به انجمن خوش آمدید
صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 40
  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دیروز [ 14:01]
    تاریخ عضویت
    1389-10-26
    نوشته ها
    73
    امتیاز
    7,256
    سطح
    56
    Points: 7,256, Level: 56
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 48.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    174

    تشکرشده 243 در 62 پست

    Rep Power
    0
    Array

    تردید جدی در ادامه زندگی مشترک پس از ۵ سال

    با عرض سلام‌خدمت همه‌دوستان
    امیدوار بودم بعد از چندین سال که مجددا در این تالار پیام میذارم به گونه دیگری باشه.
    من آقایی ۳۰ ساله هستم.
    حدود ۵ سال پیش با همسرم ازدواج کردم. یک فرزند چندماهه داریم.

    من هیچ رابطه ای پیش از ازدواج نداشتم و معتقد به ازدواج سنتی بودم. به همین دلیل به طور پیاپی خواستگاری میرفتیم. و شاید در غالب موارد ما بعد از یک‌یا دو جلسه دیگه ادامه نمیدادیم. تا جایی که من واقعا از این وضعیت کلافه شده بودم. نهایتا به واسطه یک معرف با خانواده همسرم آشنا شدیم.

    خانواده من به شدت مخالف این ازدواج بودند.

    به همین دلیل هم ما تنها دو جلسه خانوادگی پیش از ازدواج داشتیم که دومی همان جلسه بله برون بود. در نتیجه شناخت کافی از خانواده ایشون بدست نیامد.

    یکی از مشکلات جدی بعد از ازدواج هم مربوط به همین مساله بود. پدر ایشون.

    متاسفانه ادبیات بسیار سطح پایین، الفاظ نامناسب شوخی های بیجا جزئی از اخلاق ایشون بود که بسیار برای بنده زننده بود. شاید ایشون دائما ابراز کنند که منو دوست دارند و انسان صادق و روراستی هستند اما رفتار ایشون خصوصا در جمع یا فضای عمومی برای بنده غیرقابل تحمله.


    در مورد خود همسرم ما حدود ۶ جلسه پیش از ازدواج با هم صحبت کردیم. شناخت من اینگونه بود شخصیتی صادق، مذهبی اما معتدل، خوش اخلاق و خوش برخورد، منطقی و دارای چهره دلنشین. برای من قیافه ای که به دل خودم بنشینه مهم بود.

    مساله دیگری که برای من مهم بود این بود که ترجیح میدادم همسرم از یک خانواده با وضع مالی متوسط باشد. با اینکه وضع مالی خانواده خودم خوب و با شاید کمی هم بالاتر بود اما ما زندگی تجملاتی نداشتیم و من خودم از زندگی تجملاتی، رفتار فخرفروشانه و به رخ کشیدن دارایی به شدت پرهیز دارم.

    یک‌ویژگی مثبت دیگر ایشان انعطاف در برخورد با حوادث غیرمترقبه (برعکس من) است. یا اینکه من در بحث هایی که داشتیم شاید گاهی تند هم شده باشم اما ایشان غالبا ارامش خود را حفظ میکند..

    متاسفانه چیزی که خصوصا بعد از شروع زندگی مشترک خودش را نشان داد و به شدت توی ذوق میزد شلختگی و تنبلی ایشون بود. هیچ اهتمامی به انجام کارهای منزل نداشتند. ظرفها گاهی تا چند روز در سینک میماند. جارو، وضعیت سرویسها تقریبا هیچ کدام حتی تختخواب. کمد شخصی ایشون مثل بازار شام بود.

    من البته ادمی نیستم که کمک نکنم اما تا جایی که طرف مقابل هم خودش احساس مسئولیتی داشته باشه.

    من باید میگفتم بیا تخت رو مرتب کنیم. یا مثلا دستمال دستم میگرفتم و اینه ها و روشویی ها رو تمیز میکردم. انتظار من این بود که ایشون بگه مثلا شما فلان کار رو انجام بده. و معتقد نبوده و نیستم که همه کارهای منزل بر عهده زن باشد اما مدیریت چرا. اهتمام چرا.

    در این مورد ما بارها صحبت کردیم. الان ایشون بهتر شده و من هم کمتر حساسیت نشون میدم اما از نظر من حل نشده.

    متاسفانه ایشون در پوشش هم همینطور بودن و هستن. چادری بودند قبلا و من هم موافق بودم اما اینقدر این چادر خاکی و چروک و نامرتب بود که من هم تشویق کردم و خودشون هم تمایل داشتن و چادر رو کنار گذاشتن.

    متاسفانه این خصلت خیلی گسترده است و در رسیدگی به وضعیت شخصی هم ایشون همین وضعیت رو داشته و دارند.

    من احساس میکنم تصحیح این خصلت اگر عملا محال نباشه بسیار دشواره.

    من به نظافت شخصی واقعا اهمیت میدم. اگر بدون صبحانه بیرون برم (که در حال حاضر کاملا امری طبیعی شده) حتما مسواک میزنم.

    موی بدن چیزیه که من ازش بیزارم. متاسفانه در این مورد هم بسیار بسیار سهل انگار.

    حتی ایشون پرمویی داشتن و به من نگفته بودن تا جایی که به خاطرش دارو مصرف میکردن و وقتی قطعش کردن صورتشون پر از جوش شد.

    من ایشون رو پیش از ازدواج بدون حجاب ندیده بودم و زمانی که پس از عقد ایشون رو بدون‌حجاب دیدم انگار آب سردی روی تمام تن من ریخته باشند!

    من از چاقی متنفر بودم و ایشون هم البته چاق نبودند اما بعضی از اندامهاشون چرا.

    از طرفی این که ایشون بخشی از مطالب رو از من پنهان کردن به شدت ازارم میده.

    من قبل از ازدواج یکی از حسرتهام این بود که همسری داشته باشم که واقعا بهش علاقه مند باشم و ایشون هم همینطور.متاسفانه این مساله دوباره برای من به یک حسرت تبدیل شده!


