به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 18 , از مجموع 18
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 22 خرداد 95 [ 20:54]
    تاریخ عضویت
    1392-10-06
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    2,452
    سطح
    30
    Points: 2,452, Level: 30
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 148
    Overall activity: 49.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    111

    تشکرشده 19 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام ناهید............

    ب جرات میتونم بگم خیلی زیاد درکت میکنم....
    شرایطمون خیلی شبیه همه با اینکه هم جنس نیستیم......

    شرایط والدینتو یجورایی والدین منم دارن..حس ات رو درک میکنم میدونم چی میکشی از دستشون..تو نوشته هات حرفای دل خودمو پیدا کردم..خیلی سخته...خیلی...:(

    ناهید منم خیلی ب عدالت خدا شک دارم..

    ب نظر من خدا خیلی بدد کرده شما رو تو این شرایط قرار داده.....منم جای تو بودم کم میاوردم....

    من خودم ی شرایط یشبیه تو دارم بیشتر از اینکه از این شرایط ناراحت باشم ن از این ناراحتم که حتی راه حلم ندارم...نبو د راه حل و قرار گرفتن تو راهی بن دیوونم میکنه....


    ولی دوستان خیلی خوب راهنماییت کردن..با دقت انجام بده .....ب نظر من خیلی حالت بهتر میشه...

  2. کاربر روبرو از پست مفید **ali** تشکرکرده است .

    nahid72 (شنبه 06 تیر 94)

  3. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 فروردین 97 [ 15:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-17
    نوشته ها
    278
    امتیاز
    8,056
    سطح
    60
    Points: 8,056, Level: 60
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 832 در 244 پست

