به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 279

موضوع: اشتباه بزرگ

Threaded View

  1. #19
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: اشتباه بزرگ

    نقل قول نوشته اصلی توسط afsoon520
    سلام.
    نميدونم موضوع عادته يا بي تفاوتي. ولي خيلي كمتر اذيت ميشم. بعد از اون سفر رفتار همسرم بهتر شده است. البته او ميگويد اخلاق من گند است كه وقتي او عصباني ميشود و ناسزا ميگويد موضوع را كش ميدهم و زود تمامش نميكنم. و اينكه در همه زندگيها اين دعواها هست . و اينكه ايشان فقط 5 دقيقه عصباني ميشوند و ناسزا ميگويند انصاف نيست 3 روز بابت آن قهر باشيم. كلا با اين استدلالهاي عميق متوجه ميشوم كه متوجه رفتار اشتباه خودش نيست و قصد تغيير ندارد. البته من از اين جهت خوشحالم كه رفتارهاي او ديگر باعث نمشود دچار بيخوابي شوم و همين فعلا برايم كافي است. وقتي بيخوابي ميكشيدم بيشتر احساس عصبانيت ميكردم اما در حال حاضر ريلكس تر هستم.
    اما بدي اين ماجراها اين است من دوباره به حالت 2 سال قبل برگردانده شده ام. يعني هرچه به خودم تلقين مثبت كردم و عشق ورزيدم متاسفانه فايده اي نداشت و اين تنش ها باعث شد دوباره به حالت ترديد اوليه بازگردم. با خودم فكر ميكنم اگر همسرم تغيير رويه نميداد و مانند قبل بود الان زندگي خوبي داشتيم. چون اين حس ترديد خيلي آزار دهنده است. به هر حال من به شوهرم علاقمند و وابسته شدم اما بابت اين علاقه خيلي اذيت شدم.
    اما دوستان وقتي به طلاق فكر ميكنم بيشتر از آنكه نگران خودم باشم نگران همسرم ميشوم. به اين فكر ميكنم كه ممكن است رنج بكشد و پيش خانواده و اطرافيانش سرشكسته گردد. اينكه مادر و پدرش ناراحت ميشوند و از اين قبيل افكار. و اينكه آدمي نيستم كه بتوانم ببينم كسي بابت تصميم من رنج ميكشد و زندگيش خراب ميشود.

    خلاصه حالت گيجي و منگي دارم. البته فكر ميكنم همسرم را دوست دارم كه رنج كشيدنش بعد از طلاق برايم غير قابل تحمل باشد. وقتي به خودم ميگويم كه همسرم بعضي اخلاق هاي بدي دارد و بپذيرم كه او اخلاق بدي دارد ترديد بزرگي در ذهنم ميايد چرا كه قبلا به خودم قبولاندم اگر تحصيلات، پول ، قيافه و .... ندارد اخلاق خوبي دارد و مهربان هست و حالا كه نه مهربان است نه دلسوز و با حرفهايش هم آزارم ميدهد حالا منطقي است كه با او بمانم و يا او را ترك كنم .
    منتظر راهنمايي دوستان هستم.
    افسون عزیز

    در عمق این پستت نویدهایی دیده میشه از این که کمی از لاک بیرون آمده ای و از زاویه ای دیگر نگاه می کنی به قضیه .
    باید بهت بگم اگر اینو ادامه بدی و از زوایای دیگه هم نگاه کنی کم کم سنگینی این رفتارها برات کمتر میشه ، در نتیجه طول زمان ریلکس بودن و آرامش داشتنت بیشتر میشه ، در نتیجه دفعات عصبانیت و تندی همسرت هم کمتر و کمتر خواهد شد و باز هم این وضعیت متقابلاً بر شما اثر خواهد گذاشت و... آرمش زندگی شما توسعه خواهد یافت .


    بهترین کار

    اول - اصلاً به تردیدهایت توجه نکن .

    دوم - تا مدتی فقط روی خوبی های همسرت زوم کن و بدیهایش را نبین .

    سوم - دنبال تغیر او نباش .

    چهارم - مدام به این حرفش توجه کن که من عصبانیتم فقط چند دقیقه است . و وقت عصبانیتش یادت بیار و بگو فقط چند دقیقه است ، این چند دقیقه هم بی خیال ، عشق است .

    و یک نکته مهم :

    سعی کن از تعبیر و تفسیر منفی حرفها و رفتارش بپرهیزی .

    به نمونه زیر توجه کن :

    نقل قول نوشته اصلی توسط afsoon520
    او ميگويد اخلاق من گند است كه وقتي او عصباني ميشود و ناسزا ميگويد موضوع را كش ميدهم و زود تمامش نميكنم. و اينكه در همه زندگيها اين دعواها هست . و اينكه ايشان فقط 5 دقيقه عصباني ميشوند و ناسزا ميگويند انصاف نيست 3 روز بابت آن قهر باشيم. كلا با اين استدلالهاي عميق متوجه ميشوم كه متوجه رفتار اشتباه خودش نيست و قصد تغيير ندارد.

    قسمتی که رنگی شده ، تعبیر و تفسیر شما اونم از نوع منفی آن نسبت به حرفهای همسرت هست .

    براستی افسون جان ، چرا منفی تعبیر کنیم ؟ چه مثبت نبینیم ؟

    و ایضاً اگر منصفانه و بی طرف می خواستی نظر بدی باید می دیدی همسرت کاملاً واقعیات را بیان کرده .

    آیا شما موضوع را کش نمی دهی ؟ آیا به خاطر عصبانیتی چند دقیقه ای از او چند روز قهر نمیکردی ؟

    و بقیه مواردی که بیان کرده واقعیات است .


    افسون عزیز کمی هم خودت رو جای او بگذار و از دریچه نگاه او ببین .

    و اما باید تحسینت کنم به خاطر :

    نقل قول نوشته اصلی توسط afsoon520
    به هر حال من به شوهرم علاقمند و وابسته شدم اما بابت اين علاقه خيلي اذيت شدم.
    اما دوستان وقتي به طلاق فكر ميكنم بيشتر از آنكه نگران خودم باشم نگران همسرم ميشوم. به اين فكر ميكنم كه ممكن است رنج بكشد و پيش خانواده و اطرافيانش سرشكسته گردد. اينكه مادر و پدرش ناراحت ميشوند و از اين قبيل افكار. و اينكه آدمي نيستم كه بتوانم ببينم كسي بابت تصميم من رنج ميكشد و زندگيش خراب ميشود.

    خلاصه حالت گيجي و منگي دارم. البته فكر ميكنم همسرم را دوست دارم كه رنج كشيدنش بعد از طلاق برايم غير قابل تحمل باشد.

    و بهت تاکید می کنم که از این تردید و در پی آن قضاوت منفی دوری کن ، که مانع آرامش درون
    توست :


    نقل قول نوشته اصلی توسط afsoon520
    وقتي به خودم ميگويم كه همسرم بعضي اخلاق هاي بدي دارد و بپذيرم كه او اخلاق بدي دارد ترديد بزرگي در ذهنم ميايدچرا كه قبلا به خودم قبولاندم اگر تحصيلات، پول ، قيافه و .... ندارد اخلاق خوبي دارد و مهربان هست و حالا كه نه مهربان است نه دلسوز و با حرفهايش هم آزارم ميدهد حالا منطقي است كه با او بمانم و يا او را ترك كنم .
    منتظر راهنمايي دوستان هستم.

  2. 4 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (سه شنبه 18 خرداد 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.