    ویژگی دیگر اخلاقی بد ایشون اینه که در جمع دائم تلاش میکنن نظر بدن در هر زمینه ای یا راجع به کاری که در پایان نامه کردن و تخصصیه برای همه توضیح بدن و این حوصله بقیه رو سر میبره.



    مجموع این مسائل که به نظر خودم مهمترینش رسیدگی به وضع ظاهری و بدن و نظافت و اراستگی هست به قدری برای من غیرقابل تحمل شده (یا بهتر بگم من تا الان سعی کردم خودم رو سرکوب کنم و فرصت بدم تا روند بهتر بشه) که در حال حاضر بسیار روی روابط ما تاثیر گذاشته. به شدت علاقه من به ایشون کم شده.
    متاسفانه من الان احساس میکنم اصلا علاقه ای که در ابتدا به ایشون داشتم رو ندارم. این چیزیه که ایشون‌خودشون هم متوجه شدن و علتش رو از من جویا میشن.

    ایشون در کلام خیلی ابراز علاقه میکنن و انتظارشون هم اینه که از طرف بنده هم به همون میزان این ابراز علاقه صورت بگیره.

    بنده هم نمیتونم به دروغ ابراز علاقه کنم.

    به لحاظ طبع، ما هر دو گرم هستیم و در ابتدای ازدواج شاید هفته ای چندبار ارتباط داشتیم که الان حداکثر هفته ای یک بار یا گاه کمتر هست.

    با وجود اینکه ما الان صاحب یک فرزند هستیم اما من در ذهن خودم بارها به جدایی فکر کردم. الان از زندگی مشترک خودم و همسرم راضی نیستم اما در مجموع به نقطه جدایی نرسیده است.

    بیشتر خواستم از دوستان خصوصا خانم های محترم راهنمایی بگیرم که در مورد آنچه عرض کردم قضاوت کنند. آیا بنده انتظار زیادی از ایشون دارم؟
    آیا اصلا امیدی هست که ویژگی اخلاقی ایشون اصلاح بشه؟
    مسائلی مثل پدر ایشون که اصلا اصلاح پذیر نیست و بنده هم خودم به این مساله واقفم.

    ببخشید که خیلی طولانی شد.
    از وقتی که میگذارید سپاسگزارم

  2. 4 کاربر از پست مفید محمد89 تشکرکرده اند .

    Mvaz (سه شنبه 02 مهر 98), نیکیا (یکشنبه 07 مهر 98), الهه زیبایی ها (پنجشنبه 04 مهر 98), رنگین (سه شنبه 02 مهر 98)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 26 مهر 98 [ 23:42]
    تاریخ عضویت
    1394-2-15
    نوشته ها
    747
    امتیاز
    11,181
    سطح
    69
    Points: 11,181, Level: 69
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 70.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    142

    تشکرشده 821 در 425 پست

    Rep Power
    120
    Array
    کسی دنبالتون کرده بود با اون خانوم ازدواج کنید
    6 بار دیدن متوجه این قضایا نشده بودید
    ایشون باید میرفت با یکی مثل خودشون که کم هم نیستند ازدواج میکردند
    یا کسی که این چیزا براشون مهم نیست و از علاقشون کم نمیکنه

    ولی خوب الان که ازدواج کردید بهترین روش نظم و برنامه خود شما و ایشون
    بشخصه دیدم آدمهای شلخته با افراد تمیز نشست برخواست داشتن تمیز شدن ولی حوصله میخواد یک دفعه یا دو دفعه در روز ظرف بشورن سر زمان های مشخص اگر اینگونه باشه بهشون هدیه بدید یا اینکه اگر خانومتون از مهمون حساب میبرن خونتون زیاد مهمون بیاد مخصوصا وقتی اومدن بگن به به عروس گلمون چقدر تمیز و مرتب
    یه سری از این کارا

  4. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دیروز [ 14:01]
    تاریخ عضویت
    1389-10-26
    نوشته ها
    73
    امتیاز
    7,256
    سطح
    56
    Points: 7,256, Level: 56
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 48.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    174

    تشکرشده 243 در 62 پست

    Rep Power
    0
    Array
    واقعیت اینه که در طی اون ۶ جلسه بنده هیچ نشانه ای از این خصلت ندیدم. خودشون هم میدونن بده.
    متاسفانه منزل پدرشون هم دقیقا به همین افتضاحیه. اما طبیعتا جلساتی که ما برای صحبت میرفتیم کاملا تمیز و مرتب بود همه چیز.
    روشویی سرویس بهداشتی منزلشون بسیار تمیز. اما بعد از عقد واقعا نمیشد اون روشویی رو نگاه کرد اینقدر که کثیف بود.
    در مورد مهمان فکر میکنید چه اتفاقی می افته؟ همه وسایل میره درون کمدها تا پنهان بشه. بعد مگر مهمان دعوت کردن مشکل آراستگی شخصی رو حل میکنه؟
    بنده یک بار ساعت ایشون رو برای تعمیر برده بودم. باورتون نمیشه به قدری بند فلزی اون کثیف بود که رویم نشد ببرم بدم به ساعت ساز. مجبور شدم با کلید تمیزش کنم بعد ببرم نشون بدم.
    به نظر شما میشه هر روز نشست و مصادیق مختلف تمیزی رو به طرف مقابل گوشزد کرد؟
    این ها همه هست و بعد از اون طرف وسواس نسبت به اینکه مثلا ظرف شیری که از بیرون خریده شده باید شسته بشه بعد بره توی یخچال. یخچالی که کثیفی از در و دیوارش می باره!

  5. 2 کاربر از پست مفید محمد89 تشکرکرده اند .

