به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 12 نخستنخست 123456789101112 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 120
  1. #31
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 اسفند 96 [ 15:33]
    تاریخ عضویت
    1387-11-29
    نوشته ها
    1,733
    امتیاز
    22,684
    سطح
    93
    Points: 22,684, Level: 93
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 666
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    4,250

    تشکرشده 4,203 در 1,431 پست

    Rep Power
    191
    Array

    RE: دختری در آستانه خود کشی

    عزيزم شايد مسائلي كه از نظر تو كوچك و بي اهميت هستن اين پازل قاطي پاتي رو تكميل كنن...اين مشكل خانوادگي كوچولو كه ميگي چي بوده؟
    چرا حرفاتو ميخوري؟؟اينجا كسي نميخواد تورو اذيت كنه اگه راحت حرف نزني كسي نميتونه كمكي بكنه...

  2. 2 کاربر از پست مفید parnian1 تشکرکرده اند .

    parnian1 (چهارشنبه 09 تیر 89)

  3. #32
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 04 دی 89 [ 19:46]
    تاریخ عضویت
    1389-3-26
    نوشته ها
    38
    امتیاز
    2,487
    سطح
    30
    Points: 2,487, Level: 30
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 12 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دختری در آستانه خود کشی

    منظورم این بود که اون اولا که سر و صدای دعوامون رفت بیرون و برام حرف در اومد همون موقع می خواستم برم بیرون با همسایه های نزدیکتر صحبت کنم که خجالت نکشیدین که حرف بی خود زدین (منظورم حرفایی که دربارم میزدن ) و بگم مگه هر کی با مادر و پدرش دعواش بشه یعنی مشکل اخلاقی داره .بالاخره هر کی تو خانوادش مشکلایی پیش میاد(منظورم اینه که خانوادم رفتن به استاد از من بد گفتن و منم باهاشون دعوام شد ) حالا یا اینقدر تند یا نرم تر از این خلاصه میخواستم باهاشون صحبت کنم .

  4. #33
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 27 دی 92 [ 02:28]
    تاریخ عضویت
    1389-2-06
    نوشته ها
    513
    امتیاز
    5,622
    سطح
    48
    Points: 5,622, Level: 48
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 128
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,129

    تشکرشده 1,123 در 399 پست

    Rep Power
    68
    Array

    RE: دختری در آستانه خود کشی

    عزیزم هنوز دیر نیست
    تو بازم میتونی در عمل ثابت کنی حرفای خانواده ت اشتباه بوده
    حتی به خود خانواده ت
    عمل تو و تغییر رویه در عمل میتونه خیلی چیزا رو عوض کنه عزیزم
    نا امید نشو
    برو تو جامعه،بر عکس چیزی که اطرافیان انتظار دارن و نشون بده حرفایی که در موردت زده شده اشتباه بوده
    اینم در نظر داشته باش که زمان خواهد برد و امیدتو از دست نده
    سعی کن تاثیر گذار باشی
    به ما هم خبر بده
    موفق باشی خواهر گلم
    [size=small]

  5. کاربر روبرو از پست مفید lvlahtab تشکرکرده است .

    lvlahtab (سه شنبه 15 تیر 89)

  6. #34
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 دی 91 [ 15:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-20
    نوشته ها
    614
    امتیاز
    10,182
    سطح
    67
    Points: 10,182, Level: 67
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 268
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,396

    تشکرشده 2,459 در 516 پست

    Rep Power
    79
    Array

    RE: دختری در آستانه خود کشی

    چند تا سوال برای من پیش اومد، جواب بده. مرسی:
    اولا می خواستم بدونم چند سالته؟
    کنکوری هستی یا نه؟
    گندکاری های برادرت را هم میشه کمی باز کنی؟
    برادرت تک پسره که این قدر قبولش دارن؟
    سواد پدر و مادر و خواهر و برادرت چقدره؟
    شغل پدر و مادرت چیه؟
    دایی یا عمو یا خاله ی با سطح فکری بالا نداری؟ (مثلا من خودم پدر و مادرم سواد زیاد ندارند ولی دایی هام خیلی باسواد و با فکر بالا هستند و در زندگی کلی به من کمک کردند.)
    این سوالها را بگو تا بیشتر بشناسیمت

  7. 2 کاربر از پست مفید tesoke تشکرکرده اند .

    tesoke (چهارشنبه 09 تیر 89)

  8. #35
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 27 فروردین 90 [ 20:38]
    تاریخ عضویت
    1388-10-06
    نوشته ها
    233
    امتیاز
    3,606
    سطح
    37
    Points: 3,606, Level: 37
    Level completed: 71%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    349

    تشکرشده 355 در 151 پست

    Rep Power
    40
    Array

    RE: دختری در آستانه خود کشی

    تو قرار بود هر روز بیای از وضعیتت و حرف ها و اتفاقات بگی.
    تا نگی، ما نمی فهمیم وضعیت تو دقیقا چیه و نمی تونیم راهنمایی کنیم.
    پس بگو.

