دوستان خیلی ممنون که برایم وقت گذاشتید.
بهشت عزیز مسلما اگر به این راحتی بود، نه به خودم و نه به شما زحمت نمی دادم.نوشته اصلی توسط بهشت
پست شما را که خواندم، دلم شکست و پیش خودم فکر کردم که حتکما خواهرشوهرها و مادرشوهرم یه همسرم همینها را خواهند و طلبکار هم خواهند شد!
عزیز دلم؛ اول اینکه بنده مشکل مالی دارم. و الان هم دم عید است و خرید عید هم پیش روست. لباس عروسی و آنهم عروسی فرد نزدیک، لباس خاصی است که اگر آن مجلس نباشد، خریدش عاقلانه نیست.
من در گذشته که قصد داشتم موهایم را مش کنم، خود آرایشگاه می گفت خیلی وقت قبل با من هماهنگ کن و وقت بگیر! در ضمن اگر عروسی در پیش نباشد چرا من 18 روز قبل از عید موهایم را مش کنم که تا آنروز ریشه هایش در آید.
تازه دختر خوب من از طریق جاری ام فهمیدم که دو هفته دیگر عروسی است و اگر نمی دانستم که شاید اصلا برنامه ریزی می کردم برای مهمانی دیگر!
این حرفتان هم از اون حرفهاست هااګر فکر می کنید نه، همین حالا فکر کن و با همسرت مشورت کن و آماده اش کنید.
وقتی من اصلا از موضوع عروسی خبر ندارم، بابت چه موضوعی باید با شوهرم مشورت کنم؟!
تا الان حتی من نمی دانم که برادرشوهر و نامزدش رسما عقد کرده اند یا نه. و اصلا هم مهم نبوده برایم.
ولی مجلس عروسی مهم است که چه موقع مطلع شوم.
وا... من برای عروسی خودم یکی دوهفته قبل تمام کارتها را دست تمام اقوام رسانده بودیم که همه مطلع باشند و بتوانند برنامه ریزی کنند. اگر کسی می خواهد مرخصی بگیرد، مسافرتی در پیش دارد، فرضا لباسی می خواهد بدوزد یا ... بتواند هماهنگ کند.
این رسم ادب و احترام به دیگران است. ملت سرباز و گماشته ما نیستند که تا بگوییم فردا بیایید عروسی، پشت در باشند و هجوم بیاورند به داخل تالار!










علاقه مندی ها (Bookmarks)