به انجمن خوش آمدید
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 23
  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دیروز [ 14:01]
    تاریخ عضویت
    1389-10-26
    نوشته ها
    73
    امتیاز
    7,256
    سطح
    56
    Points: 7,256, Level: 56
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 48.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    174

    تشکرشده 243 در 62 پست

    Rep Power
    0
    Array

    تجارب شخصی من در زمینه ازدواج

    با سلام
    آخرین تاپیک من درباره زندگی مشترک خودم و همسرم بود که میتونید اینجا ببینید.
    http://www.hamdardi.net/thread-46370.html
    هدفم در این تاپیک اینه که مواردی که پس از ازدواج به اهمیتشون در زندگی مشترک پی بردم رو بنویسم. مسائلی که شاید پیش از ازدواج فکر نمیکردم اینقدر مهم باشند. شاید به درد مجردهای عزیز بخوره. از طرفی بازخوردهای همه دوستان هم میتونه به من کمک کنه که بفهمم چقدر نگاهم به زندگی مشترک درسته و چقدر نادرست.
    نمیدونم این موضوع رو جای درستی ایجاد میکنم یا نه. فقط امیدوارم حذف نشه!
    یکی از خوبی های فضای مجازی همینه که ادم میتونه حرفهایی رو‌که به نزدیکترین کسانش هم نمیتونه بزنه بیاد بگه. یه جورایی درد دل کنه. مورد قضاوت قرار بگیره.
    به طور فشرده من آقایی ۳۰ ساله هستم و حدود ۵ ساله با همسرم‌ازدواج کردم و یک‌فرزند چندماهه هم دارم.
    به نظر خودم چیزی که بسیار بسیار مهمه خودشناسیه. من‌خودم پیش از ازدواج این رو زیاد شنیده بودم ولی باید بگم فقط فکر میکردم خودم رو میشناسم. به نظرم میرسه این دو دلیل اصلی داشت. اول این که آدم تا وقتی ارتباط بسیار نزدیک با کسی نداشته باشه (تاکید من زندگی زیر یک سقفه) شاید حتی ویژگی هایی داشته باشه که خودش هم به اونها پی نبرده باشه.
    دوم این که من احساس میکنم بعضی از ارزشها و ملاکهایی که برای همسر آینده ام در نظر گرفته بودم بیشتر از اینکه ملاکهایی باشند که از درون من جوشیده باشن ملاکهایی بود که از اطرافیان، سنت و مذهب در من شکل گرفته بود. ملاکهایی که احساس میکنم درون من به اندازه کافی ریشه دار نبودن. برای این یک مثال میزنم. من پیش از ازدواج بسیار در مورد حجاب همسر اینده ام سختگیر بودم. البته تاکیدی روی چادر نداشتم. اما مهم بود که بک تار مو هم بیرون نباشه و اصلا جلو نامحرم ارایش نکنه. اگر الان بخوام دوباره این ملاک رو از نظر خودم ویرایش کنم اولا وزن قبلی رو بهش نمیدم. ثانیا اونقدر سختگیرانه بهش نگاه نمیکنم. اصلا بذارید یه جور دیگه بگم. چیزهایی هستن که به نظر من اصالت بیشتری از حجاب دارن. من میگم اخلاق به معنای عامش.
    میدونم شاید خیلی ها با تلقی من موافق نباشن. این مطلب رو صرفا به عنوان نمونه گفتم. هر کسی برای ازدواج باید سعی کنه خیلی در خودش عمیق بشه. خیلی!
    این خلاصه تجربه اول منه.
    ویرایش توسط محمد89 : شنبه 13 مهر 98 در ساعت 15:14

  2. 6 کاربر از پست مفید محمد89 تشکرکرده اند .

