به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 120

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 27 فروردین 90 [ 20:38]
    تاریخ عضویت
    1388-10-06
    نوشته ها
    233
    امتیاز
    3,606
    سطح
    37
    Points: 3,606, Level: 37
    Level completed: 71%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    349

    تشکرشده 355 در 151 پست

    Rep Power
    40
    Array

    RE: دختری در آستانه خود کشی

    نقل قول نوشته اصلی توسط parnaz88
    میدونم که باید قوی بشم و میخوام که قوی باشم . اما خیلی سخته که کسی رو نداشته باشی که زندگیت براش مهم باشه . سرنوشتت و زندگیت .

    قبول دارم، سخته. خیلی هم سخته. اما آدم هایی از این دست خیلی زیادند. دختران پرورشگاهی. و حتی کم نیستند کسانی مثل تو، با داستان ها و زندگی های متفاوت.

    پرناز جان، نمی خوام بگم شرایطی مثل تو داشتم، اما همچین
    بهتر از تو هم نبود.
    من تونستم، پس تو هم می تونی.
    می دونم، ترس از آینده، ترس از سیاهی، ترس از اتفاق بد، ترس از .....
    می دونم، خودم با تمام وجودم لمسشون کردم.
    اما یک چیز رو هم خوب به خودم یاد دادم. باید قوی باشم. خیلی وقت ها اصلا به حرف ها فکر نمی کردم.
    کاملا درک می کنم وقتی می گی حتی گاهی آدم به خودش شک می کنه. اینکه نکنه واقعا اونیه که اطرافیان می گن؟؟؟


    نه عزیزم. حرف ها رو گوش نکن. باید محکم باشی، گاهی حتی مثل یه سنگ.
    فقط به این فکر کن که 1) برای آیندت چه مسیری باید بری
    2) چه راهکارهایی برای بهتر کردن اوضاع می شه به کار برد.


    من جواب سوال 1 رو، با درس خوندن دادم. و البته لذت هم ازش می بردم و بسیار توش موفق شدم. و الان اگر آینده ای برای خودم می بینم، صرفا به خاطر شرایط درسیمه. وگرنه باید خودم و خواسته هام رو فراموش می کردم و طبق چیزی که اطرافیان ازم می خواستن رفتار می کردم و زجر می کشیدم.

    و اما برای جواب سوال 2
    من هم چنان معتقدم باید یه دوست خوب برای درد و دل داشته باشی.
    من در یک برهه زمانی، تمام زندگیم رو برای دوستم تعریف کردم (و البته آدمی فرهیخته و عاقل بود) و به شدت کمکم کرد. می دونم اگر چنین کاری نکرده بودم، الان معلوم نبود وضعیتم چی شده بود. شاید .........

    در کنار این موضوع، یه چیز دیگه هم به ذهن من می رسه.
    هر فرد از خانوادت، به علاوه درجه نفوذ در خانواده و نوع رابطت با اون فرد رو اگه می شه برامون بگو.

    فکر می کنم این نقطه خوبی باشه برای شروع بهتر کردن اوضاع درون خانواده.

    مواظب خودت باش
    و بهمون قول بده، در هر لحظه، خودت رو دوست داری

  2. 3 کاربر از پست مفید reihaneh تشکرکرده اند .

    reihaneh (یکشنبه 10 مرداد 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ترس های مبهم و استرس
    توسط مدیرهمدردی در انجمن اضطراب و استرس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 31 خرداد 92, 12:37
  2. داستان غم زندگیه من
    توسط پدربزرگ در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 23 تیر 91, 11:05
  3. داستان زندگی کارافرین برتر کشور..احد عظیم زاده
    توسط بهار.زندگی در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 تیر 91, 14:49
  4. نقش ورزش در کاهش استرس(مدیریت استرس)
    توسط keyvan در انجمن تاثیر متقابل ورزش و روان
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 21 فروردین 88, 10:57
  5. داستانی از عشق (داستان کوتاه)
    توسط هوشیار در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 شهریور 87, 17:12

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:59 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.