چهارشنبه 18 خرداد 90, 13:40
دوست عزيز سلام
جالبه ما نقاط مشترك يا به عبارتي مشكلات مشترك زيادي داريم
راستش من هم اين مشكلات رو داشتم اما الان برام كمرنگتر شدن
اماراهكاري كه من استفاده كردم اينها بوده
1/سعي كردم باشوهرم...
دوشنبه 16 خرداد 90, 13:03
دوست عزيز مطالب شما رو خوندم ويك سري اشتباهات شما رو در اين موارد ديدم كه يكي يكي عنوان مي كنم:
1/بزرگترين اشتباه شما اين است كه سعي مي كنيد گلايه هاي شوهرتون رو پيش خانوادش ميكنيد. ببين گاهي اوقات...
سه شنبه 27 اردیبهشت 90, 11:10
اونها بااين رفتارهاشون فقط ميخوان شما رو بترسونن.ولي اونها بايد بدونن براي ارتباط با شما بايد از در محبت وارد بشن وبا زودگويي به جايي نمي رسن.سعي كنين كوتاه نياين وحتي الامكان باهاشون رودر رو نشين...
دوشنبه 26 اردیبهشت 90, 08:13
به نظر من شما نبايد بريد.به شوهرتون هم بگيد كه بچه رو هم نبايد ببره .ولي اگه ديدين خيلي پافشاري كرد لجبازي نكن وبگو بامسووليت خودت ببرش. مطمين باش كه نه اون ونه خانوادش نمي تونن از پس يه نوزاد بدون...
چهارشنبه 21 اردیبهشت 90, 10:54
دوست عزيز اميدوارم راهكاري كه بهتون پيشنهاد ميكنم به دردتون بخوره
من فكر مي كنم شما بايد مهارتهاي جنسي رو به خوبي ياد بگيريد ووقتي كه با شوهرتون خوب هستيد ومشكلي باهم نداريد اون رو به اوج لذت جنسي...
چهارشنبه 21 اردیبهشت 90, 09:17
دوست عزيز
درمورد مشكل اولتون بهتره اول از شوهرتون بخواين كه اين مساله رو با خانوادش مطرح كنه وبهشون بگه كه براي مهمون دعوت كردن بايد باشما مشورت وهماهنگي كنن وبهش بگيد اگه اين كار رو نكنه شما...
یکشنبه 04 اردیبهشت 90, 14:16
سلام
ببخشيد ميدونم كه از كس ديگه اي پرسيديد ولي من هم دوست دارم نظرم رو بگم
راستش من اگر جاي شما بودم اين پول رو ميدادم. ميدونيد چرا ؟
فرض كنيد شما پولتون رو پس انداز مي كنيد وباهاش اون چيزي كه...
یکشنبه 28 فروردین 90, 12:35
دوست عزيز منم مشكل شما رو داشتم .اما خوشبختانه مشكلم تا حد زيادي حل شد .نميدونم كارهايي كه من كردم براي شما جواب ميده يا نه اما تجربياتم رو در اختيارتون ميگذارم اميدوارم كه مفيد واقع بشه
1/قبل از...
سه شنبه 24 اسفند 89, 10:38
من فكر ميكنم اينكه هميشه شما براي آشتي پيش قدم ميشيد اشتباهه.بايد سعي كنيد درمواقعي كه احساس ميكنين حق باشماست (مثلا وقتي دارين بچتون رو شير ميدين واون گوشيش رو ميخواد وبعدش قهرميكنه )شما براي آشتي...
چهارشنبه 18 اسفند 89, 09:08
دوست عزيز همونطور كه دوستان گفتن حتما شوهر شما نكات مثبت زيادي هم داره وگرنه شما حاضر نميشديد با اون ازدواج كنين.
اما اينكه شوهرتون توي تصميم گيريهاش شما رو دخيل نميكنه چيه؟
من فكر ميكنم احتمالا...
سه شنبه 10 اسفند 89, 15:37
ما براي اعضاي خانواده مان فقط نقش مشاور را داريم واجازه دخالت صدد درصد را درزندگي آنها نداريم.هر كس خودش مسوول زندگي خودش است.شايد معيارهاي خواهرتان با شما متفاوت است.ممكن است در آينده كسي به...
سه شنبه 12 بهمن 89, 12:24
سايه عزيز من مطالبتون رو خوندم. راستش من چند ساله كه ازدواج كردم.شوهرم اصلا آدم احساساتي نيست .راستش اوايل خيلي از اين موضوع در عذاب بودم.اما يه چيز هميشه به من قوت قلب ميداد واون اين بود كه شوهرم...