من تا وقتی لپ مطلب را نگیرم که نمی تونم قبول کنم. باید بفهمم کجای کار ایراد داره. این که گفتید:
از ما گفتن و اینجوری که پیداست از شما نشنیدن) کمی ناراحتم کرد چون من می خوام بحث کنم و فکر می کنم منظورتان را فهمیده ام ولی شما مرا با این جمله به گوش ندادن متهم می کنید.
اینکه میگین:
شما علائقت را صرفاً به عنوان علاقه و بدون باید و انتظار مطرح کن با الفاظی چون ، مایلم اگر شد همسرم برای من چنین کنه و من هم برای اون چنان ( در مقابل هر آنچه دوست داری از همسرت ببینی عادلانه اینه که متقابلی را هم قرار دهی یعنی اونچه خود می خواهی برای او انجام دهی ( با اطمینان به این که اهل عمل باشی )بیاوری
اینها را قبول دارم و منظور من هم ابراز علاقه در صورت تمایل وی است و همچنین برآورده کردن خواسته های او.
من خودم زمانی از این کارها لذت می برم که بدانم همسرم با اختیار و علاقه انجام می دهد و اگر هم نخواست خیلی منطقی می پذیرم که شاید دلس نخواسته همان طور که من ممکن است برخی از خواسته های او را انجام ندهم.
بالاخره حرف شما را گرفتم یا نه؟
راستی گفتین احساساتم رمانتیک است. مگر عیبی داره که احساسات رمانتیک باشد؟ من منظورتان را از این مسئله (که بزرگ هم نوشته اید) نفهمیدم. توضیح بیشتر بدین لطفا.![]()







) کمی ناراحتم کرد چون من می خوام بحث کنم و فکر می کنم منظورتان را فهمیده ام ولی شما مرا با این جمله به گوش ندادن متهم می کنید.

پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)