به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 42
  1. #31
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 اردیبهشت 94 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1393-3-23
    نوشته ها
    185
    امتیاز
    1,948
    سطح
    26
    Points: 1,948, Level: 26
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 52
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    163

    تشکرشده 220 در 97 پست

    Rep Power
    32
    Array
    ببین یکم تفکرت مادیه ،درسته ادم نباید فقط امید به خدا داشته باشه اما اینقدر که همه چیزو هم غیرممکن ببینه خوب نبیت
    پیشنهاد من برات :اگه بتونی اینکارو بکنی خوبی ،بری کلاس های ورزشی مثل شنا یا یوگا و بدسازی و... ،اینکار چندتا حسن داره ،اول اعتماد به نفستو نشون میدی دوم اعتماد به نفستو تقویت میکنی ،او این طور مواقع ادمها دو دسته ان ،یکسری ها نیمه خالی ر میبینن و میگن اوف و اوه و... اینا توی خانوده های خودمون هم زیادن ،یکدسته هم میدونن هرکسی هست با مشکل خودش و منطقی و درست باهات برخورد میکنن
    با موقعیت های جدیدی هم میتونی از طریق همین ادمها اشنا بشی ،البته خب اول خوب فکرتو بکن یه وقت بعدش از اینکه مشکلو نشون دادی پشیمون نشی ،البته میتونی از لباس های پوشیده تر هم استفاده کنی تا لزوما همه نفهمن

  2. کاربر روبرو از پست مفید کاربر19 تشکرکرده است .

    abi.bikaran (جمعه 25 مهر 93)

  3. #32
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 03 [ 04:02]
    تاریخ عضویت
    1388-1-20
    نوشته ها
    1,530
    امتیاز
    37,798
    سطح
    100
    Points: 37,798, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second ClassSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    5,746

    تشکرشده 6,060 در 1,481 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    276
    Array
    مرسی که به سوالام جواب دادی

    منم دلم میخواد تغییر کنم اما نمیتونم منم میدونم باید کنار بیام اما نمیدونم چطوری کنار بیام
    هدفت از این تاپیک این هست که خسته شدی از مردگی روحت و دنبال راه حلی، و گرنه من تو حرفات که ندیدم دنبال همدردی گرفتن باشی، درسته؟

    وقت آزادت زیاده عزیزم. و فعالیت هات با توجه به سنت کمه. خب با توجه به اینکه تنها هم زندگی میکنی حتی اگر پوستت دچار مشکل نبود هم درگیر افسردگی می شدی و ممکن بود اینقدر احساس یاس کنی.

    پس قبل از هر چیز باید دنبال این باشی که وقتت رو پر کنی. با چی ش رو تو باید به ما بگی. به چی علاقه داری؟ ورزش، موسیقی، مطالعه، هنرهای دستی؟ زبان جدید؟
    دختری که چهره زیبایی داره ، وقتی حضور فعالی توی جامعه داشته باشه و با نشاط باشه افراد زیادی جذبش میشن و ممکنه بهش پیشنهاد ازدواج بدن،
    تو از خصوصیات اخلاقیت هیچی به ما نگفتی. افرادی هم که تا حالا ازت خواستگاری کردن عاشق صورتت شدن نه سیرتت، پس اصلا عجیب نیست وقتی از مشکلت گفتی ول کنند برن. چون از نظر اونا تو یه عروسک خوشکل بودی که با گفتن مشکلت اون تصور به هم خورد و خدا رو شکر هم که رفتن.

    از ویژگی های اخلاقیت بگو. اگر یکی اصلا ظاهر واسش مهم نباشه، چه ویژگی داری که باعث جذابیتت میشه؟

    ببین به نظر من ازدواج کردن یه وسیله هست نه هدف، وسیله ای برای آرامش روحی بیشتر، برای ارتقای شخصیت و روح آدم. پس اگر اون وسیله محیا نشد من می تونم از یه راه دیگه دنبال آرامش روحی و ارتقای شخصیت و ... باشم.
    ازدواج از نظر تو وسیله رسیدن به چی هست؟ یعنی تو با ازدواج کردن می خوای به چه هدفی برسی؛ غیر از اینکه از تنهایی در بیایی؟

  4. 3 کاربر از پست مفید صبا_2009 تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (جمعه 25 مهر 93), فرشته اردیبهشت (جمعه 25 مهر 93), آویژه (جمعه 25 مهر 93)

  5. #33
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 تیر 94 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1392-1-16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    455
    امتیاز
    3,873
    سطح
    39
    Points: 3,873, Level: 39
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    873