  9. کاربر روبرو از پست مفید reihaneh تشکرکرده است .

    reihaneh (سه شنبه 15 تیر 89)

  10. #36
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 09 آبان 91 [ 18:30]
    تاریخ عضویت
    1387-5-30
    نوشته ها
    535
    امتیاز
    9,023
    سطح
    63
    Points: 9,023, Level: 63
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    450

    تشکرشده 476 در 164 پست

    Rep Power
    71
    Array

    RE: دختری در آستانه خود کشی

    ببين دوست عزيز به نظر من بهتره از اول همه چيز رو با حوصله و جزئيات تعريف كني چون ما درست و حسابي نفهميديم كه شما چي ميگي ؟
    شما خيلي از مسائل رو نميگي كه شايد به نظرت گفتنش اصلا مهم نيست و كم اهميته ولي شايد همونها مهم باشه .... نميدونم چرا خجالت ميكشي ؟ شايد براي مشاور ها هم همينجوري تعريف كردي كه گفتن ما هيچي نميفهميم ؟
    آيا همه ي مشكلات تو با خانواده ات از اونجايي شروع شد كه اونا فهميدن تو به استادتون اس ام اس ميدي ؟
    يا اينكه از موقعي شروع شد كه تو فهميدي برادرت كارهاي ناشايست ميكنه ؟ و به مادرت لو دادي ؟

    ببين شايد مشكلت از اونجايي شروع شده كه تو فهميدي برادرت چيكار ميكنه و اونم به خاطر نفوذي كه توي خونوادتون داره و اينكه پدر و مادرت اون رو بيشتر از تو قبولش دارن و بهش اعتماد دارن ، از اين موقعيتش سو استفاده كرده و تورو پيش اونها بده كرده تا از خودش بدتر به نظر بياي و حرفات رو باور نكنن

    عزيزم اينجا كسي تورو نميشناسه و نخواهد شناخت .... اگه راحت همه چيز رو بگي ، مطمئن باش كه توي حل مشكلت قطعا كمكت ميكنه
    اصلا بايد بگي توي چه خانواده اي زندگي ميكني ؟ وجهه ي اجتماعيتون چه طوره ؟ خانواده ي پولداري هستين يا متوسط ؟ديد مردم نسبت به خانواده تون چه طوره ، تو فقط اشاره كردي كه خانواده ات علي الخصوص مادرت خيلي كمرو هستش كه اين كمرويي به نظر من خيلي غير عاديه !!! علت اين كمرويي چيه ؟ آيا توي سابقه ي خانواده تون چيز خاصي وجود داره ؟
    بايد بگي مشكل برادت چي بوده ؟ و اينكه موقعيت اون توي خانواده تون چه جوريه ؟ رفتار تو با خانواده ات چه طوره ؟ آيا خانواده ات مشكل خاصي دارن ؟
    شايد تو فكر بكني همين كه در مورد مشكلت حل بزني كافيه ولي خوب عزيزم اينجوري كار به هيچ جايي نميرسه چون به نظر ميرسه كه اين مشكل يه جورايي ريشه اي تره !!
    نميدونم ولي خيلي سوالها بي جوابه !!! والا من به خاطر يه مشكل كوچيك 10 برابر اون متني رو كه شما نوشتين ، واسه بچه هاي سايت مينوشتم كه كمكم كنن!! ولي شما يه مشكل خيلي بزرگ دارين و خيلي مختصر نوشتين ،‌اونقدر مختصر كه هيچ كس درست و حسابي وضعيت شما رو نفهميده و اكثرا با اين وضعيت نميتونن كمكتون كنن

    در ضمن يه نكته ي مهم اين كه لطفا پراكنده صحبت نكنين و مختصر ننويسين ، يه جورايي خيلي آشفته اين
    سعي كنين يه كمي قوي تر باشين و به سوال بچه ها جواب بدين مطمئن باشين دونستن جواب اين سوالها واسه كمك بهتون لازمه

  11. 3 کاربر از پست مفید حنان تشکرکرده اند .

    حنان (سه شنبه 15 تیر 89)

  12. #37
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 اسفند 96 [ 15:33]
    تاریخ عضویت
    1387-11-29
    نوشته ها
    1,733
    امتیاز
    22,684
    سطح
    93
    Points: 22,684, Level: 93
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 666
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    4,250

    تشکرشده 4,203 در 1,431 پست

    Rep Power
    191
    Array

    RE: دختری در آستانه خود کشی

    حق با حنانه...
    ببين قبلا كسي توي خانواده شما بوده كه باعث تمركز همسايه ها و فاميل بشه...يعني مثلا خدايي نكرده كسي حرف براش در بياره يا ...