    Rep Power
    74
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط nahid72 نمایش پست ها
    خانم سوگند مرسی از جوابتون .من اگه میگم رتبم فلان شده واسه کلاس گذاشتن نیست چون رتبه سه رقمی که کلاس گذاشتن نداره. واسه اینه که تنها کاری که تو زندگیم کردم درس خوندن بود بعد میبینم یه نفر دیگه که هیچ غلطی تو زندگیش نکرده هیچی تلاشی نکرده میاد همون دانشگاهی که من درس میخونم همون رشته را میخونه . شما را نمیدونم ولی من واسه اینکه رتبم این بشه خیلی تلاش کردم پس حق دارم به خدا بگم این چه وضعشه ؟؟ چرا نکته را نمیگیری من میگم آخه این عدالته؟ آخه این عدالت که بابای من این باشه بعد بابای یکی دیگه هم پولدار باشه هم باسوادهم بافرهنگ ؟؟ اینم که من رتبم را میگم واسه مشخص شدن بی عدالتیه خداست میگم این دختره همه چی داره ( ماشین، خانواده خوب ، قیافه خوب) و تازه توی کنکور که باید واسش تلاش کنه بدون تلاش موفقه . میفهمی . این کجاش عدالته؟ اینم فقط یه مثال بود از بی عدالتی خدا که به یکی همه چی داده به من بدبخت هیچی نداده. بازم ازاین مثالها میتونم بزنم نمونش همین دختر دایی خودم تمام دوران تحصیلش را دانشگاه آزاد درس خونده ، بعد پارسال باباش میخواست بفرستش آمریکا واسه ادامه تحصیل!!! اون وقت بهش میگم چرا نمیری : اشکش دراومد گفت دلم واسه مامانم اینا تنگ میشه . همانطور که میبینی مشکلات پولدارای عزیز در همین حد عزیزم . وقتی میرن خارج دلشون واسه هم تنگ میشه. الهی آخی !!!!! دلم براشون کباب شد...چرا واقعیت را نمیپذیری ؟ انقدر میتونم از این مثالا واست بزنم . یه دوستی دارم باباش دندانپزشکه ، مامانش استاد دانشگاهه . انقدر پدر و مادرش مهربون و خوش خنده ان که نمیدونم چی بگم . خودشم خوشحاله هر کاری خواسته تو زندگیش کرده. اتفاقا شکر داشته هاشم همیشه میکنه و منو سرزنش میکنه چرا تو نمازهام کاهلی میکنم ؟؟؟ نتیجه چیه اون شکر داشته هاش را میکنه و میره بهشت و من که بد بختم هر روز بیشتر و بیشتر گلایه میکنم و میرم جهنم.!!!!!!!! بازم خانم سوگند تکرار میکنم اینا مثاله برای اینکه به بی عدالتیه خدا پی ببری ، مشکل من نیست. من میگم چرا خانوداه اون اینه و خانواده من اینه و این مسئله روی کل زندگی و سرنوشت من تاثیر میگذاره و بعد من را به خاطرش بازخواست میکنند...
    به خاطر اینکه مسئله بی عدالتی خدا را بفهمی بذار اونو برات درقالب یه تمثیل بیان کنم: سه تا بچه بودن که 8 تا گردو داشنتد. واسه اینکه که گردوها را بین خودشون تقسیم کنند میرند پیش یه پیر فرزانه و بهش میگن این 8 تا گردو را بین ما تقسیم کن. پیر فرزانه ازشون میپرسه: دوست دارید گردوها را براساس عدالت زمینی بین تون تقسیم کنم یا عدالت خدایی؟ بچه هام که پیش خودشون فکر میکنن عدالت خدایی بهتره ، میگن: عدالت خدایی. بعد پیر فرزانه براساس عدالت آسمانی وخدایی شروع به تقسیم گردوها میکنه. به این صورت که به پسر اول 5 تا گرده میده، به پسر دوم 3 تا گرده میده و به پسر سوم گردو که نمیده هیچ، یه پس گردنی هم بهش میزنه!!! حالا اگه این تمثیلم مثل مسئله اون همکلاسی ام ( رتبه 5000) متوجه نمیشی، بذار خودم روشنت کنم : پیر فرزانه تمثیلی برای خداست و 3 تا بچه ام نماینده بنده های خدا هستند، که به یکی همه چی داده به یکی هیچی نداده تازه یه پس گردنیم بهش زده و من دقیقا حکم همون بچه‌ای را دارم که خدا بهش هیچی نداده تازه بهش یه پس‌گردنیم زده.

    من میگم من اعتماد به نفس ندارم به خاطر خانوادم و ظاهرم ، میخوام برم کلاس پول ندارم، میگی تو اتفاقات خنثی را به بدترین شکل ممکن برا خودت ترجمه میکنی . میگم زشتم میگی طبق برنامه روانشناسی فلان بهمان ... خانوم عزیز مشکلات من در برابر مشکلات کیا چیزی نیست ؟؟ حاضرم لال بودم و این خانواده و قیافه را نداشتم . مگه من چی میخوام ؟ مثه بقیه آدمای هم سن و سالم میخوام چهار تا کلاس برم پولشو ندارم . مگه همه زندگی خوردن و خوابیدنه منم میخوام چیزای جدید یاد بگیرم خسته شدم همش کتاب خوندم وفیلم دیدم مگه تفریح فقط ایناس . حسرت یه مسافرت مونده به دلم اون وقت تو میگی مشکلاتت در برابر مشکلات دیگران هیچه .میگی شکر کن که که سالمی باید بگم سالم نیستم و واقعا روانی وعقده‌ای هستم. وهمش هم از کودکیم و خانوادم وقیافم و شرایطی که توش هستم ناشی میشه. .



