پنجشنبه 21 اردیبهشت 91, 14:06
بالهای صداقت :43:
نازنین 1 :46:
آنی عزیز و فرشته مهربان هم که لازم به تعریف نیستن :72::72:
یکشنبه 17 اردیبهشت 91, 21:57
سارای عزیز
هر چه زودتر : :160::160::160:
اونم نه آروم آروم!
ضربتی تمومش کن.
بهش بگو دیگه نمیخوام باهم رابطه داشته باشیم و دیگه بعد اون به هیـــــــــــــــــــچ عنوان باهاش ارتباط برقرار نکن حتی...
پنجشنبه 14 اردیبهشت 91, 14:41
بلو اسکای عزیز:43: خوندن کتاب "نیمه تاریک وجود" از دبی فورد رو بهت پیشنهاد میدم.... خودم دارم میخونم و واقعا برام مفید بوده و حس میکنم تو این شرایط بهت خیلی کمک کنه... اگرم حوصله خوندن کتابو نداری...
سه شنبه 15 شهریور 90, 14:50
به نظر من وصال عشق رو زیادتر هم میتونه بکنه! همه چیز بستگی به خود ادم و طرف مقابلش داره. اینکه افتهای زندگیشو بشناسه و به موقع ریشه کنشون کنه.
خوشبختانه من و همسرم که الان تو پنجمین سال زندگیمون...
چهارشنبه 15 تیر 90, 23:35
سلام آسیه عزیز! خوش اومدی:43:
در مورد مشکلت... فکر کنم اول باید مطمئن بشی ایشون از همسرش جدا شده ( نه اینکه میخواد جدا بشه و....) و بعدش در مورد ازدواج باهاش فکر کنی.
پنجشنبه 19 خرداد 90, 19:52
به شخصه از گفتار طنزشون خیلی لذت میبرم . همین طنز از تلخی بعضی حقایقی که میگن کم میکنه ...
پستهاشونو دوست دارم و هروقت میبینم ارسال جدید دارن یه سرکی میکشم ببینم چی نوشتن!
پنجشنبه 19 خرداد 90, 16:50
همسرم مرد مسوولیت پذیریه
متعهده
نجیبه
فهمیده و منطقیه
باهوشه
هوای احساسات منو داره
خیلی خوب درکم میکنه
دست و دلبازه
در کنار صمیمتی که باهم داریم با نهایت احترام و ادب باهام برخورد میکنه...
پنجشنبه 19 خرداد 90, 00:42
یکشنبه 04 اردیبهشت 90, 21:10
چهارشنبه 31 فروردین 90, 21:34
خب تقریبا 9 ماه از اولین پستی که توی این تاپیک زدم میگذره و خدا رو شکر خییییییلیییییییی بهتر شدم. توی این مدت رو خودم کار کردم و سعی کردم وقتی کسی چیزی بهم میگه که بهم برمیخوره اول از همه به این فکر...
سه شنبه 30 فروردین 90, 14:48
سبکتکین عزیز یکی از دلایل اینکه توی روحیه ات و فکراتو و... اینقدر نوسان داری اینه که تصمیم قطعی نگرفتی که چیکار کنی. یه روز تصمیم میگیری که مهریه اتو ببخشی و منتظر بشی ببینی چی پیش میاد . روز دیگه...
چهارشنبه 17 فروردین 90, 00:05
بهت تبریک میگم بلو اسکای عزیز:43: :227:
دوشنبه 15 فروردین 90, 16:16
یادمه یه بار تو دوران نامزدی همسرم اومده بود دم خوابگاهمون دنبالم . وقتی اومدم بیرون و دیدمش کلی از نگاه کردن بهش - که اتفاقا اونروز از همه روزا خوشگلتر و خوشتیپتر شده بود - داشتم لذت میبردم که یهو...
شنبه 13 فروردین 90, 01:20
مهتاب جون باورت میشه امرورز به یادت بودم و میگفتم ایکاش مهتاب بیاد فروم:310:
خیلی خوشال شدم که پست گذاشتی:43:
پنجشنبه 11 فروردین 90, 18:59
سابینای عزیز کل تاپیکتو - و تاپیک قبلیتو - خوندم. تلاشهایی که واسه نگه داشتن زندگیت تا الان کردی قابل تحسینه. ارزو میکنم هرجه زودتر مشکلاتت حل بشه و به زندگیی که لایقش هستی برسی. امیدوارم دوستانی که...