسرم در حال گرفتن یک تصمیم مهم و بزرگ برای آینده مون هستیم و من می ترسم و با اینکه خوب مسیرو می دونم این هراس کمی اذیتم می کنه....که بیشتر جهت تحصیل هست این تصمیم ....و همچنین من کارم خیلی زیاد شده و تقریبا هر روز 2 شیفت کار دارم و گاهی 8 صبح میرم و 8 شب میام خونه ...و این کار زیاد خستم کرده به خصوص اینکه در جایی هستم که باز مثل دوران دانشجویی بدترین و بد حال ترین مریض ها رو می بینم و صحنه های این افراد برای رو ح حساس من بسیار آزار دهنده است ...وقتی دم عید می بینم چه بسیار خانواده ها که امیدشون اینه که ما کمکی کنیم ولی هیچ کمکی نمی تونیم بکنیم واقعا اذیت میشم دوستان...انقدر تصادفات هولناک دیدم و آنقدر خون و استفراغ ( معذرت می خوام که گفتم) که واقعا فقط اشک میریزم...نه اشک برای این مشکلات چون بهشون عادت کردم ولی اشک برای ناتوانی انسان ..اینکه چقدر ما انسان ها گاهی نادانیم...این جهل انسان های اطرافم از هر نظر منو آزار میده ..نه اینکه من ادم دانایی باشم نه..من تازگی ها فهمیدم هر کس از انسان ها خودش در یک جهل دست و پا می زنه و اینو جهل نمی دونه و ما نمی تونیم ثابت کنیم کی درست می گه....آنقدر کتک خوردن زن ها دیدم..آنقدر جوان تریاکی و شیشه کشیده دیدم..انقدر کراکی دیدم..آنقدر خودکشی دیدم ...که جوان و زیبا خودشونو به خاطر هیچ و پوچ پر پر کردن....
    نکنید این کارها رو با خودتون و زندگیتون...
    چرا باید یک پیرزن سالم 80 ساله از فرط گشنگی تو خانه سالمندان رئوبروی من بشینه چون از ضعف با سر خورده زمین ..اخه چرا؟یکی نیست جواب منو بده؟
    چرا وقت شعار دادن همه ما خوبیم وقت عمل هیچکس پیدا نمیشه...
    چرا آنقدر پول شده همه زندگیمون ..حتی خود من ..اخه کو اون ارمان هایی که وقتی کوچیک بودیم برای خودمون نقاشی می کردیم ؟کو؟



  2. 8 کاربر از پست مفید baran.68 تشکرکرده اند .

    baran.68 (شنبه 21 اسفند 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. با مخفی کاری های شوهرم و رمز روی گوشیش چه برخوردی کنم؟!
    توسط Somebody20 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: شنبه 05 اردیبهشت 94, 10:24
  2. ایستگاه کنجکاوی ( در مورد نفر قبلیت کنجکاوی کن)
    توسط کنجکاو در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 شهریور 89, 10:23
  3. عرفان داروی دردهای بی‌درمان
    توسط پندار در انجمن ادبیات و عرفان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 05 آذر 88, 00:02
  4. تاثیر بیماری‌های روانی بر الگوی خرید
    توسط Niloo55 در انجمن وسواس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 12 تیر 88, 09:17

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.