سبكتكين عزيز
من به وضوح دارم مي بينم كه شما علاوه بر احساساتي بودن خيلي هم كله شق هستي و اينهمه حرفهاي قشنگ اينجا بهت زده شده گوش نكردي
خواهشا به اين حرف من گوش كن ايشاا... موفق مي شي.
ببين تو مردا رو نمي شناسي و علت اصلي مشكلاتت اينه كه از خلق و خوي مردونه اطلاعي نداري. البته اين ايراد شخص تو نيست و بخاطر تفاوت شخصيتي ما زنها با مرداست. چيزهايي براي ما بديهيه كه براي اونا نيست و گاهي اوقات باعث مي شه فكر كنن ما واقعا ديوانه ايم.
ببين اين قضيه كشته شدن زن همسايه و نگراني اون در مورد تو فرصت خيلي خيلي خوبي هست كه يكم دلشو نرم كني. البته نه به شيوه خودت!!!! ببين سعي كن از اين فرصت استفاده كني و يه كاري كني بيشتر نگرانت بشه. سعي كن باهاش تماس نگيري يه جوري كه اون همش مجبور بشه تماس بگيره و هروقت هم تماس گرفت مطمئنش نكن كه اوضاع خوب شده. منظورم اينه كه كلا قضيه از طلاق و طلاق كشي دور بشه. تورو خدا التماس مي كنم تورو خدا وقتي زنگ مي زنه بحث اين عقدنامه لعنتي رو وسط نكش سعي كن محور صحبتها همون ترسيدن تو توي اين موقعيت خاص باشه. بذار يكم دغدغه اش فقط و فقط نگراني براي تو باشه. مواظب باش كه شورشم در نياري هي افراطي بگي مي ترسم مي ترسم! تا يه حد نرمالي كه فقط خيال اون نسبت بهت ناراحت بشه.
ببين دخترجان! اشتباهات رفتاريت انقدر زياده كه نميشه حتي ليستشون كرد! البته همه ما دخترا از اين اشتباهات زياد انجام مي ديم اما متاسفانه بعضي آقايون انقدر ظرفيتشون پايينه كه نمي تونن در مقابل اين رفتارها صبر لازم رو داشته باشن. من اينا رو نمي گم كه بشيني غصه بخوري كه اي داد بيداد همش تقصير من بودا!!! اصلا و ابدا! منظورم اينه كه تو بايد هرچه سريعتر و اورژانسي تفاوت زنها و مردها رو سريعا درك كني و بيشتر از اين خودتو توي وضعيت ضعيفتر كه چه عرض كنم اسفناكتر فرو نبري! طوري شده همسر گرامي شما بجاي اينكه از رفتار خودش در مورد ارتباط با اون خانم شرمنده باشه دست پيش داده و همش در حال محكوم كردن شما و شما هم مرتب و مرتب در حال توجيه كردن! و جالبتر هم اينه كه وقتي مي خواي خودتو مبرا كني انقدر با حالت بيچارگي اينكارو مي كني كه دست آخر يه چيزي به آقا بدهكار هم مي شي!
اينو بدون با اين وضعيت هرگز براش جايگاهي نخواهي داشت.
قبلا هم برات نوشته بودم كه سه ماه ولش كن كاري بكارش نداشته باش! گيرنده هاي عاطفي مردها خيلي دير فعال مي شه! يكماه براي ما خيليه اما اونا بعد يكماه شايدم بيشتر تازه جرقه هايي از مرور خاطرات گذشته و عاطفه در اونا فعال مي شه. خواهشا مطالعه كن! تفاوت هاي زن و مرد رو بفهم. توي اين مدت كمتر توي دست پاش باش. هر كلمه اضافي كه بگي بيشتر در چشمش كوچيك مي شي. حرف طلاقو نزن! به فكر چرت و پرت هايي كه راجع به غذاي گرم و اين مزخرفات مي گه نباش! يكم براي خودت ارزش قائل شو! هي دنبال عقدنامه رو نگير! تو رو خدا تغيير كن تا زندگيت تغيير كنه! دعا كردن و التماس خدا كردن چه فايده اي داره وقتي خدا راهي هم جلوي پات بذاره تو نبينيش! تقصير خودمونه! انقدر هم گريه نكن! خواهشا قوي باش!لطفا!لطفا!






چرا فکر میکنی چیزی که تو فکر میکنی درسته و مطلق؟ خواهر من عزیز من اگه زندگیت و دوست داری یه خورده قوی باش،شاید خدا میخواد تو این اتفاق تو صبرت و تقویت کنی! من که هر روز اول از همه به تاپیک تو سر میزنم چون خیلی برام مهمه که چه اتفاقی میوفته برات ولی از الان به خودم و همه قول میدم که تا اطلاع ثانوی باهات قهرم چون اصلا به حرف گوش نمیدی و خیلی خود رأیی! این همه بچه ها بهت میگن به شوهرت کم محلی کن جواب تلفنش و نده بذار دلش برات تنگ بشه بهش التماس نکن بگو برو خودت پیگیری کن من که طلاق نمیخوام اونوقت تو همش یه سری حرفای بی ارزش که غذای گرم نمیخوره و بلا تکلیفه و ... تحویل میدی،تو رو به اون خدایی که میپرستی یه خورده فکر کن و یه خورده به مشاوره ها اهمیت بده. اصلا چرا تا حالا نرفتی مشاوره؟ موضوع به این مهمی میخوای با چند تا حرکت احساسی خودت حل بشه یا زود کم بیاری و زندگیت و از دست بدی؟ فعلا خداحافظ




علاقه مندی ها (Bookmarks)