    نیکیا (سه شنبه 02 مهر 98), رنگین (سه شنبه 02 مهر 98)

  6. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 26 مهر 98 [ 23:42]
    تاریخ عضویت
    1394-2-15
    نوشته ها
    747
    امتیاز
    11,181
    سطح
    69
    Points: 11,181, Level: 69
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 70.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    142

    تشکرشده 821 در 425 پست

    Rep Power
    120
    Array
    اوا یادم رفت سلام کنم
    سلام
    خوبید
    والا شما باید برنامه بریزید
    مثلا پنجشنبه عصرها روز تمیز کردن یخچال
    با هم یخچال فیرزر تمیز کنید
    مثلا یک روز در میون روز شستن لباساس
    خوبه پس خانومتون به مهمون حساس
    آدمی که 6 بار نهایت نظافت شخصی رو انجام داده پس جلو مهمونم حساس و به خودش میرسه مخصوصا اگر اون مهمونا خیلی تمیز شیک باشن
    خانومتون جایی مشغول به کار نیستن که خانوم در اونجا باشه
    خیلی میتونه روشون تاثیر بزاره من این تاثیرات دیدم
    اول رو تمیزی شون تاثیر میزاره بعد رو تمیزی اطرافشون
    برنامه که میریزید روی موبایل تنظیم کنید که فلان ساعت شما بگید عزیزم ظرفا و شستی قربونت برم پاشو بشور دست خانوم گلم درد نکنه چقدر تمیز
    یک ساعت بعدش صدای زنگ این باشه که وای چقدر منتظر خوردن دسپخت عزیزم اسمشون هستم
    یکساعت بعد عزیزم دیگه نزدیک اومدن منه پاشو برو حمام خوتو خوشگل کن که منتظر آغوش گرمت هستم
    این مصداق برای همه کارها داره البته هر روز صدای زنگ تغییر بدید و یه جور دیگه قربون صدقه برید تا کم کم بیفتن رو غلتک
    بعدشم خودم تجربه کردم که اسم بد نتیجه معکوس داره حداقل اونجوری نمیشه که باید بشه ولی کار مثبت حرف مثبت خیلی تاثیرش بیشتر
    به امید روزی که بیایید اینجا بگید خانومم شده دسته گل خونه هم همینطور

  7. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    امروز [ 09:11]
    تاریخ عضویت
    1392-10-04
    محل سکونت
    چه فرقی میکنه
    نوشته ها
    114
    امتیاز
    6,919
    سطح
    54
    Points: 6,919, Level: 54
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    784

    تشکرشده 148 در 80 پست

    Rep Power
    24
    Array
    درمورد تمام این مسائل با همسرتون صحبت کنید.
    با هم نزد مشاور برید . تا ایشون از عواقب نحوه زندگی شون مطلع بشن.
    در کنار بی نظمی و شلختگی شون خوبی هاسون رو ببینید.
    اگر ایشون متوجه بشن چه آسیبی رفتارشون به زندگی میزنه و با همکاری مشاور خودشون رو اصلاح کنن مسلما محبت شما هم برمیگرده.
    به صورت جدی ازشون‌بخوایید که با مشاور همکاری کنند.
    در مورد چاقی موضعی هم باشگاه رفتن و ورزش میتونه به ایشون کمک کنه
    به این فکر کنید که شما با هر کس دیگه ازدواج می کردید یک سری مشکلات دیگه ی براتون پیش می اومد که باید حل ش میکردید.
    شما حق دارید ناراحت باشید اما مشکل رو بپذیرید و راه های مختلف را برای حل ش امتحان‌کنید . خیلی زوده برای فکر کردن به طلاق

  8. 3 کاربر از پست مفید رنگین تشکرکرده اند .

    malakeh (چهارشنبه 17 مهر 98), نیکیا (یکشنبه 07 مهر 98), سحر بهاری (سه شنبه 02 مهر 98)

  9. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    امروز [ 11:09]
    تاریخ عضویت
    1398-4-16
    نوشته ها
    145
    امتیاز
    1,966
    سطح
    26
    Points: 1,966, Level: 26
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 99.1%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    83

    تشکرشده 195 در 103 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد89 نمایش پست ها
    موی بدن چیزیه که من ازش بیزارم. متاسفانه در این مورد هم بسیار بسیار سهل انگار. حتی ایشون پرمویی داشتن و به من نگفته بودن تا جایی که به خاطرش دارو مصرف میکردن و وقتی قطعش کردن صورتشون پر از جوش شد.
    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد89 نمایش پست ها
    من از چاقی متنفر بودم و ایشون هم البته چاق نبودند اما بعضی از اندامهاشون چرا.
    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد89 نمایش پست ها
    من ایشون رو پیش از ازدواج بدون حجاب ندیده بودم و زمانی که پس از عقد ایشون رو بدون‌حجاب دیدم انگار آب سردی روی تمام تن من ریخته باشند!
    سلام
    مواردی که بالا جدا کردم قسمت عمده ی اون به طرز فکر شما بر میگرده. اینکه اگر معیارهای زیبایی شناسی شما موارد ارزشمند تری باشند هرگز مشکلات ساده پوستی ساده مثل جوش، لکه و .... یا پرمویی، چاقی و ... بچشم نخواهند آمد.
    اینجاست که
    باید دید شما به زندگی تغییر پیدا کنه و سعی کنید روی ویژگی های مثبت ایشون چشم باز کنید. مثل مواردی که عرض کردید؛
    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد89 نمایش پست ها
    یک‌ویژگی مثبت دیگر ایشان انعطاف در برخورد با حوادث غیرمترقبه (برعکس من) است. یا اینکه من در بحث هایی که داشتیم شاید گاهی تند هم شده باشم اما ایشان غالبا ارامش خود را حفظ میکند..
    ببینید این ویژگی بسیار ارزشمند هست و با نگاهی گذرا بر تالار متوجه خواهید شد که برخی زوج ها با فقدان انعطاف، عدم مدیریت خشم و ... مواجه هستند.
    این نقطه قوت ایشون هست و میشه ازش در جهت تغییرات مثبت بهره برد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد89 نمایش پست ها
    شخصیتی صادق، مذهبی اما معتدل، خوش اخلاق و خوش برخورد، منطقی و دارای چهره دلنشین.
    این ها هم ارزشمندند،
    صداقت، اخلاق، منطق.... که اگر جای اونها با چاقی، جوش، پرمویی عوض میشد ... یعنی یک همسر خوش اندام، بی مو، با پوستی بلورین اما بی منطق، بد خلق، خشمگین، دروغگو و ..، داشتین احتمالا امروز برای اینموارد مراجعه میکردید.

