چهارشنبه 13 خرداد 94, 23:46
سلام راستش امروز حالم بد بود اصلا نیومدم نت،ممنون که وقت گذاشتی ، ببین راستش من تصمیمم برا طلاق جدی هستش ولی پدر و مادرم هنوز میگن شاید برگردی شرایط 1 درصد بهتر بشه و مدام از مشکلات بعدش حرف میزنن ،...
سه شنبه 12 خرداد 94, 15:43
سلام ممنونم از همتون و تعجب میکنم که به جز یک نفر بقیه بهم پیشنهاد جدایی دادن،راستش من نه از کتک میترسم نه از قرصا و نه ..چیزی که باعث شده مصرانه بگم طلاف اینه که تو خانواده شوهرم زن خیلی خیلی جایگاه...
دوشنبه 11 خرداد 94, 16:22
ممنون که جواب دادین ،من با توجه به عقاید خودم و خانواده ام و شرایط شهر بومی که توش زندگی میکنم حتی 1 درصد به چیزایی که شما میگی فکر نمیکنم من فقط و فقط یه راه دارم اونم ازدواج دومه که با شرایط الان...
دوشنبه 11 خرداد 94, 15:23
سلام
لطفا کمکم کنید 29 سالمه شوهرم 30 . سه ساله ازدواج کردیم.تقریبا بلایی نیست که سرم نیاورده باشه .اول از همه صحبت های خواستگاری رو تقریبا مسایل مهمش رو زد زیرش و گفت قولی نداده.
با هر اختلافی...
یکشنبه 13 اردیبهشت 94, 17:12
مینا جان جدا خوش بحالت دیکتاتوری همسرت فقط در حد دوستات هستش باورت میشه من یه خواستگار دکتر و فوقالعاده پولدار داشتم ازم خواست چادر بپوشم بعضی جاها من قبول نکردم و خواستگاری بهم خورد.بعد الان شوهرم...
پنجشنبه 10 اردیبهشت 94, 23:47
سلام:47:خدا لعنت کنه همه انسان های دروغ گو رو.منم شرایطم مثل شماست .تو خواستگاری بهش گفتم چادری کامل نیستم بعضی جاها میپوشم چون بهم امنیت میده.بهش گفتم من عاشق رفت و آمدم با دوستان ،گفتم من تو خونه...