    يه مشكل به اين بزرگي بدون زمينه هاي قبلي ايجاد نميشه...سر 4 تا اس ام اس و ...هيچ مادري هيچ پدري با دخترش اين كارو نميكنه...

    علاوه بر سوالاي حنان كه ميخوام تك به تك بهشون جواب بدي اخرين سوالم رو هم ميپرسم(ميگم اخرين سوال چون اگه جوابي به اين سوالاي حنان و بقيه ندي ديگه واقعا كاري از دست بچه ها بر نمياد )

    شما قرص و داروي خاصي مصرف ميكني؟خواهشا اگه حتي 6 ماه پيش هم ميخوردي بگو...

  13. کاربر روبرو از پست مفید parnian1 تشکرکرده است .

    parnian1 (سه شنبه 15 تیر 89)

  14. #38
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: دختری در آستانه خود کشی

    دوستان عزیز


    لطفاً کمی آرام باشید و خود دار ، در نظر داشته باشید پرناز تحت فشار روحی است ، مواظب باشیم که ما وی را بیشتر تحت فشار قرار ندیم چون آشفتگی را بیشتر می کنه ، اجازه بدیم ایشون فعلاً همینطوری که بیان می کند حرفش را بزند ، ایشون نیاز داره به آرامش ، و ما اگه می تونیم در این جهت که آرام باشه لازمه کمکش کنیم .

    پرناز عزیز!


    درکت می کنم و می دونم در شرایط سختی قرار داری ، اما نشون دادی دختر توانا و مقاومی هستی و اگر کمی صبور باشی و عجله نکنی مسئله را به خوبی مدیریت خواهی کرد .
    مشاور هم قطعاً هیچ شناخت قبلی و دشمنی باهات نداشته
    مطمئناً اگر حتی از حرفشون هم ناراحت شدی جلسات مشاوره را ادامه بدی به خودت کمک خواهی کرد و بالاخره تو را خواهند فهمید و راهنمائیت خواهند کرد .

    توصیه می کنم ، مشاوره را با یک مشاوره مورد تایید ادامه بدی بسیار بسیار کمکت خواهد کرد و نیاز جدی شماست .
    به اندازه ای که مشاوره حضوری می تواند برات مفید باشد ، یک فضای مجازی نمی تونه ، چون در این فضا محدودیتهایی هست که ممکنه باعث بشه مسئله شما خوب درک و تشخیص داده نشه یا راهنمایی حرفه ای داده نشه ، و اینجاست که مراجعه حضوری به روانشناس بالینی ضرورت پیدا می کند .


    .

  15. 6 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (جمعه 08 مرداد 89)

  16. #39
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 04 دی 89 [ 19:46]
    تاریخ عضویت
    1389-3-26
    نوشته ها
    38
    امتیاز
    2,487
    سطح
    30
    Points: 2,487, Level: 30
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 12 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دختری در آستانه خود کشی