    « 7 » (دوشنبه 15 مهر 98), gholam1234 (شنبه 13 مهر 98), SaYe_RoshAN (یکشنبه 14 مهر 98), فکور (یکشنبه 14 مهر 98), الهه زیبایی ها (شنبه 13 مهر 98), رنگین (شنبه 13 مهر 98)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    امروز [ 13:33]
    تاریخ عضویت
    1398-6-08
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    548
    سطح
    10
    Points: 548, Level: 10
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 79.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    51

    تشکرشده 27 در 21 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خیلی ممنون از تاپیکی که باز کردین. با اینکه مثه این تاپیک قبلا هم دیدم، ولی باز هم بنظرم ارزشمنده.
    این کار یعنی اینکه شما راهی که رفتین رو برامون بازگو میکنین، حالا امکان داره با خطوط فکری مون همسان باشه یا نباشه (که البته به نظر خودم عمدتا همسانه)، و میشه خیلی چیزا یاد گرفت از این موارد.
    ممنون میشم ادامه بدین اگه مورد دیگه ای هست ....

  4. کاربر روبرو از پست مفید gholam1234 تشکرکرده است .

    الهه زیبایی ها (شنبه 13 مهر 98)

  5. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    امروز [ 13:33]
    تاریخ عضویت
    1398-6-08
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    548
    سطح
    10
    Points: 548, Level: 10
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 79.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    51

    تشکرشده 27 در 21 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون از تاپیکی که گذاشتین.
    با اینکه مثه این تاپیک جاهای دیگه دیدم، ولی بنظرم باز هم مفیده این تاپیکها
    اگه مورد دیگه ای هست ممنون میشم ادامه بدین ...

  6. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    امروز [ 13:37]
    تاریخ عضویت
    1398-7-08
    نوشته ها
    29
    امتیاز
    375
    سطح
    7
    Points: 375, Level: 7
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    30

    تشکرشده 23 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    جالبه، این طرز فکر حجاب سفت و سخت و بعدش تغییر عقیده رو خیلی زیاد دیدم.
    حتی موردی دیدم که طرف راضی نمیشد خانومش حتی با حجاب تو هیچ عکس خانوادگی باشه ولی الان اصلا براش مهم نیست.
    میگم چه خوبه آدم تو سنی که میدونه قراره طرز فکرش دستخوش تغییر بشه ازدواج نکنه.
    شما 25 سالگی ازدواج کردین، شاید اگه دو سه سال تاخیر مینداختین، الان اوضاع خیلی فرق داشت (تاپیک قبلیتون رو مطالعه کردم)

    منم از 25 سالگی تا الان که میرم 29 کلی تغییر فکر و فاز و عقیده داشتم، یعنی بعضی وقتها خندم میگیره از اون طرز فکرهای مسخرم.
    به امید روزی که منم بیام تاپیک بزنم و از تجربم بگم ولی یه تجربه کاملاً مثبت و دخترایی که تو سن 29 سالگیشون میخونن تاپیک منو نگرانی‌هاشون از بین بره.
    امید به خدا، آرزو بر جوانان عیب نیست.

  7. کاربر روبرو از پست مفید دختر شاد 69 تشکرکرده است .

    gholam1234 (یکشنبه 14 مهر 98)

  8. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    امروز [ 13:33]
    تاریخ عضویت
    1398-6-08
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    548
    سطح
    10
    Points: 548, Level: 10
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 79.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    51

    تشکرشده 27 در 21 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر شاد 69 نمایش پست ها
    جالبه، این طرز فکر حجاب سفت و سخت و بعدش تغییر عقیده رو خیلی زیاد دیدم.
    حتی موردی دیدم که طرف راضی نمیشد خانومش حتی با حجاب تو هیچ عکس خانوادگی باشه ولی الان اصلا براش مهم نیست.
    میگم چه خوبه آدم تو سنی که میدونه قراره طرز فکرش دستخوش تغییر بشه ازدواج نکنه.
    شما 25 سالگی ازدواج کردین، شاید اگه دو سه سال تاخیر مینداختین، الان اوضاع خیلی فرق داشت (تاپیک قبلیتون رو مطالعه کردم)

    منم از 25 سالگی تا الان که میرم 29 کلی تغییر فکر و فاز و عقیده داشتم، یعنی بعضی وقتها خندم میگیره از اون طرز فکرهای مسخرم.
    به امید روزی که منم بیام تاپیک بزنم و از تجربم بگم ولی یه تجربه کاملاً مثبت و دخترایی که تو سن 29 سالگیشون میخونن تاپیک منو نگرانی‌هاشون از بین بره.
    امید به خدا، آرزو بر جوانان عیب نیست.

