به انجمن خوش آمدید
  • Login:
صفحه 12 از 16 نخستنخست ... 2345678910111213141516 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 111 تا 120 , از مجموع 158
  1. #111
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 09 شهریور 97 [ 14:40]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,560
    امتیاز
    55,062
    سطح
    100
    Points: 55,062, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,138

    تشکرشده 14,071 در 2,550 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    296
    Array

    RE: مشاوره برای همه

    30/2/1388

    الان که حکم طلاق داره صادر میشه ، همسرم چراغ سبز ، برای تغییرات مثبت در زندگی از خودش نشون میده ،
    به نظرتون اگر به همسرم یک فرصت دیگه بدم و دنبال ادامه دادگاه نروم ، بعدا پشیمان نمی شوم؟



    طبق آنچه گفته اید شما تحت تاثیر احساسات شدید، و بدون دقت به همه معیارهای مهم و دخیل در ازدواج دست به انتخاب زده اید و صرفا به لحاظ احساسی كه برای شما پیش آمده سریعا تصمیم گرفته اید. لیكن كم كم كه امواج احساسی فرو نشسته است متوجه ضعفهایی در همسرتان شده اید. اما با جرو بحثهایی كه با او داشته اید نتیجه نگرفته اید و در نهایت با حمله ای كه به شما داشته اند ، ‌ایشون را ترك كرده اید و روانپزشك او را مشكل دار شناخته و دارو داده است،‌لیكن او دارو مصرف نكرده است و اكنون كه متاركه كرده اید و كار به دادگاه رسیده اید او تمایل به تغییر نشان می دهد.



    تا اینجا حداقل شما 50 در صد مقصر بوده اید، چرا كه این شما بوده اید كه چنین انتخابی را انجام داده اید. اما در حال حاضر نباید مجددا اشتباه مرتبه اول را نكنید. یعنی اینكه:

    در انتخاب همسر صرفا از روی احساس شیفتگی و شیدایی بدون توجه به جوانب مسئله دست به انتخاب زده اید. (و این اشتباه احساسی بوده و مشكل ساز شده است.)، پس حالا نباید تحت احساس عصبانیت و ناراحتی دوباره یك طرفه و بدون توجه به جوانب دست به جدایی و طلاق احساسی بزنید.


    راه جدایی و طلاق برای شما بسته نیست. لیكن در زندگی باید تلاشهای خود را جهت ساختن زندگی كامل انجام دهیم. اگر نتیجه بخش نبود سپس آخرین راه را برویم.

    اما تلاشهای شما باید منظم و برنامه ریزی شده باشد. با جرو بحث و قول و قرار تنها مشكل حل نمی شود.

    اگر تمام مسائلی كه در مورد همسرتان گفته اید دقیقا مصداق داشته باشد. او باید تحت درمان و مشاوره قرار بگیرد و در این مسیر شما هم به عنوان همسر باید به او كمك كنید و در كنارش باشید.

    شما می توانید شرط پذیرفتن او را پیگیری درمان و پیشرفت در درمان قرار دهید.

    مسئله احساس گناه وقتی سراغتون می آید كه بر اساس احساس انتخاب كنید و بر اساس احساس طلاق دهید و بعدا از اینكه تمام تلاشهای خود را نكرده اید پیشیمان شوید.



    برای اینكه دچار احساسات منفی نشوید:

    ‌بهتر است كه هم اكنون راهكارهای منطقی را بكار گیرید.(مثلا شرط گذاشتن كه یك دوره فرایند رواندرمانی را ایشون طی كنند.)

    نكته مهم اینست كه انتظارات شما از همسرتون و زندگی هم به نظر می رسد سطح بالا باشد. به هر حال در هر زندگی حتما نقاط ضعف عمده ای وجود خواهد داشت. كه اگر انرژی گذاشته شود بتدریج می تواند این نقاط منفی كاهش یابد..



    خلاصه و نتیجه گیری:

    در حضور بزرگان و نزدیكان، یا در محل دادگاه تعهد كتبی از او بگیرید كه به طور منظم در جلسات رواندرمانی برای بهبود زندگی شركت كند و تكالیف و اقدامات لازم را انجام دهد. همچنین در قبال زحماتی كه او برای زندگی می كشد، شما هم متعهد می شوید كه به جای جدل و بحث و دعوا،‌در كنارش باشی ، او را همراهی كنید و كمكش كنید كه ارتباطات مثبتی با هم پیدا كنید.

    به او می گویید طی یك فرجه 6 ماهه تا یكساله اگر طبق مشورت با روانشناس بالینی ، جلسات مثمر ثمر نبوده و ایشون روی تعهداتشان نبودند آنگاه جدایی اجتناب ناپذیر خواهد بود.



    پیشنهاد می دهم جلسات مشاوره را حتما با یك روانشناس بالینی (با توجه به مشكلات فردی همسرتون كه اشاره كردید)، شروع كنید و حتما شما هم در جلسات حضور پیدا كنید. چرا كه فرستادن یك طرفه او و عقب ماندن شما اولا موجب برانگیختن احساسات منفی در او می شود، ثانیا انگیزه تغییر را در او كاهش می دهد. همچنین تغییر مسئله لحظه ای نیست. و منتظر نباشید یك ماهه تغییر چشمگیری ببینید. اما اگر امیدوارانه و پرتلاش و مستمر جلسات را پیگری كنید ، از ساخته شدن زندگی به دستان خودتان لذت خواهید برد.



    حتما در جلسات منظم شركت كنید، و حتما پس از 6 ماه هر راهی را انتخاب كنید،‌با احساسات مثبت خواهد بود و احساس گناهی در پی نخواهد داشت.



    نكته: مسئله دوست داشتن تحت تاثیر عملكرد همسرتان اتفاق می افتد. رفتار ، گفتار و احساساتی كه او بروز داده است احساس محبت شما را كاهش داده است. اگر با تغییرات تدریجی او رفتار و گفتار و احساساتش كم كم تغییر كند متوجه می شوید كه مجددا به او علاقمند شده اید.




  2. 3 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (جمعه 26 خرداد 91)

  3. #112
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 09 شهریور 97 [ 14:40]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,560
    امتیاز
    55,062
    سطح
    100
    Points: 55,062, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,138

    تشکرشده 14,071 در 2,550 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    296
    Array

    RE: مشاوره برای همه

    31/2/1388

    تمام سعی ام را برای تربیت فرزنم می کنم ،
    اما او اصلا رفتار معقولی از خودش نشان نمی دهد و نسبت به همه چیز بی تفاوت هست






    یكم:

    به نظر می رسد در ارتباط با فرزندتون، عملا در احساس ورزی افراط كرده باشید. همچنین ممكن است بیش از اندازه روی تربیت او متمركز شده اید. و این توجهات او را مركز ثقل خانواده شما كرده است. و او نیز با فراست این را فهمیده است، لذا از موقعیت خود برای كامیابی و لذت جویی افراطی بهره می برد.