    تشکرشده 1,282 در 361 پست

    Rep Power
    60
    Array
    خانم معلم. ببخش اما اصلا مایل نیستم با نام کاربریت خطابت کنم. اگر قصد تغییر داری از همینجا باید شروع کنی. همیشه هر راه بزرگی با یک قدم شروع میشه.
    هدف رو خودت باید پیدا کنی. بستگی داره چی روحت رو ارضاع کنه. ببین ظرفیت و گنجایشت چقدره. هدفت رو خودت تعیین کن. برخی گنجایش انگشتوانه دارن و با قطره ای سیراب میشن. و برخی دریا تو دلشون موج میزنه و باز احساس خالی بودن میکنند.
    دنیای اطراف من و شما پر از هدفه. کمک به بیماران یک بیمارستان برای یک پرستار. تربیت و آموزش نسل فردا برای یک معلم. نجات جان یک مصدوم برای یک پزشک. نجات جان و زندگی مردم برای یک آتش نشان. کمک برای بدست آوردن آرامش یک دختر تنها مثل خودت برای یک مشاور. فعالیت های عام المنفعه و هزار مورد کوچک و بزرگ مشابه . به مردم و کرده های اونا دقیق شو. حتما اهدافی مطابق با روحیه خودت پیدا میکنی.
    ضمنا" زندگی پسر دایی من یک واقعیته. رد یا قبول کردنش با شما.
    پندار نیک . گفتار نیک . کردار نیک

  6. کاربر روبرو از پست مفید majid_k تشکرکرده است .

    abi.bikaran (جمعه 25 مهر 93)

  7. #34
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 06 خرداد 98 [ 22:58]
    تاریخ عضویت
    1387-6-22
    نوشته ها
    187
    امتیاز
    8,904
    سطح
    63
    Points: 8,904, Level: 63
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    40

    تشکرشده 80 در 36 پست

    Rep Power
    37
    Array
    با سلام/ قربونت فکر کردی اگه سالم بودی حتما میتونستی ازدواج کنی؟؟؟ یکم به اطرافت توجه کن ببین چقدر دخترها و پسرهای سالم سن ازدواجشون گذشته و نتونستن ازدواج کنن. خوب یکیشون هم شما. تازه شما مشکل داری اگه مشکل نداشتی و نمیتونستی ازدواج کنی بیشتر هم عذاب می کشیدی. توصیه من اینه: بیخود تمام اهداف و انرژیتو روی این مساله متمرکز نکن، حالا حالاها میخوای زندگی کنی پس برای آیندت برنامه ریزی کن. دایره ارتباطاتت رو تصحیح کن تا تنهایی کمتر آزارت بده... مشغولیاتی برای خودت فراهم کن تا ذهنت درگیر باشه و افکار منفی سراغت نیاد. برای خودت زندگی کن و خانمی کن... همه چیز در ازدواج خلاصه نمیشه... اینو مطمئن باش. تو میتونی یه دوشیزه موفق و برجسته باشی. اینو از خودت دریغ نکن... تا بعد چه پیش آید.
    خداوندا! دستم را گرفته اي ... مگذار دستت را رها كنم ...

  8. 2 کاربر از پست مفید winter تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (جمعه 25 مهر 93), کاربر19 (پنجشنبه 24 مهر 93)

  9. #35
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 مهر 93 [ 01:37]
    تاریخ عضویت
    1393-7-22
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    79
    سطح
    1
    Points: 79, Level: 1
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    0

    تشکرشده 10 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مینا جان اصلا حوصله باشگاه و نمیدونم از این داستانا رو ندارم ولی شاید رفتم تا حداقل از این تنهایی و فکرای خراب دربیام به این پیشنهاد فکرمیکنم گفتم که لباس میپوشم کسی متوجه مشکلم نمیشه فقط شکم هست به بالا صباجان دقیقا درست گفتی این تنهایی زندگی کردن بیشتر از هرچیزی کلافم کرده شاید اگه تنها زندگی نمیکردم انقدر فکرم داغون نبود راستش هرچی فکرمیکنم میبینم روابط عمومیم ضعیفه و چیزی برای جذابیت ندارم اما خوش ذات هستم همیشه با دوستام مهربون هستم به هیچ کس بدی نکردم برای من وسیله نیست هدف هست از این مدل زندگی گه صبح برم سرکار ظهر بیام خونه تا خود فرداش تنها باشم بیزارم دلم میخواد یکی کنارم باشه مجید معلم نیستم بخش اداری هستم چیزی منو جذب نمیکنه زندگی پسرداییت رو هم نگفتم دروغه گفتم از این اتفاقای عجیب خیلی خیلی کم هست و من دلم رو به اتفاقات عجیب خوش نمیکنم

