تسوكه ي عزيز و باران مهربان وبقيه دوستان
از هردو تون متشكرم سرم خيلي شلوغه بعدا ميام براتون مينويسم
باي
تشکرشده 238 در 85 پست
تسوكه ي عزيز و باران مهربان وبقيه دوستان
از هردو تون متشكرم سرم خيلي شلوغه بعدا ميام براتون مينويسم
باي

تشکرشده 14,131 در 2,566 پست
سلام
پاییز جان شاید جای پست من اینجا نباشه ولی گفتنش خالی از لطف نیست
دخترم نمی دونست من و پدرش سر چی دعوامون شده(وقتی دعوامون شد دخترم پیش ما نبود)
وقتی ازم پرسید
من هم اون دعوای ظاهری و سطحی که بینمون پیش اومده بود رو براش گفتم نه مشکل اصلیمون رو
دعوامون سر کنترل تلویزیون شروع شد
من داشتم یه فیلم سینمایی نگاه می کردم که قبلا تلویزیون داده بود ولی من ندیده بودمش
که شوهرم اومد کانال رو عوض کرد
سر همین موضوع بهم برخورد و باهاش دعوا کردم و جرقه دعوامون زده شد
یه فیلم هم هست "طلاق به سبک ایرانی " اونها هم سر کنترل تلویزیون دعواشون شد
دخترم یه روز اومد گفت مامان من می خواهم برای تلویزیونم دوتا کنترل بخرم که با شوهرم دعوام نشه
ببین بچه ها چقدر زندگی رو آسون می گیرند و چقدر مثبت مشکل را حل می کنند
بالهای صداقت (دوشنبه 02 اسفند 89)
تشکرشده 238 در 85 پست
باران عزيز تسوكه باهوش و بالهاي صداقت مهربان و بقيه دوستان از همتون متشكرماز راهنمايي هاتون استفاده كردم
يه خبر ديروز شوهرم بهم گفت دو سه روز ديگه تولدته چي ميخواي برات بخرم ذوق زده شدم از اينكه بالاخره بعد شش سال تونسته تولدمو يادشه باشه بعدشم گفت يكي از دوستام گلفروشي داره برو اونجا گلا را خودت انتخاب كن تا اون روز برات بخرم اما من دلم ميخواد اون خودش انتخاب كنه
و يه چيز ديگه ديروز دخترم خونه مادر شوهرم مونده بود و جنساي شوهرم قرار بود بياد بهش گفتم منم ميام تا تو چيدن جنسا كمكت كنم گفت نه نيا دوباره گفتم بازم گفت نيا گفتم چرا گفت دوس دارم وقتي ميام خونه شارژ باشي و تحويلم بگيري تا خستگيم در ره نه اينكه تو هم مثل من خسته باشي و.. بهش قول دادم كه تو خونه هم مثل هميشه سارژ ميشم بعد دوتايي رفتيم و وسايل را چيديم اخر سر ازمك تشكر كرد كه تو باعث شدي زود كارم تموم شه و... روز خيلي خوبي برام بود
پاييز خزان2 (دوشنبه 02 اسفند 89)
تشکرشده 2,459 در 516 پست
خب قرار نیست که همش اون جوری باشه که شما تو رویاهاتون دارین. همین که اون یادش مونده، خودش یعنی خدا.نوشته اصلی توسط پاييز خزان2
اما این که خودش انتخاب کنه هم راه داره. امشب وقتی با هم خوب بودین، اول ازش به خاطر این که تولدتون یادش بوده تشکر کنین و بعد هم بهش بگین که دلم می خواد شوهرم با سلیقه ی خودش برام گل بخره.
تشکر به خاطر این که به یادتون بوده باعث میشه که فکر کنه که دوباره هم این کارو بکنه و خوشحالتون کنه.اما یادتون باشه که نباید طوری بهش بگین "با سلیقه ی خودت بگیر" که با خودش فکر کنه که ای وای باز بهش خندیدم و ازم می خواد که برم توی گلفروشی و یه ساعت با خودم فکر کنم که چی براش بخرم.
![]()
یه رازی هست که باید بهتون بگم: مردها خیلی خوششون نمیاد که وقت بگذارند و برن توی گلفروشی و برا خانومشون کادو بگیرن و ... به دو دلیل: 1) اونها مرد هستند و مثل شما خانوما از خرید کردن کلی کیف نمی کنند. 2) اون نمی تونه باور کنه که این کار چقدر شما را خوشحال میکنه. قبلا هم گفتم که معمولا مردها نمی تونن باور کنن که زن با این کارها کلی کیف میکنه.
اما یه چیزی هست که باعث میشه شوهرتون برای این کار حاضر باشه بیشتر وقت بگذاره: اون هم چیه؟ تشکر. دیدن این که شما چقدر خوشحال میشین و چقدر تشکر میکنین.
tesoke (سه شنبه 03 اسفند 89)
تشکرشده 238 در 85 پست
تسوكه ي عزيز باشه اين كار را ميكنم و روز تولدم بهتون خبر ميدم كه بالاخره چي شد و چي خريد
باز متشكرم
هر چي گل تقديمت كنم كمه
هميشه برايت دعاي خير ميكنم كه تو مشكلاتم ياري ميكني![]()
تشکرشده 238 در 85 پست
تسوكه و بقيه دوستان محترم همدردي
روز تولدم فرا رسيد همينطور كه قبلا گفتم گفت برو گل انتخاب كن بهش گفتم همين كه يادت مونده و تبريك ميگي كافيه نميخواد تو خرج بيفتي قبول نكرد و منم فرداش كاري كه تسوكه گفته بود را كردم گفتم دوس دارم گلا يا هر چيزه ديگهاي كه ميخواي سليقه خودت باشه روز تولدم ديدم چند شاخه گل زيبا برام خريده واقعا سليقه اش خوب بود خيلي خوشحال شدم بغل كردم چند ثانيه به سينه ام فشردمش و بوسش كردم و كلي تشكر واقعا روز خوبي بود
اما تسوكه عزيز نامه براش ننوشتم چون از وقتش گذشته و بي موقع است اما دستت درد نكنه خيلي چيزا ياد گرفتم و ازش يه كپي گرفتم تا شايد خدايي نكرده يه روزي به دردم بخوره
ممنون از همه دوستان كه منو راهنمايي كردين
پاييز خزان2 (یکشنبه 08 اسفند 89)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)