    اگرچه مسائلی که مطرح کردید بسادگی طی چند دوره درمانی و ورزشی قابل حل هستند و
    باید با شیوه ی صحیح درخواستتون رو مطرح کنید بصورتی که؛
    تحقیر نکنید
    دستور ندید
    تمسخر نکنید
    بدنبال مقصر نگردید
    درگیری لفظی ایجاد نکنید
    و ...

    مثلا شما میتونین بگین من تبلیغات یک مرکز زیبایی رو مبنی بر لیزر موهای زائد با تخفیف دیدم بنظرم جای خوبی باشه و مردم استقبال کردن. عزیزم شما هم میتونی در کنار خانم های دیگه برای خودت بری و بهره مند بشی، نگران مخارجش نباش مهم تویی و این یک هدیس.
    ببینید
    شیوه صحیح بیان مطلب و درخواست بسیار مهم هست ، اینکه شما با حفظ شخصیت طرف مقابل و بدور از تنش ایشان رو تشویق به کاری میکنید که خودتون هم از مزایای اون بهره میبرید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد89 نمایش پست ها
    متاسفانه چیزی که خصوصا بعد از شروع زندگی مشترک خودش را نشان داد و به شدت توی ذوق میزد شلختگی و تنبلی ایشون بود. هیچ اهتمامی به انجام کارهای منزل نداشتند. ظرفها گاهی تا چند روز در سینک میماند. جارو، وضعیت سرویسها تقریبا هیچ کدام حتی تختخواب. کمد شخصی ایشون مثل بازار شام بود.
    در اینمورد ممکن هست ایشون عادت کرده باشن و در مسیر ترک عادت ناتوان باشن یا اینکه نگرششون غلط باشه و حتی افسردگی هم میتونه دلیل این اهمال کاری باشه در هر صورت بهترین گام مراجعه به
    روانشناس بالینی هست.

    برای این مهم نه منفعل عمل کنید و نه پرخاشگر بلکه به ایشون بفرمایید که من تو و فرزندمون رو دوست دارم و برای یکسری تغییرات در جهت بهبود زندگی مشترکمون نیاز به همکاری تو زیر نظر یک متخصص دارم که لازم هست در این مسیر دست به دست من بدی تا بتونیم با هم تغییرات خوبی ایجاد کنیم . من مطمئنم که میتونم روی تو حساب کنم و زندگی قشنگ تر و موفق تری داشته باشیم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد89 نمایش پست ها
    ویژگی دیگر اخلاقی بد ایشون اینه که در جمع دائم تلاش میکنن نظر بدن در هر زمینه ای یا راجع به کاری که در پایان نامه کردن و تخصصیه برای همه توضیح بدن و این حوصله بقیه رو سر میبره.
    در اینمورد شما میتونید ببیند به چه موضوعاتی علاقه مندن براشون کتاب بخرین تا وقتی در جمع قرار میگیرن بتونن از نوشته های کتابی که در ذهنشون هست برای دیگران صحبت کنن. میتونید مستند های علمی و هیجان انگیز رو در اینترنت بخرید ، دنلود کنید و با هم ببینید.
    از طرفی سعی کنید در منزل با همسرتون درباره موضوعات علمی، هنری، دینی و ... تبادل نظر کنین،
    لازم نیست متخصص باشین ولی لازم هست گوشی برای شنیدن حرف های هم باشین!

    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد89 نمایش پست ها
    پدر ایشون متاسفانه ادبیات بسیار سطح پایین، الفاظ نامناسب شوخی های بیجا جزئی از اخلاق ایشون بود که بسیار برای بنده زننده بود. شاید ایشون دائما ابراز کنند که منو دوست دارند و انسان صادق و روراستی هستند اما رفتار ایشون خصوصا در جمع یا فضای عمومی برای بنده غیرقابل تحمله.
    بیاد داشته باشین شما نمیتونید دیگران رو تغییر بدید بلکه باید
    انسان ها رو همانگونه که هستند بپذیرید و با تمام تفاوت ها به اونها احترام بگذارید، پدر همسرتون نقش پررنگی در زندگی شما ندارند و از طرفی باید تمرکزتون بر روی زندگی مشترک خودتون باشه. پس بهتر این هست که حساسیت خودتون رو در اینمورد کاهش بدید و سعی کنید انرژی و حواستون معطوف به مسائل خانواده ی کوچک شما باشه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد89 نمایش پست ها
    با وجود اینکه ما الان صاحب یک فرزند هستیم اما من در ذهن خودم بارها به جدایی فکر کردم.
    این مطلب رو خدمت شما عرض میکنم که
    جدایی همیشه تضمینی برای تجارب بهتر یا حال خوب تر نیست. شما و همسرتون هر دو نیاز دارید تغییراتی داشته باشید اما مسئله انقدر غیر قابل حل نیست که دچار چنین افکاری بشین. نیاز دارید دست در دست هم باشید و مسیر رو طی کنید ، زیر هر سقفی مشکلاتی مطرح هست اما خوشبخت انسان هایی هستند که امید، تلاش و توکل دارن.

