به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 22
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 03 اسفند 94 [ 14:55]
    تاریخ عضویت
    1394-11-28
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    160
    سطح
    3
    Points: 160, Level: 3
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 42.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    29

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط سحر جونی نمایش پست ها
    سلام دوست عزیزم
    بابت تاخیر عذر خواهم
    از نظر بنده شما قبل اینکه واسه زندگیت تلاش کنی به آرزوی یه آینده بهتر و یه مرد بهتر و یه زندگیه بهتر میخوای بزنی زیر زندگیت
    هیچ تلاشی واسه درست کردن زندگیت نکردی هرکاری کزدی که اسمشو تلاش گذاشتی بدتر بوده که بهتر نبوده
    اگه نمیخوای ادامه بدی برو به سلامت وقت خودتو برای قانع کردن خودت و تایید بقیه الکی نگیر اگر میخوای زندگی کنی یکم تلاش کن و سختی رو تحمل کن
    شوهر بی مسءولیتو تحمل کن مادرشوهرو تحمل کن بی پولی رو تحمل کن دوری از خانواده رو تحمل کن
    حداقل خودت تلاشتو بکن که مدیون خودت نشی عزیزه دلم
    دل بسوزون واسه زندگیت خودت عزیزم واسه وقتی گذاشتی واسه عمری که رفت واسه عشقی که خرج کردی اصلا در بدبینانه ترین حالت واسه پولی که خرج کردی
    گلم شما منتظری ما بهت بگیم طلاق بگیری یا نه؟امروز نرو دو هفته دیگه هفت صبح برو
    آخه گلم یکم تلاش کسی رو نکشته این زندگیت به ثمر نرسید خدایی نکرده زندگی بعدیت نباید طرز رفتار با آقایونو یاد بگیری
    مشکلت با مادرشوهرتم با زندگیه خوب شما کم کم و با صبر حل میشه با صبرررررر
    هر جایی که همسرت میتونه زندگی براتون تامین کنه همراهش باش هر جا
    والا همسر منم توی دوران عقد فقط در حد هدیه های عیدی و شب چله برام پول خرج کرد و گاهی گل و شام بیرون
    ولی شما دیگه بهش پول تده جایی که هست پول حساب نکن
    وقتی پول نداره چرا خرج اضافی و شام و تاکسی و کاری که مجبور باشی تو دستتو تو جیبت بکنی
    بگو همراهم نیست سرمایه گذاری کردم واسه جهازم از کار کردم خسته ام فقط منتظرم بریم خونمون که با خیال راحت به خودمو زندگیم برسم شوهرم زندگی رو رو انگشتش بچرخونه (حس تامین کنندگی)
    حالا اگرم فردا روزی کار کردی حداقل از الان امیدش به پپول تو نیست البته این حرفا رو با احساس و زمان مهربونی بگو نه وسط دعوا
    بله که مثل قبل باش طلب که ازش نداری که بداخلاق باشی
    باید باید باید از لحاظ عاطفی تامین باشه یک مرد که بتونه به کار و بقیه مسایل فکر کنه و درست انجامشون بده
    بگو به خاطر عشقمون واسه خاطر تو که بهت اطمینان دارم که میتونی واسه عشق بینمون به حرمت عشق میخوام دوباره به هردومون فرصت داشتن همو بدیم و چون حالا شرایط اینجوری شده انتظار دارم که بعد مدتی تقریبا تغییرات رو در شما ببینم والا قبول که آدم نآمید میشه
    من اجبار زمانی برات ندارم برای تغییر کامل اوضلع ولی انتظار سیر صعودی دارم اگه راکد باشه مسلما فایده ای نداره
    طلبکارانه و قلدرانه و از روی رییس بازی حرف نزن دلسوزانه واسه زندگیت بگو واسه همسرت که بهترین دوستته
    بگو یه قدم تو واسه زندگی یکی من
    هر دومون بایر کاری کنیم زندگی دو تا مرد یا دو تا زن نمیخواد زندگی مرد و زن میخواد
    زاستی یه چیزی چرا نگاهت به خونه پدرشوهرته والا من الان تو خونه مستاجری ام ماشینم نداریم پدرشوهر مرحومم سه چهار تا زمین داره و یه خونه که 16ساله خدمت مادرشوهره امید به خدا لز هیچی خدا همینا رو برامون جور کرد بدون حرف ارث و میراث تازه شوهرمم که میگه و نظر میخواد من نظری نمیدم .تو قراره یه عمر زندگی کنی واسه آسایش امروز احترام فرداتو از بین نبر
    اینقدر نگاهت به دست بقیه نباشه لطفا
    به قول مامانم بچسب به شوهرت اونه که واسه پیری و کوریت میمونه
    موفق باشی خانم گل

