سه شنبه 21 شهریور 91, 10:30
سلامي دوباره.
از همه دوستاي خوبم كه به تاپيك سر مي زنن و نظر مي دن خيلي خيلي تشكر مي كنم.
دوباره يه مشكل جديد: امروز خيلي اتفاقي فهميدم كه ديروز مادربزرگ شوهرم فوت شدن، ولي دريغ از يه خبر از طرف...
سه شنبه 07 شهریور 91, 11:38
مريم جان خيلي خيلي ازت ممنونم، حرفات يه آرامش خاصي بهم مي ده.
ايشالله هيچ وقت تو زندگيت دچار مشكل نشي.
به راهكارهايي كه مي دي احترام مي زارم و سعي مي كنم انجامشون بدم، برام دعا كن و بازم اگه چيزي...
سه شنبه 07 شهریور 91, 11:33
سلام نيلوجان.
شايد درست نباشه مني كه خودم درياي مشكلاتم بخوام براي شما نظري بدم، ولي يه راهي كه خودم خيلي دوست دارم اگه مشكلاتم حل بشه، امتحان كنم رو مي خوام بهتون بگم.
يه دفتر تهيه كنين و با...
دوشنبه 08 خرداد 91, 09:11
سلام اقليما جان.
من براتون يه ماجرا از دوستم تعريف مي كنم (در ضمن بگم اين دوست من خيلي با سياست هستن): اين دوست من وقتي ازدواج كرد، پدرشوهر نداشت و اينا طبقه بالايي مادرشوهرش مستقر شدن.
دوست من...
سه شنبه 02 خرداد 91, 16:10
سلام بهار عزيز.
مي دونم خيلي سخته كه از شوهرت خيانت ببيني ، سخته كه از شوهرت بي توجهي ببني، سخته جاي تو بودن.
هركسي تو زندگيش داره يه نوع ضربه مي خوره، يكي داره از بي توجهي ضربه مي خوره، يكي از...
سه شنبه 02 خرداد 91, 09:10
گل ياس بزار اولين نفري باشم كه بهت نبريك مي گم.
خيلي خيلي خوشحال شدم. امدوارم از اين به بعد هميشه خوش باشي عزيزم.http://www.hamdardi.net/images/www.hamdardi.com_2.net.jpg
دومين نفر شدم:163:
ولي به...
دوشنبه 01 خرداد 91, 11:47
هيچ كارشناسي هيچ توصيه اي به من نكرد ، پس نتيجه اينكه اينجا فقط براي من، براي همدردي خوبهن نه براي مشاوره . خيلي ممنون از دوستاي ديگه براي همدردي كردن. خداحافظ
شنبه 30 اردیبهشت 91, 15:21
من نمي تونم نظر كارشناسي بدم، ولي به نظرم رو خودتون كار كنين و اگر مي تونين به زندگي با روال عادي خودتون برگردين. خيانت چيز خوبي نيست ، چه از طرف مرد چه از طرف زن.
ايمانتون رو به خدا بيشتر كنين و...
شنبه 30 اردیبهشت 91, 11:26
سلام. ترانه عزيز مي دونم كه چقدر دلت مي خواد بين خونواده ات با شوهرت صميميت به وجود بياد، ولي به نظر من زياد اصرار نكن كه به ديدن خونواده ات بره. تا حد ممكن هم اگه خودت مي توني نري ، نرو، درسته كه...
چهارشنبه 27 اردیبهشت 91, 11:43
چرا بعضي از مردا به راحتي دست رو زنشون بلند مي كنن ، زماني كه مي پرسي چرا مي گن عصباني بودن.
يعني واقعا اينا يه بار روزنامه حوادث دستشون بگيرن ، بخونن كه 50% كشتن ها سر عصبانيت بوده بازم اين كار رو...
سه شنبه 26 اردیبهشت 91, 15:13
مشكل من اينكه كه نفر سوم تو زندگي زناشويي هميشه مادرشوهرم بوده كه هميشه طرفدار پسرش بوده.
بله ، من الان خودم تنهايي پيش روانشناس مي رم، ايشون فقط حرفام رو مي شنوه و فعلا راه حلي ارائه نداده.البته...
دوشنبه 25 اردیبهشت 91, 09:44
من يه تصميم گرفتم، ديروز خيلي فكر كردم و به اين نتيجه رسيدم كه : من درسته از لحاظ مالي و خيلي چيزا به شوهر وابسته نيستم، ولي مردي رو كه انتخاب كردمم مي خوام حامي من باشه، حتي زمانيكه من با خونواده...
یکشنبه 24 اردیبهشت 91, 14:14
تمنا جان شما راست مي گي، منم مقصر بودم، مي دونم اگه وقتي اون به پدر من توهين مي كرد اگه من چيزي نمي گفتم ، قضيه اين ملي نمي شد ولي ، شوهر من درسته بعضي رفتارا رو داره كه خيلي از يه آدم تحصيل كرده با...
یکشنبه 24 اردیبهشت 91, 12:28
امان از دست دخالت هاي بي جا.
از قديم گفتن زن و شوهر دعوا كنن ، احمقان باور كنند.
چرا ما خانما خيلي بيشتر از مردا به زندگيمون علاقه داريم؟ چرا از طلاق مي ترسيم؟
عقلم طلاق رو حكم مي كنه، دلم نه...
شنبه 23 اردیبهشت 91, 13:41
مي دونم چي مي گي عزيزم.
من خودم الان درگير همين موضوع هستم. مي دونم كه اگه الان به 5 سال پيشت نگاه كني مطمئنا مي فهمي رفتارات خيلي تغيير كردن، پس نگو كه نمي توني احساسات رو كنترل كني.
يه چيزي بهت...
شنبه 23 اردیبهشت 91, 12:00
مريم جان خيلي ممنون از دلداري دادنت.
يه سوال: آيا من دوباره مي تونم تو چشماي شوهرم نگاه كنم و بدونم كه هنوز دوستم داره؟
همش صحنه تلفن كردنش جلوي چشمشم هست: مامان جان زودتر فقط بيا منو از دست زنم...
شنبه 23 اردیبهشت 91, 11:36
سلام اقليما جان.
من دركت مي كنم . نمي دونم براي چي اين آقايون بعد از ازدواج تازه يادشون مي افته كه مادري هم تو زندگيشون بوده.من هميشه به همسرم مي گم منو جاي خودم دوست داشته باش و مادرت رو جاي خودش....