    ویرایش توسط سحر بهاری : سه شنبه 02 مهر 98 در ساعت 19:19

  10. 3 کاربر از پست مفید سحر بهاری تشکرکرده اند .

    malakeh (چهارشنبه 17 مهر 98), Mvaz (سه شنبه 02 مهر 98), رنگین (چهارشنبه 03 مهر 98)

  11. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دیروز [ 14:01]
    تاریخ عضویت
    1389-10-26
    نوشته ها
    73
    امتیاز
    7,256
    سطح
    56
    Points: 7,256, Level: 56
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 48.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    174

    تشکرشده 243 در 62 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط رنگین نمایش پست ها
    درمورد تمام این مسائل با همسرتون صحبت کنید.
    با هم نزد مشاور برید . تا ایشون از عواقب نحوه زندگی شون مطلع بشن.
    در کنار بی نظمی و شلختگی شون خوبی هاسون رو ببینید.
    اگر ایشون متوجه بشن چه آسیبی رفتارشون به زندگی میزنه و با همکاری مشاور خودشون رو اصلاح کنن مسلما محبت شما هم برمیگرده.
    به صورت جدی ازشون‌بخوایید که با مشاور همکاری کنند.
    در مورد چاقی موضعی هم باشگاه رفتن و ورزش میتونه به ایشون کمک کنه
    به این فکر کنید که شما با هر کس دیگه ازدواج می کردید یک سری مشکلات دیگه ی براتون پیش می اومد که باید حل ش میکردید.
    شما حق دارید ناراحت باشید اما مشکل رو بپذیرید و راه های مختلف را برای حل ش امتحان‌کنید . خیلی زوده برای فکر کردن به طلاق
    سلام
    خیلی ممنون از پاسختون.
    تا حالا چندین بار با هم صحبت کردیم. ایشون هم انصافا نمیگم تغییر نکردن ولی کاملا احساس میکنم که صرفا یه سری کارها رو انجام میدن برای خالی نبودن عریضه. مشکل اصلی پابرجاست.
    یه بار ظرفه یه بار لباسهاست یه بار کمد شخصی خودشونه.
    ایشون خیلی وقتها وقتی از در میاد لباسهاش یه طرفه کیفش یه طرف دیگه است. اگر چیزی خریده همونجا رها میکنه. چقدر میشه همه اینها رو گفت؟ اصلا تمومی نداره.
    اگر خوبی هاشون رو نمیدیدم مطمئن باشید این زندگی همین ۵ سال رو هم دوام نمی اورد.
    من چشمم رو روی خیلی از مسائل بستم. تا حالا درباره این موارد یک کلمه با خانواده ام صحبت نکردم. گاهی هم که مادرم به من گوشزد کردن که خانمت نامرتبه من همیشه از ایشون دفاع کردم.
    هر چند که معتقدم همانطور که فرمودید مشاور شاید موثر باشه و حتما باید امتحانش کنم اما واقعا فکر میکنید ۵ سال فرصت کمیه اگر یه نفر بخواد رفتارش رو تغییر بده؟
    مگر عمر ادم چقدره؟

  12. 2 کاربر از پست مفید محمد89 تشکرکرده اند .

    نیکیا (یکشنبه 07 مهر 98), رنگین (چهارشنبه 03 مهر 98)

  13. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دیروز [ 14:01]
    تاریخ عضویت
    1389-10-26
    نوشته ها
    73
    امتیاز
    7,256
    سطح
    56
    Points: 7,256, Level: 56
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 48.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    174

    تشکرشده 243 در 62 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط سحر بهاری نمایش پست ها



    سلام
    مواردی که بالا جدا کردم قسمت عمده ی اون به طرز فکر شما بر میگرده. اینکه اگر معیارهای زیبایی شناسی شما موارد ارزشمند تری باشند هرگز مشکلات ساده پوستی ساده مثل جوش، لکه و .... یا پرمویی، چاقی و ... بچشم نخواهند آمد.
    اینجاست که
    باید دید شما به زندگی تغییر پیدا کنه و سعی کنید روی ویژگی های مثبت ایشون چشم باز کنید. مثل مواردی که عرض کردید؛

    ببینید این ویژگی بسیار ارزشمند هست و با نگاهی گذرا بر تالار متوجه خواهید شد که برخی زوج ها با فقدان انعطاف، عدم مدیریت خشم و ... مواجه هستند.
    این نقطه قوت ایشون هست و میشه ازش در جهت تغییرات مثبت بهره برد.



    این ها هم ارزشمندند،
    صداقت، اخلاق، منطق.... که اگر جای اونها با چاقی، جوش، پرمویی عوض میشد ... یعنی یک همسر خوش اندام، بی مو، با پوستی بلورین اما بی منطق، بد خلق، خشمگین، دروغگو و ..، داشتین احتمالا امروز برای اینموارد مراجعه میکردید.

    اگرچه مسائلی که مطرح کردید بسادگی طی چند دوره درمانی و ورزشی قابل حل هستند و
    باید با شیوه ی صحیح درخواستتون رو مطرح کنید بصورتی که؛
    تحقیر نکنید
    دستور ندید
    تمسخر نکنید
    بدنبال مقصر نگردید
    درگیری لفظی ایجاد نکنید
    و ...

    مثلا شما میتونین بگین من تبلیغات یک مرکز زیبایی رو مبنی بر لیزر موهای زائد با تخفیف دیدم بنظرم جای خوبی باشه و مردم استقبال کردن. عزیزم شما هم میتونی در کنار خانم های دیگه برای خودت بری و بهره مند بشی، نگران مخارجش نباش مهم تویی و این یک هدیس.
    ببینید
    شیوه صحیح بیان مطلب و درخواست بسیار مهم هست ، اینکه شما با حفظ شخصیت طرف مقابل و بدور از تنش ایشان رو تشویق به کاری میکنید که خودتون هم از مزایای اون بهره میبرید.



    در اینمورد ممکن هست ایشون عادت کرده باشن و در مسیر ترک عادت ناتوان باشن یا اینکه نگرششون غلط باشه و حتی افسردگی هم میتونه دلیل این اهمال کاری باشه در هر صورت بهترین گام مراجعه به
    روانشناس بالینی هست.

    برای این مهم نه منفعل عمل کنید و نه پرخاشگر بلکه به ایشون بفرمایید که من تو و فرزندمون رو دوست دارم و برای یکسری تغییرات در جهت بهبود زندگی مشترکمون نیاز به همکاری تو زیر نظر یک متخصص دارم که لازم هست در این مسیر دست به دست من بدی تا بتونیم با هم تغییرات خوبی ایجاد کنیم . من مطمئنم که میتونم روی تو حساب کنم و زندگی قشنگ تر و موفق تری داشته باشیم.