    - - - Updated - - -

    سلام دوست عزیزم
    بابت تاخیر عذر خواهم
    از نظر بنده شما قبل اینکه واسه زندگیت تلاش کنی به آرزوی یه آینده بهتر و یه مرد بهتر و یه زندگیه بهتر میخوای بزنی زیر زندگیت
    هیچ تلاشی واسه درست کردن زندگیت نکردی هرکاری کزدی که اسمشو تلاش گذاشتی بدتر بوده که بهتر نبوده
    اگه نمیخوای ادامه بدی برو به سلامت وقت خودتو برای قانع کردن خودت و تایید بقیه الکی نگیر اگر میخوای زندگی کنی یکم تلاش کن و سختی رو تحمل کن
    شوهر بی مسءولیتو تحمل کن مادرشوهرو تحمل کن بی پولی رو تحمل کن دوری از خانواده رو تحمل کن
    حداقل خودت تلاشتو بکن که مدیون خودت نشی عزیزه دلم
    دل بسوزون واسه زندگیت خودت عزیزم واسه وقتی گذاشتی واسه عمری که رفت واسه عشقی که خرج کردی اصلا در بدبینانه ترین حالت واسه پولی که خرج کردی
    گلم شما منتظری ما بهت بگیم طلاق بگیری یا نه؟امروز نرو دو هفته دیگه هفت صبح برو
    آخه گلم یکم تلاش کسی رو نکشته این زندگیت به ثمر نرسید خدایی نکرده زندگی بعدیت نباید طرز رفتار با آقایونو یاد بگیری
    مشکلت با مادرشوهرتم با زندگیه خوب شما کم کم و با صبر حل میشه با صبرررررر
    هر جایی که همسرت میتونه زندگی براتون تامین کنه همراهش باش هر جا
    والا همسر منم توی دوران عقد فقط در حد هدیه های عیدی و شب چله برام پول خرج کرد و گاهی گل و شام بیرون
    ولی شما دیگه بهش پول تده جایی که هست پول حساب نکن
    وقتی پول نداره چرا خرج اضافی و شام و تاکسی و کاری که مجبور باشی تو دستتو تو جیبت بکنی
    بگو همراهم نیست سرمایه گذاری کردم واسه جهازم از کار کردم خسته ام فقط منتظرم بریم خونمون که با خیال راحت به خودمو زندگیم برسم شوهرم زندگی رو رو انگشتش بچرخونه (حس تامین کنندگی)
    حالا اگرم فردا روزی کار کردی حداقل از الان امیدش به پپول تو نیست البته این حرفا رو با احساس و زمان مهربونی بگو نه وسط دعوا
    بله که مثل قبل باش طلب که ازش نداری که بداخلاق باشی
    باید باید باید از لحاظ عاطفی تامین باشه یک مرد که بتونه به کار و بقیه مسایل فکر کنه و درست انجامشون بده
    بگو به خاطر عشقمون واسه خاطر تو که بهت اطمینان دارم که میتونی واسه عشق بینمون به حرمت عشق میخوام دوباره به هردومون فرصت داشتن همو بدیم و چون حالا شرایط اینجوری شده انتظار دارم که بعد مدتی تقریبا تغییرات رو در شما ببینم والا قبول که آدم نآمید میشه
    من اجبار زمانی برات ندارم برای تغییر کامل اوضلع ولی انتظار سیر صعودی دارم اگه راکد باشه مسلما فایده ای نداره
    طلبکارانه و قلدرانه و از روی رییس بازی حرف نزن دلسوزانه واسه زندگیت بگو واسه همسرت که بهترین دوستته
    بگو یه قدم تو واسه زندگی یکی من
    هر دومون بایر کاری کنیم زندگی دو تا مرد یا دو تا زن نمیخواد زندگی مرد و زن میخواد
    زاستی یه چیزی چرا نگاهت به خونه پدرشوهرته والا من الان تو خونه مستاجری ام ماشینم نداریم پدرشوهر مرحومم سه چهار تا زمین داره و یه خونه که 16ساله خدمت مادرشوهره امید به خدا لز هیچی خدا همینا رو برامون جور کرد بدون حرف ارث و میراث تازه شوهرمم که میگه و نظر میخواد من نظری نمیدم .تو قراره یه عمر زندگی کنی واسه آسایش امروز احترام فرداتو از بین نبر
    اینقدر نگاهت به دست بقیه نباشه لطفا
    به قول مامانم بچسب به شوهرت اونه که واسه پیری و کوریت میمونه
    موفق باشی خانم گل
    مرسی حرفاتون روم تاثیر مثبتی گذاشت حتما بهتر سعی میکنم فکر کنم
    دلیلش اینه ناامید شدم و سرد!

    والا من چشم به مال پدر شوهرم ندارم چون هر موقع پیشنهادی دادم گفته پول میخواد منم گفتم میگی چیکار کنیم ؟؟ خودش بیشتر چشش به دست مادرشه تا کمک حالش بشه
    وگرنه من از خدامه رو پای خودش بایسته

    البته خونوادم کمی مثل اینکه روم تاثیرات منفی گذاشتن و مادی به قضیه نگاه میکنن اما نه بیش از توان شوهرم و خونوادش

    مادر خودمم دهن بینه و صبر و قرارم نداره میره یه عروسی میاد کلی بحثمون میشه

    میگه همه فامیل میگن پس که یه عروسی ؟ هر چند گاها جوابشو میدم میگم ما برای مردم که زندگی نمیکنیم باید شرایط جور شه

    مادرم و خواهرمم میگن این خونه واده عین خیالشون نیست

    آخه تو عیاد حضورا خونوادش اصلا تا حالا نیومدن که لااقل به خاطر احترام به خونوادم

    یه مدت که باباش مریض بود بعد فوت شدنشم مادرش عزا نشین شده

    راستش همه به این نتیجه رسیدیم که خونوادش اصلا برای من و خونوادم ارزش قایل نیستن و دوستم ندارن با توجه به برخورد هاشون

    چون اعتقاد به این دارن که وقتی مردی میره از شهر دیگه زن میگیره ، به خاطر احترام در حد توانشون باید سعی کنن رسم و رسوم رو رعایت کنن

    وقتی اینجوریه من چطور دل به زندگی ببندم

    جورشم هر از گاهی شوهرم کشیده هر از گاهیم اصلا سر در نیاورده و به روش نیاورده


    خودم گیجم خواستم مشورتم کنم هم هر کس یک حرفی زد گیج تر شدم
    ویرایش توسط mythicalgirl : جمعه 30 بهمن 94 در ساعت 02:58

  2. #12
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    سلام

    این آقایی که توصیف کردید و این خانواده ای که توصیف کردید بعیده تغییر خاصی بکنند.