    به نظرم این مورد بخصوص با گذشت زمان و اینکه طرف مجرد بمونه، خیلی دستخوش تغییر نمیشه مگر اینکه طرف ازدواج کنه و بره تو دل ماجرا.
    چون من خودم از بیست سالگی! خانمی که محجبه هست رو بیشتر خوشم میاد ازش، تا الان که دوازده سال گذشته بازم نظرم همینه. حالا شاید با ازدواج کردن تغییر کنه این نظرم ...

  9. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دیروز [ 14:01]
    تاریخ عضویت
    1389-10-26
    نوشته ها
    73
    امتیاز
    7,256
    سطح
    56
    Points: 7,256, Level: 56
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 48.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    174

    تشکرشده 243 در 62 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    خیلی ممنون از توجه دوستان عزیز.
    مساله دیگری رو مطرح میکنم.
    من پیش از ازدواج معتقد بودم میشه با چندین جلسه صحبت رودررو به خیلی از زوایای شخصیتی یک نفر پی برد. به همین خاطر هم کتابهای مختلفی در زمینه ازدواج خونده بودم و کلی سوال نوشته بودم که در جلسات خواستگاری مطرح میکردم. انصافا الان که نگاه میکنم سوالهای بدی هم نبودن. اما مساله اینجاست که خیلی از چیزها رو با سوال نمیشه فهمید. حتی اگر طرف مقابل بنایی بر پنهانکاری هم ندشته باشه. دلیلش هم همون چیزیه که پیشتر عرض کردم. خودشناسی ناقص.
    من هیچ ارتباطی هم با هیچ دختری پیش از ازدواج نداشتم. معتقد بودم که خواستگاری باید کاملا سنتی باشه به این شکل که از طرف خانواده ها مطرح بشه بعد جلسه رسمی باشه. و اما بعد از اون حتی تا ۵ یا ۶ جلسه یا حتی بیشتر هم گفتگوی دوطرفه باشه. الان فکر میکنم این جلسات بد نیستن اما اصلا کافی نیستن. یک مساله خیلی مهم خانواده های طرفینه. فرهنگ خانواده ها تا حدی در جلساتی بیشتر دیده میشه که جمعی باشه نه فقط دو نفره.
    و چیزی که الان بهش معتقدم اینه که لازمه دو طرف مدتی رو با هم ارتباط داشته باشن. هر چند که میدونم شاید خیلی ها مخالف باشن. میدونم که میگن وابستگی میاره و من هم موافقم که وابستگی ایجاد میشه. و البته میگن توی این روابط صرفا احساسات حاکمه و هیچ شناخت بیشتری بدست نمیاد. شاید همه اینها هم درست باشه. اما من الان احساس میکنم شیوه ازدواج سنتی واقعا کارایی نداره. نمیخوام مجردها رو تشویق بکنم که روابط خارج از چارچوب داشته باشن اما به نظرم باید به این مساله فکر کنن. خیلی از همین ازدواجهای سنتی بعد از مدتی نتیجه اش طلاقه. شاید ازدواجهای مدرن هم به طلاق برسه و من آماری از هیچ کدام به تفکیک ندارم. اما چیزی که میفهمم اینه که در جامعه ای که کیفیت زندگی اهمیت پیدا کرده و صرفا هر باهم بودنی بعد از ازدواج به هر قیمت دیگه مثل گذشته ارزشمند نیست باید به دنبال راه حلهای واقع بینانه تر بود. اونهایی که مقید هستن میتونن با اجازه خانواده ها محرم بشن (چیزی که عملا در دوران نامزدی اتفاق می افته) اما همه چیز رو تمام شده ندونن. صرفا یه دوره ازمایشی باشه براشون. این صرفا یه پیشنهاده. چیزی که من میگم اینه که به این مساله فکر کنید.
    شاید مشاور هم کمک‌کنه البته اگر مشاور به دردبخور پیدا کنید.

