RE: ميگه:چرا از زندگيم نميري بيرون!!!!!!!!!!!
دوستان عزيزم سلام،بابت راهنمايي ها و مهربونيتون ممنونم...
راستش رو بخوايد اين موضوع هم فعلا حل شد و رابطمون فعلا خوبه،البته من ته دلم هميشه از صحبتهاي امير دلخور هستم اما سعي ميكنم به روي خودم نيارم تا اوضاع بهتر بشه،يعني متوجه شدم خيلي وقتا حق با امير هست و من يادم ميره ازش به خاطر تلاش شبانه روزيش تشكر كنم.فرداي همون روز كه اين حرفا رو بهم زده بود اومد تو آشپزخونه و ازم تشكر كرد و گفت :من تمام تلاشهاي تو رو ميبينم و اين تو هستي كه يادت ميره يه جوون 24 ساله داره كرايه خونه 350 تومني و خرج دانشگاه آزاد و مخارج زندگي 2نفر رو تامين ميكنه،بهم گفت من فقط دوست دارم تو يكم دركم كني و خودت خوب ميدوني حرفايي كه ميزنم از ته دلم نيست و بدون تو نميتونم زندگي كنم.منم بهش گفت اين كارايي كه من ميكنم در مقابل كارهاي تو هيچ ارزشي نداره و هيچ انتظاري ازت ندارم ،من هر كاري از دستم بر بياد ميكنم،يه دفعه اشك تو چشماش جمع شد و گفت :باورم نميشه اين حرفا رو تو داري ميزني و آرزوم بود كه اين رو درك كني...بهش گفتم تا الان فكر ميكردم اينو بهت گفتم و يا با كارام بهت نشون ندادم.
من و امير واقعا همديگه رو دوست دارم و خيلي به هم وابسته هستيم ولي به خاطر مشكلات زيادي كه الان داريم تحمل ميكنيم اكثر اوقات ناخواسته اوقاتمون تلخ ميشه و تو اون لحظه اون قدر تحت فشار هستيم كه آرزو ميكنيم اي كاش ازدواج نكرده بوديم و يا انتخابمون اشتباه بوده اما هر دومون وقتي منطقي به اين موضوعات نگاه ميكنيم از كارها و رفتارمون پشيمون ميشيم.
نميتونم بگم مشكلم كاملا حل شد چون شايد دوباره فردا يا پس فردا سر همين موضوعات دعوامون بشه...اما من چيزهايي رو از شما ها ياد گرفتم كه تا ديروز بلد نبودم.ممنونم از همتون.
دو تا سوال داشتم اگه كمك كنيد ممنون ميشم:
ميشه بگيد چي كار كنم كه اين اختلافات كوچيك كمتر تكرار بشه؟؟؟
امير خيلي زود از كوره در ميره و خيلي زود هم به خاطر كاراش معذرت خواهي ميكنه،وقتهايي كه يه دفعه عصباني ميشه چه رفتاري نشون بدم بهتره؟(تو اين مواقع تا الان خيلي خونسرد نگاش ميكردم و هيچي نميگفتم)
بازم ممنونم.
\\/\\/\\/\\/___________________ به همین سادگی ، ثانیه ای مرد... قدر لحظاتت را بدان...
علاقه مندی ها (Bookmarks)