  10. کاربر روبرو از پست مفید دخترمرده تشکرکرده است .

    majid_k (شنبه 26 مهر 93)

  11. #36
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 18 دی 00 [ 21:34]
    تاریخ عضویت
    1392-2-23
    نوشته ها
    709
    امتیاز
    18,833
    سطح
    86
    Points: 18,833, Level: 86
    Level completed: 97%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    3,454

    تشکرشده 2,695 در 688 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    129
    Array
    سلام دختر مهربون وخوش قلب

    من نمیخوام دلداریت بدم چون درک میکنم بلاخره منم یه دخترم شاید توی شرایط تو نیستم ولی میدونم برای یه دختر چقدر مهمه ظاهرش بی عیب نقص باشه
    واینکه مورد پسند دیگران بخصوص جنس مخالف باشه.
    ولی عزیزم سن تو هنوز هم زیاد نیست 25 سال اونم توی این دوروزمونه واسه ازدواج باز هم کمه
    پس برای ناامید شدن تو خیلی زوده!

    تو کلی وقت داری پس تا موقعیت خوبی پیدا کنی برای ازدواج روی خودت کار کن روحیه ات رو قوی کن
    ارتباط اجتماعی رو بیشتر کن دوستان جدید وخوب پیدا کن باهاشون رفت امد داشته باش تا سرگرم بشی و از این تنهایی بیرون بیای
    بیشتر به ظاهر واندامت برس تا همیشه طراوت وزیباییت حفظ بشه! افسردگی و غصه و ناامیدی روی ظاهرت خیلی تاثیر میزاره زودتر از اونچیزی که فکرش رو بکنی
    پیر و فرسوده میشی وقتی به خودت میای میبینی هنوز 30 سالت نشده 40 ساله به نظر میای!

    من توی اطرافیان دخترایی بودن مثل تو مشکل سوختگی داشتن توی بدنشون یکیشون معلم بود خیلی هم قدش کوتاه بود ولی چهره قشنگی داشت
    دستش کامل تا شونه کمی از سینه اش سوخته بود جاش هم تابلو بود ولی توی سن 39 سالگی با یه مرد 43 ساله ازدواج کرد باورت نمیشه پسره دومتر قدش بود وبسیار خوش چهره و جذاب
    ولی قبلا ازدواج کرده بود به خاطر نازا بودن همسرش توافقی طلاق گرفته بود ولی بسیار بااخلاق وبا شخصیته این مرد. دختره همش خدارو شکر میکنه نمیدونی چه زندگی شیرینی دارن وچقدر راضی هستن
    یکی دیگه هست دختره هم دستش هم کمی از پاهاش هم شکمش سوخته بود توی بچگی اونم توی 30 سالگی یه ازدواج خیلی موفق داشته الان هم یه پسر داره
    پس تو نمیتونی بگی که همه مردا اینجورین بلاخره این دومورد هم از همین مردای دوروبرمون بودن که فکر میکنی این مسائل براشون مهم بوده ولی اصلا برای اینا مشکلی برای انتخاب نبود
    ودختر رو با همون مشکل قبول کردن.

    تو هم عجله نکن روحیه ات رو حفظ کن مطمئن باش خدا برای تو هم مورد خوبی زیر سر داره اما به موقعش برات میفرسته باید صبور باشی!
    منم دختر سالمی هستم وخدارو شکر هیچ مشکلی ندارم سنم از تو خیلی بیشتره و مجردم منم از تنهایی خیلی اذیت میشم ولی موقعیت ازدواج ندارم پس مشکل من چیه به نظرت ؟
    منم مشکل چسمی دارم که ازدواج نکردم؟
    پس ببین فقط تو نیستی خیلی از دختر و پسرهای سالم و موفق مشکل تنهایی و ازدواج دارن ربطی به نقص جسمی یا ظاهری وبیماری و اینچیزا نداره.

    در ضمن این همه دوستان وقت گذاشتن نظر دادن بد نبود لااقل یه تشکر خشک خالی ازشون میکردی!
    اینقدر دیدت منفی نباشه نسبت به ادما مثبت باش ومثبت فکر کن تا دید اونا هم نسبت به تو مثبت بشه !!
    مرا با حقیقت
    بیازار
    اما،
    هرگز با دروغ
    آرامم نکن.

