شرمنده، من شروع کردم واسه دکترا خواندن و کمتر میام سایت. این جا هم چیزی ننوشتم تا دوستان دیگه بنویسیند، اما دیدم یه خورده تنها موندین، گفتم یه کمکی بدم.
من هم فکر می کنم که بهتره اول به زندگی تون برسین و اونو درست کنین. حالا واسه سال بعد هم خواستین میتونین برای دکترا اقدام کنین. به نظر من بهترین کار اینه که شما یه جوری با هم برین مشاور. یه مشاور خوب می تونه بیشتر کمکتون کنه. باید هر دو به سوی هم حرکت کنین و حرکت تنهایی شما بی فایده است.
البته قبلا هم گفتین که شوهرتون میگه من نیاز ندارم بیام مشاور، خب مردها معمولا راضی نمی شوند بیان مشاور. اما بهتره که شما به یه مشاور سر بزنین و با اون یه طرحی بریزین تا شوهرتون را بکشه به مشاوره.
بهترین قدم در این شرایط همینه که بتونین اونو بکشونید به مشاوره. پس خیلی زود یه مشاور خوب پیدا کنین و دو جلسه برین و از جلسات بعد هم با تصمیم اون، شوهرتون هم میاد.
اما فعلا زنگ نزنین که چرا دروغ میگی؟ بدتر میشه و میگه: دلم خواست و ... . فعلا ازش در این مورد سوال نپرسید. شما به اندازه کافی سوال حل نشده دارین، دیگه یه مسئله ی جدید را شروع نکنین.
خب حالا کی اقدام میکنین برای رفتن پیش مشاور؟ فردا؟ پس فردا؟ کی؟
یک بار دیگه این تاپیک را خواندم. شما همون طوری که شوهرت میگه، مثل کنه بهش می چسبی. آزادیشو گرفتی. قانون فنر را رعایت نمی کنی.
قانون فنر: مردها وقتی ازدواج میکنند، بین خودشون و زنشون یک فنر میگذارند. اونها در طی روز مثلا یک یا دو بار به همسرشون نزدیک میشن و عشق بازی می کنند و بعد دور میشن. اما همین فنر نمی گذاره که اونها خیلی دور بشن. البته هر چی دورتر بشن، باز با شدت و سرعت بیشتری به سمت زنشون برمی گردند. یه اشتباهی که برخی از خانم ها میکنند اینه که وقتی شوهرشون از اونها دور میشه، می دوند دنبال شوهرشون تا اونو برگردونند، اما غافل از این فنر هستند. هر چی زن دنبال مرد می دود، نیروی فنر خنثی میشه و هیچ نیرویی نمی مونه تا مرد را به سمت زنش برگردونه. زن زرنگ زنی است که، از جاش تکون نخوره تا مرد راحت و آزاد باشه و بتونه ازش دور شه. اون وقت در کمترین زمان، به سمت زنش بر میگرده.
شما هم بدجوری بهش چسبیدی و نمی گذاری که تنها باشه. وقتی هم که تو خونه با هم هستید، دعوا دارین. اون هم مثل هر مرد دیگه ای، اول تا می تونه سعی می کنه تا در دعواها برنده باشه، اما حالا که میبینه نمی تونه برنده ی دعواها باشه، از میدان مبارزه فرار میکنه تا تنها باشه. جمعه برنامه میریزه. عصر ها هم همین طور و شما هر چی بگین کجا میری و کی میایی، اون بیشتر می خواد تنها باشه. نترس، پای زن دیگه ای در بین نیست. اون فقط و فقط داره از این میدان مبارزه فرار میکنه.
خب نگفتی، کی میری مشاوره؟











علاقه مندی ها (Bookmarks)