    دوم:


    پدر و مادر نه با حرفهای خود، بلكه با روشی كه در برابر كودك اتخاذ می كنند، او را تربیت می كنند. مهم نیست چه انتظاری از فرزندت داری و چه توصیه ها و یاراهنمایی هایی دارید. بلكه مهم اینست كه او چگونه با نتیجه كارهایش مواجه می شود.
    به این معنی كه:

    اگر روش صحیحی ها را كه مد نظر شما نیست و او به جا نمی آورد در آخر چه می شود؟ آیا نتایج ناخوشایند در پی دارد؟ یا اینكه او بالاخره با فشاری كه به شما می آورد به نتیجه مطلوب خود می رسد!!!!!!!!!

    سوم:

    برای تربیت فرزندتان، شما باید از قدرت و توانایی های عملی خود بهره بگیرید و زیاد از كلام استفاده نكنید. شما منبع مالی، حمایت اقتصادی،‌اجتماعی ،‌تحصیلی و ... فرزندتان هستید.

    او باید بیاموزد هر كس در منزل نقشی دارد و به ازای این نقش و مسئولیتی كه انجام می دهد به نتایج دلخواه دست می یابد.

    مثلا پدر شاغل هست، و كمك مالی تهیه می كند...

    فرزند هم در قبال تحصیل و كمكهای كه در منزل انجام می دهد، پول تو جیبی، هزینه تحصیل و ... دریافت می كند.

    پس اگر فرزندی مشخصا بی تفاوت به وظایفش هست، باید بسیار تدریجی و كم كم پول توجیبی اش كاهش یابد، خدمات اضافی مثل هزینه پارك، لباس،‌ اسباب بازی و ... هم به مرور حذف می گردد.

    یعنی فرزند باید بداند كه بی مسئولیتی منجر به نتایج نامطلوب می شود و فشار و چانه زنی نتیجه ای را در بر نخواهد داشت.
    ممكن است شما و همسرتان به خاطر بی حوصلگی ناشی از نداشتن فرصت کافی و خستگی، حوصله غرغر كردنهایش را نداشته باشید و كوتاه بیایید و این باعث جری تر شدن او می شود.



    چهارم:

    بند سوم به معنای این نیست كه با نوجوان وارد درگیری شویم. یا دعوا راه بیندازیم. به عكس، احترام او را كاملا حفظ می كنیم، هیچ گونه تحقیر و اهانت نسبت به او انجام نمی دهیم. روی صفات مثبتش متمركز شده و تایید می كنیم. و احترام او را همواره نزد خودمان و دیگران حفظ می كنیم. اما در عمل كاملا به او تفهیم می كنیم كه صرفا در ازای رعایت قوانین خانواده و انجام نقش فرزندی به او خدمات می دهیم.



    پنجم:

    همان طور كه در بند اول گفتم شما ممكن است زیادی روی او حساس شده باشید و نخواهید او هیچ اشتباهی بكند. لذا باید توجه كنید كه خواسته هایتان نسبت به او بسیار منطقی و محدود باشد. لازم نیست كه در هر كار او دخالت كنید و از او هر لحظه خواسته و مطالبه ای داشته باشید.

    نوجوانان گاهی رفتارهای تعارض گونه نشان می دهند، در این گونه موارد خونسرد و با احترام برخورد كنید. اما قاطع باشید. یعنی كاملا او را توجیه كنید كه كوتاهی در مسئولیت های اصلی اش منجر به كاهش خدمات شما می شود.

    برای او راه را باز بگذارید كه اگر در انجام مسئولیتهایش بیشتر تلاش كرد،‌خدمات بیشتری از شما بگیرد.

    مثلا كمك در كار منزل، انجام كارهای فردی و .... باعث می شود كه شما هم مثلا پول توجیبی اش را بیشتر كنید.



    خلاصه و نتیجه گیری:

    شما باید حساسیت خود را نسبت به خرده مشكلات فرزندتان به شدت كاهش دهید، و از برخورد های رودر رو و همسطح با او اجتناب كنید. (به هیچ وجه با او وارد مشاجرات و جدل و نشوید.)



    به خاطر اینكه منبع مالی و قدرت خانواده هستید، با قاطعیت و با احترام او را متوجه كنید كه با رعایت قوانین ثابت خانواده می تواند از امكانات بیشتری بهره مند شود و در صورت بی تفاوتی، خدمات به او كاهش می یابد.



    همواره در كلام و رفتار با او بسیار محترمانه برخورد كرده،‌ حرمتش را حفظ كنید، و تحمل بالایی نسبت به او داشته باشید و نقاط مثبتش را برجسته كنید. لیكن در عمل وقتی كه به حرفهایتان توجه نمی كند، پول و تفریح و جواب به خواسته هایش را كاهش دهید و به هیچ وجه تحت فشارهای او كوتاه نیایید و همچنین عصبانی نشوید و بی احترامی به هیچ وجه نكنید.



    دقت كنید، نباید خودتان را تحت فشار قرار دهید كه به هر قیمت او همانگونه كه دوست دارید تربیت شود. به هر حال او هم تصمیم گیر هست و باید بعضی وقتها تاوان اشتباهاتش را بپردازد. لذا این تاوان دادن را به آرامی در خانواده به او بیاموزید، با قطع خدمات به هنگام بی توجهی به قوانین خانواده. مواظب باشید با اعمال فشار او كوتاه نیایید.



    پول تو جیبی مستقیما امری لازم بر پدر و مادر نیست. بلكه مهم تامین نیازهای اصلی فرزندمان هست،‌آنهم با توجه به اینكه او نیز وظایفش را انجام دهد.

    اگر وسیله ایاب و ذهاب به مدرسه، تغذیه و نیازمندیهای اصلی فرزند فراهم هست، پول تو جیبی باید بیشتر به عنوان مشوق به كار گرفته شود تا فرزندمان انگیزه انجام اعمال مورد نظر ما را داشته باشد.

    هر چیزی كه مرتب تكرار شود عادت می شود. اگر شما مرتب فرزندتان را تفریح می برید، برایش خرید می كنید، پول تو جیبی می دهید و ....، او اینها را وظیفه شما می داند. بلكه باید این اقلام را متناسب با انجام وظایفش به او بدهید.









  4. 5 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (جمعه 26 خرداد 91)

  5. #113
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 09 شهریور 97 [ 14:40]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,560
    امتیاز
    55,062
    سطح
    100
    Points: 55,062, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,138

    تشکرشده 14,071 در 2,550 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    296
    Array

    RE: مشاوره برای همه

    6/3/1388

    نقش والدین از نظر حمایت مالی هنگام ازدواج فرزند پسرشان


    توصیه ما به والدین اینست كه هنگام ازدواج فرزندانشان، كمی عقب تر بایستند. تكیه گاه باشند، حمایت كنند، لیكن در موارد مختلف (مثل انتخاب همسر، مسائل اقتصادی و ...) نقش اصلی را به عهده نگیرند. و اجازه دهند خود فرزندانشان با مسائل زندگی دست و پنجه نرم كنند و استقلال خود را تمرین عملی كنند.