    سه تا پسر بیکار و بی مسئولیت که چشمشون به دست دیگرانه !

    فقط چطور تو 5 سال دوستی شما متوجه نشدی؟

    بهشون اولتیماتوم بده و تو این مدت حمایتهات را همه جوره قطع کن.

    شما ایشون را آوردی تو خونه تون، سکس و غذا و پول تو جیبی و ... همه چیش را تامین کردی
    می گی چرا نمی ره سرکار؟

    ایشون اگه اهل سرکار رفتن بود شرمش می اومد بیاد خونه مادرخانومش ( یه بیوه زن) مستقر بشه و بخوره و بخوابه ........
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  3. 2 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    mythicalgirl (شنبه 01 اسفند 94), کمال (یکشنبه 02 اسفند 94)

  4. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 03 اسفند 94 [ 14:55]
    تاریخ عضویت
    1394-11-28
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    160
    سطح
    3
    Points: 160, Level: 3
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 42.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    29

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    سلام

    این آقایی که توصیف کردید و این خانواده ای که توصیف کردید بعیده تغییر خاصی بکنند.

    سه تا پسر بیکار و بی مسئولیت که چشمشون به دست دیگرانه !

    فقط چطور تو 5 سال دوستی شما متوجه نشدی؟

    بهشون اولتیماتوم بده و تو این مدت حمایتهات را همه جوره قطع کن.

    شما ایشون را آوردی تو خونه تون، سکس و غذا و پول تو جیبی و ... همه چیش را تامین کردی
    می گی چرا نمی ره سرکار؟

    ایشون اگه اهل سرکار رفتن بود شرمش می اومد بیاد خونه مادرخانومش ( یه بیوه زن) مستقر بشه و بخوره و بخوابه ........
    درسته قراره بریم مشاور خبرشو میام میدم
    مهم ترین مسله قرصشه که مطمینم دروغ میگه چطور در عرض ۲۰ روز کسی که چندین ساله استفاده میکنه ترک کرد
    بهش میگم بیا با همدلی کمک کنیم بهم بگو چقدره خودسر که نمیتونی کار کنی چون جواب نمیده
    میگه من مصرفم زیاد نبوده نگران اون موضوع نباش حل میکنم

    در هر صورت اشتباهات زیادی کردم قبول دارم

  5. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 بهمن 95 [ 14:54]
    تاریخ عضویت
    1394-11-17
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    1,368
    سطح
    20
    Points: 1,368, Level: 20
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    39

    تشکرشده 72 در 34 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود دوست گرامی ببخشید من متوجه این موضوع نمی شم(و از همه مهم تر مصرف ترامادول به دلایل مسایل جنسی که این جور به من میگفتم

    همون اوایل دوستیم بهم گفته بود میخوره ولی فقط واسه مسایل جنسی و من زیاد جدی نگرفتم ولی خیلی تشویقش کردم که بزاره کنار ولی تحمیل نکردم
    )
    منظور تون چی هست یعنی اینکه ایشون می خوردن برای رابطه جنسی با شما و یا قبل از اشنای با شما می خوردن برای رابطه جنسی با کس دیگه؟؟؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط mythicalgirl نمایش پست ها
    مهم ترین مسله قرصشه که مطمینم دروغ میگه چطور در عرض ۲۰ روز کسی که چندین ساله استفاده میکنه ترک کرد
    بهش میگم بیا با همدلی کمک کنیم بهم بگو چقدره خودسر که نمیتونی کار کنی چون جواب نمیده
    میگه من مصرفم زیاد نبوده نگران اون موضوع نباش حل میکنم
    من بعید می دونم ایشون ترک کرده باشند
    اما ترک این قرص ها علائم شدید تری نسبت به خیلی از مخدر های دیگه دارد که می توانید از روی اون بفهمید که ترک کرده یا نه؟؟

  6. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 03 اسفند 94 [ 14:55]
    تاریخ عضویت
    1394-11-28
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    160
    سطح
    3
    Points: 160, Level: 3
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 42.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    29

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط dariush233 نمایش پست ها
    درود دوست گرامی ببخشید من متوجه این موضوع نمی شم(و از همه مهم تر مصرف ترامادول به دلایل مسایل جنسی که این جور به من میگفتم

    همون اوایل دوستیم بهم گفته بود میخوره ولی فقط واسه مسایل جنسی و من زیاد جدی نگرفتم ولی خیلی تشویقش کردم که بزاره کنار ولی تحمیل نکردم
    )
    منظور تون چی هست یعنی اینکه ایشون می خوردن برای رابطه جنسی با شما و یا قبل از اشنای با شما می خوردن برای رابطه جنسی با کس دیگه؟؟؟


    من بعید می دونم ایشون ترک کرده باشند
    اما ترک این قرص ها علائم شدید تری نسبت به خیلی از مخدر های دیگه دارد که می توانید از روی اون بفهمید که ترک کرده یا نه؟؟
    منظورم اینه که اینجوری میگفت ولی وققی ناراحت می شد میگفت مصرف میکرده که من به حرفش اعتماد ندارم

    تو این 2 ماه ما همدیگرو زیاد ندیدیم و زیاد صحبت نکردیم دور از دسترسه منه که بخوام کنترولش کنم

    خانواده من میدونن و بهشون گفتم اما اون نمیدونه خانوادم میدونن

    از طرفی مادر ایشون اصلا خبر نداره نمیدونم تو این مورد چیکار کنم به مشاور میگم ببینم نظر اون چیه

