پنجشنبه 03 اردیبهشت 94, 23:02
فراموش کنید دوستم ...
یکم عصبی ام این روزا ...
معذرت میخوام ..
دق دلیام از اون فرد رو دارم سره شما خالی میکنم !!
شب آرزو هاست .........
واسه خوب شدن منم دعا کنید لطفا ...
دوشنبه 31 فروردین 94, 14:52
سلام ...
چقدر لحن حرف زدن شما شبیه یکی از آشناهای منه ...
یاد اون افتادم یه لحظه ...
بله ... یه راهه سخته که آدم باید ازش عبور کنه ... سعی میکنم اگه رفتم کتاب فروشی جایی بگردم دنبال این کتابی که...
چهارشنبه 26 فروردین 94, 19:44
من هم به هیچ وجه با این کارشون که بدون دونستن من همه چیزو گفتن موافق نیستم ...
چون اون لحظه واقعا احساس کردم هیچ نقشی توی این رابطه ی به شدت عاشقانه نداشتم ...
ولی خب خودش گفتن به خانواده رو درست...
چهارشنبه 26 فروردین 94, 19:29
بله متاسفانه ما توی سن پایین شروع کردیم این ارتباط رو و خودم هم الان فهمیدم که کارمون واقعا اشتباه بوده ... اینکه بخوایم اینجوری احساسمون رو پیش ببریم ... اگه از راه معقول تری وارد میشدیم خیلی بهتر...
چهارشنبه 26 فروردین 94, 18:31
سلام ...
خوب هستید ؟
من و پسر خاله ام 2 سالی هست که به هم علاقه داریم ...
از ابتدای رابطه میدونستیم که در آینده با مخالفت والدین رو به رو میشیم به همین دلیل تصمیم گرفته بودیم زمانی که آماده ی...