سلام عزیز خیلی طولانی هست فکر کنم دیگه عینکی شدم :d
خب شما همیشه خودتون رو سرگرم کردید تا به خودتون فکر نکنید و هدفی رو انتخاب نکنید انسان اکپرا هدفش در زندگیش عوض میشه چون یا بهش میزسه یا تحت شرایطی هدفش عوض میشه
به نظر من شما به یک دوست فهمیده نیاز دارید که تو خیابون با هم قدم بزنید و صحبت کنید نیاز به درد دل و طرز فکر دارید ولی نباید دوستتون مشکلش رو بگه که بدتر بشید یعنی شما فقط صحبت کنید اینجوری اروم میشید
هیچوقت به شخصیت دومتون فکر نکنید و اونو نسازید می دونم چه حالی دارید مطمئن باش میدونم :d
عزیز سعی که به اونی فکر کن که دوست داری چیزی که واقعا در وجودت هست که شادت می کنه و اونو دنبال کن
الان بشین فکر کن ببین چی خوشحالت می کنه شاید یه ورزش باشه
خب شعی کن همسر ایندت رو انتخاب می کنی فکرش کار کنه و ادمی باشه مثل خودت که شعور درک کردن همه رو داشته باشه ببین اینخوری هست یا نه؟ ببین باید بتونه همه رو تو هر شرایطی که هستندرک کنه چون این واسه ی شما در چنین شرایطی مهم هست
چیزی که پدرتون ازتون می خوان همونی هست که مادرتون می خوان چون پول بدون پشتبانه ی مالی قوی با مدرک لیسانس بدست نمیاد
من اینجور که برداشت کردم فکر می کنم که شما از بچگی دوست قوی ای نداشتید و کلا سرگرم بودید امیدوارم مزاحمت نشده باشم و گفته هایم به دردت خورده باشه
بابت جمع بندی یا مفرد گویی هام شرمنده اخه ساعت 3 نصفه شب هست :d
موفق باشی








علاقه مندی ها (Bookmarks)