  10. 2 کاربر از پست مفید محمد89 تشکرکرده اند .

    gholam1234 (یکشنبه 14 مهر 98), فکور (یکشنبه 14 مهر 98)

  11. #7
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دیروز [ 12:11]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,144
    امتیاز
    18,542
    سطح
    86
    Points: 18,542, Level: 86
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 308
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    3,498

    تشکرشده 4,657 در 1,141 پست

    Rep Power
    190
    Array
    سلام
    و یک تجربه خیلی مهم که من دارم اینه که کاملا مطمئن باشید که اون چیزی که قبل ازدواج فکر می کنید اون چیزی نیست که بعد ازدواج اتفاق می افته و اگر به ناملایمتی برخوردید بدونید که همه ازدواجها همینطورن و قرار نیست همه چیز خیلی عالی و مطابق میل ما اتفاق بیفته
    من شخصا ازدواج کاملا سنتی نداشتم و همسرم رو یکی دو سال در محل کارش دیده بودم و بعد جلسه خواستگاری هم چند ماه ارتباط دو نفره و گاها خانوادگی داشتیم و فکر می کردم شناختم نزدیک به صد در صد هست
    ولی نبود

    فقط و فقط آدمها در زندگی زناشویی از ویترین میان بیرون و خود واقعیشون رو نشون میدن و حداقل 30 درصد از شناخت آدم اون موقع شکل می گیره که البته دیگه زمان فکر کردن نیست و باید سازگاری کرد اگر خیلی حاد نباشه

    اینو نمی گم که فکر کنید من مشکل خاص و مهمی در زندگی مشترکم دارم
    من الان راضی هستم
    ولی هیچ وقت یادم نمیره در دوران عقد البته بیشتر موقع ارتباط با خانواده همسرم، گاهی اونقدر ناراحت و منزجر می شدم که دلم می خواست شب بخوابم و صبح که بلند میشم ببینم کل جریان ازدواجم یه خواب بوده و واقعیت نداشته
    ولی خوب بیدار می شدم و می دیدم همه چیز واقعیه
    فقط و فقط خودمو مشغول درس و زبان و ... می کردم تا کمتر فکر کنم
    چقدر توی امامزاده نزدیک دانشگاهمون به حال خودم اشک ریختم
    از اینکه این خانواده رو با این مدل موجود و با این فرهنگ که هیچ استقلال مالی و عاطفی برام قائل نیستن و همسرم هم اعتراضی نداره، باید بپذیرم و راه گریزی نیست
    زخم زبان فامیل هم که جای خودش رو داشت که به مادرم می گفتن چرا دخترتو حروم کردی لیاقتش بیشتر از این بود باید با فردی تحصیلکرده تر و ثروتمند ازدواج می کرد. چرا دست کم گرفتیدش و ...
    مادرم هم متاسفانه همه حرفها رو به من منتقل می کرد
    من با اون روحیه داغون باید از ازدواجم دفاع هم می کردم

    همه چیز رو درون خودم می کشیدم
    بعدا با چند نفر که شرایط خودمو داشتن توی دانشگاه آشنا شدم و دیدم همشون مثل من هستن و هر کدوم با یه مشکلی داره دست و پنجه نرم می کنه و ازدواج اونا هم صد در صد مطابق میلشون نبوده

    حتی یکی که خیلی ادعای زندگی عاشقانه داشت چند وقت پیش شنیدم با یه بچه طلاق گرفته

    کلا همه چیز ایده آل و مطابق میل پیش نمیره
    آدم اینو بدونه راحت تر زندگی می کنه

    من الان مشکلاتم خیلی کمرنگ شدن
    ولی خیلی مبارزه کردم تا یک سری محدوده ها رو برای خودم داشته باشم
    و البته یه موردی که بود اینکه من در هیچکدوم از مراحل حتی اون موقعی که با گریه می خوابیدم و کابوس می دیدم به همسرم بی علاقه نبودم
    دلم نمیومد ناراحت بشه هیچ موقع از این احساسم که گاها دلم می خواست این آشنایی نبود براش نگفتم


    همیشه همه چیز ایده آل نیست
    گاهی باید مبارزه کرد گاهی باید پذیرفت و سازگاری کرد

    خوب قاعدتا ممکنه کلا مسیر رو اشتباه رفته باشیم و مشکلات حادی وجود داشته باشه که اون یه بحث دیگه میشه
    ویرایش توسط فکور : یکشنبه 14 مهر 98 در ساعت 14:36