    به گفته خودش جایگزین کرده
    ولی من بهش گفتم که من رفتم پیش یک کارشناس و متضاد با چیزایی که تو میگی رو میگن ؟؟

    ترکش اولا به این راحتی ها نیست

    آخرین بار بهم گفتم که تصمیم دارم با ورزش و اینا درست کنم

    به نظر منم ترک نکرده چون اصلا آثار هیچ بدخلقی یا ... رو توش نمیبینم



    شما یک پسرین نظر شما چیه ؟ کلا ؟

    دوستان فکر میکنن من منتظرم بگن که طلاق بگیر یا نگیر

    نه اصلا
    من فقط میخوام بگم دلایلم منطقی هست برای جدا شدن ؟

    و من فکر نمیکنم مشکلاتمون کمتر شه بلکه به نظرم بعد ازدواج بیشترم میشه ؟


    اگر بهتر نمیشه که من نمیخوام با ایشون ادامه بدم هرچند قلبا خیلی دوستش داشته باشم

    چون همه میگن تجربه نشون داده دوست داشتن بعدا تبدیل به عادت میشه و این اخلاق و شخصیت هست که شما رو کنار هم نگه میداره

  7. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 بهمن 95 [ 14:54]
    تاریخ عضویت
    1394-11-17
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    1,368
    سطح
    20
    Points: 1,368, Level: 20
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    39

    تشکرشده 72 در 34 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود دوست گرامی باز هم من منظور تون نفهمیدم ایشون با شما رابطه جنسی داشتن و می گفتن بخاطر کیفیت این رابطه قرص می خوردن؟؟
    یا اینکه کلا قرص می خوردند و به شما می گفتن کلا بخاطر بهتر شدن رابطه جنسی این کار می کردن؟؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط mythicalgirl نمایش پست ها

    شما یک پسرین نظر شما چیه ؟ کلا ؟

    دوستان فکر میکنن من منتظرم بگن که طلاق بگیر یا نگیر

    نه اصلا
    من فقط میخوام بگم دلایلم منطقی هست برای جدا شدن ؟
    در مورد اینکه می فرماید نظرم به عنوان یک پسر چه چیزی است باید بگم از نظر من ایشون پس از ازدواج هم به مصرف قرص ادامه خواهند داد و هم اینکه ایشون مسئولیت پذیر نخواهند شد و شاید یه مدت زمانی سر کار بروند ولی دوباره به هر بهانه ی که شد کار را تعطیل می کنند. در بهترین شرایط که به صورت کلی ایشان تغییر کنند شاید چند سال نخست زندگی مشترک تان خوب بنظر برسد.... این نظر شخصی خودم هست...
    در مورد اینکه دوستان بگویند شما طلاق بگیرید یا نه یا اصلا اینکه دلایل شما کافی است یا خیر این موضوعی نیست که کسی به شما بگوید این کار را بکنید یا نکنید یا کافی هست یا نیست دوستان تجربه و نظر خودشان را می دهند که امید خدا در گرفتن تصمیم درست به شما کمک کند ولی این شما هستید که باید منطقی بدون درگیری احساس در این مورد تصمیم بگیرید....
    یک نکته دیگر هم هست اگر پاسخ شما به پرسش اینکه رابطه جنسی با ایشون داشتین مثبت هست حتما این تاپیک(ارتباط در دوران اشنایی) را بخونید حرف های که بین دوستان تبادل شده است ،خیلی بدرد شما می خورد و آخرین ارسال بنده (ارسال 34 ) را حتما بخوانید که دقیقا وضعیت هست که شما حتما باید بدانید...

  8. کاربر روبرو از پست مفید dariush233 تشکرکرده است .

    mythicalgirl (یکشنبه 02 اسفند 94)

  9. #17
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 شهریور 00 [ 16:19]
    تاریخ عضویت
    1394-6-10
    نوشته ها
    262
    امتیاز
    9,650
    سطح
    65
    Points: 9,650, Level: 65
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 400
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    431

    تشکرشده 376 در 164 پست

    Rep Power
    55
    Array
    عزیزم طلاق اونقدرام که فکر میکنین ترسناک نیست یا پایان زندگی نیست گاهی ادم با طلاق خودشو شریک زندگیشو دوتا خانواده رو به ارامش میرسونه.
    شما خانم با اراده و با همتی هستی و همیشه مستقل بودی و بخاطر همین این حس حمایت کنندگیتونم دارین به همسرتون منتقل میکنین یعنی چون همیشه روپای خودتون بودین و دیگرانو حمایت میکردین الان همسرتونم از نظر مالی حمایت کردین.اینکه در مواقع ضروری از خانواده شون حمایت مالی شن اصلا بد نیست و خانواده یعنی همین.خانواده حامی بچه هاشونن حتی اگه بچه 50سالش باشه.اما مشکل الان اینه که ایشون کار ندارن وگرنه به گفته خودتون وقتی کار داره درست سر کار میره.بهش فرصت بدین کار پیدا کنه و خودشو ثابت کنه طولانی شدن عقد بخاطر اثبات همسرتون و اطمینان خودتون از انتخابتون خیلی بهتر از اینه که سریع جدا شین یا زودتر برین زیر یه سقف.درمورد اینکه گفتن بیان خونه تون بمونن تا کار پیدا کنن واقعا نمیدونم چی بگم.اگه حس میکنین راهی نداره خب بیاد پیشتون ولی همینکه همش پیش هم اونم تو خونه مادرتون باشین خوب نیست ممکنه حرمتا شکسته شه.بهش زمان بده تا کار پیدا کنه ولی یادت نره زمان مشخص و محدود نه اینکه هروقت خواست کار پیدا کنه.اخه جوهره مرد کارشه.بعد که کار پیدا کرد ببینین شمارو حمایت میکنه یا نه و خودتونم رفتارتونو تغییر بدین حقوقتونو برای خودتون نگه دارین و اگر چیزی نیاز داشتین ازش بخواین باید عادت کنه که ایشون وظیفه تامین شمارو دارن و اصلا نباید فکر کنه شما شاغلی.اگه شاغلی برا خودته ولی بد نیست که گاهی اگر دیدین واقعا نیاز به کمک داره شما هم بهش پول بدین البته بستگی داره.منو شوهرم هردو شاغلیم و البته الان تو دوران عقدیم.من با حقوقم پس انداز میکنم و اگه چیزی لازم داشته باشم میخرم و به مادرم کمک میکنم.همسرم هم خودشون برام لباس میگیرن بیرون بریم خودشون پول غذارو حساب میکنن... گاهی مثلا تو مناسبتا من همسرمو برای شام دعوت میکنم مثلا وقتی بنزین بزنه و پول نقد همراهش نباشه من پول بنزینو میدم یا مثلا ماشین خراب شه ببینم کم اورده کمکش میکنم.باید تعادلو برقرار کنین.اینکه دوستتون گفتن قطع رابطه کنین با مادرشون من مخالفم به شخصه.شاید مادرشون زیادی دلسوز و نگران بچه هاشونن و همین باعث شده یکمی بی مسئولیت بار بیان.امیدورام مشکلتون حل شه ولی اگه نشد همین اول راه جدا شین بهتره و اصلا نه بترس از طلاق نه فکر کن با طلاق زندگی به اخر میرسه.سخته اما میگذره

