RE: از خودم خسته شدم، راهنمای ام کنید تغییر کنم
آقای تسوکه کی گفته من به حرف شما گوش نمیدم؟؟؟؟؟؟؟؟
من تو پستای قبلی گفتم به شوهرم خیلی اصرار کردم که بیاد باهم بریم اما میگه نه.با اینکه فکر میکردم و میکنم تنها رفتن من پیش مشاور کمک چندانی به زندگیمون نمیکنه اما بازم رفتم.(این روانپزشکی که گفتم مشاوره خانواده های خیلی خوبی هم داره. )ایشون گفتن از نظر من با این چیزایی که شما میگین هم خودتون و هم شوهرتون افسردگی دارین و باید شوهرتونو راضی کنید بیاد پیشم. باید ایشون دارو مصرف کنن و در کنارش واستون مشاوره هم میذارم.
باید دوره درمان و مصرف داروها هم تکمیل شه یعنی حداقل چهار هفته تا اینکه اثراتشو ببینین. اما نمیاد.گفته باید نهایت سعیتو انجام بدی و با مهربونی ازش خواهش کنی.بگی که خودت هم اومدی و پای همه چی هم واستادی.اما تا حالا که نتونستم.
خیلی مغروره میگه من خودمم دکترم و همه چی رو خیلی خوب میدونم.این تویی که باید بری با اینکه میدونم رو تو هم تاثیری نداره!
باشه تسوکه جان دیگه سوال پیچش نمیکنم.اما آخه احساس میکنم داره بهم دروغ میگه.این حسمه که باعث میشه مرتب ازش سوال کنم.
به دنبال محبت عزیز
راستشو بخوای نمیدونم این کارا درسته یا نه.نمیخوام فکر کنه دارم بهش جایزه میدم.یعنی میترسم از این کار دیگه خوشش بیاد و همیشه همین کارو انجام بده وگرنه میدونم که اونم بعد از یه کم ناز و ادا کوتاه میاد. اما یه اخلاقی داره که اگه یه نکته ضعفو بفهمه دقیقا رو همون دست میذاره و اذیتم میکنه.
مگه شماها نمیگفتین بهش فرصت بده زود منت کشی نکن تا بفهمه کارش درست نبوده؟!
[align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...[/align]
علاقه مندی ها (Bookmarks)