به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

موضوع: حسادت

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 شهریور 93 [ 13:09]
    تاریخ عضویت
    1393-6-31
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    11
    سطح
    1
    Points: 11, Level: 1
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    0

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array

    حسادت

    سلام
    من یه خانم 24 ساله هستم .
    من و همسرم 3 ساله که ازدواج کرده ایم و حدودا 1.5 ساله که زندگی مشترکمون رو شروع کردیم. من و همسرم خدا رو شکر خیلی با هم خوشبختیم . همسرم که پسر داییمه خیلی دوستم داره و خیلی هوامو داره الان دارم فوق لیسانس میخونم تو تهران و همسرم با همکاری کامل به من اجازه ی درس خوندن میده و گفته حتی تا مراحل بالا تر هم باهاتم خودش لیسانس داره و ابدا به این که همسرش تحصیلاتش بالاتر باشه مشکلی نداره.
    اما مشکل من خواهر جاریم که زنداییمه هست.
    برادر شوهر م یه سالی هست که با خواهر یکی از زندایی هام ازدواج کرده ولی از اول ازدواجشون زنداییم نسبت به زندگی ما حسادت می کنه . از هر چی که بگم.مخصوصا جهازم.
    باید بگم که وضع مالی خانواده جاریم خوب نیست ولی این زنداییم خانوادش رو مجبور میکنه که هر چی که خانواده ی من جهیزیه برا ی من خریدن برای اون هم بخرن دقیقا عین همون
    اوایل خیلی حساسیت نداشتم چون میدونستم اینا احساس کمبود می کنن و نمی خان از من کم بیارن ولی دیدم حسادتاشون کمکم داره بیشتر میشه مثلا تو گوش جاریم میخوند که جاریت تحصیلات بالایی داره تو هم باید داشته باشی .
    باید اینم بگم که برادر شوهرم یه ازدواج کاملا سنتی داشت و به خاطر سفارش این و اون با این دختر ازدواج کرد و این موضوع هم باعث حسادت زندایی بنده شده و شنیدم که به مامانم گفته رضا ( همسر من ) هم این قدر تو گوشش خوندن که اومده با دختر شما ازدواج کرده در حالی که همه میدونن همسر من عاشقم بود و از در مینداختیمش بیرون از پنجره میومد تو. یا اینکه میگه چرا تو ارایش میکنی مادر شوهرت چیزی نمیگه ولی به خواهر من میگه ارایش نکن.
    باید بگم که مادر شوهرم منو خیلی دوست داره البته فرقی نمیذاره تو رفتارش با عروساش اما چون من رفتارم با اونا صمیمی تره صمیمی تر برخورد میکنه
    حالم از رفتاراش خیلی بده . این قدر از این رفتارا داشته که جاریم نسبت به من حس بدی داره و به هیچ وجه صمیمی نمیشه. باید بگم که خیلی بچه هست و 9 سال از من کوچیک تره
    اوایل سعی کردم به این رفتارا توجهی نشون ندم و باهاشون صمیمی برخورد کنم اما وقتی رفتاراشون رو دیدم سعی کردم رسمی برخورد کنم و زیادی رو ندم نمیدونم چیکار کنم خیلی حساسیت پیدا کردم نسبت بهشون و واقعا اذیتم میکنه
    چند روز پیش شنیدم که جاریم گفته قبل از جهاز چیدن جاریم بیاد خونمو تمیز کنه خیلی ناراحت شدم اخه این چه حرفیه
    مشکل من اینه که نمیتونم جواب بدم و اگه جواب بدم با حرص جواب میدم نمیدونم چیکار کنم

  2. کاربر روبرو از پست مفید گلایه تشکرکرده است .

    Somebody20 (دوشنبه 31 شهریور 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:40 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.