دوشنبه 15 شهریور 89, 20:21
سلام پرناز جان
باورت نمی شه اگه بگم تا این پستت رو دیدم چقدر خوشحال شدم،
نمی دونم از خوشحالی چی بگم!!!:323:
بدون که هر جا هستی برات دعا می کنم که در این رسالت موفق بشی!!!
این رو بدون که خدا...
پنجشنبه 11 شهریور 89, 13:16
سلام پرناز جان،
چرا این قدر برات مهمه که اثبات کنی حرفت درسته(این حرف که نباید از داداشت حرف شنوی داشته باشن)؟ چرا این قدر برات مهمه که به خونواده بفهمونی دارن اشتبه فکر می کنن؟ این قدر این کار...
چهارشنبه 10 شهریور 89, 10:48
سلام پرناز عزیز،
می شه لطف کنی موارد زیر رو توضیح بدی:
1- از کجا فهمیدین مادرتون فکر کرده شما حسودین؟از کجا فهمیدین مادرتون دروغ گفته؟
2- از کجا فهمیدین که اونا فکر کردن شما حسودین، خودشون...
سه شنبه 09 شهریور 89, 16:52
سلام به همه ی دوستان،
واقعاً از همتون ممنونم که به تاپیک من سر زدین،
واقعاً ممنونم که وقت گذاشتین و منو راهنمائی کردین!
شما زمینه ی تغییر رو برای من ایجاد کردین، شما کمکم کردین مشکلم باز بشه و...
سه شنبه 09 شهریور 89, 16:35
سلام پرناز عزیزم، شرمنده من می دونم صبح یه مقدار تند رفتم.
- اول از همه یه چیز رو بگم، پس فردا، خدا هر کی رو به جای خودش مواخذه می کنه، به شمای فرزند می گه آیا دستور من رو اجرا کردی که گفتم به پدر...
سه شنبه 09 شهریور 89, 07:19
سلام دوست خوبم
موضوع شما، خیلی ذهن من رو به خودش مشغول کرد، نتونستم منتظر بمونم و تصمیم گرفتم همه ی حرفام رو برات بنویسم. امیدوارم که با دقت بخونی و روشون فکر کنی.
توی کل خونواده دو تا ایراد اصلی...
سه شنبه 09 شهریور 89, 06:14
سلام خواهر خوبم
من تاپیک شما را تقریبا خوندم، واقعاً باید بهتون آفرین بگم، خیلی خوبه که در برابر مشکلات وایسادین و دارین با این مشکلات می جنگین!
این رو بدونین که خدا به اندازه ی ظرفیت هر کس بش مشکل...
سه شنبه 09 شهریور 89, 00:43
دوستان گرامی،
من الآن داشتم تاپیک یکی از عزیزان رو می خوندم، فوق العاده ناراحت شدم و از خدا می خوام که مشکلش رو حل کنه!!!
من از درگیری با پدرم صحبت کردم!!!!! وقتی تاپیک این عزیز رو خوندم و درگیری...
پنجشنبه 04 شهریور 89, 18:03
از راهنمائی همه دوستان ممنون.
فرهنگ عزیز، به نظر من
اول از همه این روش یعنی پاک کردن صورت مسئله،
دوم از همه من از اونجایی که شنونده ی خوبیم، خیلی ها با من در باره ی مشکلاتشون صحبت می کنن،...
پنجشنبه 04 شهریور 89, 06:08
ممنون از لطف همه ی دوستان.
حرفاتون رو کاملاً قبول دارم و اما:
حق باشماست، تقریباً همشون وقتی ناراحت می شن، میان و با من درددل می کنن!!
شما درست متوجه شدین، من نکات منفی رو خیلی برجسته می...
چهارشنبه 03 شهریور 89, 18:01
خیلی از راهنمائی تون ممنونم و اما..
من تقریباً با تمام دوستانم که ازدواج کردن صحبت می کنم، می گن مشکلات فراونی دارن، اصلا اون چیزی نبوده که فکرش رو می کردن و چقدر به من می گن خوش به حالت که...
چهارشنبه 03 شهریور 89, 02:39
سلام به همه ی دوستان همدردی
راستش من چند وقتی هست که با این سایت آشنا شدم،
وقتی توی قسمت اختلافات بین زن و شوهر می رفتم و درگیری ها رو می خوندم، انگیزم برای ازدواج که از بین می رفت هیچ، تازه...