    ویرایش توسط abi.bikaran : جمعه 25 مهر 93 در ساعت 15:21

  12. 3 کاربر از پست مفید abi.bikaran تشکرکرده اند .

    capitan (جمعه 25 مهر 93), rayehe (جمعه 25 مهر 93), آویژه (جمعه 25 مهر 93)

  13. #37
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 بهمن 93 [ 16:12]
    تاریخ عضویت
    1392-2-18
    نوشته ها
    209
    امتیاز
    2,399
    سطح
    29
    Points: 2,399, Level: 29
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    536

    تشکرشده 560 در 192 پست

    Rep Power
    36
    Array
    اول تشکر از خانم آبی بیکران عزیزببین دختر زنده شما یه فرقی داری که حتی این متفاوت بودنت شاید یه حسن باشه مثلا قدر زندگیتو شوهر آیندتو بیشتر میدونی ولی شما یه مشکل بزرگتر داری که میتونی بابتش یه تایپیک جداگانه بزنی. بخاطر مثلا مشکل سوختگیت اومدی اعتماد به نفستو از دست دادی و زانوی غم بغل کردی! خب مسلمه پسرا بخاطر زیبایی چهرت میان خواستگاری بخاطر سوختگی هم جا میزنن! بذار اعتماد بنفستو بقیه هم ببین ببینن این مشکلت نتونسته تو زندگیت مشکل ایجاد کنه، والا منم که پسرم دو سال ازت بزرگترم نمیتونم واسه ازدواج تصمیم بگیرم همش اعصابم سر اینکه داره دیر میشه خرده ولی همه چی دست خود آدم نیست، 25 سال که چیزی نیست . اصلا فرض کن همون خواستگارات براشون مهم نبود آیا بازم شما بهشون جواب مثبت میدادی؟ معیاراتو داشتن؟ تو الان مشکلت سوختگیت نیست مشکلت اعتماد بنفست و ناراحتی و ناامیدیت یکی هم ناراحتی چون خواستگارات بخاطر سوختگیت طردت کردن درکت میکنم ولی خواستگاری سنتی همینه هر کسی به نفع خودش عمل میکنه. از خداشونم باشه با دختری ازدواج کنن که تا الان بدون دوست پسر زندگی کرده، واسه خودش کار داره حتی میتونی ادامه تحصیل بدی اونجا یکیو پیدا کنی.راستی چه موقع به خواستگارات سوختگیتو میگی؟ صبر کن بقیه امتیازاتتو بگو بعد موضوع سوختگی رو مطرح کن

  14. 3 کاربر از پست مفید capitan تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (جمعه 25 مهر 93), rayehe (جمعه 25 مهر 93), اثر راشومون (شنبه 26 مهر 93)

  15. #38
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 تیر 96 [ 08:10]
    تاریخ عضویت
    1393-6-06
    نوشته ها
    199
    امتیاز
    5,221
    سطح
    46
    Points: 5,221, Level: 46
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 129
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    149

    تشکرشده 449 در 170 پست

    Rep Power
    51
    Array
    جالبه.آقایون دنبال دختر خوب هستن و کم پیدا میشه و خانومها هم میگن مرد خوب پیدا نمیشه.
    دختر خوب، مردی که از رفتار و خصوصیات شما خوشش بیاد کمتر به نقص های جسمی نگاه میکنه.شاید اصلا مردی از زنی خوشش بیاد کمتر نقص جسمی اون خانم رو ببینه.پس سعی کنید جای این وضعیت داغونی که برا خودتون انتخاب کردید راه خوب بودن و دلبر بودن رو تمرین کنید.البته حتما خوب هستید ولی سعی کنید بهتر باشید.این غم و غصه نه تنها دردی از شما دپا نمیکنه بلکه همرو از شما دور میکنه

  16. #39
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 03 [ 04:02]
    تاریخ عضویت
    1388-1-20
    نوشته ها
    1,530
    امتیاز
    37,798
    سطح
    100
    Points: 37,798, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second ClassSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    5,746

    تشکرشده 6,060 در 1,481 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    276
    Array
    دختر خوب من با توجه به چیزهایی که تا الان نوشتی این چیزا رو از زندگیت فهمیدم.
    تو صبح میری سرکار ظهر میایی و تنهایی تا شب وقتت رو میگذرونی. ظاهرا ارتباط چندانی با فامیل و دوستان و همکاران و ... نداری. اهل فعالیت های اجتماعی مثل باشگاه رفتن و کلاس های متفرقه رفتن و ... هم نیستی. معمولا ناراحتی و تو خودتی. با توجه به اینکه میگی شب ها هم بد می خوابی پس چهره ت خسته هست و نشاط کافی رو نداره. درسته؟
    اون 5 تا موردی که هم که گفتی ازت خواستگاری کردن، اینقدر غرق ظاهر بودن که نمی دونستن واسه انتخاب همسر نباید تو خیابون دنبال دختر مردم بود!!