  10. کاربر روبرو از پست مفید ZENDEGIBEHTAR تشکرکرده است .

    mythicalgirl (یکشنبه 02 اسفند 94)

  11. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 03 اسفند 94 [ 14:55]
    تاریخ عضویت
    1394-11-28
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    160
    سطح
    3
    Points: 160, Level: 3
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 42.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    29

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط dariush233 نمایش پست ها
    درود دوست گرامی باز هم من منظور تون نفهمیدم ایشون با شما رابطه جنسی داشتن و می گفتن بخاطر کیفیت این رابطه قرص می خوردن؟؟
    یا اینکه کلا قرص می خوردند و به شما می گفتن کلا بخاطر بهتر شدن رابطه جنسی این کار می کردن؟؟



    در مورد اینکه می فرماید نظرم به عنوان یک پسر چه چیزی است باید بگم از نظر من ایشون پس از ازدواج هم به مصرف قرص ادامه خواهند داد و هم اینکه ایشون مسئولیت پذیر نخواهند شد و شاید یه مدت زمانی سر کار بروند ولی دوباره به هر بهانه ی که شد کار را تعطیل می کنند. در بهترین شرایط که به صورت کلی ایشان تغییر کنند شاید چند سال نخست زندگی مشترک تان خوب بنظر برسد.... این نظر شخصی خودم هست...
    در مورد اینکه دوستان بگویند شما طلاق بگیرید یا نه یا اصلا اینکه دلایل شما کافی است یا خیر این موضوعی نیست که کسی به شما بگوید این کار را بکنید یا نکنید یا کافی هست یا نیست دوستان تجربه و نظر خودشان را می دهند که امید خدا در گرفتن تصمیم درست به شما کمک کند ولی این شما هستید که باید منطقی بدون درگیری احساس در این مورد تصمیم بگیرید....
    یک نکته دیگر هم هست اگر پاسخ شما به پرسش اینکه رابطه جنسی با ایشون داشتین مثبت هست حتما این تاپیک(ارتباط در دوران اشنایی) را بخونید حرف های که بین دوستان تبادل شده است ،خیلی بدرد شما می خورد و آخرین ارسال بنده (ارسال 34 ) را حتما بخوانید که دقیقا وضعیت هست که شما حتما باید بدانید...
    نقل قول نوشته اصلی توسط miss-golegandom نمایش پست ها
    عزیزم طلاق اونقدرام که فکر میکنین ترسناک نیست یا پایان زندگی نیست گاهی ادم با طلاق خودشو شریک زندگیشو دوتا خانواده رو به ارامش میرسونه.
    شما خانم با اراده و با همتی هستی و همیشه مستقل بودی و بخاطر همین این حس حمایت کنندگیتونم دارین به همسرتون منتقل میکنین یعنی چون همیشه روپای خودتون بودین و دیگرانو حمایت میکردین الان همسرتونم از نظر مالی حمایت کردین.اینکه در مواقع ضروری از خانواده شون حمایت مالی شن اصلا بد نیست و خانواده یعنی همین.خانواده حامی بچه هاشونن حتی اگه بچه 50سالش باشه.اما مشکل الان اینه که ایشون کار ندارن وگرنه به گفته خودتون وقتی کار داره درست سر کار میره.بهش فرصت بدین کار پیدا کنه و خودشو ثابت کنه طولانی شدن عقد بخاطر اثبات همسرتون و اطمینان خودتون از انتخابتون خیلی بهتر از اینه که سریع جدا شین یا زودتر برین زیر یه سقف.درمورد اینکه گفتن بیان خونه تون بمونن تا کار پیدا کنن واقعا نمیدونم چی بگم.اگه حس میکنین راهی نداره خب بیاد پیشتون ولی همینکه همش پیش هم اونم تو خونه مادرتون باشین خوب نیست ممکنه حرمتا شکسته شه.بهش زمان بده تا کار پیدا کنه ولی یادت نره زمان مشخص و محدود نه اینکه هروقت خواست کار پیدا کنه.اخه جوهره مرد کارشه.بعد که کار پیدا کرد ببینین شمارو حمایت میکنه یا نه و خودتونم رفتارتونو تغییر بدین حقوقتونو برای خودتون نگه دارین و اگر چیزی نیاز داشتین ازش بخواین باید عادت کنه که ایشون وظیفه تامین شمارو دارن و اصلا نباید فکر کنه شما شاغلی.اگه شاغلی برا خودته ولی بد نیست که گاهی اگر دیدین واقعا نیاز به کمک داره شما هم بهش پول بدین البته بستگی داره.منو شوهرم هردو شاغلیم و البته الان تو دوران عقدیم.من با حقوقم پس انداز میکنم و اگه چیزی لازم داشته باشم میخرم و به مادرم کمک میکنم.همسرم هم خودشون برام لباس میگیرن بیرون بریم خودشون پول غذارو حساب میکنن... گاهی مثلا تو مناسبتا من همسرمو برای شام دعوت میکنم مثلا وقتی بنزین بزنه و پول نقد همراهش نباشه من پول بنزینو میدم یا مثلا ماشین خراب شه ببینم کم اورده کمکش میکنم.باید تعادلو برقرار کنین.اینکه دوستتون گفتن قطع رابطه کنین با مادرشون من مخالفم به شخصه.شاید مادرشون زیادی دلسوز و نگران بچه هاشونن و همین باعث شده یکمی بی مسئولیت بار بیان.امیدورام مشکلتون حل شه ولی اگه نشد همین اول راه جدا شین بهتره و اصلا نه بترس از طلاق نه فکر کن با طلاق زندگی به اخر میرسه.سخته اما میگذره
    سلام مرسی از پاسختون
    قبل من مصرف میکرد ولی میگفت خیلی کم والانم ادعا داره کمه
    چیزی که باعث دودلی من میشه اینه
    وقتی کار داشت منظم بود و سر وقت میرفت و میومد
    و اینکه از نظر زمانی همیشه فرد خوشقولی هست
    تو اون دوره که شهر خودش کار میکرد که استخدام رسمی نبود مرتب سر کار میرفتعامل بیکاریش منم
    اون سر کار آژانس گفت کار من نیست و شخصیتم قبول نمیکنه و شخصیت آدمایی که اونجا هستند باعثم میشه
    در واقع شخصیتش میتونم بگم که ساخته شده برای کار کارمندی

