سه شنبه 30 آبان 91, 17:01
به نظرم به پدر شوهرت هشدار بده . تهدیدش در مورد طلاق و بهش بگو. اینکه مدام می ره خونه عمش و بهش بگو. و از او کمک بخواه.
موضوع شما جدیست امیدوارم مدیر همدردی برای شما راهکار خوبی ارائه بده.
چهارشنبه 15 شهریور 91, 15:36
بلو اسکای عزیزم سلام:72:
عزیزم همین جا بنویس. اینجا پره از گوش شنوا. ما گوش می کنیم و میخونیم.:43::46:
با فکر کردن به چیزای خوب به کارای خوبی که قبلا کردی و مورد تایید قرار گرفتی اعتماد به نفست و...
سه شنبه 14 شهریور 91, 16:05
سلام:72:
بهار صبا و مریم از همگیتون ممنون.:46:
پستهای هر کدومتون و چند بار خوندم. حق با شماست و خودمم می دونم که خیلی افکار منفی دارم. من کلا ادمی هستم که خیلی خیال بافی دارم. از بعضی از خیالهام...
یکشنبه 12 شهریور 91, 20:53
سلام
blue sky عزیز به رسم رفاقت اومدم بگم مطلبت و خوندم و بسیار متاسف شدم. در مورد تصمیمت نمی تونم حرفی بزنم چون به قول خودت تصمیم شوهرته نه شما. ولی احساس می کنم از این تصمیم همسرت بسیار راضی...
یکشنبه 12 شهریور 91, 20:38
ویدا جان ممنون که پاسخ می دین.
یکی که برام می گه یا می نویسه که افکارم پوچه هیچ اتفاقی برای همسر و بچه ه ام نخواهد افتاد و ... من تا چند وقت ارومم اون مطالب و م یخونم یا گوش می دم و اروم می شم.
ولی...
سه شنبه 07 شهریور 91, 16:52
ویدا جان:72: ممنون که تایپیک من و در تاپیکهای ضروری قرار دادی و جناب مدیر عزیزتر از جان رو به فکر من انداختی.:46:
جناب مدیر خیلی خیلی ممنون از راهنماییتون و اینکه به تایپیکم سر زدین.
من تمام...
چهارشنبه 01 شهریور 91, 17:29
سلام:72:
جان سخت عزیز اشک منم در اوردی یک روانشاناسی میگفت داغ عزیز هیچ وقت سرد نمی شه تنها بازماندگان بالاجبار عادت می کنن و این و می شه از این حرف شما فهمید که بعد از 20 سال هنوز تو داغ پدرت می...
سه شنبه 31 مرداد 91, 15:20
سلام
صبای عزیز:72: ممنونم از نوشته هات که خیلی ارومم می کنه.:46:
serok عزیز از شما هم ممنونم.:72:
فکر می کنم پروژه درمان من خیلی طولانی هست.:325: یک لیست دارم می نویسم از کارایی که شما گفتین و چند...
پنجشنبه 26 مرداد 91, 00:24
سلام.
این قسمت از زندگیم و براتون می گم تا بهتر مشکلم و درک کنین.
10 ساله که بودم مامانم بر اثر بیماری سرطان فوت شد.(31 سالمه)
پارسال پدرم تو اوج سلامتیش تو خونه ما سکته کرد و فوت شد.
بعد از فوت...
دوشنبه 16 مرداد 91, 17:40
سلام الاله عزیز
تمام مشکلات همسرت تاکید می کنم تمامش برگفته شده از وسواسش هست.
شما اگه بتونی کاری کنی که وسواسش حل بشه باقی مشکلات تا حد زیادی حل میشه. این و از کسی بشنو که سالهای زیادی از عمرش و...
پنجشنبه 24 فروردین 91, 10:22
سلام
دلجوی عزیز ممنون از راهنماییت. مشکل من در خانواده همسرم بی زبونی خودمه. مثلا دیروز خونه مادر شوهرم سر سفره پسرم گفت مامان اب بده. گفتم وسط غذا اب خوب نیست غذات تمام شد می دم. خواهر شوهرم یه...
یکشنبه 20 فروردین 91, 16:01
سلام ممنونم از تمام کسانی که نظر دادن.
من ناراحتیم از اینه که چرا باید شرایطی که پیش میاد و بپذیرم و تحمل کنم. این بچه دوم و قطعا اخر منه. در زایمان اولم اندازه کافی خیلی چیزا رو تحمل کردم دوست دارم...
شنبه 19 فروردین 91, 16:49
سلام
از تبریکاتتون بسیار ممنون.
لیلا موفق عزیز:
از ارامشی که در جملت برام فرستادی بی نهایت ممنون.
شوکای عزیز :
حرفاتون درسته و قبول دارم. ولی مشکلم تمام شدن مواد غذایی نیست. شاید من بد توضیح...
شنبه 19 فروردین 91, 10:05
سلام
اقا حامد عزیز هر چی فکر می کنم اسم بهتری برای مشکم پیدا نمی کنم به سلیقه خودتان تغییرش بدین. مثل
حساسیت های بیش از حد من یا مشکلات من در پایان دوران بارداری. یا دلم می خواد خودم برای خودم...
جمعه 18 فروردین 91, 19:48
سلام به همه دوستان قدیم و جدید همدردی.:72::46:
مدتیست به خاطر شرایط جسمی و روحی خیلی به همدردی سر نزدم.
مدتیست با مشکل جدیدی دست و پنجه نرم می کنم. اول یه کم از خودم بگم تا بیشتر بتونین کمکم کنین:...
جمعه 18 فروردین 91, 19:06
سلام دوست عزیز:72:
فکر می کنم مشکل شما باید حتما توسط یک مشاور حل بشه. ایشان شدیدا این حس و در خودشون سرکوب کردن و می کنن و این حتما باید ریشه یابی بشه تا ببینید دلیلش از کجاس.
اینکه شما دنبال راه...
پنجشنبه 11 اسفند 90, 18:08
سلام بی بی عزیز
مدتیه تو تالار چیزی ننوشتم و بیشتر خواننده خاموشم. ولی خواستم از تجربم براتون بگم.
منم بی نهایت به پدرم وابسته بودم. خواهرم به امر همسرش 2 سالی بود با پدرم رابطه نداشت. از اول هم...