سلام،
راستش، من این تاپیک رو دنبال میکردم و برام جالب بود...
الان، سوالی رو میخوام بپرسم که مدتها در ذهنم هست...نمیدونم، شاید بر میگرده به اینکه، من به همه چیز منفی نگاه میکنم...
سوالم این هست که، چرا بچه؟!
سوال بدیه یا سختیه یا نمیدونم،
شاید از بعضی جهات سوالم شبیه سوال سارا باشه، وقتی پرسید، چرا آب خیس هست!؟
نمیدونم، اما الان فقط میخوام بپرسم،
شما میخواهید بچه دار بشین، کلی براش برنامه میریزین، و البته بچه دار شدنتون، نا خواسته هم نیست، با برنامه هست...
افرادی که به این سایت میان، کم و بیش قشر تحصیل کرده جامعه هستن...برا همین، این سوال رو از شما میخواهم بپرسم...
منطق من یک چیز رو نمیفهمه...
اینکه، چرا؟ فقط چون تو فطرتتون نوشتن بچه؟ اینکه وقتی یک انسان با اون ابعاد میبینین که بهتون لبخند میزنه، خوشحال میشین یا لذت میبرین؟!
سوالم اینه، هیچوقت سعی کردین جای اون بچه هم فکر کنین؟
گاهی اوقات فکر میکنم، اگر به همه قدرت انتخاب داده میشد که به زمین بیان یا نیان، چند نفر با اطلاعات امروزشون تصمیم میگرفتن بیان؟
راستش دو تا از دوستانم، اخیرا پدر شدن، و این برای من خیلی هضمش سخته، چطور میشه تصمیم گرفت که یک انسان دیگه به زمین بیاد...و مسئولیتش رو قبول کرد...
یا اصلا چرا باید بیاد؟
مگر خود ما از به زمین اومدن به کجا رسیدیم؟
اره اره، سوال اصلیم اینه...
چرا؟
میخوام بدونم، چند نفر از شما، اگر وابستگیهای امروز رو تو دنیا نداشتن، اگر میتونستند تصمیم بگیرن، تصمیم میگرفتن که نیان روی زمین؟
یا اگر تصمیم میگرفتید بیاید، چرا میومدید؟
مگه چه چیز قشنگی تو این دنیا دیدید که فکر میکنید باید دوباره روی زمین میومدید؟
انتخاب بین بودن و نبودن...
شاید جای سوال من اینجا نیست، اما چرا حتما باید بچه دار شد؟
اینکه، بعد از مدتی زندگی ۲ نفره عادی میشه؟ برای سرگرمی بیشتر، رنگ و بوی تازه دادن به زندگیمون بچه دار میشیم!؟
این خودخواهی نیست؟
ای کاش یکی پیدا میشد و به من میگفت، چرا به زمین اومدن ارزشش رو داره یا داشته...
ای کاش، به جای اینکه، فقط بحث بکنید، زمان مناسب بارداری برای خانومها کی هست، کی وقت دارید، کی ندارید،...یا اینکه سارا از مسائل پزشکی مینوشت، کمی هم به جای اون بچه فکر میکردین؟
اتفاقا، این سوال رو از مادرم هم پرسیدم، چرا باید بچه دار شد؟ یا چرا نمیشه ازدواج کرد و بچه دار نشد؟
جوابش خیلی ساده بود، زندگی دو نفره بعد از مدتی کسل کننده و بی معنا میشه! بچه سمبل نتیجه یک زندگی دو نفره هست!
نظر شما هم همینه؟
نمیدونم،
اما به نظر من، هیچ چیزی ارزش به زمین اومدن رو نداره و نداشته!
شاید من زیادی سخت گیرم، اما هیچوقت نمیتونم قبول کنم، به خاطر خودخواهی خودم، باعث به زمین امدن یک انسان دیگه بشم...
شاید این هم، تفاوت احساس مردها و زن هاست...
گاهی اوقات فکر میکنم، تنها دلیل فکر کردنم به این چیزها رفاه بیش از حدی هست که تو زندگیم داشتم، که باعث شده، فرصت فکر کردن به این چیزها رو داشته باشم،
شاید برای همینه که گاهی فکر میکنم، بچههای دست فروش تو خیابونها، از من خوشبخت ترن، چون هیچوقت فرصت فکر کردن ندارن...
از همتون عذر میخوام اگر احساسات لطیفتون رو به هم ریختم و البته پیشاپیش ممنونم بابت پاسخهاتون،


کامران
پینوشت:
آقای مدیر، اگر فکر میکنی این پست این تاپیک رو داره به انحراف میکشونه، منتقلش کن به یک تاپیک جدید...
برای عنوان، فعلا چیزی به ذهنم نمیرسه!
علاقه مندی ها (Bookmarks)