با عرض سلام خدمت آقای سنگ تراشان:
راستش مشکل من با پسرم هستش که در حال حاضر 17 سالشه. او خیلی خود محور هست و اصلاً به نظر و راهنمایی کسی گوش نمیده. از وقتی به دبیرستان رفته افت تحصیلی پیدا کرده. به درس رغبتی نشون نمیده و میگه من حوصله ندارم این مسخره بازی ها رو بخونم. می خواد در رشته زبان ادامه تحصیل بده اما درسشو ادامه نداده و بدون مدرک پیش دانشگاهی نمی تونه. چون تا نیمه های پیش دانشگاهی که رسید درسو ول کرد و نرفت امتحاناتشو بده. الان داره به صورت از راه دور درساشو می گذرونه تا شاید کنکور زبان قبول بشه اما مسأله اصلی من مشکل روحی اونه. همش تو خودشه. مثل آدمای بلاتکلیف دور اتاق راه میره و تو فکره. بقیه وقتا پشت کامپیوتره و وقتشو با وبلاگ سازی و این جور چیزا می گذرونه. خیلی منزویه و خیلی کم با ما بیرون میاد. جدیداً یه دفتر یادداشت تو جیبش پیدا کردم که توش یه مطالبی نوشته بود که نشون می داد خیلی از زندگی نا امیده و خودشو برای مرگ آماده کرده آخه همش توش نوشته بود «لحظه پرواز نزدیک است. من خیلی دارم مصیبت و رنج تحمل می کنم اما همش امیدم به خودته که گفتی اجر این صبرو می دی. من از پرواز هراسی ندارم و براش آماده ام و...»
به خدا بگید باهاش چه رفتاری در پیش بگیرم. می ترسم یهو یه کاری بکنه که همه رو پشیمون کنه. اون از هوش سرشاری برخورداره اما اصلاً استفاده درستی ازش نمی کنه. من فکر می کنم کمی احساس کمبود توجه می کنه. البته ما هیچ کمی براش نذاشتیم. چون کمی قدش کوتاهتر از دوستاشه و مسایلی شبیه این شاید در رغتارهاش تأثیر داشته .. به هر حال راهنماییم کنید.