    آقا مهدی مرسی از جوابتون در مورد مسئله چاقی من الان خوب شدم . الان قدم 164 هستش و وزنم 58 هست . دیگه چاق و تپل نیستم حتی وقتی به بعضیا میگم من چاقم میگن تو که لاغری . ولی به یاد مسخره شدنام که می‌ افتم اذیت میشم . کلا یه چیزایی از بچگی تو ذهنم مونده که نمیره مثل همین قضیه مسخره شدنم سر توک زبونی بودنم یا مسخره شدنم سر چاق بودنم. از همشون کینه دارم. برعکس شما من کاملا به وجود خدا اعتقاد دارم و میگم هستش . میگی همه چیز را گردن خدا و محیط اطرافت ننداز ، میگی ارده کن سبک زندگیتو عوض کن، مگه اراده آدمی در چه حده ؟؟؟. مگه سرنوشت چیه ؟ به نظر من انسان‌ها در سرنوشتی که براشون پیش میاد هیچ تاثیری ندارند ، چون سرنوشت عبارت است از دو فاکتور ژنتیک و محیط. آیا سرنوشت شما چیزی جز این است؟ شما فردی را تصور بکنین که در جایی زندگی میکنه که دور و برش جز جنایت و جرم چیزی اتفاق نمی‌افته. محیط و خانواده تاثیر وحشتناکی بر انسان میگذاره. فرد اون چیزی که در خانوادش و محیط اطرافش اتفاق می‌افته را طبیعی‌ترین روش زندگی می‌دونه و فکر می‌کنه این روش اون را به رستگاری می‌رسونه. آیا بچه‌ای که در یک خانواده با سواد و فرهیخته و کتابخوان به دنیا اومده با بچه‌ای که تو یه خانواده فقیر بی‌فرهنگ به دنیا اومده فرقی نداره؟ آیا کسی که در ولنجک به دنیا میاد سرنوشتش با کسی که در یه نقطه پرت شهر به دنیا اومده یکسانه؟ یقینا آدم اولی این فرصت را داره که مدارج بالا را طی کنه در صورتی‌که دومی هیچ کدوم از فرصت‌های فرد اول براش فراهم نیست تازه ممکنه به راه‌های بد هم کشیده بشه. البته استثناهایی هم وجود دارند و نمیگم همه اینجوری میشن . مسئله من فقط فقرمالی نیست مسئله من فقر فرهنگیم هست . ....یا ژنتیک : کسی که عقب مانده به دنیا میاد چه لذتی از زندگیش می‌بره . آیا می‌تونه از خوندن 2 صفحه کتاب لذت ببره؟؟؟؟ من که زشتم چی ؟ آیا دست من بوئ که زشت باشم؟ پس همونطور که می‌بینید در اکثر موارد مخصوصا در مورد زندگی من همه چیز جبریه. بازم میگم استثنائاتی هم وجود داره .من همه چیزو مطلق نمیبینم شاید استثناهایی هم باشن ولی اون چیزی که من از زندگی خودم و اطرافیانم و از خواندن آثار ادبی فهمیدم اینه که خانواده و ژنتیک روی سرنوشت آدم تاثیر میگذارن.
    عزیزم من می دونم قصدت از گفتن رتبه و اینا کلاس گذاشتن نبوده من می گم اینقد انرژیتو صرف چیزایی جزیی کردی که باعث شده از زندگیت لذت نبری

    همین خوبه که به وجود خدا اعتقاد داری..خود خدا مگه نگفتی به اونایی که پول کمتری داده تو اون دنیا جبران می کنه؟؟خب اگه قرار بود تو این دنیا همه پولدارو بدون مشکل باشن

    که اسمش امتحان نبود..تازه تو به حرف من نمی رسی تا خودت وارد زندگی هایی که می گی عالین نشی..به خدا ما فقط ظاهرشونو می بینیم..

    ببین تو که دختر عاقلی هستی و احتمالا اطلاعاتت خوبه..اکثر ادمهای موفق دنیا توی خانواده های خیلی سطح پایین بزرگ شدن..تنها دلیل موفقیتشون خودشون بوده..اینو که دیگه

    نمیشه انکارش کرد..خدا اگه از ادم یک چیزی می گیره به جاش یک پیزی می ده..این میشه عدالت خدا..ولی باید باپشتکار به دستش بیاری..