    در اینمورد شما میتونید ببیند به چه موضوعاتی علاقه مندن براشون کتاب بخرین تا وقتی در جمع قرار میگیرن بتونن از نوشته های کتابی که در ذهنشون هست برای دیگران صحبت کنن. میتونید مستند های علمی و هیجان انگیز رو در اینترنت بخرید ، دنلود کنید و با هم ببینید.
    از طرفی سعی کنید در منزل با همسرتون درباره موضوعات علمی، هنری، دینی و ... تبادل نظر کنین،
    لازم نیست متخصص باشین ولی لازم هست گوشی برای شنیدن حرف های هم باشین!



    بیاد داشته باشین شما نمیتونید دیگران رو تغییر بدید بلکه باید
    انسان ها رو همانگونه که هستند بپذیرید و با تمام تفاوت ها به اونها احترام بگذارید، پدر همسرتون نقش پررنگی در زندگی شما ندارند و از طرفی باید تمرکزتون بر روی زندگی مشترک خودتون باشه. پس بهتر این هست که حساسیت خودتون رو در اینمورد کاهش بدید و سعی کنید انرژی و حواستون معطوف به مسائل خانواده ی کوچک شما باشه.



    این مطلب رو خدمت شما عرض میکنم که
    جدایی همیشه تضمینی برای تجارب بهتر یا حال خوب تر نیست. شما و همسرتون هر دو نیاز دارید تغییراتی داشته باشید اما مسئله انقدر غیر قابل حل نیست که دچار چنین افکاری بشین. نیاز دارید دست در دست هم باشید و مسیر رو طی کنید ، زیر هر سقفی مشکلاتی مطرح هست اما خوشبخت انسان هایی هستند که امید، تلاش و توکل دارن.

    خیلی ممنون که وقت گذاشتید و مفصل پاسخ دادید.
    اما شما کل مشکلات رو تقلیل دادید به چند مورد جزئی و اون رو هم ربط دادید به نگاه بنده.
    عرض بنده این بود که ایشون هیچ اهمیتی به بدن خودشون اراستگی شون نظافتشون وسایل شخصی شون و منزل نمیدن.
    برداشت من پیش از عقد این بود که ایشون ادم باصداقتی هستن. متاسفانه همین هم خدشه دار شد. کسی که رفتار پدرش اینقدر با عرف فاصله داره و به وضوح توی چشم میزنه نباید پیش از ازدواج راجع به این مساله به طرف مقابلش چیزی بگه؟
    بنده یک ناراحتی کوچک زانوی خودم‌رو به ایشون گفتم‌اما به نظر شما ایشون نباید مساله ای رو که به خاطرش قرص مصرف میکرد میگفت؟
    میفرمایید بنده نباید تلاش کنم پدر ایشون رو تغییر بدم و بنده هم چنین قصدی ندارم اما به نظر شما این انتظار زیادیه که از ایشون‌بخوام واقع بین باشن؟ ما الان به طور مرتب هر هفته به خانواده ایشون و خانواده خودم سر میزنیم. جدای از اینکه ایشون در هفته هم دو روز دیگر رو‌تقریبا کامل به خونه پدرشون میرن (ایشون تک فرزنده). هر چند که ایشون الان تا حدودی به این مقدار قانعه اوایل به این هم قانع نبود.‌کسی که کارهای خونه خودش رو انجام نمیده برای چی باید هر روز بره پیش مادرش؟ یک مورد دیگه که واقعا از دید من خیلی زشته اینه که ‌به بهانه های مختلف به جز دو روز در هفته یا ایشون میرفت خونه پدرش یا پدر و مادرش میومدن منزل ما. کاملا روشن بود که یه بهانه است صرفا برای اینکه دور هم باشن. بله دورهمی خوبه ولی نباید اندازه داشته باشه؟ آدم خودش کار و زندگی نداره؟
    شخصی که میخواد ازدواج کنه آیا نباید اقل آمادگی رو داشته باشه؟ آیا نباید ذره ای مسئولیت پذیری در وجودش باشه؟
    میفرمایید گوشی برای شنیدن. راستش این هم یک مساله است. من احساس میکنم این منم که در خیلی از موارد کوتاه امده ام. ایشون خیلی دوست دارن چیزهایی رو با جزئیات تعریف کنن که من واقعا علاقه ای به شنیدنشون ندارم. مثلا یه فیلم دیدن بدون اینکه از من بپرسن که علاقه ای داری که برای تو تعریف کنم یا خیر شروع میکنن با جزئیات فیلم رو شرح میدن.
    ببینید این علایقی که میفرمایید در ایشون هم هست ولی بذارید شرح بدم چه پیش می اید. فرض کنید ما شام رو میل کردیم. سفره رو با کمک هم جمع کردیم. میریم میشینیم و ایشون تلویزیون رو روشن میکنن و من هم بدون اینکه علاقه ای داشته باشم میبینم. این برنامه ایه که شاید بگم بیش از چند سال اتفاق افتاده. وقتی هم که من میرفتم توی اتاق که کار دیگه ای انجام بدم ناراحت میشدن که تو کار شخصی انجام میدی. بیا با هم تلویزیون ببینیم که کار جمعیه! این خودخواهی نیست؟ شاید ایشون هم علاقه داشته باشه که به جای تلویزیون دیدن مطالعه کنه اما حوصله اش نمیاد. بنده هم الان مدتیه بعد از شام میرم دنبال کار خودم. آیا به نظر شما این انتظار زیادیه؟
    اگر ایشون با گوشی خودش مشغول باشه مشکلی نداره اما اگر من با گوشیم کار داشته باشم از دید ایشون کار شخصی انجام میدم!
    باز بذارید یه مثال دیگه بزنم. ایشون تا مدتها اصرار داشتن که خیلی از کارها رو با هم انجام بدیم مثل مسواک زدن. ولی وقتی زمانش میرسید دائما به بهانه ای به تعویق می انداختن. در حالی که وقت خواب بود. وقتی هم من میرفتم و مسواک میزدم ناراحت میشدن که چرا تنها رفتی؟
    بنده ریشه خیلی از این مسائل رو در تنبلی و خودخواهی و سمبل کاری میبینم و باز هم عرض میکنم شاید ایشون خودش هم بخواد اصلاحش کنه ولی در عمل کاملا معلومه که انگار به زور این اتفاق افتاده. یعنی صرفا حفظ ظاهره!
    من هیچ وقت برخورد تندی با ایشون نداشتم و درسته که با هم‌ چندین مرتبه صحبت کردیم اما هیچوقت منجر به پرخاش و بی ادبی یا توهین نشده.