    اگر شما نیز چنین كنید،‌ در مورد مسائل مالی و اقتصادی باید این مفهوم را برای پسرتان روشن كنید. تا او به طور شفاف تری نظر دختر را جویا شود.

    قطعا شما با فرزندتان تفاوت نظر دارید.مثلا ممکن است پسرتان این دختر خانم را فردی قانع می داند، لیكن شما او را تحت نفوذ والدین می دانید. حالا اگر شما در عمل ، حمایت زیاد مالی خود را به شكل معقول و منطقی كاهش دهید( در حدی كه در تناسب با آن دختر خانم باشد،‌نه توقعات خانواده اش)، در اینجا دیگر پسرتان و آن دختر خانم باید نسبت به این وضعیت عكس العمل نشان دهند. اگر از طرف دختر خانم پذیرش بود. حق با پسرتان هست و دغدغه شما كاهش می یابد. اما اگر فشارهای خانم به هر جهت افزایش یافت، فرضیه شما بر پسرتان عملا اثبات می شود.

    به این نكته مهم توجه كنید:

    افراد می توانند برای ما كیسه بدوزند، لیكن این ما هستیم كه دست به انتخاب می زنیم كه آیا در كیسه آنها چیزی اضافه بریزیم یا نه!!!
    یعنی اگر در اینجا سوء‌ استفاده ای پیش بیاید، ‌دو طرف دخالت دارند. یك طرف طعمكار، و طرف دیگر: برانگیزاننده طمع

    پس شما می توانید نقش خودتان را از نظر مالی بسیار كمرنگ كنید،‌تا عملا متوجه بشوید كه این ذهنیت شما در مورد كیسه دوزی آنهاست. یا واقعا وقتی كیسه شان پر نمی شود عقب نشینی می كنند.


    در كنار پاسخ بالا به این مسئله هم عنایت داشته باشید كه به جای ذهن خوانی و اینكه مشكلات را درون خود بریزیم یا حدس بزنیم، باید مسائل را شفاف كنیم. یعنی پسر شما باید به طور شفاف با آن دختر خانم صحبت كند و بگوید كه از او انتظار استقلال دارد. و در این استقلال باید خواهش مادی خود را كاملا شفاف بیان كند. (پسرتان هم باید مستقل عمل كند و به دختر بگوید كه چه میزان خرج و مخارج را تقبل می كند.)، خجالت كشیدن، در لفافه صحبت كردن، به كنایه حرف زدن، و زیر زبان كشیدن و اینگونه تعاملات اولیه منجر به سوء‌تفاهم می شود.


    خلاصه و نتیجه گیری:

    یكم :

    نقش اصلی انتخاب و تصمیم سازی را مخصوصا در مسائل مالی به پسرتان بسپارید و حدود مخارجی را كه مناسب می دانید، پیشنهاد بدهید یا تایید كنید. و به ریز مخارجهای آنها ورود نكنید. بگذارید پسرتان به صورت مستقل با توجه به مبالغی كه در اختیارش قرار داده اید مسائل مالی اولیه را مناسب شان خود و همسر آینده اش تنظیم كند.

    (اگر پسر شما از نظر مالی كاملا مستقل هست و خودش تصمیم به خرج دارد، شما صرفا راهنمایی های لازم و مشاوره را به او بدهید، لیكن با امر و نهی و فشار بر او مانع تصمیم گیریهایش نشوید.)



    دوم:

    از پسرتان بخواهید كه به طور شفاف با دختر خانم صحبت كند و از او بخواهد نظر صریحش را در مورد مخارج و نحوه اداره زندگی بگوید و بر اساس همان هم پسرتان تصمیم گیری كند. تا مسائل مشخص شود.


  6. 6 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    اقای نجار (شنبه 29 فروردین 94), بالهای صداقت (چهارشنبه 21 تیر 91)

  7. #114
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 09 شهریور 97 [ 14:40]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,560
    امتیاز
    55,062
    سطح
    100
    Points: 55,062, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,138

    تشکرشده 14,071 در 2,550 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    296
    Array

    RE: مشاوره برای همه


    20/3/1388

    کاربردی کردن آموخته های انتخاب درست ، برای داشتن یک ازدواج مناسب


    مقدمات چهارگانه ذیل كه در قالب مثالهای عملیاتی آورده می شود به چگونگی بهره بردن از آموخته هایمان به منظور انتخاب صحیح کمک می کند.

    یكم :

    ما آدمها در مسائل مالی و سایر جنبه های پیدای زندگی می پذیریم كه هر چیزی هزینه ای دارد. اگر بخواهیم پزشك بشویم، سالها درس می خوانیم و حتی اگر تمایل به خواب ،‌خوراك و خوش گذرانی داریم وقتهای زیادی خودمان را محدود می كنیم و با كم خوابی و درس خواندن زیاد هزینه پزشكی را می پردازیم. اگر بخواهیم سرویس طلایی داشته باشیم ،‌ پولهایی را كه به زحمت به دست آورده ایم و برایش ارزش قائل هستیم به راحتی به طلافروش می دهیم تا طلا را به دست آوریم.

    چون پذیرفتیم كه همیشه خواسته هایمان در مقابل پرداخت هزینه های خاص خودش،‌محقق می شود.

    از طرفی می دانیم كه هزینه ها متناسب با آن خواسته ماست. وقتی كه برای خرید یك شكلات حاضر نیستیم 100000 تومان بدهیم ،‌لیكن برای خرید یك منزل ممكن است 200 میلیون نیز هزینه كنیم.

    پس :
    الف) قبول هزینه ها
    ب ) متناسب بودن هزینه با خدمات و خواسته هایمان


    این دو مورد، موضوعات مهمی هستند و باید به خاطر داشته باشیم كه ، در زندگی هم این قوانین جریان دارد
    .



    دوم:
    ما در زندگی متوجه می شویم به غیر از رنگ سیاه و سفید رنگهای دیگری هست. هم چنین پذیرفته ایم هر شی و موقعیتی در دل خود علاوه بر مزایا ممكن است معایبی هم داشته باشد.
    وقتی شما یك ماشین سواری با سرعت بالا و شیك می خرید كنار این امتیاز این عیب را هم دارد كه نمی توانید مانند كامیون با آن حمل بار داشته باشید یا مثل اتوبوس 40 نفر سوار آن شوید.
    همچنین وقتی به خاطر محدودیت مالی منزل كوچكی و دست دومی می خرید متوجه می شوید ناقصی ها یا خرابی هایی دارد اما با توجه به وضعیت مالی خود چنین انتخابی را می كنید. یعنی می پذیرید همیشه مزایا و معایب برای مورد انتخاب شما هست.

    سوم:

    در مورد ازدواج به ازای هر شرطی كه به عنوان معیار برای همسر آینده تعیین می كنیم به صورت تصاعدی حق انتخابهای خود را محدود می كنیم.

