پنجشنبه 02 شهریور 91, 00:20
سلام
همين؟
هيچ وقت ديگه نخواستي ادامه ي ماجرا رو بدوني؟ هـيچ با اون خانم صحبت كردي بدوني قضيه بچه چيه؟
چهارشنبه 25 مرداد 91, 00:14
مي دونم يه جورايي استقلالت رو گرفتن فكر نميكنن كه تو هم تو زندگي شخصي خودت برنامها و نبازهايي داري هنوز تو رو همون كودك ٢٠ سال پيش ميبينن اكثر والدين همين طورن ما اگه ٧٠ سالمون هم بشه باز هم برا اونا...
دوشنبه 23 مرداد 91, 01:02
سلام
متوجه ام چي ميگي اما نميشه كه هميشه همين وضعيت بمونه؟ ميشه؟ اگه اينجوري ادامه بدي افسردگيت شديدتر ميشه تنها هم كه هستي همه اينها وضع و بدتر ميكنه بايد فورا دست بكار شي و يه تغيير بزرگ تو زندگيت...
دوشنبه 23 مرداد 91, 00:09
سلام عزيزم
نظر من اينه كه تو بخاطر علاقه زيادي كه به همسرت داري نمي خواي خيلي از واقعيات رو قبول كني و يه جورايي توي ذهنت ميخواي قبول كني كه همسرت اون دختر رو نميشناسه٠
اين كه همسرت دختر رو ميشناسه...
یکشنبه 22 مرداد 91, 19:40
سلام دوست عزيزم
رفتار خانواده شما واقعا نگران كننده است و اين رفتار به مرور زمان باعث دلسرد شدن شوهرتان و در نهايت از هم پاشيدگي زندگيتون ميشه٠ پس بهتره تا وضع از اين بدتر نشده و فاصله ها زيادتر...
یکشنبه 22 مرداد 91, 00:41
سلام من دختري هستم ٣٢ ساله با شرايط نسبتا خوب جهت ازدواج (ظاهر-اخلاق-تحصيلات) با مشكلي كه مواجه شدم اينه كه بدون اينكه سطح توقعات بالايي از يك هم[/size]سر ايده ال داشته باشم اما خواستگار مناسبي ندارم...