چهارشنبه 12 اسفند 88, 08:46
به نظر من همينقدر كه آنها هفته اي يكبار، (حالا به بهانه ي غذاي بي زحمت و استراحت در يك "محيط آرام") به شما سر مي زنند، خودش كلي جاي شكر دارد. حالا تفاوت هاي فرهنگي بماند.
به نظر من همين بهانه را هم...
یکشنبه 09 اسفند 88, 16:09
به نظر من در صورتي كه قصد ازدواج نداريد اصلا به اين رابطه ادامه نديد. :300:
چون اين موضوع در زندگي آينده تان به احتمال بسيار زياد تاثير خواهد گذاشت.
چهارشنبه 05 اسفند 88, 13:33
از نظر من چون مردها اصولا شكارچي هستند؛ دوست دارند براي بدست اوردن يه چيز، زحمت بكشن. اين مثال رو قبلا هم يه جا زده بودم: تا حالا ديديد برن شكار گوسفند؟ نه! اما حاضرا براي شكار يه بز كوهي، چند روز...
چهارشنبه 05 اسفند 88, 11:18
خيليها كارمند دولت هستند و دارند درس مي خونن. حالا دانشگاه چطور فهميده و اصلا چرا گير داده معلوم نيست !
به نظرم راهش اينه كه يه جورايي با همون شورا كنار بياد و مساله اش رو همونجا حل كنه (يه استاد...
چهارشنبه 05 اسفند 88, 08:22
به نكته ي مهمي اشاره كرديد. به نظرم يكي از كشدار شدن اختلافات همين "نبخشيدن" و ظاهرا "غير ممكن بودن" اونه.
سه شنبه 04 اسفند 88, 06:33
شما هنوز نگفتيد سر چه مسايلي بگو مگو مي كنيد كه نهايتش كار به تهديد به طلاق ميرسه؟
1. اصلا شروع كننده ي بحث كيه؟ كار با بهانه گيري همسرتون شروع ميشه يا با شما. (مثلا اون از اوضاع خونه شكايت ميكنه يا...
سه شنبه 04 اسفند 88, 06:22
به نظر من كه اين قبيل مشاجره ها در دوران عقد نامزدي (به خاطر عدم شناخت دو طرف) كاملا طبيعي هستند. كما اينكه دقيقا مشابه همين اتقاق چند بار براي خودم رخ داده (حتي تقربيا مشابه همين موضوع).
اگه ممكنه...
سه شنبه 04 اسفند 88, 05:58
به نظر من هم با توجه به اينكه شما شعر ميگيد، ايشون خواستن با اينكارشون نشون بدن كه جلوي شما كم نميارن!
اين چيزها هم مخصوصا در دوران نامزدي و عقد طبيعيه. (طرفين مي خوان خوبيهاي خودشون رو بزرگ نشون...
چهارشنبه 28 بهمن 88, 13:12
من كاملا با اين انديشه مخالفم. اين جمله به شرطي درسته كه آدم يقين داشته باشه چيزي كه بدست اورده، ارزش اون همه سختي رو داشته.
يه نفر رو فرض كن كه براي پيدا كردن گنج كلي زحمت ميكشه و آخر سر به جاي طلا...
چهارشنبه 28 بهمن 88, 11:46
شايد نشه به همين راحتي به يه قانون كلي رسيد. ظاهر بحث ساده است. اما وقتي يه خرده دقيق ميشي مي بيني كه اين موضوع به خيلي چيزا بستگي داره. به هدف از ازدواج، خود شناسي، جهان بيني و ... و واقعا هم...
چهارشنبه 28 بهمن 88, 07:02
مهمترين دلايل از نگاه من:
1. فرد مناسب تري را در نظر دارند (حالا در خيال)
2. كلا از سوژه خوششان نمي آيد (به دلشان ننشسته است)
3. حرف مردم (بايد به عنوان اولين گزينه نوشته مي شد!)
4. تضاد فرهنگي...
چهارشنبه 28 بهمن 88, 06:51
اين نظريات صددرصد في البداهه است و حتي عقايد شخصي خودم هم نيست! (اما ضروري ديدم كه بگم):
1. خانمي كه از همين الان اينقدر پر توقع باشه پس فردا توي زندگي چيكار مي خواد بكنه؟
2. شما مرد هستي و هنوز...