  12. 5 کاربر از پست مفید فکور تشکرکرده اند .

    almasss (دوشنبه 15 مهر 98), gholam1234 (یکشنبه 14 مهر 98), نیکیا (یکشنبه 14 مهر 98), رنگین (یکشنبه 14 مهر 98), زن ایرانی (سه شنبه 16 مهر 98)

  13. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 25 مهر 98 [ 13:31]
    تاریخ عضویت
    1395-7-04
    نوشته ها
    129
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 96.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    385

    تشکرشده 220 در 95 پست

    Rep Power
    27
    Array
    سلام . تاپیک خوبیه و قطعا برای خیلیا کمک کنندس.
    به نظر من و طبق تجربه شخصیم، ظرف یک ماه آشنایی آدم دستش میاد که کلا تمایلی به طرف مقابلش داره یا نه. بعد از اون 6 ماه تا 1 سال زمان نیازه که به شناخت کافی برسن. حداقلش 6 ماه یعنی اگر ساعات بیشتری در هفته همو میبینن (تقریبا هر روز)، و اگر کمتره طولش بیشتر بشه تا یک سال. توی این بازه زمانی خیلی راحت میشه فهمید طرف چیکارس ولی کمتر از این کافی نیست به نظر من. که البته این بین اگر هر دو روراست باشن ممکنه خیلی زودتر بفهمن به درد هم نمیخورن و خاتمه بدن ولی کسایی که تونستن این مدت با هم مونده باشن، به احتمال زیاد زوج خوبی خواهند شد. البته همه اینا در شرایط نرمال هست که هر دو احتمال تموم شدن رابطه رو بدن و پیش بینی کرده باشن نه زمانی که یکی از طرفین مهرطلبی یا تله رها شدگی داشته باشه.

  14. کاربر روبرو از پست مفید خانم مهندس تشکرکرده است .

    gholam1234 (یکشنبه 14 مهر 98)

  15. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    امروز [ 13:33]
    تاریخ عضویت
    1398-6-08
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    548
    سطح
    10
    Points: 548, Level: 10
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 79.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    51

    تشکرشده 27 در 21 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شما صحبت از یک سال و شش ماه میکنین، خانواده ما میگن تنها یک جلسه!!! یعنی الان ما باید چک و چونه بزنیم یک جلسه رو بکنیم دو یا سه جلسه

  16. کاربر روبرو از پست مفید gholam1234 تشکرکرده است .

    خانم مهندس (دوشنبه 15 مهر 98)

  17. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    امروز [ 13:37]
    تاریخ عضویت
    1398-7-08
    نوشته ها
    29
    امتیاز
    375
    سطح
    7
    Points: 375, Level: 7
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    30

    تشکرشده 23 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آقای gholam
    اگه خانوادتون اهل تلویزیون و صدا و سیمای ایران هستن، تو کنداکتر شبکه‌ها بگردین ببینین چه برنامه‌هایی در مورد ازدواج هست.
    تلویزیون رو روشن کنید و ببینید خانواده تمایل دارن گوش بدن یا نه، اگه رو دارین تو این مسائل یکم جَو بدین که چه برنامه خوبی و ...
    اینو از این جهت گفتم چون مامان من خیلی مذهبی هست.
    اینجور برنامه‌ها حسابی ساختش.
    آخرین خاستگاری که داشتم که اصلا یادمم نمیاد کِی بود یادمه مامانم میگفت آره ازدواج الکی نیست که، تو فلان برنامه داشت میگفت دختر و پسر حتما باید چندین جلسه صحبت کنن، بیرون برن، مشاوره برن و .....
    دیدم نه باباااا بالاخره این برنامه‌ها به درد یکی خورد.
    من که واقعا تعجب کرده بودم.
    اگه خانواده مذهبی دارین، بگردین چند تا توصیه و نصیحت از مشاوره‌هایی که روحانی هست پیدا کنید و بهشون بگید.

  18. کاربر روبرو از پست مفید دختر شاد 69 تشکرکرده است .

    gholam1234 (یکشنبه 14 مهر 98)


 
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1398 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2019 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت 14:28 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3 می باشد.