یکشنبه 06 مرداد 92, 17:14
سلام مجدد...
من اولش حدس زدم که احتمالا خانومت دلت رو زده و یه جورایی پشیمون شدی و دیگه نمیخوای ادامه بدی... اما حالا دیگه مطمئن شدم.
اینکه شما به هرررر دلیلی میخوای از این خانوم جدا بشی که...
یکشنبه 06 مرداد 92, 16:37
فرهنگمون شده دیگه.............اگه طرف به خانوادش نخوره طرد میشه :33:خیلی راحت
یکشنبه 06 مرداد 92, 16:20
شما یک فرد غیر مسئول هستین و با وجود سنتون خیلی ناپخته و بجه گانه فکر می کنین. با تعجب می پرسی که باورتون میشه بله باورم میشه در مقابل رفتارهای عجیب و افراطی که شما دارین کوه هم تحملش تموم میشه چه...
یکشنبه 06 مرداد 92, 16:14
خوب پس چرا نمیری وکیل بگیری یا بری دادگاه درخواست طلاق بدی؟
توی این سایت مشاوره دنبال چی هستی؟
جمله ات رو که در جواب سوال ایشان گفتی، اگر هر زن دیگری بود، یه بلایی سرت میاورد که هیچ وقت یادت نره....
یکشنبه 06 مرداد 92, 16:12
heaven عزیز من این روش رو چند وقت پیش به خانم ویولت پیشنهاد دادم ولی فکر نکنم ایشون بهش عمل کرده باشه ولی ازت میخوام این کار رو تو انجام بدی ... بدون هیچ اما و اگر و چرا فقط اگه جائیش برات مبهم بود...
یکشنبه 06 مرداد 92, 16:09
رفتارت اصلا درست نبود. اصلا
به اون میگی غیر نرمال ، خودت که در ظاهر غیر نرمال تری!!!
یادت باشه اون هنوز همسر توئه ! حتی اگه نخوای !! حتی اگه قبول نداشته باشی .
خودت این همه رفتارای غیر طبیعی...
یکشنبه 06 مرداد 92, 12:51
heaven عزیز می خوای اوضاع رو در دست بگیری ؟؟؟؟میخوای این دعوای وحشت ناک رو فراموش کنی ؟
فقط باید رها کنی خودت رو افکارت رو همه رها کن خالی کن بهش نچسب فاصله بگیر از این همه دقدغه ای که اطرافت هست...
یکشنبه 06 مرداد 92, 12:12
1-چطوری اوضاع رو در دست بگیرم
2-چطوری این دعوای وحشت ناک رو فراموش کنم .baby عزیز مرسی که به تاپسکم سر زدید می شه منو راهنمایی کنید؟کارشناسای محترم دارم زندگیم رو از دست می دم کمکم کنید
- - -...
یکشنبه 06 مرداد 92, 03:29
سلام مهرانا جون من خوبم و خطر رفع شد من به قصد این کار رو نکردم فقط می خواستم بخوابم که عذاب نکشم .همین اما خوب زیاده رووی کردم ببخشید که نگرانت کردم واقعا متاسفم من مشکلم با همسرم رو توی مشاوره...
چهارشنبه 02 مرداد 92, 23:46
نیما عزیز
شاید سخت باشه که بخواهیم خودمون را جای شما بگذاریم و بگیم درکتون می کنیم.
به نظر من شما بجای ایراد گرفتن از ایشون اول باید کمی خودتون را مواخذه کنید که چرا با 32 سال سن که نشان می دهد...
چهارشنبه 02 مرداد 92, 20:50
عزیز به نظرم زیاد فکر می کنی. احتمالا همون ذهن سطحی که تاپیک بهارزندگی هست مشاوره تخصصی با اقای sci برات خوب باشه. یکی از فکرایی که می کنی اینه که شیوه و ساختار مورد نظرتو در کودکی نداری. احتمالا اگه...
