دوشنبه 04 شهریور 98, 08:57
سلام
شما تصور کنید خواهری دارید که سن ازدواجش رسیده و خاستگاری دارد
آیا توقع ندارید باکسی ازدواج کنه که حالا ماشین نه ولی سرپناهی داشته باشه؟؟!
یا شغل مورد اطمینانی داشته باشه؟!
یه مشاوری میگفت...
یکشنبه 19 اسفند 97, 10:21
سلام عزیزم
من شمارو درک میکنم قبلا خودم هم نامزدی داشتم که به دلم ننشسته بود.
اینکه با کسی ازدواج کنیم که به دلمون نشسته سخته و باید زودتر از اینها فکر جدایی میوفتادی شاید
تو همون مراسمهای...
دوشنبه 07 فروردین 96, 09:56
سلام مریم عزیزم ممنونم از دلداریت
در واقع مادرش ادم خوبیه و من رو دوست داره ، اون میدونست که جراحی دارم ولی تاریخش رو نمیدونست مشکل شوهر من بود که بهش نگفت و اون بی خبر بود..
شوهر من ازون دسته...
چهارشنبه 25 اسفند 95, 12:01
چه کمکی بگیرم..
پسره به مادرو پدرم قول داده همجوره مراقبم باشه
اخرین باری که دعوا کردیم سر شیطنتاش بود که من رفتم و گفتم
می خوام جدا بشم گفتم نمیتونم تحمل کنم چون وفاداری برام خیلی مهمه
سه ماه...
سه شنبه 24 اسفند 95, 14:48
نه نمیشه :47:واقعا نمیشه..درسته من عقدم هنوز
مادرم بی توجه به حرفهای من باهاش تماس گرفت ولی جواب نداد!!!
خیلی عصبانی شدم که انقدر بی چشم روئه
سه چهار دفعه باهاش تماس گرفتم تا جواب دادو گفت چیشده...
یکشنبه 22 اسفند 95, 10:14
سلام دوست خوبم
ممنونم که باز هم سر زدی
بگذارید یکم راجب همسرم بگم
همسر من ادمیه 0 یا 100 درباره مادرش براتون مثال میزنم ایشون بسیار مادرشو دوست داره و من به عینه دیدم چقدر بهشون احترام میزاره و...
دوشنبه 16 اسفند 95, 10:40
سلام
شاید در حد مشاوره دادن نباشم اما تجربه دارم در این موضوع
1.وقتی اتفاقی ناخوشایندی می افته تو فامیل مخصوصا تو فامیل همسرتون ازش پنهان نکنید و اولین نفری باشید که موضوع رو براش تعریف میکنه ...
یکشنبه 15 اسفند 95, 09:54
جدی میگی :47:
امیدوارم مشکلت حل بشه همین الان یه ایه کرسی به نیتت خوندم که خدا خودش گره از کارت باز کنه
____________________________________________________________________________
خدا جونم منکه...
یکشنبه 15 اسفند 95, 09:34
سلام دوست خودم مرسی که همراهی میکنید
وقتی پیشمههردو سرجای اصلیمون هستیم و ازین کارها نمیکنه اگر مشکلی پیش بیاد از دلم درمیاره
ولی وقتی منزل خودشونه و اینجا نمیاد نمیدونم چرا اینطوریه ، با کوچکترین...
یکشنبه 01 اسفند 95, 13:02
همیشه می خوام عاشق خودم باشم
میگم نباید حالم وابسته به ادمها باشه
ولی مگه میشه
میشه مگه وقتی عشق زندگیم خطا میکنه و خطاشو به گردن نمیگیره جاش میزاره میره تا برم دنبالش
حالم بد نشه ؟
مگه میشه ؟...
چهارشنبه 03 شهریور 95, 14:05
سه شنبه 02 شهریور 95, 15:12
سلام چه سوال خوبی
بالاخره یکی پست منو خوند
هیچی نشده هرچی فکر میکنم کار بدی نکردم
اره عزیزم سعی کردم یروز که فهمیدم حالش بهتره با نهایت مهربونی گفتم وقتی ناراحتی و چیزی نمیگی من نگرانت میشم دوست...
دوشنبه 01 شهریور 95, 08:56
انگار با یه پسر کوچولوی لجباز سرتق که همش دنبال تلافیه ازدواج کردم
دیگه صبرم تموم شد همونطور که مشاور گفت چند هفته صبر کردم دیگه تموم شدم دیگه نه میپرسم چی شده
چته نه مهربون و شادم نه بهش میگم...
چهارشنبه 27 مرداد 95, 11:28
سلام
من همچنان دارم صبوری میکنم
و تایپیک سوده رو میخونم هرچند تفاوتهای زیادی داریم باهم
سوده اشتباهات زیادی کرده بود همسرش رو از خودش رونده بود شوهرش رفته بود و اونم بچه داشت
اما من...
سه شنبه 26 مرداد 95, 19:58
سلام خیلی ممنون که اپدیت کردید
خیلی کاربردیه اما کاش مثالهای بیشتری داشت
اینکه نوشتید حق رو به همسرمون بدیم حتی اگر حق باهاش نباشه درست من خیلی وقتها اینکارو میکنم و بعدا نظر منفیم رو اعلام...
دوشنبه 25 مرداد 95, 15:53
سلام دوستای گلم
مرسی meinoush عزیزم داشتم مطالعه میکردم سوال برام پیش اومد که گفتم خوبه بپرسم کمکم کنید چشم تمرکزم فلا روی خودمه
مهندس خانوم عزیزم
درسته منم نگران همین موضوع بودم که وقتی...
چهارشنبه 20 مرداد 95, 14:05
اره دیگه نباید حرفهای خانوادم بهش بگم اما تحت فشارم از سمتشون واقعا ناراحت میشم و همسر هی میگه دلیل ناراحتیت چیه مجبور میشم بگم که دیگه نمیگم درست میگید
باور کنید تشویقش میکنم گاهی از سرکار میاد...