    من نمی دونم رشتت چیه اما اگه رشتتو دوست دری می تونی با ادامه دان رشتت موفق بشی..مثلا می تونی تا دکترا بخونی که بعدش استاد شی.اینجوری یک مقدار اعتماد به نفستم

    بهتر میشه

  4. 2 کاربر از پست مفید SOGAND. تشکرکرده اند .

    **ali** (پنجشنبه 04 تیر 94), nahid72 (شنبه 06 تیر 94)

  5. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 29 مرداد 94 [ 02:02]
    تاریخ عضویت
    1394-3-15
    نوشته ها
    78
    امتیاز
    1,871
    سطح
    25
    Points: 1,871, Level: 25
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 29
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    205

    تشکرشده 184 در 75 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام.

    توصیف شما از خودتون اینه: یک دختر زشت و بدبخت و فقیر و تحصیل کرده.

    میتونست اینجوری باشه: یک دختر زشت و بدبخت و فقیر و بی سواد.

    میتونست این جوری باشه اگه برای تحصیلتون تلاش نمیکردین.

    بقیه ی مشکلاتتون از قبیل زشت بودن و بدبخت بودن و فقیر بودن میتونه با تلاش خودتون حل بشه و علاوه بر اون میشه خیلی ویژگی های مثبت دیگه به زندگیتون اضافه کنید.

    گذشته تموم شده. تلاشتون بکنید که بفهمید تموم شده و ازش بگذرید.

  6. 2 کاربر از پست مفید :)لبخند تشکرکرده اند .

    **ali** (پنجشنبه 04 تیر 94), nahid72 (شنبه 06 تیر 94)

  7. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 دی 98 [ 10:41]
    تاریخ عضویت
    1394-3-12
    نوشته ها
    76
    امتیاز
    3,976
    سطح
    40
    Points: 3,976, Level: 40
    Level completed: 13%, Points required for next Level: 174
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    11

    تشکرشده 58 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array
    لزار دوتا ماجرا برات تعریف کنم.اولین ماحرا خاله خودم هست وقتی دانشجو شد پدر بزرگم فوت شد وضع مالیشون اصلا مساعد نبود علاوه بر خالم دایی هام و یک خاله دیگهم بودن.خالم دست از تلاش برنداشت و درسشو ادامه داد تا مقطع دکترا.سالی که درسش تموم شد مادربزرگمم فوت شد.کار نداشت فقط یک مدرک.با تلاش خودش کار پیدا کرد.ارثیه اون مبلغ ناچیزی بود.الان زندگی خیلی خوبی داره خونه ماشین داره.هر کلاسی بخواد میره.هرماه رنگ موهاشو تغیر میده.جالبه هالم عینکی بود عمل کرد.ارتودنسی کرد.خودش به همه اینچیزا رسید.
    ماجرای دوم ماجرای پدر خودم هست.به قول خودش 22سالگی ازدواج کرد و خیلی زود هم بچه دار شد.ما خونه نداشتیم حتی زمانی که داداشم به دنیا اومد.بعد از چند سال تونستیم خونه بخریم.پدر من هم دانشجو بود هم درس میخوند هم سربلزی نرفته بود هنوز.وضیعت مالی پدر بزرگم عالی هست ولی یک ریال هم به پدر من نداد.ولی از همه نظر مابقی بچه هاشو ساپورت کرد.حالا وصع زندگی ما چیزی از اونا کم نداره تازه پدرمم از همه اونا بخشنده تر هست
    در مورد خودم میخواستم بگم دوستی داشتم که همیشه متو مسخره میکرد بهم میگفت حرف نزن با اون لبای بزرگت.جلوی همه دوستام خیلی خجالت میکشیدم به خاطر لبام.ولی ببین الان مد شده کلی میرن هزینه میکنن که لباشون بزرگ شه.من هیچوقت دوستمو نبخشیدم.مسخره کردن ادما کار درستی نیست.
    به نظرم تو اول باید کار پیدا بکنی.توی پست اولت خوندم زبانت خوبه میتونی برای شروع بری توی آموزشگاهی زیان درس بدی.یا یک کار دیگه.
    در مورد صدا هم یادمه دبیرستلن که بودم معلم قرانمون باردار شد جاش یک معلم دیگه آوردن.باورت میشه وقتی شروع کرد به خوندن همه داشتن میخندیدن از صداش.ولی اون ادامه میداد.جلسه بعد برای همه عادی شد.و همه قبولش کردن
    درسته که پدر و مادر و خانواده خیلی مهم هستن ولی خود فرد هم خیلی مهمه.سعی کن با دوستات رابطه برقاری کنی منزوی باشی وضعت بدتر میشه.
    دوتا ماجرایی که گفتم ببین هیچکدکمشون پدرشون کمکشون نکرد خودشون تلاش کردن پس تو هم اگر بخوای میتکنی