    تا حالا به این فکر کردی، با اینکه چهره خوبی داری، موقعیت اجتماعیت هم متوسطه ولی تو محل کار و آشنا و فامیل و ... چرا کسی بهت پیشنهاد ازدواج نداده؟ مگر همه می دونند که بخشی از شکمت سوخته؟
    پس ببین خواستگار نداشتنت هیچ ربطی به سوختگیت نداره، درسته؟

    مورد بعدی ازدواج کردن واسه تو هم هدف نیست، تو هدفت از ازدواج فرار از تنهایی، فرار از خود خمود، افسرده و بدقلقت هست، فکر میکنی اگر ازدواج کنی یه گرد جادویی پاشیده میشه رو زندگیت و همیشه شاد و خندون و با نشاط میشی و دیگه هیچ وقت تنها نیستی. در صورتی که اینطور نیست. تو همین الان هم می تونی تنها نباشی، شاد و با نشاط باشی و به وقتش موردهایی که بهت پیشنهاد میشه رو بررسی کنی.

    اصلا به فرض هم که هدفت ازدواج کردن باشه، چه تلاشی واسه رسیدن به این هدف انجام دادی؟

    این تاپیک ها رو لطفا بخون بعدش بیا بگو برنامه ت واسه از این به بعدت چیه، خواهشا دیگه نمی تونم و نمیشه هم نگو که اصلا باورکردنی نیست یه دختری که قصد ازدواج داره، و می خواد مسئولیت به این بزرگی رو بعهده بگیره نتونه از پس برنامه ریزی واسه ساعت های خودش بربیاد.

    40 موضوع موثر در پیدا کردن شوهر ؟!


    اگر چنین هستید ، صبر کنید ، ازدواج نکنید


    http://www.hamdardi.net/thread-27930.html

    راهکارهایی که تو این تاپیک ارائه شده ممکنه به درد شما هم بخوره:

    http://www.hamdardi.net/thread-33829.html

  17. 3 کاربر از پست مفید صبا_2009 تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (جمعه 25 مهر 93), فرشته اردیبهشت (جمعه 25 مهر 93), آویژه (شنبه 26 مهر 93)

  18. #40
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 مهر 93 [ 01:37]
    تاریخ عضویت
    1393-7-22
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    79
    سطح
    1
    Points: 79, Level: 1
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    0

    تشکرشده 10 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام از بابت اینکه تاحالا ازتون تشکر نکردم از همتون معذرت میخوام بذارین بخاطر مشکلم بازم ببخشید

    و از همتون ممنونم خیلی کمکم کردین اصلا فکرنمیکردم انقدر روم تاثیر بذاره زدن تاپیک اینجا

    کاپیتان من میذاشتم آخر صحبت هامون تو جلسه اول بهشون میگفتم اونا هم میرفتن دیگه پیداشون نمیشد یا میگفتن ممنون از صداقتتون میرفتن فقط یکیشون گفت خواهرش تنم رو ببینه که خواهرش دید و گفت نه
    صباجان تمام چیزهایی که راجع بهم گفتی درسته البته گاهی اوقات با دوستام هم میگردم ولی خب خیلی کم
    آره صباجان دقیقا درست گفتی اون5تا فقط بخاطر صورت یا شاید شغلم اومدن هر5تا گفتن منو تو خیابون دیدن
    فامیل ها خب میدونن تنم سوخته اما دوست و آشنا و همسایه ها چیزی نمیدونن
    خب دست من نیست که تلاش کنم من زیاد تو اجتماع هستم که دیده شم بقیه اش دست من نیست من اصلا ناامید نیستم که دیگه کسی نیاد برای خواستگاری از این ناامیدم که هرکی بیاد هم قبول نمیکنه وگرنه اون5تا برای چی رفتن 4تاشون که حتی نگفتن مادر یا خواهرشون تنم رو ببینه درجا گفتن نه یا رفتن دیگه پیداشون نشد
    اینو بگم که2 دوتا از دوستام گفتن میخوان یکی رو معرفی کنن برای اشنایی با من برای ازدواج(نمیدونستن تنم مشکل داره)بهشون گفتم قضیه رو دیگه قضیه معرفی کلا پیچید اصلا صحبتش هم نشد شاید اصلا دوستام به اون پسر منو معرفی نکردن شاید هم گفتن و نه اونا گفتن نه