    مثال
    - شما اگر بخواهید فقط با یك آقا/خانم ازدواج كنید شاید جامعه آماری شما به 15 میلیون نفر برسد و حق انتخاب شما زیاد باشد.
    - اگر بخواهید این آقا/خانم سنش 5 سال از شما بزرگ/کوچکتر باشد جامعه آماری شما به 3 میلیون كاهش می یابد.
    - و چون شما می خواهید با یك آقا/خانم مجرد ازدواج كنید ، 2 میلیون دیگر هم كه متاهلین هستند حذف می شوند. و جامعه آماری به 1 میلیون می رسد.
    - اگر بخواهید تحصیلاتشان بالاتر/پایین تر از شما باشد ..... به 500 هزار نفر می رسد.
    - اگر بخواهید متغیر مذهبی در آن لحاظ شود به 100 هزار نفر
    - بخواهید وضعیت مالی خوبی داشته باشند به 10 هزار نفر
    - این فرد به طریقی در محیط شما باشد كه زمینه آشنایی پیش بیاید به 1000 نفر
    - از نظر قیافه بپسندید به 100 نفر می رسد
    - از نظر اخلاق بپسندید،‌20 نفر
    - او هم شما را بپسندد به 2 نفر و
    - ....
    -.....
    - ..... و


    البته این اعداد فقط مثال هست می خواستم در بند سوم متوجه بشوید كه چگونه ما حق انتخاب خود را می توانیم محدود كنیم ،‌چون می خواهیم همه معیارها را داشته باشیم. و وقتی معیارها از یك حدی بالاتر می رود عملا با مجموعه تهی روبرو می شویم.



    چهارم:
    معیارها ، توانایی ها، و شرایط مثبت خود مانیز بسیار مهم هست. یك دختر یا یك پسر باید ظرفیت ها ، پتانسیلها و شرایط مطلوب خود را به درستی ارزیابی كند. هر نقطه مثبتی شانس مثبت بیشتری برای انتخاب شدن و انتخاب كردن می دهد.



    نتیجه گیری با توجه به مقدمات چهارگانه فوق

    بر اساس بند یكم: (نتیجه مقدمه اول)

    شما دقت كنید كه ازدواج برای شما چه میزان ارزش دارد،‌اگر واقعا ارزشش بالاست باید هزینه برای آن بپردازید و شاید این هزینه بالا باشد. ممكن است هزینه آن بی توجهی به بعضی خواسته هایت باشد یا تن دادن به بعضی تغییرات به شرطی كه این ازدواج و آن شخص معیارهای مناسب شما را داشته باشد.


    بر اساس بند دوم: (نتیجه مقدمه دوم)

    سعی كنید بپذیرید كه هر انتخابی انجام بدهید كامل نخواهد بود و پیشاپیش باید آمادگی داشته باشید كه بعضی عیوب و ضعفها در فرد باشد. لذا بیدرنگ خواستگار خود را به خاطر یك ضعف رد نكنید، بلكه باید همه مزایا و معایبش را بررسی و در كل نتیجه بگیرید. (جهت مطالعه بیشتر : انتخاب صحیح، شیوه حل مسئله و تعارضهای ما )

    بر اساس بند سوم(نتیجه مقدمه سوم)
    اگر توقعات و انتظارات و شروطت را اضافه كنی دایره انتخابت را به عدد صفر نزدیك می كنی.
    لازم هست با یك مشاور خانواده مشورت كنید و چند معیار اساسی و مهم را به عنوان ضرورت در نظر بگیرید و در سایر معیارهای دست دوم كوتاه بیایید.

    بر اساس بند چهارم (نتیجه مقدم چهارم)
    اگر بخواهیم خواسته بالایی داشته باشیم،‌در كنار موارد فوق باید درآمد و هزینه های آنرا كسب كنیم ، لذا افزودن به توانایی ها و شرایط مثبت خودمان شانس انتخابمان را بالا می برد. این توانایی ها می تواند مهارتهای اجتماعی،‌تحصیلات، ورزش، هنر، معاشرت، حسن خلق، و سایر خصوصیات مطلوب باشد.

    چون همانطور كه شما به دنبال فردی با مزایای بالا هستید، دیگران هم همین طور فكر می كنند.

    جهت اطلاع بیشتر در زمینه بند سوم و چهارم نیاز هست جلساتی مستمر با یك مشاور خانواده داشته باشید كه هم انتظارات و توقعاتت نسبت به ازدواج منطقی شود و معیارهای دقیق و مناسبی را برای انتخاب در نظر بگیرد. و همچنین مهارتهای لازمی كه بعضی از آنها اشاره كردم در این جلسات كسب كنید و تمرین كنید.


    مقالات ذیل در این خصوص می تواند به شما كمك نماید:

    بيراهه ها در انتخاب همسر

    آیا تو نیمه گمشده من هستی؟


    مبحث شیرین و مهم" انتخاب همسر"

    قبل از ازدواج، توقعاتتان را ارزیابی کنید


  8. 4 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (جمعه 28 مهر 91)

  9. #115
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 09 شهریور 97 [ 14:40]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,560
    امتیاز
    55,062
    سطح
    100
    Points: 55,062, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,138

    تشکرشده 14,071 در 2,550 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    296
    Array

    RE: مشاوره برای همه

    17/5/1388

    دوستش دارم ، عاشقشم ، اما خانواده هامون می گویند : نه، مناسب همدیگر نیستید !


    مشكلات شما جزء مشكلات رايج آشنايي هاي امروزي هست ، اگر به انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر در تالار همدردي سري بزنيد متوجه مي شويد تا چه اندازه اينگونه مشكلات شيوع دارد.

    علت اساسي چنين مشكلاتي اينست كه فرد به صورت وارونه مسير ازدواج را طي مي كند. به جاي اينكه ابتدا به صورت رسمي و دقيق به شناسايي دست بزند و با هماهنگي خانواده هاي طرفين به بررسي جوانب ازدواج بپردازد و سپس دست به ازدواج بزند و خودشان و احساساتشان را به هم تقديم كنند. عكس اين اتفاق مي افتد. يعني افراد مسئله را مانند يك جرم از همه مخفي مي كنند و احساساتشان را نسبت به هم بروز مي دهند و بعد به خاطر اين دوست داشتن همه مسائل يكديگر را مثبت ارزيابي مي كنند و بعد هم قصد ازدواج مي كنند. فرايندي كه بسيار ريسك بالايي دارد.


    اما راهكارهاي مناسب براي شما:

    يكم:‌
    نياز هست كه خانواده ها مطمئن شوند كه اين يك مسئله احساسي و گذرا نيست. به اين منظور بايد:

    الف: از عجله و اصرار بر اين امر خودداري كنيد. احساساتي بودن با عجله بودن همراه هست. لذا وقتي عجله نمي كنيد و آرام و خونسرد هستيد، بهتر مي توانيد خانواده را متقاعد كنيد.

    ب: احساساتي بودن با عصبانيت ، بدخلقي ، ناراحتي و قهر و ... همراه هست. اگر شما براي متقاعد كردن خانواده بگوييد احساساتي نيستيد باور نمي كنند، مگر اينكه خيلي با آرامش ، شادابي، خونسردي و گذشت با خانواده در ارتباط باشيد.