چهارشنبه 02 مرداد 92, 17:14
شما علایمی را ذکر کردی که باید هر چه زودتر به آن توجه کنی. یعنی چه ؟ یعنی حتی اگر مجبور باشی چند روزی سر کار نروی یا حتی به شهر دیگری بروی. علایمی که شما گفتی حتما باید توسط پزشک بررسی شود. من نمی...
چهارشنبه 02 مرداد 92, 17:06
خیلی طبیعیه که ما فکر کنیم همسرمون نقش پدرمون رو داره یا زنمون نقش مادرمون
و تفکیک این دو تنها با توست ، بعضی ها گزینه بازگشت به خانه رو انتخاب میکنند موقع ازدواج یعنی با مردی ازدواج میکنند که درست...
چهارشنبه 02 مرداد 92, 16:56
راستش اینقد خودم بهم ریخته ام که نمیدونم چی بگم ولی کلا بهم ریختی و خستگیتون رو خوب درک میکنم چون خودمم خسته ام خیلی...
مث ادمی که شما گفتین گاو رو پوس کنده !!!
چهارشنبه 02 مرداد 92, 15:31
برعکس اونچه که نوشتی به نظر من ذهنت و فکرت چارچوب داره. نوشتارتو ببین توی پستت. تفکیک کردی هر موردو. مشخصه مشکلاتت برای خودت. اونقدراهم حالت بد نیست قطعا. می تونی خودت از عهده خودت بربیای. اما...
چهارشنبه 02 مرداد 92, 15:16
وقتی روح اسیب میبینه چون جایی برای تخلیه نداره به جسم فشار میاره
مریضی کمر درد سردرد عصبی معده درد بی خوابی نشونه هایه اسیبیه که به روحتون خورده
این که گذشته رو مثله یه گونی سنگین هر لحظه دارین...
چهارشنبه 02 مرداد 92, 15:14
باشه عزیزم ولی اگه اسم تاپیکتو بگی خودم میرم دنبالش چون یه کم منگم و الکی نمیتونم نظر بدم
1:گفتی میخوام عزیزانم یه کم واسم وقت بذارنو ....عزیزم تعریف شما ار وقت گذاشتن عزیزانت چیه؟
2:چرا نگرانی...
چهارشنبه 02 مرداد 92, 14:58
سلام ،
این پاسخها رو کمی عمومی تر میگم ، چون شناختم از روحیات شما و همسرتون کامل نیست.
دوستان عزیز اگر چه از تک تک نوشته هاتون حس نوعدوستی و همدردی کاملا هویدا بود اما بهتره بر احساسمون...
چهارشنبه 02 مرداد 92, 14:50
مهرانا جان من تاپیک قبلی ات را خواندم و نکات مهمش را می دانم. چند پست هم خودم برایت گذاشتم. ببین من آدمی نیستم که یک پست بگذارم و بعد طرف را سرگردان کنم و بدون نتیجه بروم. تا وقتی صاحب تاپیک بخواهد و...
چهارشنبه 02 مرداد 92, 14:02
سلام دختر خانم مهربون
مهرانا به نظرت اگه یه کوچولو ریشه ای تر مشکلتو بگی بهتر نیست؟
شاید کمکی ازمون بر بیاد
حتی اگه کمکم نتونیم بکنیم یه ذره از فشار روحیت کم میشه با دردودل عزیزم:43:
- - -...
چهارشنبه 02 مرداد 92, 09:59
مرسی که بهم سر زدی و مرسی از راهنماییت خانومی. :)
چهارشنبه 02 مرداد 92, 09:50
حل نشده و نرفته پی کارش. وگرنه شما رو این همه بهم نمی ریخت.:81: حلش کن و اونوقت خودت هم روبراه میشی.
یا برای خودت به تنهایی حلش کن(با توجه به حرف هایی که شنیدی) یا اینکه بشین باهاش حرف بزن.(حرف هاش...
چهارشنبه 02 مرداد 92, 04:48
اینا که گفتین عوارض همین بی خوابیه. بهتره که به پزشک مراجعه کنید.
فکر کنم اگه ماجرای دعوای لفظییو تعریف کنید بهتر بشه کمک کرد.