به انجمن خوش آمدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    دیروز [ ۱۲:۰۷]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۶-۲۵
    نوشته ها
    8,151
    امتیاز
    191,962
    سطح
    100
    Points: 191,962, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    تشکرها
    22,374

    تشکرشده 34,352 در 6,012 پست

    نوشته های وبلاگ
    7
    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    بازم مرگ عشوه گری می کنه....

    نقل قول نوشته اصلی توسط rsrs1380

    ولی عیب نداره ان شا الله شما در تاپیک مرگ هیچ کاری هیچ زمان نداشته باشید..
    ممنونم.
    دوستتون دارم.
    سلام خدا صبر بده بهتون
    و توان و هوشیاری بهتون بده تا بتوانید حس صحیح تری نسبت به مرگ داشته باشید.
    اما فرمایش شما یه تعارف رایج بین مردم هست که ناخودآگاه آنها را به خطا می اندازد.
    در واقع ما بیشتر از هرچیزی سروکارمان با مرگ هست.
    همانطور که قبلا تاکید شد:
    تنها چیزی که کاملا مساوی بین همه انسانها تقسیم میشه و هیچ کس بی نصیب نمی مونه مرگ هست.

    مرگ امتداد مهیج و ناشناخته زندگی هست. که هر کس خلاق تر، کنجکاوتر و پویا تر باشه بیشتر بهش فکر می کنه و بهش کار داره.

    همانطور که دوره های زندگی از نوزادی تا سالمندی هر کدام هیجانها و مزایای خود را دارند ، همه مقدمه ای بر امتداد زندگی بسوی جاودانگی است که نقطه آغازش را مرگ می نامیم.


    تا وقتی که با ابروی در هم گره خورده و اخم آلود به مرگ نگاه می کنیم. و تا وقتی که پس از میلیونها یا میلیاردها سال هنوز جلوی لفظ مرگ «خدایی نکرده» قرار می دهیم. نمی توانیم لذت این حقیقی ترین بخش زندگی را خوب بفهمیم.


    آری ، ما به صورت تومور وار به بخشی از زندگی چسبیده ام و جا را بر بخش طبیعی، جاودان و بی نهایتی که از مرگ شروع می شود و تمامی ندارد، تنگ کرده ایم.



    ما تعارضهای بیشماری در زندگی داریم .... اما حل هیچکدام از آنها به شیرینی حل این تعارض نیست :
    تعارض بین وابستگی به نیش و نوش این زندگی از یک طرف
    و ابهام حیات جاودانه و متفاوت پس از مرگ از طرف دیگر
    [align=justify]

    ما در زندگی عادت کرده ایم خود محور باشیم و در رابطه با هر شخص ، شی ، موضوع یا موقعیتی به احساسات خود توجه کنیم.
    این میان بینی در مرگ عزیزانمان پررنگ تر می شود.
    افراد در مرگ عزیزان به خاطر این آسیب می بینند، که از دریچه احساس خود مرگ دیگران را ادراک می کنند.
    اما اگر برون از خود شویم ، مرگ فرا مکانی و فرا زمانی بوده و مفهومش در همه ثانیه های عمر جاری هست. و هر لحظه تک تک سلولهای ما طعم مرگ را در ذائقه خود حس می کنند و جان می دهند و سلولی جدید به جای آن .
    و یک روز دیگر سلولی جدید ایفای نقش نمی کند.[/align]و همه ما نیازمند مرگیم....
    ضرورت مرگ....
    نمی گویم مرگ برای ما اجباریست.
    می گویم مرگ برای ما لازم و ضروریست است.
    چون بدون مرگ یکنواختی چشیدن نوش و نیش این زندگی بشر را از پا درخواهد آورد. و بی نهایت خواهی او را هر دم سراب گونه ، عطشناکتر خواهد ساخت.....
    آری ما به آنکس که مرگ را در آغوش می گیرد و بی نهایت را طور دیگر آغاز می کند ، نمی اندیشیم.
    ما به تعلق و وابستگی خود می اندیشیم. و وابستگی همشه آفت زاست.



    غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
    ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزادست.


    در داغ عزیزانمان هم قال و مقالی با مرگ داشتیم.....



    =========================================

  2. 12 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    toojih (شنبه ۱۲ بهمن ۹۲),مدیرهمدردی (چهارشنبه ۰۸ مهر ۸۸),عشق آفرین (جمعه ۱۳ شهریور ۹۴)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۶ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2017 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۲۲:۳۰ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.