    - - - Updated - - -

    لزار دوتا ماجرا برات تعریف کنم.اولین ماحرا خاله خودم هست وقتی دانشجو شد پدر بزرگم فوت شد وضع مالیشون اصلا مساعد نبود علاوه بر خالم دایی هام و یک خاله دیگهم بودن.خالم دست از تلاش برنداشت و درسشو ادامه داد تا مقطع دکترا.سالی که درسش تموم شد مادربزرگمم فوت شد.کار نداشت فقط یک مدرک.با تلاش خودش کار پیدا کرد.ارثیه اون مبلغ ناچیزی بود.الان زندگی خیلی خوبی داره خونه ماشین داره.هر کلاسی بخواد میره.هرماه رنگ موهاشو تغیر میده.جالبه هالم عینکی بود عمل کرد.ارتودنسی کرد.خودش به همه اینچیزا رسید.
    ماجرای دوم ماجرای پدر خودم هست.به قول خودش 22سالگی ازدواج کرد و خیلی زود هم بچه دار شد.ما خونه نداشتیم حتی زمانی که داداشم به دنیا اومد.بعد از چند سال تونستیم خونه بخریم.پدر من هم دانشجو بود هم درس میخوند هم سربلزی نرفته بود هنوز.وضیعت مالی پدر بزرگم عالی هست ولی یک ریال هم به پدر من نداد.ولی از همه نظر مابقی بچه هاشو ساپورت کرد.حالا وصع زندگی ما چیزی از اونا کم نداره تازه پدرمم از همه اونا بخشنده تر هست
    در مورد خودم میخواستم بگم دوستی داشتم که همیشه متو مسخره میکرد بهم میگفت حرف نزن با اون لبای بزرگت.جلوی همه دوستام خیلی خجالت میکشیدم به خاطر لبام.ولی ببین الان مد شده کلی میرن هزینه میکنن که لباشون بزرگ شه.من هیچوقت دوستمو نبخشیدم.مسخره کردن ادما کار درستی نیست.
    به نظرم تو اول باید کار پیدا بکنی.توی پست اولت خوندم زبانت خوبه میتونی برای شروع بری توی آموزشگاهی زیان درس بدی.یا یک کار دیگه.
    در مورد صدا هم یادمه دبیرستلن که بودم معلم قرانمون باردار شد جاش یک معلم دیگه آوردن.باورت میشه وقتی شروع کرد به خوندن همه داشتن میخندیدن از صداش.ولی اون ادامه میداد.جلسه بعد برای همه عادی شد.و همه قبولش کردن
    درسته که پدر و مادر و خانواده خیلی مهم هستن ولی خود فرد هم خیلی مهمه.سعی کن با دوستات رابطه برقاری کنی منزوی باشی وضعت بدتر میشه.
    دوتا ماجرایی که گفتم ببین هیچکدکمشون پدرشون کمکشون نکرد خودشون تلاش کردن پس تو هم اگر بخوای میتکنی