    من فکر میکنم به بلوغ فکری نرسیده
    یک مثال بزنم ؟
    امشب پرسیدم تو به چه کارهایی علاقمندی چون بنابر گفته بزرگان موفق آدمایی تو کارشون موفق هستند که کارشون رو دوست دارن
    گفت کارای کامپیوتری از هر نظر
    رشته شم همون بود
    گفتم فکر نمیکنی بهتره بری تخصصت رو بالا ببری شانس کارکردنتم بیشتره؟
    گفت دست زیاده بعدشم زیاد توش پول نیست بعدشم ۲ ۳ ماه وقت میبره منم الان پول ندارم چیکار کنم ؟
    بدترین جمله ای که باعث ناامیدی من ازش تو این مدت شده همینه؟
    سر هر پیشنهادم گفت پول ندارم چیکار کنم ؟
    هر راهکاریم به فکرم رسید گفتم جواب نداد
    یک مرد این همه ناچار ؟پس چرا اصلا ازدواج کرد ؟گیرم من خل بودم چشام کور نمیگه دختر مردم و بدبخت نکنم بهتره ؟
    و این خسته م کرده خیلی با اینکه دوستش دارم قلبا
    این جمله رو میگه
    بعد میگه من به خودم اعتماد کامل دارم تو رو خوشبخت خواهم کرد
    دلیل ترس از طلاق روحیه حساسمه زیر پوستی از جنس قوی و محکم روحیه م حساسه چون هنرمندم
    یعنی ظاهری قوی با درون آسیب پذیر
    الان به یه جایی رسیدم که تو ذهنم با مرد های دور و برم مقایسه میکنم که میدونم اشتباهه
    و از این میترسم که این همینی که هست باشه و فردا من دیگه ازش خسته بشم
    نمیدونم این خستگی به جریانات و بلاتکلیفیم ربط داره و مقطعیه یا ادامه خواهد داشت ...
    نظر شما چیه کلا

  12. کاربر روبرو از پست مفید mythicalgirl تشکرکرده است .

    dariush233 (یکشنبه 02 اسفند 94)

  13. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 بهمن 95 [ 14:54]
    تاریخ عضویت
    1394-11-17
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    1,368
    سطح
    20
    Points: 1,368, Level: 20
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    39