    ج: افراد احساساتي حاضر نيستند جزء به احساسات خود فكر كنند. لذا مرتب نظر خودشان را توضيح مي دهند و اصرار مي كنند. شما اگر مي خواهيد به خانواده تفهيم كنيد كه در مورد ازدواج منطقي فكر مي كنيد بايد اجازه دهيد كه كسان ديگر در اين ميان وارد شوند.

    مثلا به جاي اينكه فقط خودتان مرتب به خانواده در اين مورد اصرار كنيد. پيشنهاد بدهيد كه به كمك يك مشاور متخصص خانواده فرايند ازدواج شما دو نفر بررسي شود و بگوييد كه نظر متخصص را مي پذيريد.

    د: افراد احساسي به نوعي نشان مي دهند كه در هر صورت كوتاه نخواهند آمد. شما اگر واقعا احساساتي نيستيد بايد به خانواده اتان اين را ثابت كنيد چگونه؟

    به آنها بگوييد كه صد در صد اصرار نداريد فقط با او ازدواج كنيد. اما طي بررسي هايي كه كرده ايد ايشان نقاط مثبت زيادي دارد. و البته نقاط ضعف و منفي هم دارد. براي آنكه آنها نگويند كه اين فقط نظر شماست، حتما آنها را ترغيب كنيد كه اين مسئله به همراهي يك مشاور خانواده متخصص بررسي شود.



    هـ : در نهايت مهمترين فاكتور موثر در حل اين مسئله صبوري هست. يعني وقتي شما بدون اصرار فرصت به آنها و خودتان مي دهيد، مي توانيد به راه حلهاي تاثير گذار خودتان به مرور در آينده بپردازيد.

    مهم اينست كه براي كاهش حساسيت خانواده ها، طي اين مدت ارتباط خودتان را با آن شخص به شدت كم يا يا حتي قطع كنيد.



    دوم:

    طي مدتي كه صبور مي مانيد و به دنبال راه حل مي گرديد، شروع كنيد و سواد ازدواج خود را بالا ببريد. قبول مي فرماييد كه يك ارتباط دختر و پسري مساوي با ازدواج نيست. در ازدواج معيارهاي مهمي بايد ارزيابي شود. براي اين منظور مي توانيد هم به تنهايي با مشاوران خانواده به صورت حضوري جلسه داشته باشيد و به شناخت معيارهاي اساسي ازدواج بپردازيد.
    يا مي توانيد از طريق لينكهاي ذيل و مطالعه دقيق آنها به شناخت معيارهاي مناسب ازدواج دست پيدا كنيد.

    اگر چنين هستيد، صبر كنيد ازدواج نكنيد

    نظريه اسناد در انتخاب همسر

    باورهاي منطقي در انتخاب همسر
    معنای ازدواج – رابطه عشق و ازدواج
    ساير مقالات آموزشي ازدواج در سايت همدردي

    ساير مقالات آموزشي ازدواج در تالار گفتگوي همدردي



    خلاصه و نتيجه گيري:

    به نظر مي رسد با توجه به سن، موقعيت و شرايط شما و شخص مورد نظرتون، و همچنين تفاوت خانواده ها و نظر مخالف خانواده هاتون، اكنون زمان مناسبي براي ازدواج شما نباشد. لذا نياز به صبر داريد.

    طي اين زمان بايد هم به صورت انفرادي و هم به اتفاق خانواده به مشاوره خانواده مراجعه فرماييد.
    (براي اينكه خانواده شما مطمئن باشد كه قصد داريد با چشم باز ازدواج كنيد نه از روي احساس)

    همچنين توصيه به مطالعه مقالات آموزشي ازدواج در سايت و تالار همدردي داريم.

  10. 4 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (جمعه 28 مهر 91)

  11. #116
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 09 شهریور 97 [ 14:40]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,560
    امتیاز
    55,062
    سطح
    100
    Points: 55,062, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,138

    تشکرشده 14,071 در 2,550 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    296
    Array

    RE: مشاوره برای همه

    تاريخ 17/5/1388

    معیارهای تیتروار اما اثرگذار در ازدواج


    لازم به ذکر است ، چنانچه شخصی آگاهی کاملی برای ازدواج ندارد و در واقع هنوز سواد کافی را برای ازدواج کسب نکرده است ، می بایست ديدگاه فرد و توقعاتتش نسبت به ازدواج و نحوه انتخاب تغيير اساسي پیدا کند . به گونه ای که توجه فرد به يكي از معيارهاي ازدواج باعث نشود ،‌معيارهاي ديگر كمرنگ شوند.

    احساسات مثبت در ازدواج و انتخاب همسر مهم هست. اما در كنار اين معيارها بايد ساير خصوصيات همسر نيز مورد بررسي قرار گيرد.
    اين معيارها، متنوع و فراوان هستند كه من به چند مورد آن اشاره مي كنم.

    يكم: تطابق فرهنگي

    دوم: تطابق تحصيلي

    سوم: تطابق اقتصادي

    چهارم: تطابق مذهبي

    پنجم: تطابق انتظارات از زندگي

    ششم: تطابق ديدگاه در مورد وظايف زن و شوهر در زندگي

    هفتم: تطابق شخصيتي و رواني

    هشتم : انعطاف پذيري

    نهم : مسئوليت پذيري

    دهم: مهارتهاي ارتباطي و كنترلي

    يازدهم : احساسات مثبت و جذابيت نسبت به يكديگر

    و ....


    بکاربردن معیارهای فوق:

    الف)
    چنانچه دو فرد در بیشتر معیارهای مهم ، تطابق لازم را نداشتند ، احتمالا احساس مثبت درشان به وجود نمی آید .به همين خاطر هست که عدم تناسب ها در معيارها منجر به احساس فاصله مي شود.

    مثلا در مورد مسئله حساسيت متفاوت روي حجاب در دو خانواده ، منجر به پیش آمدن بافت مذهبي متفاوت و انتظارات متفاوت می شود. و مسلما در آينده تعارض و اختلافاتي را زن و شوهر و همچنین خانواده هایشان در مورد اينگونه مسائل خواهند داشت.


    ب)
    همچنین عدم توجه به لزوم داشتن اشتراکات معیارهای فوق در طرفین ، و نیز مجذوب احساسات تند ابتدای آشنایی شدن، باعث ناهمگوني احساسي بين زن و مرد می شود؛ که متاسفانه اين ناهمگوني معيارهاي ازدواج موجب خواهد شد روز به روز نه تنها احساسات دونفر همسو نشود، بلكه از هم فاصله نیز بگيرند.
    مثلا وقتی یکی از طرفین ، تحت احساسات شديدي واقع شده است، كوتاه آمدنهاي يك طرفه ايشان مي تواند نشاندهنده اين باشد كه اكنون او خودش نيست. يعني خود واقعي اش را ناخودآگاه در برابر طرف مقابل مخفي ساخته است،‌چون دوست دارد وی را به دست آورد.
    اما توجه به این نکته ضروری است که:
    معلوم نيست پس از ازدواج به همين مقدار كوتاه بيايد، همراه باشد، و صرفا ديدگاه و نظرات طرف مقابل را در راس كار قرار دهد. در آن وقت تفاوتهاي اساسي بین زن و شوهر آشكار شده و اين فاصله احساسي بيشتر خواهد شد.