    - - - Updated - - -

    اگر غلط الایی هست چون با گوشی تایپ کردم

  8. کاربر روبرو از پست مفید آترین65 تشکرکرده است .

    nahid72 (شنبه 06 تیر 94)

  9. #15
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array


    رفتار دیگران با ما در اغلب مواقع انعکاس نگاهیه که خودمون به خودمون داریم

    نگاهمونو در مورد خودمون عوض کنیم ، رفتار دیگران هم تغییر خواهد کرد

    در قلیل مواردی هم که دیگران بد رفتاری می کنند غالباً از حسادت هست و برای حسودها هم باید دل سوزوند چون همیشه در رنجند و با تحقیر دیگران در پی آرامش خود هستند اما ..... نشنیدی میگن حسود هرگز نیاسود

    لباست هم وصله داشته باشه اما عزت نفس داشته باشی و تمیز و مرتب و مودب و با اعتماد به نفس باشی هیچ کس وصله لباست را نمی بینه یا زشت نمیدونه چون زیبایی شخصیتت جلوه گر هست

    این فقر نیست که آدم را از پا در میاره بلکه احساس فقر هست که آدمو روحاً داغون میکنه.... چه بسا داراهایی که احساس فقر بیچارشون کرده و چه بسا فقیرهایی که احساس دارایی عزتمندشون کرده


    همه حرفهات بیانگر احساساهای منفی متعدد در مورد خودته .... از احساس محوری و کمالگرایی بیرون بیا و تاپیکهای زیر را بخوان و شروع کن به تغییر تا لذتشو بچشی و بعد که دستاوردهای تغییر را دیدی دیگه از لذت گذشته به وجد خواهی آمد:

    مرثیه سرایی احساسی عامل نا آرامی شماست!

    «انرژی احساسی صلح آمیز»

    چگونه می توانید كنترل احساساتتان را به دست گيريد ؟

    از حال بد به حال خوب

    چگونگي كنترل و تعديل احساسات زجر آور
    چرا من تغییر نمی کنم ؟ *:*جراحی روانی *:*


    بهترین شکل تصمیم گیری





  10. 7 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    **ali** (پنجشنبه 04 تیر 94), :)لبخند (شنبه 06 تیر 94), mahtab61 (پنجشنبه 04 تیر 94), nahid72 (شنبه 06 تیر 94), quafou (چهارشنبه 21 مرداد 94), آی تک (پنجشنبه 04 تیر 94), بابک 1369 (پنجشنبه 04 تیر 94)

  11. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 31 مرداد 94 [ 16:59]
    تاریخ عضویت
    1394-5-16
    نوشته ها
    1
    امتیاز
    18
    سطح
    1
    Points: 18, Level: 1
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ناهید جان متاسفانه شما به هیچ وجه نمیخواید که تغییر کنید و هرکس به هر شکل که شما رو راهنمایی میکنه برای نپذیرفتن حزفاش یه دلیل میاری. خودت دوست داری که خودتو بدخبخت نشون بدی. لطفا یکم به خودت بیا و این آیه یاس خوندن ها رو تمومش کن.


    ------
    ویرایش مسافر زمان:
    تبادل شماره تلفن، آدرس ایمیل و ... خلاف قوانین تالار همدردی است.
    لطفا قوانین همدردی را مطالعه فرمایید.
    ویرایش توسط مسافر زمان : یکشنبه 18 مرداد 94 در ساعت 17:32 دلیل: حذف شماره تلفن

  12. #17
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 28 اسفند 94 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1394-5-13
    نوشته ها
    333
    امتیاز
    8,314
    سطح
    61
    Points: 8,314, Level: 61
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 29.0%
    دستاوردها:
    Social5000 Experience PointsTagger First Class3 months registered
    تشکرها
    1,080

    تشکرشده 816 در 264 پست

    Rep Power
    84
    Array
    سلام ناهید خانوم عزیز دختر خوب داشتن شرایطی که تو بخاطرش به زمین و زمان بد و بیراه میگی برای خیلیا سکوی پرتاب بوده به سوی موفقیت . کمی درباره افراد موفق مطالعه کنی به چیزی که من میگم میرسی .

