سه شنبه 28 شهریور 91, 23:36
سلام. اومدم خبرای خوب بدم. این هفته 4 روز با استادم جلسه داشتم. انقدر با من مهربون شده که نگو. شده عین گذشته ها. قبل از دعوای اول و دوم. 4 تا مقاله ام رو که دوباره به خودم سپرد. تازه می خواد بعد از...
چهارشنبه 22 شهریور 91, 22:36
پس اگه خیالتون از بابت خودتون و اون آقا راحته و مطمئنید که ایشون هم به هیچ وجه منظور دیگه ای ندارن، بهتره فقط مواظب نوع برخوردتون جلوی بقیه باشید و به نظر من کار درستی کردید که به خودشونم گفتید که...
چهارشنبه 22 شهریور 91, 22:30
می دونستید که پسرها تا سن 22 و حتی گاها تا 25 امکان قد کشیدن دارند. پسر همسایه ما بین 20 تا 22 بود که قدش یهو بلند شد. طوری که وقتی بعد از یه مدتی دیدمش شاخم درومد که این یهو چطوری اینقدر قد کشید....
چهارشنبه 22 شهریور 91, 11:52
خانم آسمان آفتابی من با نظر مینوش تا حد زیادی موافقم. گل دادن به خودی خود مشکلی نداره. عوامل جانبی دیگه ای وجود داره که میتونه این گل دادن همکارتون رو مشکل دار کنه. به نظر من اول شما باید شناسایی...
دوشنبه 20 شهریور 91, 22:09
امروز دوباره با استادم جلسه داشتم. جلسه امروز خوب بود. کم کم داره یخ استادم باز میشه و برخوردش با من مثل قبل میشه. اولش یه کم خشن بود و طوری برخورد کرد که من بغض کرده بودم. خودشم متوجه شد که چقدر...
پنجشنبه 16 شهریور 91, 00:03
به نظر من شما خودت شروع کن کار کردن با اون نرم افزار رو یاد بگیر و به استادت بگو داری خودت یاد می گیری
گر استادت مخالفتی نکرد که چه بهتر اما اگر استادت مخالفت کردو گفت چرا از اون یکی دانشجو یاد...
پنجشنبه 09 شهریور 91, 16:51
اولا من نگفتم کلا دیگه پارک نرید. یه مدتی این کار رو بکنید تا آب ها از آسیاب بیفته. آخر هفته ها هم شوهرتون نمی تونه با شما همراه بشه؟ حداقل این که ببینه پارک رفتن شما چیز خاصی نیست و شما دوست دارید...
پنجشنبه 09 شهریور 91, 15:47
خب الان که حساسیت ایجاد شده یه مدت پارک نرید تا آب ها از اسیاب بیفته و سرگرمی دیگه ای تو این مدت برای بچه تون پیدا کنید. مثلا تو خونه با هم بازی کنید یا براش کتاب بخونید. پازل درست کنید و ...
اگه...
چهارشنبه 08 شهریور 91, 17:14
ممنون از راهنمایی هات لبخند عزیز.:72:
استاد من قبلا خیلی از وضعیت دانشگاهای ایران شاکی بود و حتی اساتید ایرانی. اون قدر موقع صحبت کردن منطقی با مسائل برخورد می کرد که من هیچ وقت فکر نمی کردم یه...
چهارشنبه 08 شهریور 91, 11:16
بهار جان اینجوری که من برداشت کردم اخلاق پدرت حداقل تو این مورد که ته هر چیز رو در میاره مشابه پدر منه.
همه دوستان گفتن به خانواده بگو چه مشکلی پیش اومده، اما نظر من عکس اینه
من اگه جای شما بودم به...
چهارشنبه 25 مرداد 91, 17:37
عزیزم ناراحت نباش. تو شخصیتت خورد نشده. غرورت له نشده. شخصیت اونه که الان جلوی تو خورد شده. دستش رو شده که چقدر رذل بوده. تو که کار اشتباهی نکردی که بخوای خورد بشی. تو فقط احساسات پاک و معصومانه...