    خلاصه و نتيجه گيري:

    براي بررسي و شناخت بيشتر و قطعي تر نياز هست كه تمام معيارهاي ازدواجي را كه مورد اشاره قرار دادم،‌ بررسي شود. (مثلا با مراجعه به يك مشاوره خانواده)

    تفاوتهاي اصولی كه در بدو آشنایی دیده می شود( هرچند جزئی) را جدی بگیرید چراکه موجب نگراني بوده و هشداري هست كه توجه كافي را مي طلبد.

    و در مورد احساسات نياز هست كه كمتر روي آنها متمركز شويد و اين معيار احساس را در كنار معيارهاي ديگر مورد ارزيابي قرار دهيد.

    >>>> و در آخر متذکر می شوم که بايد معيارها و توقعات و انتظاراتتون را نسبت به زندگي واقعي طرح كنيد نه ايده آلي.






  12. 4 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (جمعه 28 مهر 91)

  13. #117
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 09 شهریور 97 [ 14:40]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,560
    امتیاز
    55,062
    سطح
    100
    Points: 55,062, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,138

    تشکرشده 14,071 در 2,550 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    296
    Array

    RE: مشاوره برای همه

    تاریخ 8/6/1388

    وقتی زن ، مسئولیت اقتصاد خانواده را بر دوش می کشد، چه رخ میدهد و نحوه برون رفت از این مشکل چیست



    جمله معروفی هست که می گوید: «حمایت افراطی درماندگی می آموزد» ، به این مفهوم که وقتی زن بیشتر از مسئولیت خود به عهده می گیرید، شوهرش را به سمتی سوق می دهد که از زیر بار مسئولیت، شانه خالی کند. لذا از همان وقت که زن به جای شوهرش منبع تامین مالی زندگی می شود یعنی (با کمکهای مالی خودش) به همسرش عملا آموزش می دهد ، که من هستم و شما می توانید بی خیال و بی مسئولیت به زندگی خود ادامه دهید. .


    کاری که به صورت کاربردی می تواند به این دسته زنان کمک کند این است که
    این زنان نقش اقتصادی خود را به مرور و خیلی با ظرافت کاهش دهند. لازم نیست که زن مستقیما به همسرش بگوید که قصد کار کردن ندارد. اما نباید عملا هزینه های زندگی را تامین کند.

    اما چنانچه زن به صورت افراطی تمایل به انجام مسئولیت های اقتصادی در خانه را داشته باشد، این را باید بداند که تا وقتی زن بار اقتصادی خانواده را به دوش بکشد، شوهر هم از خود تلاشی نشان نخواهد داد.

    حال برای رهایی از چنین مسئله ای چه باید کرد؟
    در پاسخ باید گفت : زن ابتدا باید از ترس های موهومش آزاد شود.اگرچه زن می تواند همچنان کاملا ذلیلانه و یک طرفه زندگی را اداره کند و هر روز کوتاه بیاید و زمینه استثمار خودش را به شوهرش بدهد، اما این به نفع زندگی و حتی شوهرش نیست.
    هرشخصی مسئول انتخابهای زندگی اش هست.
    یک زن همینطور که شوهرش را انتخاب کرده است، هم اکنون روش زندگی با شوهرش را نیز انتخاب می کند ، پس بهتر است که به شیوه درست با او برخورد کند اگرچه ممکن است او خوشش نیاید. روش درست اینست که یک زن به عنوان همسر ،به اندازه سهم خود در زندگی تلاش کند.


    خلاصه و نتیجه گیری:
    برای بازگرداندن مسئولیت تامین مالی زندگی به شوهر، زن باید موارد زیر را انجام دهد:

    یکم: ابتدا باید ترس از دست دادن این زندگی را از سر خود بیرون کند تا شهامت درست زندگی کردن را پیدا کند. و گرنه همیشه باید در این زندگی باج دهد تا همسرش بی مسئولیت نسبت به زندگی باقی بماند.

    دوم:
    برای شوهرش کاملا شفاف ، قاطع و مودبانه روشن کند که مسئولیت تامین مالی زندگی به عهده اوست. و فقط وقتی زن حاضر به کمک مالی به شوهرش هست که او هم گامی را بردارد.
    بهتر است زن به شوهرش بگوید حاضر است به میزان فعالیت های مالی او و تامین مخارج، به همسرش کمک کند، لیکن اگر شوهر فعالیت های خود را کاهش دهد، زن نمی تواند سهم او را نیز به عهده بگیرد.

    سوم: تا وقتی زن به این فکر باشد که به هر قیمتی، فقط این زندگی را ادامه دهد ، شوهرش نیز از این وضعیت سوء استفاده می کند.
    زن باید محکم شده و نقش خود را به شدت کم کند. و با کمبودهای احتمالی کنار بیاید.

    برای کسی که بی مسئولیت هست بهترین عمل اینست که اطرافیان او را به انجام مسئولیت وادار کنند.


  14. 3 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (شنبه 29 مهر 91)

  15. #118
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 09 شهریور 97 [ 14:40]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,560
    امتیاز
    55,062
    سطح
    100
    Points: 55,062, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,138

    تشکرشده 14,071 در 2,550 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    296
    Array

    Re: مشاوره برای همه

    8/6/1388


    وقتی مرد ، به خطا می رود و دچار لغزش در زندگی می شود ، و سرخورده و پشیمان به سمت زن خویش باز می گردد ، نقش همسر در پذیرفتن یا نپذیرفتن شوهر به خطا رفته چیست و برای ساختن کانون زندگی از نو ،چه رفتاری می بایست در پیش گرفت؟



    درک می کنم که این وضعیت چقدر روی شما تاثیر منفی داشته است و برای شما دلسردی ایجاد کرده است. شما لطفا برای مقابله با وضیعت پیش آمده به نکات ذیل توجه فرمایید:

    یکم:

    بر خودتان مسلط باشید تا بتوانید با خونسردی به بهترین شیوه این مشکل را مدیریت کنید. وقتی عصبی باشید و احساس فشار کنید ممکن است رفتاری غیر منطقی نشان دهید و نتوانید به خوبی اوضاع را تغییر دهید.

    دوم:


    خیلی زود قضاوت نکنید. تصور نکنید که همه چیز در زندگی شما پایان یافته و مشکل همسرتان به معنی عدم احساس او به شماست. بلکه این را به حساب ضعف همسرت بگذار که باید به او کمک کنید تا جلوی لغزش خودش را بگیرد.

    سوم:

    با او بسیار شفاف، قاطع و جدی صحبت کن، لیکن باید مودبانه، محترمانه و دوستانه باشد. هنگام گفتگو با او به هیچ وجه از زبان خشونت، درگیری و ... استفاده نکن.

    برای او تصریح کن که به هیچ وجه نمی توانی بی تعهدی او را تحمل کنی، و مسئولیت حفظ این زندگی با اوست. به او بگو حاضری که بهش کمک کنی تا از این لغزش که در آن قرار گرفته است بیرون بیاید.