    ببینید دوستان ما یه خانواده 8 نفره هستیم . من یک خواهر و 4 برادر دارم . توی خانواده برادر بزرگترم خیلی روی پدر و مادرم تاثیر میزاره و روی همه ما من خودمم قبلا" به حرفاش گوش میدادم چون فکر میکردم خیر و صلاح خانواده رو می خواد و حرفاش به نفع ماست اما بعد از اینکه واقعا" شناختمش باهاش قهر کردم و دیگه به حرفاش گوش ندادم و.پدر من ادم فوق العاده سخت گیریه من توی مدرسه بچه درس خون و زرنگی بودم ولی موقع کنکور به خاطر فشارهایی که پدرم میاورد بسیار عصبی و حساس شدم وبه جای در خوندن مدام در حال دعوا و مرافعه با پدرم بودم و به همین دلیل دانشگاه خوبی قبول نشدم و پدر من هم فقط آدمایی که درسخون باشن رو قبول داره به همین دلیل از اون موقع رابطه خوبی با هم نداریم نه اینکه دعوا کنیم ولی زیاد باهم حرف نمیزدیم و پدرم علا" همه جا و به همه میگفت کهمنو قبول نداره منم با این موضوع تقریبا" کنار اومده بودم .من یه برادر دارم که 2 سال از من بزرگتره اون رفتار پدرم با اونم بد بود ولی اون نتونست طاقت بیاره و کارش به جنون و تیمارستان کشیده شد . پدرم نسبت به امور ما بسیار بی تفاوت هست و زندگی ما زیاد برا ش مهم نیست . تا قبل از به تیمارستان رفتن برادر م هم مدام با مادرم دعوا و مرافعه داشتن و به هم وصله های ناموسی نظیر چیزی که به من چسبوندن میچسبوندن .
    پدر من بسیار آدم بد بین و حساسی هست . از دیگران انتظار احترام و محبت بیش از حد داره و کوچکترین مخالفتی که باهاش بکنی فکر میکنه قصد جونشو داریم . در واقع من حرف دکتر رو در موردش که گفته یه مشکل ارثی داره قبول دارم . به من هم وقتی بیرون میرفتم مشکوک بود فقط تا اینحد که میگفت با دوستاش میره خیابون گردی و ولگردی . اوضام اینجوری بود تا اینکه من فهمیدم برادرم از مواد مخدر استفاده میکنه با ترس و لرز و ناراحتی فراون رفتم به مادرم گفتم . اما اونا مشکل رو به خودم نسبت دادن یعنی گفتن من هم مثل برادرم دیونه شدم و اصلا" حرف منو باور نکردن . برادرم هم تا این موضوع رو فهمید شروع کرد خانواده رو نسبت به من مضنون کنه و چون پدرم هم با من سابقه مخالفت و دشمنی داشت بهش بسیار کمک میکردو حرفایی که اون میزد رو تکرار میکرد و برای تاییدش دلیل و برهان میاورد . البته این هم به دلیل طرفداری های زیاد از حد مادرم بود. کمکم این دید و نظر عمومیت پیدا کرد .(نظراتشون هم این بود که من بدرد هیچ کاری نمیخورم . هیچکس از من خوشش نمیاد و... )منم چون میدونستم برادرم برای من نقشه کشیده تنها سکوت میکردم و خودمو به نشنین میزدم . مادرم هر از گاهی ازم دفاع میکرد ولی پدرم اصلا" تازه قند هم از این حرفا توی دلش آب میشد . تا اینکه مسئله اس ام اس شروع شد واولین کسی که عکس العمل نشون داد مادرم بود . بعد از اینکه برادرم با استاد تماس گرفت و استاد از من تعریف کرد و گفت شما یه خانواده خوب هستین و خواهرت خیلی ب فکر خانوادست و ... مادرم گفت ما که خانواده خوبی نیستیم چرا بهش گفته ما خانواده خوبی هستیم .حتما" میخواد گولش بزنه و مارو بکشه و با هم فرار کنن و خواستن با بد گفتن از من پیش استاد جلوی این تصمیم رو بگیرن . باید بگم که این حرفا تو خونه ما خیلی رواج داره و برادر بزرگترم رو هم از ترس جونشون انداختن تیمارستان ومن نه تنها بعید نمیدونم بلکه مطمئن هستم وقتی بابام میگه واسه آبروی خودم میخوام بندازمش دیونه خونه حتما" راست میگه .

  17. #40
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 30 شهریور 89 [ 00:08]
    تاریخ عضویت
    1389-2-28
    نوشته ها
    146
    امتیاز
    2,646
    سطح
    31
    Points: 2,646, Level: 31
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 104
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    190

    تشکرشده 190 در 75 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دختری در آستانه خود کشی

    وضعت روشن تر شد ... به این به شکل یه مسئله نگاه کن که باید حلش کنی سعی کن قوی باشی و کم نیاری....راجع به اینکه چگونه واکنش بدی و چطوری ازین مشکلات رها بشی میتونی اینجا از دوستات کمک بگیری...یه سوال آیا توی خونواده نزدیک کسی رو نداری که بهش اینا رو بگی و از اونم کمک بگیری؟... دیوونه بودن یه نفر با حرف که نمیشه اونا نمیتونن تو رو همین جوری بندازن تیمارستان اینو مطمئن باش چون اون تیمارستان دکتر داره و میتونه و اونه که تصمیم میگیره... پس اینقدر نگران نباش و سعی کن سنجیده عمل کنی...مشکلت قابل حله...

  18. کاربر روبرو از پست مفید rroogg تشکرکرده است .

    rroogg (سه شنبه 15 تیر 89)


 
صفحه 4 از 12 نخستنخست 123456789101112 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ترس های مبهم و استرس
    توسط مدیرهمدردی در انجمن اضطراب و استرس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 31 خرداد 92, 12:37
  2. داستان غم زندگیه من
    توسط پدربزرگ در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 23 تیر 91, 11:05
  3. داستان زندگی کارافرین برتر کشور..احد عظیم زاده
    توسط بهار.زندگی در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 تیر 91, 14:49
  4. نقش ورزش در کاهش استرس(مدیریت استرس)
    توسط keyvan در انجمن تاثیر متقابل ورزش و روان
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 21 فروردین 88, 10:57
  5. داستانی از عشق (داستان کوتاه)
    توسط هوشیار در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 شهریور 87, 17:12

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:25 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.