چهارشنبه 25 مرداد 91, 17:06
ستاره جونم غصه نخور عزیزم. می دونم شوک بهت وارد شده. می دونم چقدر حس بدیه. منم بارها تو زندگیم از این نوع شوک ها رو تجربه کردم. تا حدی که تمام سرم داغ کرده و تک تک موهای سرم شروع به سوزش کرده. عزیزم...
سه شنبه 24 مرداد 91, 22:14
خب وقتی اعتماد به نفست از حالت مصنوعی بودن خارج بشه و واقعی بشه قطعا خدارو هم شاکر خواهی شد.
خب این رفتار دوستت به طور نا خود آگاه رو اعتماد به نفست تأثیر می گذاره. به ظاهر شاید بگی می خندی و حساسیت...
سه شنبه 24 مرداد 91, 18:02
باید تلاش کنی خانوم.اون کارهایی که گفتم رو انجام بده. مطمئن باش نتیجه می گیری. من خودم این راه رو رفتم و نتیجه دیدم. البته من خودم نمی دونستم که دارم این راه رو می رم و به صورت ناخودآگاه اعتماد به...
سه شنبه 24 مرداد 91, 17:12
راستی عزیزم بگذار یه خاطره ای از خودم واست تعریف کنم. چند سال پیش یعنی زمانی که من واقعا اعتماد به نفسم احیا شده بود و خیلی هم از خود راضی شده بودم، یه روز داشتم با خانواده می رفتم پیست دوچرخه سواری....
سه شنبه 24 مرداد 91, 16:53
ای دیگه اسممو روزی انتخاب کردم که خیلی از دعوایی که بین من و استادم پیش اومده بود دلم سوخته بود. اما الان دیگه نمی دونم چجوری باید تغییرش داد!
استاد من خوبه. فکر نمی کنم مثل اون استاده باشه. مخصوصا...
سه شنبه 24 مرداد 91, 16:32
ببین عزیزم امکان نداره پدر تو اون عیب هایی که از یه شخصی که زشت می نامدش، در تو هم ببینه. می دونی یعنی چی؟ یعنی این که تو خودت فکر می کنی اون مشخصات رو داری در حالی که این طور نیست.
در ضمن زیبایی یک...
سه شنبه 24 مرداد 91, 15:32
دختر خوب نگو این حرف رو.
بگذار بهت بگم که اعتماد به نفس چیه و چه تأثیری داره. اصلا هم گول زدن نیست.
ببین من خودم وقتی دبیرستان بودم حس می کردم زشتم. هیچ کس هم اینو به من نگفته بودا. اما من خودم فکر...
سه شنبه 24 مرداد 91, 13:37
فکور، الهه و سایه عزیز ممنون از راهنمایی تون. اگه قرار شد ازش توصیه نامه بگیرم حتما راهنمایی شما رو مد نظر قرار میدم.
لبخند جان حرفتو کاملا قبول دارم و کاملا به شخصیت استاد بستگی دراه که بخواد...
یکشنبه 22 مرداد 91, 00:25
ستاره جان این خیلی خوبه که تونستی به خودت مسلط بشی و ارتباطتو قطع کنی. همون جور که دوستان گفتند حتی ایمیل های کاریش رو هم یکی در میون جواب بده یا دیر به دیر. یعنی بگذار چند روز بگذره بعد یه جواب خشک...
دوشنبه 16 مرداد 91, 19:06
سلام
اگه دکتر زنان خوب بخواهید و تهران باشید من دکتر شیرین قاضی زاده رو معرفی می کنم. مطبش جمالزاده تقاطع بلوار کشاورزه. البته خیلی سرش شلوغه و باید از 2-3 ماه قبل نوبت بگیرید. دکتر خیلی با تجربه...
یکشنبه 15 مرداد 91, 17:51
ممنون از نظرت صبا جان.
اما فکر می کنم ایده ایمیل زیاد جالب نباشه و موضوع رو خیلی جدی و رسمی کنه. و باعث بشه احساس خیلی بدتری پیدا کنه.
دیروز که نیومد خیلی فکر کردم و تصمیم جدی گرفتم که حساسیتم رو...