    دوباره میگم اینکه تا حالا ازتون تشکر نکردم معذرت میخوام از همتون خیلی صحبت هاتون روم تاثیر گذاشت و ارومم کرد خداکنه لحظه ای نباشه بازم از همتون تشکر میکنم اصلا فکرنمیکردم تاپیکم اینجا انقدر برام مفید باشه تشکر از همه
    درست گفتید ذهنم بیمارتر از تنم هست باید ذهنم رو بهش برسم اگه دوباره فکرای منفی نیاد تو سرم در اثر تنهایی و فکرای بیخود

    - - - Updated - - -

    سلام از بابت اینکه تاحالا ازتون تشکر نکردم از همتون معذرت میخوام بذارین بخاطر مشکلم بازم ببخشید

    و از همتون ممنونم خیلی کمکم کردین اصلا فکرنمیکردم انقدر روم تاثیر بذاره زدن تاپیک اینجا

    کاپیتان من میذاشتم آخر صحبت هامون تو جلسه اول بهشون میگفتم اونا هم میرفتن دیگه پیداشون نمیشد یا میگفتن ممنون از صداقتتون میرفتن فقط یکیشون گفت خواهرش تنم رو ببینه که خواهرش دید و گفت نه
    صباجان تمام چیزهایی که راجع بهم گفتی درسته البته گاهی اوقات با دوستام هم میگردم ولی خب خیلی کم
    آره صباجان دقیقا درست گفتی اون5تا فقط بخاطر صورت یا شاید شغلم اومدن هر5تا گفتن منو تو خیابون دیدن
    فامیل ها خب میدونن تنم سوخته اما دوست و آشنا و همسایه ها چیزی نمیدونن
    خب دست من نیست که تلاش کنم من زیاد تو اجتماع هستم که دیده شم بقیه اش دست من نیست من اصلا ناامید نیستم که دیگه کسی نیاد برای خواستگاری از این ناامیدم که هرکی بیاد هم قبول نمیکنه وگرنه اون5تا برای چی رفتن 4تاشون که حتی نگفتن مادر یا خواهرشون تنم رو ببینه درجا گفتن نه یا رفتن دیگه پیداشون نشد
    اینو بگم که2 دوتا از دوستام گفتن میخوان یکی رو معرفی کنن برای اشنایی با من برای ازدواج(نمیدونستن تنم مشکل داره)بهشون گفتم قضیه رو دیگه قضیه معرفی کلا پیچید اصلا صحبتش هم نشد شاید اصلا دوستام به اون پسر منو معرفی نکردن شاید هم گفتن و نه اونا گفتن نه

    دوباره میگم اینکه تا حالا ازتون تشکر نکردم معذرت میخوام از همتون خیلی صحبت هاتون روم تاثیر گذاشت و ارومم کرد خداکنه لحظه ای نباشه بازم از همتون تشکر میکنم اصلا فکرنمیکردم تاپیکم اینجا انقدر برام مفید باشه تشکر از همه
    درست گفتید ذهنم بیمارتر از تنم هست باید ذهنم رو بهش برسم اگه دوباره فکرای منفی نیاد تو سرم در اثر تنهایی و فکرای بیخود

  19. 5 کاربر از پست مفید دخترمرده تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (جمعه 25 مهر 93), rayehe (جمعه 25 مهر 93), فرشته اردیبهشت (جمعه 25 مهر 93), آویژه (شنبه 26 مهر 93), صبا_2009 (جمعه 25 مهر 93)


 
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 04 اردیبهشت 96, 00:33
  2. درخواست راهنمایی در خصوصی شدت بالای حساسیت بین فردیی (راه حل پرسشنامه کمالگرایی هیل)
    توسط آقای ام در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 خرداد 95, 19:05
  3. برای گرفتم تصمیم نهایی برای جدایی دور شدن کوتاه مدت مفید است یا مضر؟
    توسط فرخ رو در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 خرداد 93, 22:39
  4. تنهایی - 24 سالمه، نمی خواهم با کسی دوست بشم، تنهایی اذیتم می کنه
    توسط sara19 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 آذر 91, 01:10

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:03 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.