    تشکرشده 72 در 34 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mythicalgirl نمایش پست ها
    قبل من مصرف میکرد ولی میگفت خیلی کم والانم ادعا داره کمه
    پس بنا به حرف شان ایشان باید پیش از شما هم چندین بار تجربه رابطه جنسی با کسان دیگر داشته باشند جدا از این کسانی که این قرص را برای مدت طولانی مصرف می کنند به مرور زمان مجبور هستند دوز مصرف خود را بالا ببرند تا اثر مشابه میزان نخست مصرف شان داشته باشد به همین دلیل و با توجه به این میزان زمان که ایشان قرص مصرف کرده باید میزان مصرف ایشان بیش از این چیزی باشد که اعلام می کند..
    بیشتر معتاد ها انگار اعتیاد شان را می کنند و یا اگر اعتیاد شان را انگار نکند میزان مصرف زیاد شان را انکار می کنند . بازم می گم من فکر نکنم ایشان ترک کرده باشند کلا ترک کردن چیزی احتیاج به اراده قوی و داشتن انگیزه کافی هست ....
    نقل قول نوشته اصلی توسط mythicalgirl نمایش پست ها
    چیزی که باعث دودلی من میشه اینه
    وقتی کار داشت منظم بود و سر وقت میرفت و میومد
    و اینکه از نظر زمانی همیشه فرد خوشقولی هست
    تو اون دوره که شهر خودش کار میکرد که استخدام رسمی نبود مرتب سر کار میرفتعامل بیکاریش منم
    اون سر کار آژانس گفت کار من نیست و شخصیتم قبول نمیکنه و شخصیت آدمایی که اونجا هستند باعثم میشه
    در واقع شخصیتش میتونم بگم که ساخته شده برای کار کارمندی
    این یک واقعیت است که بعضی از ادم ها از نظر شخصیت توانایی بعضی کار ها رو ندارند اما در مورد ایشان این بیشتر بر می گرده به این که چقدر زندگی شان برای شان مهم باشد و چقدر مسئولیت پذیر باشند اگر ایشان فردی مجرد بود این حرفش قابل قبول بود ولی وقتی ایشان متاهل هستند و مسئولیت کس دیگری بر گردنشان هست این حرف شان اصلا قابل قبول نیست.
    در مورد وقت شناسی اگر واقعی باشند حسن است برای ایشان
    نقل قول نوشته اصلی توسط mythicalgirl نمایش پست ها
    من فکر میکنم به بلوغ فکری نرسیده
    یک مثال بزنم ؟
    امشب پرسیدم تو به چه کارهایی علاقمندی چون بنابر گفته بزرگان موفق آدمایی تو کارشون موفق هستند که کارشون رو دوست دارن
    گفت کارای کامپیوتری از هر نظر
    رشته شم همون بود
    گفتم فکر نمیکنی بهتره بری تخصصت رو بالا ببری شانس کارکردنتم بیشتره؟
    گفت دست زیاده بعدشم زیاد توش پول نیست بعدشم ۲ ۳ ماه وقت میبره منم الان پول ندارم چیکار کنم ؟
    بدترین جمله ای که باعث ناامیدی من ازش تو این مدت شده همینه؟
    سر هر پیشنهادم گفت پول ندارم چیکار کنم ؟
    هر راهکاریم به فکرم رسید گفتم جواب نداد
    یک مرد این همه ناچار ؟پس چرا اصلا ازدواج کرد ؟گیرم من خل بودم چشام کور نمیگه دختر مردم و بدبخت نکنم بهتره ؟
    و این خسته م کرده خیلی با اینکه دوستش دارم قلبا
    این جمله رو میگه
    در مورد بلوغ هم تقریبا حق با شما هست چون ایشان هنوز مسئولیت پذیر نشده انده در دنیایی ایده آل خودشان زندگی می کنند و هنوز متوجه نشدن شرایط اجتماع چگونه است و تا زمانی هم که از آن دنیایی ایده ال بیرون نیایند نمی توانید روی ایشان حساب کنید ایشان دل خوش به مدرکش است و دوست دارد شغلی پشت میز و یا به قول شما کارمندی داشته باشد در صورتی که شرایط اجتماع اینگونه نیست . ایشان هنوز متوجه نشده که حق انتخاب ندارند خودشان می دانند که بازار کاری برای رشته تحصیلی شان وجود ندارد از طرفی دیگر هم می داند نیاز به پول دارد ولی حاضر نیست کار خاصی کند . ایشان مانند بسیاری هستند که منتظر معجزه ی هستند که زندگی شان تغییر کند و یا اینکه منجی بیاید و برای شان کاری کند..
    هر چند که در مورد رشته و کار مربوط به رشته خودشان درست می گوید رشته کامپیوتر و بسیاری از رشته های دیگر هیچ بازار کاری در ایران ندارد چون ما اصلا کارخانه های بزرگ در زمینه کامپیوتر و بیشتر رشته ها نداریم یا اگر داریم بسیار کم هستند و جدا از اون درسی که در دانشگاه ها داده می شود بی ارزش است و به هیچ وجهی بدرد نمی خورد و فقط مدارک بی ارزشی است که پول برایشان خرج می شود. متاسفانه واقعیت جامعه ما این است که در سه تا چهار دهه گذشته ورود بدون برنامه زنان به تحصیل و کار که تا پیش از انها کمتر در این دو حوزه بوده اند و تفکر قالب زنان (نه همه زنان)که تحصیل و یا کار را وسیله برای سرگرمی یا تنها بخاطر بیرون امدن از خانه و افزایش روحی ویا حتی چشم و همچشمی به این دو موضوع نگاه می کنند که نگاه کاملا اشتباه و غلطی است (که متاسفانه در همین انجمن هم عده ای به این کار دیگران را تشویق می کنند) باعث شده موج بزرگی از مدرک گرایی و ایجاد رشته های که هیچ بازار کاری ندارند از یک سو و از سوی دیگر خروجی زیاد از دانشگاه در رشته های که بازار کارشان کم است از سوی دیگر را ایجاد بشود ،که به این مشکل عدم ایجاد کارخانه و شغل در چند دهه گذشته نیز باید اضاف شود که در انتها باعث شده که نیرو کار مازاد در بازار کار بسیار زیاد شود .و از سوی دیگر از انجای که بیشتر زنان دانسته و ندانسته تن به کار های بیش از حد تعریف شده برای یک نفر می دهند و از سوی دیگر بخشی از انها چون تفریحی کار می کنند زیاد به حقوق و مزایا توجه ندارند (چون جامعه و عرف در ساختار خانواده وظیفه خاصی از نظر کمک مالی به خانواده برای زنان تعریف نکرده و اگر کسی احساس مسئولیت می کنند بیشتر اعتقادات شخصی و مسائل خصوصی خودش دلیل این موضوع است)که این موضوع ها باعث شده بر خلاف امار زنان بیشتری شاغل باشند و بازار کار برای مردان به شدت پایین باشد.
    از این نظر که گفتم حق با ایشان است اما اگر ایشان کمی مسئولیت پذیر بودند و از آن دنیایی ایده آل خودشان بیرون می امدن حقایقی که در بالا نوشته ام را متوجه می شدند و سعی می کردند که بر اساس حقیقت موجود جامعه زندگی کنند و تن به کار بدهند و مسئولیت زندگی شان را بر عده بگیرند.
    اگر هم خیلی اصرار دارند که تنها در رشته خودشان کار کنند ایشان حتما نیاز به اموختن دوره ها تخصصی بنا به نیاز بازار دارد که اکنون تا حدودی شبکه در شهر های بزرگ هنوز بازار کار دارد و جدا از اون طراحی سایت و بیشتر طراحی اپلیکیشن هنوز کمی بازار کار دارد هر چند که در هر دو این مواردی که گفتم هم اموزش تخصصی لازم است که مثلا در زمینه طراحی سایت حداقلش یاد گرفتن html5 و زبان های مانند جاوا اسکریپ ، css3 برای سمت کلینت و برای سمت سرور هم زبان های مثل sql و ... هست که هم زمان و هم هزینه لازم دارد .اما اگر کسی واقعا بخواهد کار کند و پشتکار داشته باشد راه ی هست که هزینه ها رو بعد از یادگیری پرداخت کند که من بنا به حرف های که از ایشون گفتین بعید می دونم ایشون همچین ادمی باشد و این کار را بکند...


