سلام غزاله جان احساستو درک میکنم و برات آرزوی صبر میکنم .
عزیزم من اونقدر عاقل نیستم که بخوام دیگری رو راهنمایی کنم و شاید باعث بدتر شدن اوضاع بشم فقط خواستم باهات همدردی کنم و نکته ای که به ذهنم رسید برات بگم.اینو میدونم که از دست شوهرت و خانوادش دلخوری و حق هم داری. اصلا زندگی نزدیک خانواده شوهر باعث دخالت آنها و مشکلاتی میشه مخصوصا برای خانوم های کم سیاست. پس باید کمی با سیاست باشی و اصطلاحا موذیانه رفتار کنی.
عزیزم به عنوان تاپیکت دقت کن (نفرت) ، در اولین پستت هم گفتی از شوهرت و خانوادش متنفری اگه دوست داری رابطتون بهتر بشه حتی تو دلت هم نباید از اینجور کلمات منفی استفاده کنی. وقتی من عنوان رو خوندم با خودم گفتم خوش بحالت که لااقل به اون حد از نفرت رسیدی که میتونی براحتی جدا بشی ولی حالا میبینم که دلت براش تنگ شده پس به اون مرحله نرسیدی و انشااله که نرسی. عزیزم وقتی دوست داری افرادی تو رو دوست داشته باشند یا احساس مثبت بهت داشته باشن اول خودت تو دلت نباید کینه ازشون داشته باشی و دوستشون داشته باشی یا بعبارتی احساسات و افکار مثبت تو در دیگران تاثیر گذار است و افکار منفی هم باعث منفی ها میشه. این خلاصه ای از کتاب آئین دوست یابی اثر دیل کارنگی است توصیه میکنم بخونیش کتاب خوبیه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)