    خیلی او را تحویل نگیر، کوتاه نیا، اما با او فحاشی و دعوا و اخم راه نینداز. چنانچه حمایت مالی در زندگی دارید کم کردن کمک مالی اقدام مفیدی خواهد بود ، اما این مسئله را برایش فاش نساز و به صورت تلویحی و ملایم نقش اقتصادی خود را کاهش بده.

    چهارم:


    سعی کن همبستگی درون خانوادگی را با برنامه هایی افزایش دهید. زمینه با هم بودن را بیشتر کنید. ارتباطات فامیلی ، میهمانی، پارک رفتن، سینما رفتن و ... را بیشتر کنید.

    تا جایی که ممکن است حضور خودتان در خانواده پر رنگ تر باشد.



    پنجم:


    قول او را مبنی بر رها کردن این مسئله بپذیر و به او نشان بده که باز هم می توانی به او اعتماد کنی و از خطایش بگذری. سعی کن به او اعتماد به نفس بدهی و به او گوشزد کنی که قوی هست و می تواند از چنین چاله ای درآید. مرتب نقاط ضعفش را بهش یادآوری نکن و او را در نظرش یک فرد هوسباز ضعیف جلوه نده. او برای تغییر خودش نیاز هست که خودش را قوی بداند.

    به او بگو باور داری که بتواند از این وضعیت خارج شود و حاضری به هر ترتیب در کنارش باشی و به او کمک کنی.


    ششم:


    برای اینکه بتوانی نقش خود را در بند پنجم قوی ایفا کنی، باید دست از تجسس ،پلیس بازی و تفحص برداری. به موبایلش سرک نکش، جیب هایش را نگرد، او را تعقیب نکن و مرتب به او زنگ نزن و با دلهره با او صحبت نکن.

    به او بگو او مسئولیت اعمالش را دارد. و باید برای زندگی خویشتنداری بیشتری از خود نشان دهد. و شما حاضر نیستی نقش پلیس بازی کنی. و او هم باید نقش منفی خود را ترک کند و متعهدانه در کنار شما و برای فرزندتان انرژی بگذارد. به او تاکید کن که شما و فرزندتان خیلی بیشتر از هرکس دیگر نیاز دارید که در کنارتان باشد.



    هفتم:


    از او بخواه که به اتفاق هم به جلسات حضوری مشاوره بروید تا از این تنگنا زندگی هم عبور کنید.



    خلاصه و نتیجه گیری:


    دقت کنید فقط با داشتن آرامش و خویشتنداری می توانید بر اوضاع کنترل داشته باشید. لذا بسیار محترمانه و مودبانه ، اما در عین حال قاطع و شفاف از او بخواهید این مسئله را کنار بگذارد و برای کمک از مشاور خانواده کمک بگیرد. به او بگویید که شما بار دیگر تحمل چنین مسائلی را در زندگی نخواهید کرد.

    دست از تجسس بردارید و ارتباطات و همبستگی درون خانواده ای را شدت بدهید.
    زمینه گفتگو بدون دعوا و درگیری را زیاد کنید. و مرتب نیاز فرزندتان و خودتان را به وجودش مورد تاکید قرار دهید. او باید بداند چقدر خانواده به او دلبستگی دارد و به او نیاز دارد.



    ویرایش توسط بالهای صداقت : دوشنبه 25 شهریور 92 در ساعت 21:53

  16. 4 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (سه شنبه 02 آبان 91)

  17. #119
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 09 شهریور 97 [ 14:40]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,560
    امتیاز
    55,062
    سطح
    100
    Points: 55,062, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,138

    تشکرشده 14,071 در 2,550 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    296
    Array

    RE: مشاوره برای همه

    یک زن متاهل هستم ، اما با مرد دیگری ارتباط برقرار کرده ام و نمی توانم از این وضعیت بیرون بیایم



    متاسفانه مساله که عنوان شد ، اعتياد ويرانگري هست. رشد تدريجي اين مشكل و قطور شدن درخت تنومد احساسات ،‌قدرت قطع آن را از شما گرفته است.

    وضعيت شما اكنون شبيه كسي هست كه درد آپانديس او را گرفته است و هر لحظه احتمال تركيدن آن و فوت وجود دارد.

    خب چاره چيست؟

    همانطور كه يك فردي با آپانديس حاد با دارو هاي خوراكي درمان نمي شود و نياز به جراحي دارد. همانطور كه يك معتاد پيشرفته با نصيحت و .... درمان نمي شود. مشكل شما هم به يك جسارت در حد جراحي نياز دارد.

    در واقع شما بايد اقدام به قطع پل كنيد. يك جراحي خطرناك و سريع....

    يكم:

    راههاي ارتباطتون را شناسايي كنيد.

    مثلا: تلفن، محل كار، ميهماني، ايميل، مكاتبه، قرار حضوري و ....

    پس از آن، ارتباط را از ريشه در بياوريد و تخريب كنيد،‌نه اينكه از ساقه قطع كنيد. مثلا در مثالهاي بالا:

    - واگذار و فروش تلفن همراه. (نه اينكه شماره همراه خود را عوض كنيد،‌كلا بدون تلفن همراه باشيد)

    - از كار خود استعفاء دهيد يا حداقل براي مدت زيادي مثل 6 ماه تا يكسال مرخصي بلند مدت بگيريد.

    - به هر بهانه اي به محل مهماني يا جايي كه امكان ارتباط مي دهيد، نرويد.

    - سعي كنيد كامپيوتر خود را بفروشيد. يا حداقل اينترنت خود را قطع كنيد.


    و به هر حال هر گونه ارتباط را قبل از شروع يعني قبل از نقطه آغاز بايد قطع كنيد. نه اينكه وسيله و راه ارتباطي باشد و شما بخواهيد ميانه راه برگرديد.


    دوم:

    نكته مهم اينست كه يكبار براي هميشه بايد اين ارتباط را قبل از انجام بند يك تخريب كنيد. به اين منظور بايد طي يك تماس تلفني با جسارت فراوان او را تهديد كنيد و او را متهم كنيد كه قصد اغفال شما را كرده است و هم اكنون همسر شما به اين مسئله شك كرده و پي برده است و قصد دارد كه هم آبروي آنها را ببرد و هم زندگيشان را به آتش بكشاند.،
    تهديد شما بايد بسيار بي رحمانه ، قاطعانه و كوتاه باشد. نبايد توضيحات اضافي و دلسوزانه در آن مستتر باشد. شما بايد در چند جمله بسيار كوتاه ترس و اضطراب سنگيني را بر او حاكم كنيد.

    که این کار دو فايده دارد:

    الف) اين جراحي موجب مي شود كه او هم از ترس آبرو و جان و زندگي خود عقب بكشد.

    ب)‌ به خاطر اين عمل ، حتي اگر در دفعات بعد وسوسه هم بشويد، نمي توانيد به راحتي برگرديد.



