چهارشنبه 29 شهریور 91, 08:07
سلام گلاره
خوش اومدی به همدردی
میتونی یه مثال برامون بیاری؟ چی میشه که عصبانی میشه؟
دوشنبه 27 شهریور 91, 08:49
علی جان،
نمیدونم شبکه های کفار رو نگا میکنی یا نه.
ولی من و تو 1 یه برنامه ای داره خیلی جالبه.
یه خانومیه که به خونواده هایی که با بچه هاشون مشکل دارن کمک میکنه.
چند قسمتش رو ببینی خیلی کمکت...
چهارشنبه 15 شهریور 91, 18:43
آیا قبول داری همون قدر که تو حق داری بچه بخوایی و مسئولیتش رو بپذیری، همون قدر هم همسرت حق داره که بچه نخواد و مسئولیتی نپذیره؟
اگه قبول داری، پس میدونی که قضیه ی بچه آوردن 50-50 هستش.
تو 50 خودت...
چهارشنبه 15 شهریور 91, 13:18
نیما جان اینکه ناراحتی نداره برادر من،
هر کسی یه جوری راحته.
چهارشنبه 15 شهریور 91, 13:10
خوش خبر،
در جریان تاپیک های دیگه ات بودم و یکی دو بار برات نوشتم.
شاید یکی از دلایلی که دوستان چیزی نمیگن اینه که تجربه ای توی این زمینه نداشتن. ناراحت نباش.
به تفاوت تاپیک 6 ماه پیشت و تاپیک...
پنجشنبه 26 مرداد 91, 10:58
این بنده خدا مشکلش مال سال 90 بوده ها.
الان یه ذره دیره دوستان :310:
دوشنبه 16 مرداد 91, 17:40
راستش رو بگم یه مدت هست از یکی از دوستای شوهرم خوشم میاد اما این در حد اینه که من میدونم و هیچ چیزی بینمون نیست
[/quote]
خیلی خوشحالم که صادقانه جواب دادی.
ببین باران، من از نوع نوشتنت حدس زدم...
دوشنبه 16 مرداد 91, 14:59
باران به همدردی خوش اومدی.
لطفا به این سوال صادقانه جواب بده:
پای کس دیگه ای توی زندگیت باز نشده؟ در هر سطحی، فرق نداره.
سه شنبه 10 مرداد 91, 08:53
به این دوستانی که دعاهاشون نگرفته بفرمایید: لابد پیش خدا اجر و قربتتون انقدر بالا نبوده که دعاتونو مستجاب کنه.
راستش وقتی دعا نمیگیره مشکل از دعا کننده اس، نه شما :305:
دوشنبه 09 مرداد 91, 08:31
از طریق بزرگتر ها و ریش سفید و اینا هیچ اقدامی کردین؟
یکشنبه 08 مرداد 91, 09:12
روسا،
مشخصه که دختر فهمیده و منطقی ای هستی و این خیلی خوبه.
توی اتفاقی که برات افتاده اولین چیزی که مهمه، خود تویی.
اینکه چرا این اتفاق افتاده و . . . هم مهمه. ولی توی مراحل بعد.
میدونم که خیلی...
چهارشنبه 31 خرداد 91, 15:47
از ته دل خوشحالم و برات آرزوی خوشبختی دارم سارا.
چهارشنبه 24 خرداد 91, 13:07
بهار نمیفهممت،
حرفات تناقض داره.
یه جا میگی:
یه جا دیگه میگی:
بلاخره علاقه به چیز خاصی داری یا نداری؟
اگه علاقه ی خاصی نداری از چی می خوایی زجر بکشی یا لذت ببری؟
نمی فهمم.
چهارشنبه 24 خرداد 91, 08:06
بهار،
من یه مدت دچار وسواس فکری شده بودم.
از خونه که میومدم بیرون، یه ربع دم در وایمیستادم و فکر می کردم که از کدوم راه برم، که زودتر برسم.
بعد هی مسیرهای مختلف رو میسنجیدم از 1000 بعد.
احتمال...
سه شنبه 23 خرداد 91, 14:48
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به هیچ وجه فعلا ازدواج نکنین. نه با ایشون، با هیچ کس دیگه ای. ایشون هم همین طور.
اول تکلیف جمله ی بالا رو مشخص کنین.
چهارشنبه 17 خرداد 91, 16:54
سارا،
خوشحالم که هنوز اینجایی.
تصور میکردم با شنیدن حرفای من و بقیه ی دوستان بزاری بری. ولی این نشونه ی خوبیه و قابل تحسینه.
آدمی که می خواد از یه زندگی بیاد بیرون و جدا بشه، به شدت دچار مشکلات...
چهارشنبه 10 خرداد 91, 17:08
سارا،
به همدردی خوش اومدی.
من یه مردم و به مراتب بیشتر از تو با احساسات و عواطف و روحیات هم جنس های خودم آشنایی دارم.
تو الان یه وسیله ای، فقط یه وسیله و نه بیشتر. عشق و عاشقی و شیفتگی و دیوانگی و...
دوشنبه 08 خرداد 91, 18:53
سرافراز،
انتخاب با خودته. آیا دوس داری موضوعی که ذهنت رو مشغول کرده توی یه زمان مناسب و تحت شرایط مناسب مطرح کنی و نتیجه ی مطلوب بگیری، یا اینکه می خوایی هرطوری شده با هر راه ارتباطیی که هست حرفت رو...
دوشنبه 08 خرداد 91, 17:09
سرافراز،
هر وسیله ی ارتباطی برای نوعی از ارتباط مناسبه و باید توی استفاده ازشون به ماهیتشون توجه کنی.
مثلا فرض کن یه بنده خدایی خونه اش آتیش گرفته باشه. بعد خیلی شیک لپ تاپشو باز کنه و یه ای-میل به...
یکشنبه 07 خرداد 91, 08:27
Hugo
توی عنوان تاپیکت نوشتی "بهترین راه فرار رو نشون بدین".
راستش راه های فرار خیلی بستگی داره به اینکه از چی می خوایی فرار کنی.
بگو از چی می خوایی خلاص شی و فرار کنی. مطمئن باش سریعترین راهش رو...
یکشنبه 07 خرداد 91, 08:15
جومایل،
به همدردی خوش اومدی.
در مورد سوال تاپیکت (آیا میتونم بخشی از زندگیم را برای خودم نگه دارم)، جوابت مثبته. شما حق داری کل زندگیت رو برای خودت نگه داری. ولی به همراه مسئولیت هات. مسئولیت هایی...