    من احساس میکنم زندگی ای که در حال حاضر دارم صرفا گذر ایامه. راستش از زندگی خصوصی دیگران اطلاعی ندارم اما واقعا علاقه ای هم به این زندگی ندارم.
    من قبلا طلاق برام قبح عجیبی داشت. اما الان احساس میکنم چرا دو نفر که نمیتونن با هم زندگی کنن یا وقتی علاقه یک طرفه الکی وجود داره به زور باید همدیگر رو تحمل کنن؟ چرا باید این همه عذاب بکشن؟ شاید به قول شما بعد از این تجربه، تجربه تلخ دیگری در انتظارشون باشه ولی اینکه شخص به صرف ترس از شکست بعدی بخواد به زندگی یکنواخت و بی روحش ادامه بده چه ارزشی داره؟
    من یه زمانی با خودم فکر میکردم چقدر این ادمهایی که از خانواده دور میشن و با شخص دیگری ارتباط برقرار میکنن ادمهای پستی اند. اما الان میفهمم ادم خودش تا توی شرایطی قرار نگیره نمیتونه دیگران رو قضاوت کنه. من دوست ندارم خدای ناکرده پایم بلغزه و گرفتار چنین وضعیتی بشم. به نظر شما طلاق راه حل بهتری نیست؟ تا اینکه ادم الکی به خودش دروغ بگه که زندگی من خوبه و میتونست بدتر از این باشه و بعد هم در یک لحظه هم زندگی اش بر باد بره و هم کاری بکنه که قابل بازگشت نباشه؟ و طبیعتا وقتی چنین اتفاقی می افته نگاه همه اطرافیان و مردم همون نگاهیه که من پیشتر داشتم. عجب آدم پستی! چه زن (شوهر) خوبی داشت! خیانت کرد! نمیگن چی کشید در زندگی اش که به این نقطه رسید....
    ویرایش توسط محمد89 : چهارشنبه 03 مهر 98 در ساعت 09:00

  14. 4 کاربر از پست مفید محمد89 تشکرکرده اند .

    sepinoud (جمعه 12 مهر 98), نیکیا (چهارشنبه 03 مهر 98), رنگین (چهارشنبه 03 مهر 98), زن ایرانی (چهارشنبه 03 مهر 98)

  15. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    امروز [ 11:09]
    تاریخ عضویت
    1398-4-16
    نوشته ها
    145
    امتیاز
    1,966
    سطح
    26
    Points: 1,966, Level: 26
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 99.1%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    83

    تشکرشده 195 در 103 پست

    Rep Power
    0
    Array

    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد89 نمایش پست ها
    من یه زمانی با خودم فکر میکردم چقدر این ادمهایی که از خانواده دور میشن و با شخص دیگری ارتباط برقرار میکنن ادمهای پستی اند. اما الان میفهمم ادم خودش تا توی شرایطی قرار نگیره نمیتونه دیگران رو قضاوت کنه. من دوست ندارم خدای ناکرده پایم بلغزه و گرفتار چنین وضعیتی بشم. به نظر شما طلاق راه حل بهتری نیست؟ تا اینکه ادم الکی به خودش دروغ بگه که زندگی من خوبه و میتونست بدتر از این باشه و بعد هم در یک لحظه هم زندگی اش بر باد بره و هم کاری بکنه که قابل بازگشت نباشه؟ و طبیعتا وقتی چنین اتفاقی می افته نگاه همه اطرافیان و مردم همون نگاهیه که من پیشتر داشتم. عجب آدم پستی! چه زن (شوهر) خوبی داشت! خیانت کرد! نمیگن چی کشید در زندگی اش که به این نقطه رسید.... !
    خواهش میکنم
    در مورد همسرتون همانطور که نوشتید ایرادتی مطرح هست و شما این حق رو دارید که از زندگی مشترک لذت ببرید و آسوده باشید...
    اما برخی مسائلی که اشاره میکنید قسمت بزرگی از اون به اشتباهات خود شما برمیگرده و نباید این رو متوجه دیگران بدونید.
    قبل از ازدواج فرصت شناخت داشتید و میتونستید با تحقیق و بررسی و حتی کمک از مشاوره متوجه بشید ایشون مناسب ازدواج با شما هستند یا خیر.
    خانواده همسرتون یا خود همسرتون در گذشته همین بودند و در حال حاضر هم روش زندگی اونها همان روال قبلی با اندکی تغییر هست پس تشخیص خیلی از مسائل به عهده شما بوده.
    اینکه میفرمایید چرا نگفت و صداقتش خدشه دار شد
    خیلی از افراد در زمان آشنایی سعی میکنند در بهترین حالت قرار بگیرند و این شمایید که اگر بدون بررسی های لازم اونها رو بپذیرید باید منتظر عواقب این انتخاب باشید.

    از طرفی توصیه کردم ایشون رو همدلی و همراهی کنید تا برای رفع مسئله ای مثل تنبلی و ... مراجعه ی حضوری به روانشناس بالینی داشته باشن و پیگیری کنید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد89 نمایش پست ها
    من یه زمانی با خودم فکر میکردم چقدر این ادمهایی که از خانواده دور میشن و با شخص دیگری ارتباط برقرار میکنن ادمهای پستی اند.

