پنجشنبه 21 خرداد 94, 22:44
چرا اینقد ناامیییییید دوستم؟؟؟
تو الان واقعا فکر کردی اینا که زیاد خواستگار دارن ستاره سهیلن؟؟بابا الان که دیگه فقط کافیه تو مسجدی چیزی بری می بینی دست هر کسی یک لیسته!!!کافیه شمارت دست یکی
از...
سه شنبه 19 خرداد 94, 16:47
با سلام صحبت های دوستان خوب بود اما لازم دونستم به عنوان یک دختر یک سری توضیحاتی بدم
اول اینکه من به شخصه از اینکه اقاپسر بیرون باشه و مادر اقاپسر بیاد منو بی حجاب ببینه اصلا خوشم نمیاد و اینو ی...
چهارشنبه 23 اردیبهشت 94, 09:22
بچه ها منم حاجتمو به طرز باور نکردنی گرفتم..نمی تونم تعریف کنم ولی فقط معجزه اتفاق افتاد..از خوشحالی اینقد گریه کردم که سردرد شدم..
فقط خدا منو ببخشه که اینقد وسطش بریدمو به خدا غر زدم..
ایشالا...
دوشنبه 21 اردیبهشت 94, 14:46
87 88
بچه ها چرا بقیه شرکت نمی کنن؟؟می دونستین ختم گروهی ثوابش چند برابره؟
دوشنبه 21 اردیبهشت 94, 14:37
بچه ها بیاین امشب هممون کیت کیتو دعا کنیم..کیتی جون منم نظر ارمو دارم..مطمئنم اگه توسل کنی یک ارامش وصف ناپذیری میگیری..همینی که ایدا گفت..
خیلی دل چسبه وقتی این ارامشو تجربش کنی
یادته توی دعای...
شنبه 19 اردیبهشت 94, 23:54
من به نظرم این دو موضوع باهم منافاتی نداره..ما به خدا توکل می کنیم ولی خب نمیشه که فقط توکل کرد وحرکتی نکرد..از تو حرکت ازمن برکتاینکه فقط بخوایم از خد بخوایمو باکسی مشورت نکنیم باید معجزه اتفاق...
شنبه 19 اردیبهشت 94, 22:43
سلام دوست عزیز.نظر من اینه که به خودت ربط داره که می تونی با این شرایط کنار بیای یانه..هرکس عقاید خودشو داره و از نظر خودش راهنماییت می کنهببین من دوستم از نظر اعتقادی از خواستگارش خیلی بالاتر...
چهارشنبه 16 اردیبهشت 94, 14:11
چه محیط خوبیه اینجا
ارام جان خوابو جدی نگیر الکی.یک صدقه بده تا رد شه
دوستان من خیلی خیلی به دعا احتیاج دارم..زندگیم داره بحرانی میشه..از همتون می خوام دعام کنید
منم 31 32 33 34
چهارشنبه 16 اردیبهشت 94, 10:15
این دعا هم واسه من
من این روزها خیلی مشکل دارم و امیدوارم این دعا هم برا من به اجابت برسه
برا نفر بعد دعا می کنم زیباترین و بهترین اتفاق زندگیش که منتظرش بوده اتفاق بیفته:72:
سه شنبه 15 اردیبهشت 94, 10:40
سلام دختر خوب
خب این حالتهات طبیعیه..هرکسی هم که مثل تو بوده و خواسته فراموش کنه اولش همین طور بوده اما به مرور زمان حالش خوب شده..
اول اینکه توصیه می کنم به هیچ وجه جایی که اون اقا هست یا اثری...
جمعه 11 اردیبهشت 94, 11:47
سلام دوست عزیزاین حالات شما قابل درکه و خیلی از ماهم تجربه کردیم..تازه شما پسرین و دستتون بازه..ما که دختریمم و شاید سالی 50 تا خواستگار میاد ومیره و هرکدوم به نوعی با روح و روانمون بازی می شه چی...
پنجشنبه 10 اردیبهشت 94, 11:05
سلام امیدوارم هرچی زودتر مشکلش حل شه
اما نمی دونم این همون موردی بود که مریض بود..
ولی برای مریضی های سخت علاج ختم یاسین خیلی مجربه..
به این شکل که باید 40 نفر یاسین رو بخونن تا 40 بار...
سه شنبه 08 اردیبهشت 94, 23:50
می دونین بچه ها منم به دلایلی الان کلا از ازدواج زده شدم و فعلا قصد ندارم تا وقتی که حالم بهتر بشه..تا اینکه به این نتیجه رسیدم:
به نظرم تو مسئله مهی مثل ازدواج که واقعا همه یا بخشی ازسرنوشت ادم ...
شنبه 05 اردیبهشت 94, 18:01
الهام جان بهت تسلیت می گم و ممنون از دعای خوبت..برای نفر بعدی دعا می کنم که از تک تک ثانیه های زندگیش لذت ببره و خدا در تمام مراحل زندگیش بهترین دوست و یاورش باشه
جمعه 04 اردیبهشت 94, 22:08
سلام
به نظر من کلید مشکلتون دست خودتونه..خب مادرتون به حرف شما گوش نمیده..توی فامیل یک بزرگتر ندارین که مادرتون روی حرفاش حساب باز کنن؟
شما خودت که نتونستی از صحبت به خانوادت نتیجه بگیری یک...
چهارشنبه 02 اردیبهشت 94, 16:56
سلام مینوش عزیز.
در مورد تاپیکت که نظری ندارم اما در مورد مشکلاتت می خوام بگم یکم در مورد خدا تحقیق کن..همین طوری فقط به خاطر مشکلاتت نگو اگه خدا هست ناظره..
نمی خوام حرفتو تایید یا تکذیب کنم...
چهارشنبه 02 اردیبهشت 94, 15:54
سلام عزیزم من خیلی وقته حس نوشتن ندارم شاید چون حال خودمم خوب نیست..
اما در مورد عذاب وجدانت وقتی نوشتتو خوندم انگار خودم بودم..ببین منم خیلی زیاد حقوق بقیه رو در نظر می گیرم و همیشه دوستام بهم...
یکشنبه 23 فروردین 94, 23:54
منم میگم توی خواستگاری های سنتی از این موارد زیاد پیش میاد
توی یک مورد در مورد خونمون سوال می کردن(انگار اومدن مشاور املاک!!!!!!)
در مورد ظاهرم شاید باورت نشه یک بار ازم پرسیدن شما چرا دماغتو...
یکشنبه 23 فروردین 94, 17:20
سلام عزیزم من تا حدودی درکت می کنم
ببین واسه خواستگاری که می گی منم این مشکلاتو تا حد کمی از طرف مادر بزرگم کشیدم..ولی خب اوایلش خیلی سخت بود ولی حالا دیگه خیلی کمتر برام مهمه
من نوه اولم و...
جمعه 21 فروردین 94, 14:56
مامان من که خیلی باحاله..چند روز پیش یه جراحی کوچیک داشتم
بعد با اینکه کلاس ورزشم میرم و غذامم فقط سوپه 1 کیلو چاق شدم تا اینکه احساس کردم توی کلاس ورزش شیشه ابی که اوردم کمی شیرین شده..
نگو...
چهارشنبه 19 فروردین 94, 23:57
سلام.توی حین انجام کارش ازش ایراد نگرفتی؟؟یا مثلا نظر ندادی؟؟اگه نظری داده باشی ممکنه با توجه به اینکه از تو بزرگتره و سابقه کارشم بیشتره بهش برخورده باشه..