چهارشنبه 28 بهمن 88, 06:27
به نظر من منظور "نقاب" از جمله ي "خود جزئی از خانواده آنان بحساب آیید" اين نيست كه در "رازهاي" آنها شريك باشيد. همين كه در خنده و اندوه آنها شريك باشيد، در خودتان احساس بردگي نكنيد و وقتي خدمتي به...
سه شنبه 27 بهمن 88, 08:46
يك مقدمه:
طلاق يعني پايان و اغلب كساني كه از طلاق به عنوان يك راه حل استفاده مي كنند، به دنبال سريعترين راه براي حل مشكل مي گردند. در واقع حوصله حل كردن و يا حتي فكر كردن به مشكل خودشان را ندارند....
چهارشنبه 23 اردیبهشت 88, 11:34
به نظر من الان مطرح كنيد، البته مي توانيد اين موضوع رو از طريق مادر يا خواهر ايشون بهش بگيد. موضوع مهمي نيست، اما اعتماد بين شما رو زياد خواهد كرد.
چهارشنبه 23 اردیبهشت 88, 10:14
من هم با نظر آني موافقم، به نظر من در اين موارد بايد بدون تعارف با هم حرف بزنيد.
ضمنا سايتهاي مفيد هم زيادند. كه هم غير اخلاقي نيستند و هم مقالات خوبي دارند.
چهارشنبه 23 اردیبهشت 88, 10:13
خدايا به او صبر، عطا كن تا در آزمايشهايي كه برايش مقدر كرده اي، بي تاب نگردد.
به او بينش بده، تا در برابر وسوسيه هاي شيطان مقاومت كند،
او را سرشار از نعمتهاي بيكران خود ساز،
آمين.
چهارشنبه 23 اردیبهشت 88, 10:12
شما بايد خودتون رو بشناسيد. اگه الان كه هيچ اتفاقي نيفتاده اينقدر حساس شديد، بعد از ازدواج كه احساسات مردانه شما يا به عبارت ديگه "غيرت" شما گل مي كنه، مي خواي چكار كني؟ نمي خواي اجازه بدي بره بيرون...
چهارشنبه 23 اردیبهشت 88, 09:23
فراموش نكنيد كه همسر شما بايد حتما از دوفيلتر "احساس" و "عقل" عبور كند. به نظر من در اين مورد "دلسوزي" و ازدواج "احساسي" اشتباه است. دلايل خانواده تان را حتما بپرسيد. اگر دلايل "عقلاني" هم داريد مطرح...
سه شنبه 22 اردیبهشت 88, 14:36
سه شنبه 22 اردیبهشت 88, 11:41
من تاپيك شما رو از اول خوندم.
راجع به آشناييتون و شغل همسرتون اگه يه خرده توضيح بديد، ميشه بهتر راهنمايي كرد.
اما همينطور كه بعضي از اعضا گفته بودن، همه مردها نمي تونن راجع به احساساتشون "صحبت"...
یکشنبه 20 اردیبهشت 88, 10:15
اهداف و نيازهاي شما بايد انگيزه شما رو روشن كنند. چه هدفي داري؟ چه مسلكي داري؟ آيا فقط نياز جنسي تو بدون پاسخ مونده؟ نيازهاي خودت رو شناختي؟
تا حالا به پدر شدن فكر كردي؟ به مفهوم "نسل" و فرزنداني كه...
یکشنبه 20 اردیبهشت 88, 09:24
بالاخره كه بايد بريد سر خونه و زندگيتون، مگه نه؟
زندگي كردن توي يه شهر غريب سخته، درسته. ولي محاسني هم داره! من و خانومم هم داريم توي شهري زندگي مي كنيم كه 1700 كيلومتر با شهر خودمون فاصله داره، هيچ...
یکشنبه 20 اردیبهشت 88, 09:23
به نظر من اين دوست داشتن ها از نظر ماهيت متفاوت هستند.
من هم همسرم رو، هم مادرم رو و هم فرزندم رو دوست دارم. درسته كه از كلمه "دوست داشتن" استفاده مي كنم، ولي اين دوست داشتنها براي من از يك جنس...