    نمیدونم چرا با حرفات این نظرم اومد که رگه هایی از حسادت در خودت داری ...تعریف حسادت هم که مشخصه...

    اینکه یکی دوروبرت به چیزی میرسه به جایی میرسه میگی چرا ؟ اون حقش نبوده !میخوای که نرسیده باشه تو ذهنتم میگی به اندازه من تلاش نکرده ! یه لحظه فکر نمیکنی هرکسی راه موفقیتش جداست موفقیت یکی مانع موفقیت دیگری نمیشه چون هزارتا راه برای موفقیت همه وجود داره.

    من خودم با وجودی که بابام مخالف دانشگاه رفتنم بود کاری برای قبول شدنم نکرد عملا .... نه کتاب کمک آموزشی نه کلاس کنکوری هیچی خونه هم اصلا جای مناسبی برای درس خوندن من نبود اما من یه سری مهارتها برا خودم کسب کرده بودم که بدون اینها هم موفق شدم کنکور قبول شم همه تعجب کردن چون دیده بودن من کم درس میخونم ... در مقابل دوستم بود که همه امکانات لازم براش فراهم بود من میدیدم اصلا غصه نمیخورم چون بخودم اطمینان داشتم و در نهایت هر دومون یه رشته تو یه دانشگاه قبول شدیم رتبه من البته بهتر بود ... الان تو جای من بودی میگفتی من چقدر بدبختم که هیچی ندارم و پدرم پشتیبانم نیست و چرا دوستم همه چی داره من ندارم...

    گاهی میگم چقدر ما ادمها خودمونو درگیر ظواهر بیرونی کردیم و از خودمون غافل شدیم که هر چه هست درون خودماست...و از ماست که بر ماست


    اول بشین توانایی هات اون هایی که الان داری بسنج بعد هم علایقت رو ... دنبال علایقت برو نه چیزی که به خاطر دیگران باشه .. برای رسیدن به علایقت تلاش کن مهارتهایی که لازم داری براش بدست بیار تلاشت در این جهت باشه ....

    اون عقب مانده ذهنی که گفتی هم میتونه از خوندن 2 صفحه کتاب لذت ببره کافیه ذهن مثبتی داشته باشه تو نگران اون نباش همه اگر قرار بود مثل هم باشن و تفاوت وجود نداشت که همه چیز یکنواخت بود هیچ کس از دارایی هاش لذت نمیبرد... توهم چیزهایی داری یا میتونی بدست بیاری که آدمهایی هستن در حسرت اونن... نگاهت رو از دیگران و کارهاشون بردار و به خودت برس که هرچه کنی به خود کنی ...

    رو حرفام فکر کن .. بعد بنویس تو کاغذ .. از خودت و احوالت بعد بنویس از خواسته هات (خودتو مقایسه با دیگران نکن -اون چیزی رو بنویس که ته دلت علاقه داری و رضایتمندی بهت میده) بعدش بیا اینجا حرفاتو بگو مارو دوستای خودت بدون
    ویرایش توسط یاس پاییزی : یکشنبه 18 مرداد 94 در ساعت 15:55

  13. #18
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-12-11
    نوشته ها
    396
    امتیاز
    15,136
    سطح
    79
    Points: 15,136, Level: 79
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 214
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,467

    تشکرشده 2,190 در 377 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام و احترام،

    لطفا هنگام ارسال پست، به تاریخ پست‌ها توجه نمایید.
    بازکننده این تاپیک، بیش از یک ماه است که به تالار وارد نشده‌اند.


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:20 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.