    نقل قول نوشته اصلی توسط mythicalgirl نمایش پست ها
    بعد میگه من به خودم اعتماد کامل دارم تو رو خوشبخت خواهم کرد
    دلیل ترس از طلاق روحیه حساسمه زیر پوستی از جنس قوی و محکم روحیه م حساسه چون هنرمندم
    یعنی ظاهری قوی با درون آسیب پذیر
    الان به یه جایی رسیدم که تو ذهنم با مرد های دور و برم مقایسه میکنم که میدونم اشتباهه
    و از این میترسم که این همینی که هست باشه و فردا من دیگه ازش خسته بشم
    نمیدونم این خستگی به جریانات و بلاتکلیفیم ربط داره و مقطعیه یا ادامه خواهد داشت ...
    نظر شما چیه کلا
    این حرف های ایشان هم بیشتر بر اساس همون چیزی هست که گفتم ایشان در دنیای ایده ال خودشان زندگی می کنند و متوجه نیستد که واقعیت اجتماعی چه چیزی است متاسفانه بخش بزرگی از مردم اینگونه هستند که در دنیایی مجازی ساخته ذهنشان زندگی می کنند نه در واقعیت اجتماع ...برای خودشان بتی ساخته اند که دیر یا زود بت شان شکسته خواهد شد...
    نظر کلی بنده این است که تا زمانی که شما مطمئن نشدین که ایشان ترک کرده و اراده دوباره نرفتن به سراغ مخدر را دارند و ایشان کاری هستند و در همین شغل که به قول خودشان در حد و اندازه خودشان نیست بتوانند موفق باشند و امکان این موضوع را ایجاد کنند که بتوانند برنامه ریزی کنند که کار بهتری برای خودشان پیدا کنند می توانید به ادامه زندگی مشترک تان فکر کنید . در غیر این صورت کار شما هدر دادن وقت ،جوانی تان هست ...
    ویرایش توسط dariush233 : یکشنبه 02 اسفند 94 در ساعت 12:37

  14. کاربر روبرو از پست مفید dariush233 تشکرکرده است .

    mythicalgirl (یکشنبه 02 اسفند 94)

  15. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 اردیبهشت 95 [ 00:04]
    تاریخ عضویت
    1394-2-01
    نوشته ها
    128
    امتیاز
    2,990
    سطح
    33
    Points: 2,990, Level: 33
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 60
    Overall activity: 20.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    308

    تشکرشده 219 در 87 پست

    Rep Power
    35
    Array
    خیلی پراکنده مینویسی اصلا مشخص نمیشه الان مشکلت چیه
    دوسش داری اما بهش اعتماد نداری ؟(خیانت کرده ومتادون مصرف میکنه )
    نمی خواهی تو شهرشون زندگی کنی اونم نمیاد تو شهر شما ؟
    از رفتار مادرش و سکوت ایشون ناراحتی؟
    دوست داری یه تغییر اساسی بکنه و کلا از این رو به اون رو بشه ؟
    مشکلت بیکاری و تنبلی ایشون هست ؟

    درضمن من متوجه نشدم ایشون نامزد شما هستن یا همسر قانونی و شرعی شما ؟

  16. 2 کاربر از پست مفید کمال تشکرکرده اند .

    dariush233 (یکشنبه 02 اسفند 94), mythicalgirl (یکشنبه 02 اسفند 94)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. میل به ازدواج در کنار ترس از آن ، راه حل چیست ؟
    توسط یه آدم در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: چهارشنبه 10 تیر 94, 15:02
  2. همسرم پشت من نیست
    توسط hamdard20 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 27 مرداد 93, 09:00
  3. چک لیست بهداشت روانی = چک لیست مسلمانی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن دین و روانشناسی
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 26 خرداد 93, 03:00
  4. در مسابقه ی زندگی گل زدن هنر نیست بلکه گل شدن هنره !
    توسط مو طلایی در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 09 مرداد 90, 10:40

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.