پنجشنبه 18 اردیبهشت 93, 11:57
برای شما واقعا متاسفم که هنوز هم حرف خودتو میزنی این همه دوستان راه حل خوب پیش پای شما گذاشتن اما شما هنوز هم اصرار داری روی حرف خودت وایسی،میگی تاوان چیو پس میدم؟من میگم ،شما تاوان بی خردی خودتو پس...
پنجشنبه 18 اردیبهشت 93, 11:27
سلام،چندوقت پیش تو یه عروسی شرکت کردم عروسی فامیلای شوهر خواهرم بود و من هیچکسو اونجا نمیشناختم فقط بخاطر سرگرمی رفتم اما اونجا با یه پسری اشنا شدمو ازش خوشم اومد مهمتر اینکه از خانوادش بخصوص مادر و...
چهارشنبه 17 اردیبهشت 93, 22:15
سلام من از گفته هاتون این طور برداشت کردم که احتمالا برادرتون بخاطر نداشتن اعتماد بنفس ترجیح میده توی خونه بمونه همینطور هم کمی افسردگی مانع انجام کارش خارج از خونه میشه،باتوجه به حرفایی که زدید...
سه شنبه 16 اردیبهشت 93, 20:34
سلام لطفا برای من هم دعا کنید واقعا نیاز دارم اینجا مطرح نکردم ولی مشکلم جدیه.هرشب به نیت رفع مشکل بقیه وخودم تعدادی صلوات میفرستم
سه شنبه 16 اردیبهشت 93, 20:13
کاملا با نظر khaleghezey موافقم،همینطور هم بانظر بیشتر بچه ها موافقم که توی تاپیک قبلیتون هم گفته شد که واقعا شما مقصر بودید،مادر شوهر یه پارتی بزرگ برای عروس حساب میشه کسی که این پارتیو برای خودش...
دوشنبه 15 اردیبهشت 93, 22:50
ببین خواهر من اینکه بگی نمیتونم فراموش کنم از نظر من فقط داری خودتو گول میزنی،انسان اراده داره.میتونه هرکاریو که بخواد انجام بده پس توهم میتونی فراموشش کنی اما باید اول ازهمه خودت بخوای،اینکه اینجا...
دوشنبه 08 اردیبهشت 93, 23:23
سلام دوست عزیز.بنظرم شما ازاول بدون فکرجلورفتی.نبایدباکسی که ندیدیش دوست میشدی وقتی یکیو ندیدی و نمیدونی راست میگه یادروغ چطوری بهش اعتمادکردی؟وقتی میگه من زن دارم بچه دارم همون موقع بایددورشو خط...