سه شنبه 24 فروردین 89, 09:44
سلام به همه دوستانم
میخوام شما اولین کسایی باشید که این خبر رو میشنوید:
من دارم مامان میشم.
امیدوارم همه خانمهای این تالار این لذت رو حس کنند. ممنونم.:72:
چهارشنبه 28 بهمن 88, 09:25
سلام به همگی
نمیتونم به شما دوستان عزیز این خبر رو ندم که شنبه عروسی دانه عزیزمونه. بیایید همه ما واسه خوشبختی این دوست عزیز و زحمتکشمون دعا کنیم.
دانه جان امیدوارم که همیشه خوشبخت و سربلند باشی....
پنجشنبه 21 آبان 88, 09:00
سلام عزیزم
خوش اومدی
با خانواده همسرت هم رفت و آمد ندارید؟ یا حتی دوست خانوادگی؟
دوشنبه 09 شهریور 88, 08:46
سلام عزیزم
عزیزم با مچ گرفتن تو فقط روتون به هم باز میشه و شاید اتقاقی که نباید بیفته. اگه زندگیتو دوست داری به دنبال مچ گرفتن نباش.
سعی کن محیط خونه رو آروم نگه داری. به خودت برسی و بیشتر از قبل...
یکشنبه 08 شهریور 88, 09:54
سلام دوست عزیزم:72:
فکر نمی کنی حساسیت خودت باعث بروز این مشکل ها شده؟ دلیل نداره واسه همه چیز به اونها توضیح بدی یا اینکه هر روز با اونها تماس بگیری. تو و همسرت میتونید هر شهری که دوست دارید برید...
یکشنبه 11 مرداد 88, 06:07
سلام دوستان عزیزم
من بالاخره مستقل شدم. خواستم این خبر خوش رو به همه شما بدم. با اینکه خیلی سختی کشیدم ولی دست از خواسته ام بر نداشتم تا به چیزی که میخواستم رسیدم.
سه شنبه 06 مرداد 88, 05:53
از علتهاي مهم خيانت رنگ باختن عشق و علاقه ، احساس جذاب نبودن همسر ، سهل انگاري زنان در برخورد قاطع با رفتارهاي مشكوك يا خيانت اثبات شده مردان ، بروز اخلاق و رفتار تحمل ناپذير ، بروز عقده هاي جنسي ،...
یکشنبه 04 مرداد 88, 08:50
ممنون نقاب عزیز
من به هیچ وجه چنین قصدی ندارم . من فقط میخوام هرچیزی به جای خودش باشه.
از شما بسیار ممنونم.:72:
یکشنبه 04 مرداد 88, 08:01
سلام به همه دوستان عزیزم
بالاخره من به آرزوم رسیدم و داریم مستقل میشیم. دیشب همون خونه ای رو که میخواستم اجاره کردیم و انشاءالله تا چهارشنبه اسباب کشی میکنیم.
ممنونم دوستان عزیز از راهنمایی...
چهارشنبه 31 تیر 88, 05:50
آنی جان تسلیت من را بپذیر. امیدوارم خدا به شما صبر عاجل عنایت فرماید.
چهارشنبه 17 تیر 88, 08:08
آنی عزیزم
بودن در کنار پدر و روحیه دادن به دیگران ملزم به داشتن انرژی زیادی میباشد.
ما بی صبرانه منتظر بازگشت شما هستیم :203:
موفق باشی. :72::72:
چهارشنبه 17 تیر 88, 07:22
سلام به همه دوستان
من یه جشن ازدواج خیلی معمولی داشتم. گرچه خودم به همسرم پیشنهاد کردم که فقط مراسم عقد بگیریم که من لباس بپوشم ولی شام ندیم همسرم قبول نکرد.
ولی خوشحالم که مراسم داشتیم اون لباس رو...
چهارشنبه 17 تیر 88, 07:14
مرسی محمد جان
تو هم یکی از بهترین اعضای این تالار هستی