یکشنبه 22 مرداد 91, 16:09
این سایت سایتی بود که من وقتمو توش میگذروندم و سعی میکردم کمکی باشم برای دیگران در حدسعی و تجربیاتم .تاژیکی که من اخرین نظرمو در اون گذاشتم تاپیکی بود که در عرض چند ساعت به چندین صفحه رسید و همه...
سه شنبه 23 خرداد 91, 15:18
به نظر من شما این 6 ساله خیلی اشتباه کردی خیلی زیاد تاوانشو داری میدی که از دست دادن بکارته از دست رفتن اعتماد خانوادته وابستگی عاطفیه.بکارتت که راه برگشت نداره چون هیچی به اندازه صداقت مهم نیست...
یکشنبه 17 اردیبهشت 91, 22:09
برادر گرامی به نظر شما چون ممکنه اون خانم به راه بد کشیده بشه که من بر اساس گفته های شما (که گفتید اون خانم تجربه رابطه جنسی هم با شما هم با فرد دیگری رو داشتن. ) راهشون همچینم راست نبوده .زندگی...
یکشنبه 17 اردیبهشت 91, 21:36
من فکر میکنم رابطه رو قطع کنی بهتر باشه.تا بری مشاوره اون دختر تو رو جدی نگرفته.اینو خودت میدونی.اگه این همه ادمتو تالار میگن قطع رابطه واسه اینه که سنت کمه راه درازی جلو پاته تا پخته بشی.این احساسات...
شنبه 16 اردیبهشت 91, 22:33
شما تو سن بحرانی هستی.من اصلا منظور شما رو درک نمیکنم مگه میشه ادم واسه اینکه احساس تنهایی نکنه با کسی در تماس باشه و بهش وابسته نشه؟بعد از اولم تعیین کنه قرار این ارتباط بهم بخوره شما واسه...
شنبه 16 اردیبهشت 91, 22:26
عزیزم مردا خیلی حساسن رو اینکه با کسی مقایسه بشن.وقتی ناراحت میشن نباید زیاد بهشون بچسبی و سعی کنی خوشحالشون کنی بر خلاف ما که دوست داریم ازمون دلجویی شه و حس ارامش رو بهمون بدن.من و شما اول راهیم تا...
شنبه 16 اردیبهشت 91, 22:16
دوست عزیز خواهرتون چند سالشه و چند وقته ازدواج کرده؟
شنبه 16 اردیبهشت 91, 15:42
سلام دوست عزیز.مشکل منم مثل شماست دنیا برعکس شده مردا ناز میکنن
شنبه 16 اردیبهشت 91, 14:35
دوست عزیز پارمیدا نگه اگه اون پسره گفت چی؟خودش بگه که بهتره تا شوهرش بفهمه.بله ممکنه هر عواقبی پشتش باشه حتی طلاق اما دیگه تا عمر داره عذاب وجدان نداره.همه مردا رو این مساله حساسن حالا یکی کمتر یکی...
شنبه 16 اردیبهشت 91, 08:22
شنبه 16 اردیبهشت 91, 06:06
تو شرایط تو فقط و فقط صداقت مهمه.یه دروغ ممکنه زندگیتو خراب کنه.اگه شوهرت بفهمه دروغ میگی دیگه هرچی بگی دیگه بهت اطمینان نمیکنه.
شنبه 16 اردیبهشت 91, 01:39
عزیزم به نظرم شما حساس شدی اول حساسیتت رو کم کن.شاید همه این مسایل سوتعبیر باشه.بعدشم اوغ زدن مامانت شوخی بوده حتما اگه شوهرت مورد تایید پدر و مادرت نبود دخترشونو بهش نمیدادن .
شنبه 16 اردیبهشت 91, 01:24
الهام جان بعضی وقتها بعضی حرفها رو لازم نیست به زبون بیاذ.اون اقا بارفتارشبه شما گفته که نمیخواد شما رو.اما به خاطر همکاری مشترک شما روی پایان نامه موقتا باهم در ارتباطید.اگههمکاری مشترک شما تموم شده...
پنجشنبه 14 اردیبهشت 91, 11:00
کار خوبی میکنی که اس اماس هاشو ذخیره میکنی.ازش چیزی نگیرو سرد برخورد کن در صورت ادامه برخوردش بهش بگو در حد مسایل کاری با ایشون در تماسی.نترس ولی سنجیده عمل کن.میتونی خطت رو عوض کنی
چهارشنبه 13 اردیبهشت 91, 21:43
الهام جان اروم باش.این همه تلاش واسه فراموش کردن بود.این همه دوستات راهنماییت کردن این دل تنگیها هست طبیعی هم هست اما باید کنترلش کنی
یکشنبه 10 اردیبهشت 91, 17:53
عزیزم بسیار متاثر شدم.شوهرت میدونه میخوای جدا شی؟
جمعه 08 اردیبهشت 91, 01:44
دوست عزیز شما که از نظر تحصیلات در حد عالی هستید مطمینا خیلی اراده دارین خیلی زیاد.به نظر من تمام سعیتون رو بکنید تا این اقا رو فراموش کنید و یکی از راهکارها اینه که سر خودتون رو به فعالیت هایی که...
دوشنبه 21 فروردین 91, 12:40
مریم جان خلاصه میگم بافکر اینکه میتونی فرد مورد نظرتو عوض کنی و در اینده تغییر میکنه باهاش ازدواج نکن. اگه انتخابش کردی همونه بایدخودشو قبول داشته باشی
دوشنبه 21 فروردین 91, 12:24
بایدتلاش کنی.من شرایط خانوادگی شما و نامزدتونو نمیدونم.با مشورت با خانوادتون جلوبرین.
دوشنبه 21 فروردین 91, 11:58
اولین قدم اینه منطقی تصمیم بگیرید.:305:این مساله پیش اومده شما بهخاطر مسایل مادی جر و بحث کردید.حرمت ها رو از بین بردید؟به نظر مندو نفر که اینقدر به هم نزدیک میشن خیلی بده که به خاطر مسایل مادی...
دوشنبه 21 فروردین 91, 09:54
بحث ها در حدی بوده که بشه روابطو از سر گرفت؟