راه حلش را خودت گفتینوشته اصلی توسط نازنین غ
پس بسم اله شروع کن
یه برنامه ریزی کامل برای یکسال(البته ماه به ماه بری جلو و یا حتی روز به روز بهتره)
برای فردا برنامه ریزی کن توی یه دفتر
در ته دفتر بالای صفحه بنویس رفتارم با خانواده شوهر الف)مادر شوهر
حالا روش فکر کن
احساست رو بنویس و بعد فکر کن برای اینکه ارام بشی چه کارهایی باید انجام بدهی
بعد تصمیم عاقلانه بگیر و نسبت به مادر شوهرت رفتاری با ثبات داشته باش نه احساسی
و ب)پدر شوهر
ج) خواهر شوهر
د)شوهرم
هـ)مادر خودم
.
.
.
نازنین خانم در جای نوشته بودی:خانواده ی شوهرم جز بدی به ما کار دیگه ای نکرده اند
بهتره بگی جز بدی به من نه ما کار دیگری نکرده اند
چون شوهرت عمری با اون رفتار ها ولو بد بزرگ شده و با همین طرز رفتار به اونها علاقه داره
شما سعی کن یه موضع درست با آرامش و همراه با احترام نسبت به خانواده شوهرت داشته باشی
این موضع گیری جدید شما نسبت به خانواده شوهرت کم کم ذهن شوهرت رو به این سو سوق میده که خانمم با توجه به اینکه خانواده ام بهش بدی کرده اند احترامشون رو حفظ می کنه
در پست قبلی یادته بهت گفتم چون شوهرت به خونواده اش علاقه داره اگر تو هی از خونواده اش بد بگی نسبت به تو شوهرت بد بین میشه
اگر تو احترام خانواده شوهرت رو ولو به ظاهر نگه داری
حالا قضیه فرق می کنه اون وقت اونها بد شما رو میگن شوهرت با خودش حلاجی می کنه می بینه که شما به اونها احترام می گذاری و چون دوستت داره بیشتر به سمت شما جذب میشه و در مقابل اونها همش از تو دفاع می کنه همون چیزی که شما خواهانش هستی
مهم نیست از ته قلبت اونها را دوست داشته باشی همین که در رفت و امد ها سنگینی و وقار و خویشتن داری خودت رو حفظ کنی کافیه
منم مثل شما احساساتی هستم ولی دارم سعی می کنم این گونه نباشم
یه درس عبرت
اوایل ازدواجم من مثل شما بودم مرتب جلو خانواده شوهرم جبهه می گرفتم و سریع بهم بر می خورد که این نصیحت ها رو پدرم به من کرد من هم بهشون عمل کردم
الان بعد از گذشت ده سال
من مشکلی با خانواده شوهرم ندارم
یعنی
مادر شوهرم بارها به من گفته علی به غیر از تعریف از تو چیز دیگه ای نمی گه
حتی اگه ما بخواهیم در مورد تو چیزی بگیم فورا میگه زن من اونجوری که شما فکر می کنید نیست
یعنی نمی ذاره کوچکترین بی احترامی به من بشه
در حالیکه اوایل ازدواج عکس این قضیه بود
در سمت دیگر دفترت بنویس فردا 13 آذر
برنامه امروز من
بیدار شدن
رسیدگی به کارهای روزانه و شخصی
مطالعه
ورزش
سرزدن به دوستان
رفتارم با شوهرم
میزان محبتم به شوهرم
.
.
.
در آخر روز بشین بررسی کن به کدوماش رسیدی
کدوم ها را بد عمل کردی
کدوماش را خوب انجام دادی
بعد سعی کن نقاط ضعفت رو از بین ببری
نازنین جان یادت باشه این شما هستی که داری تغییر می کنی نه شوهر و اطرافینت
پس انتظار نداشته باش اونها عوض بشوند
و یک شبه همه چیز ها درست بشه
فقط به خودت و ثبات در رفتار تمرکز کن
موفق باشی
راستی تاپیکت رو می خونم خیلی هم جدی پیگیری می کنم تا به اوج ارامش برسی
و زندگی شادی رو شروع کنی حواست باشه باید حساب پس بدی ها من از اون معلم بداخلاقا هستم ها:D







:D

!!!

علاقه مندی ها (Bookmarks)