    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد89 نمایش پست ها
    میریم میشینیم و ایشون تلویزیون رو روشن میکنن و من هم بدون اینکه علاقه ای داشته باشم میبینم. این برنامه ایه که شاید بگم بیش از چند سال اتفاق افتاده. وقتی هم که من میرفتم توی اتاق که کار دیگه ای انجام بدم ناراحت میشدن که تو کار شخصی انجام میدی. !
    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد89 نمایش پست ها
    ایشون خیلی دوست دارن چیزهایی رو با جزئیات تعریف کنن که من واقعا علاقه ای به شنیدنشون ندارم. !
    شما و
    همسرتون هر دو نفر نیاز دارید مراجعه کنید، طبق نوشته های شما گاهی مسئله متوجه طرز فکرتون و رفتارتون در برخورد با شرایط مختلف هست که ناشی از فقدان مهارت در برخورد با شرایط و آگاهی های کافیست.
    سعی کنید این مسیر رو دو نفره پیش ببرید، تا آرام آرام به نتیجه دلخواه برسید.

    خیانت و طلاق رو نام بردید و در ابتدای نوشتتون از واقع بینی گفتید؛

    پس بهتر هست
    واقع بین باشید و از خودتون بپرسید؛

    سهم من از اشتباهات در زندگی مشترک چقدر هست؟

    آیا همسرم رو با مشکلش تنها گذاشتم یا کمکش کردم؟

    چقدر در تغییرات مثبت در زندگی مشترک نقش دارم؟

    فرار به جلو یا حل مسئله ... کدام؟

    و ....



    ویرایش توسط سحر بهاری : چهارشنبه 03 مهر 98 در ساعت 10:06

  16. #10
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دیروز [ 14:01]
    تاریخ عضویت
    1389-10-26
    نوشته ها
    73
    امتیاز
    7,256
    سطح
    56
    Points: 7,256, Level: 56
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 48.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    174

    تشکرشده 243 در 62 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط سحر بهاری نمایش پست ها



    خواهش میکنم
    در مورد همسرتون همانطور که نوشتید ایرادتی مطرح هست و شما این حق رو دارید که از زندگی مشترک لذت ببرید و آسوده باشید...
    اما برخی مسائلی که اشاره میکنید قسمت بزرگی از اون به اشتباهات خود شما برمیگرده و نباید این رو متوجه دیگران بدونید.
    قبل از ازدواج فرصت شناخت داشتید و میتونستید با تحقیق و بررسی و حتی کمک از مشاوره متوجه بشید ایشون مناسب ازدواج با شما هستند یا خیر.
    خانواده همسرتون یا خود همسرتون در گذشته همین بودند و در حال حاضر هم روش زندگی اونها همان روال قبلی با اندکی تغییر هست پس تشخیص خیلی از مسائل به عهده شما بوده.
    اینکه میفرمایید چرا نگفت و صداقتش خدشه دار شد
    خیلی از افراد در زمان آشنایی سعی میکنند در بهترین حالت قرار بگیرند و این شمایید که اگر بدون بررسی های لازم اونها رو بپذیرید باید منتظر عواقب این انتخاب باشید.

    از طرفی توصیه کردم ایشون رو همدلی و همراهی کنید تا برای رفع مسئله ای مثل تنبلی و ... مراجعه ی حضوری به روانشناس بالینی داشته باشن و پیگیری کنید.

    [
    quote=محمد89;454203] من یه زمانی با خودم فکر میکردم چقدر این ادمهایی که از خانواده دور میشن و با شخص دیگری ارتباط برقرار میکنن ادمهای پستی اند. !



    شما و
    همسرتون هر دو نفر نیاز دارید مراجعه کنید، طبق نوشته های شما گاهی مسئله متوجه طرز فکرتون و رفتارتون در برخورد با شرایط مختلف هست که ناشی از فقدان مهارت در برخورد با شرایط و آگاهی های کافیست.
    سعی کنید این مسیر رو دو نفره پیش ببرید، تا آرام آرام به نتیجه دلخواه برسید.

    خیانت و طلاق رو نام بردید و در ابتدای نوشتتون از واقع بینی گفتید؛

    پس بهتر هست
    واقع بین باشید و از خودتون بپرسید؛

    سهم من از اشتباهات در زندگی مشترک چقدر هست؟

    آیا همسرم رو با مشکلش تنها گذاشتم یا کمکش کردم؟

    چقدر در تغییرات مثبت در زندگی مشترک نقش دارم؟

    فرار به جلو یا حل مسئله ... کدام؟

    و ....





    [/quote]
    سعی میکنم برای اینکه بعدا از اینکه نهایت تلاشم رو برای بهبود این زندگی انجام ندادم حتما به مشاور مراجعه کنم.
    اما این مساله چیزی از کم صداقتی ایشون یا خانواده شون کم نمیکنه. این فرمایش شما که خیلی از افراد سعی میکنن خودشون رو در دوره اشنایی بهترین نشون بدن و این وظیفه طرف مقابله که بشناسه و بعدا اگر خلافی دراومد بر عهده شخصیه که نشناخته نمیدونم بر چه منطقی استواره؟
    مگر کاری که خیلی از مردم انجام میدن دلیلی بر درست بودن اون کاره؟ شاید در جامعه ای اکثر مردم دروغگو باشن. این چیزی از زشتی دروغ کم میکنه؟
    اینطور که شما میگید دوره شناخت مسابقه زرنگیه!چه طور میشه بعدش تبدیل بشه به دوره همکاری و همدلی؟
    من که خودم حداقل اهل پنهان کاری نیستم و نبودم طبیعیه که از طرف مقابلم انتظار صداقت داشته باشم.
    ببینید من زندگی رو اینطور میبینم که ابتدای کار مثل صفحه سفیده. به مرور و با رفتار طرفین این صفحه پر میشه. شما چقدر میتونید داخلش علامت منفی بذاربد؟ بالاخره یک‌جایی پر میشه.
    حل مساله تا جایی که بشه به نتیجه امیدوار بود رو قبول دارم. اما بعد از اون ترجیح میدم پاک کنم از اول بنویسم.

  17. 2 کاربر از پست مفید محمد89 تشکرکرده اند .

    sepinoud (جمعه 12 مهر 98), نیکیا (چهارشنبه 03 مهر 98)


 
صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1398 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2019 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت 14:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3 می باشد.