    سوم:


    جايگزين كردن هدفهاي واقعي،‌قابل دسترس و عالي در زندگي فردي به نحوي كه اين خلاء‌ احساسي شما پر شود.

    هم اكنون بالاترين قله اي كه در ذهنتان هست،‌ يك مرداب متعفني هست كه زندگي دنيا و آخرتتون را تهديد مي كند. بدون جايگزين كردن هدفي واقعي و قابل دسترس نمي توانيد اين خلا را تكميل كنيد.

    به اين منظور نياز هست كه حتما با يك مشاور مجرب به صورت حضوري مشاوره داشته باشيد و در طي جلساتي شخصيت و معناي زندگي شما ارتقاء يابد و انتخابهاي عالي جايگزين وضعيت فعلي شما شود.


    خلاصه و نتيجه گيري:


    نياز به جراحي داريد يعني كانالهاي ارتباطي را قبل از شروع مسدود كنيد (نه از ميانه راه)،‌ همچنين تهديد و ارعاب قوي و بيرحمانه قبل از قطع ارتباط ضروري هست. در نهايت جايگزين كردن اهداف قابل دسترس و عالي و دلگرم كننده و بازنگري در شخصيتتان و كمك گرفتن از يك مشاور مجرب و به صورت حضوري اجتناب ناپذير است.



  18. 5 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (جمعه 28 مهر 91)

  19. #120
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 09 شهریور 97 [ 14:40]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,560
    امتیاز
    55,062
    سطح
    100
    Points: 55,062, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,138

    تشکرشده 14,071 در 2,550 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    296
    Array

    RE: مشاوره برای همه

    16/6/1368

    علاقه به همجنس ، رابطه ام آلوده نیست ، اما چگونه راه برون رفت را پیدا کنم؟


    متاسفانه مشكل رايجي هست.
    معمولا در سنين جواني با رشد خصوصيات عاطفي و رمانتيك جوانان ، مسائلي در احساسات و رفتار جوان پيش مي آيد كه بسته به شرايط او متفاوت است.
    گاهي اين انرژي هاي رمانتيك و عاطفي روي جنس مخالف سرمايه گذاري مي شود و در صدد ارتباط عاطفي با يك دختر (يا پسر ) بر مي آيند،‌گاهي هم به صورت مبهم و گنگ در ارتباط با همجنس شكل مي گيرد.
    اگرچه هر ارتباط با همجنسي به مسائل سكسي نمي انجامد و در بسياري موارد در سطح ارتباط هاي احساسي ذهني يا تخيلي شكل مي گيرد. اما انرژي اصلي از نيرو و غرايز جواني سرچشمه مي گيرد، ليكن در صورتی که فرد خويشتندار و قوي باشد و خوب تربيت شده باشد ، با اراده می تواند به خوبي اين انرژي را در رفتار كنترل كند ،‌اما باز هم این انرژی در احساس وی جريان خواهد داشت.

    راه حل ما معطوف به اينست كه اين انرژي به طوري آزاد شود كه حتي در احساس هم شخص را آزارده نکند.


    بنابراین:

    يكم:
    بايد برنامه منظمي بريزيد كه انرژي هاي رواني شما در كانالهاي مختلف توزيع شود. تا به صورت تخيل صرفا روي اين دوستتون متمركز نشود و مشكل ساز نشود.
    به اين منظور مي توانيد دست به تهيه يك فهرست بلند بزنيد. در اين فهرست بايد هر چيزي كه شما را به وجد مي آورد مثل دوستان،‌مهماني ها،‌بازي ها، تفريح ها،‌مطالعه ، سرگرمي، مسافرت،‌ باشگاه،‌ يا ... را در آن قيد كنيد.
    يعني شما بايد مرتب به جاي اينكه سعي كنيد به اين دوستتون فكر كيند، بدون توجه به اين دوستتون ، انرژي و سعي خود را بگذاريد كه به طور عملي مشغول فعاليت هاي ورزشي،‌سرگرمي،‌تفريحي و ... بشويد.
    هر چقدر زمانت پرتر شود و تنت خسته تر شود، اين انرژي كمتر شده و شما ساده تر مي توانيد از پس اين موضوع بر آييد.


    دوم:
    ذهن انسان طوري هست كه هميشه از چيزي كه منعش مي كني بيشتر حمايت مي كند. و چون شما به زور قصد داريد ارتباطتون را با اين دوستتون كاهش دهيد،‌به عكس تمايلتون بيشتر مي شود.
    راهكار اينست:
    نه سعي كنيد به زور به او نزديك شويد،‌نه سعي كنيد به زور از او دور شويد. يعني چه:
    يعني اينكه بسيار معمولي با او ارتباط داشته باشيد. اگر سلامي كرد جواب مي دهي،‌اگر حالت را پرسيد پاسخ مي گويي. اما پيگير او نيستي، كه كجا ميره يا چه كار مي كنه؟
    يعني همان ميزان ارتباط كم ومستمر را داري. اما سعي كن اضافه نشود.


    سوم:
    اينكه دوستان زيادي حتي دوستان صميمي داري ،‌نشان دهنده از قدرت بالاي روابط اجتماعي شماست. يكي از راههايي كه مي تواند به شما كمك زيادي بكند، سرمايه گذاري روي چندين دوست هست. سعي كن ارتباطات بيشتري با دوستان بيشتري بگيري.

    چهارم:
    معمولا تخيلات در تنهايي و خلوت بيشتر سراغ انسان مي آيد. تنهايي هايت را با برنامه هاي منظم پركنم.

    پنجم:
    از گوش كردن به موسيقي هاي مهيج يا غم انگيز (مثلا داريوش) به شدت دوري كن. و موسيقي هاي شاد و نشاط بخش گوش كن.

    ششم:
    براي كمك گرفتن از مشاوره نترس. چون مشاوران راز دار هستند. اضافه بر اين شما مي توانيد در مراكز مشاوره ، يك مشاور دلخواه را انتخاب كنيد و در روز خاصي به او مراجعه كنيد. پس جاي نگراني ندارد.
    به هر حال اگر نتوانستي راهكارهاي مرا خوب به كار بگيري،‌نياز به تكليف و تمرين هاي عملي در جلسات حضوري مشاوره خانواده داري.


    خلاصه و نتيجه گيري:
    فهرستي از علاقمندي، سرگرمي،‌تفريحات، ورزش، دوستان،‌مهماني و ... تهيه كن و وقتت را با آنهاپركن.
    همچنين سعي نكن به زور او را فراموش كني. همچنين به هيچ وجه سعي نكن ارتباطتت را با او زياد كني. بلكه در همين حد سلام و عليك و احوالپرسي باشد.
    موسيقي غمگين گوش نكن و تنها در منزل نمان.
    به مشاور اعتماد كن و يك مشاور خاصي كه شما را نمي شناسد مي تواني انتخاب كني و پيگير باشي.

  20. 3 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    کاغذ بی خط (شنبه 23 آذر 92), بالهای صداقت (پنجشنبه 04 آبان 91)


 
صفحه 12 از 16 نخستنخست ... 2345678910111213141516 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1397 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2018 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت 14:48 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.