به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 04 مرداد 94 [ 22:16]
    تاریخ عضویت
    1393-6-06
    نوشته ها
    36
    امتیاز
    1,046
    سطح
    17
    Points: 1,046, Level: 17
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 58.0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    44

    تشکرشده 12 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array

    من رو درباره این رابطه هر طور که میتونید متقاعد کنید

    سلام به همه اعضا و کارشناسای خوب ومحترم

    من الان 26 سالمه و سه سال پیش با پسری رابطه معمولی داتیم ،اگرچه همو دوس داشتیم کارهای عجیب و ممنوعه نکردیم ،یعنی اون زمان من اصلا اونجوری نبودم که بخوام خیلی در قبال این ادم احساساتی باشم البته ادم مقیدی بودم
    البته اون رو پسر خوبی میدونستم و توی یکی دو سال که هم دانشکده ای هم بودیم خیلی بهش اعتماد داشتم ،
    رابطه مون و گویا علاقه مون بحدی رسید که حتی قرار شد به خانوادش بگه ،اما میگفت روم نمیشه ، نمیدونم روش نمیشد یا به قول امروزیا لفتش میداد و نمیخواست ولی خب چون چند ماهی هم از من کوچیکتر بود و حدود بیست و دوسالش بود بهش میدادم خجالت بکشه چون من هم خودم خجالت میکشیدم
    همونطور که گفتم من علاقه شدید بهش نداشتم ،شاید هماونزمان کس یا کسای دیگه ای ر بهتر میدونستم ،بهر جهت اینقدر باهش بد رفتاری کردم و یه سری اتفاقاتی که برام افتاده بود اونزمان حالمو بد کرده بود و مشکلات شخصی پیچیده ای دداشتم که اقا پسر حس کرد بهتره این رابطه رو ادامه نده ، پالبته تمام تقصیرها هم بخاطر من نبود ،اون اقا پسر هم تا حدی خودخواه و خشک بود یعنی اون اخلاق گرمی رو که اونزمان من ارزو داشتم نداشت و خیلی هم دست پایین به دخترا نگاه میکرد از درونش مغرور و خود بزرگ بین بود ، یکم هم ظاهرش مورد علاقه من نبود

    ما لیسناس رو تمام کردیم ،البته من توی لیسانس بخاطر همون سری مکلاتم از ایشون عقب افتادم ،ایشون پشت سر لیسانس فوق قبول شد و احتمالا الان فوق رو هم تموم کرده ولی من تو این چند سال اصلا سراغ ادامه تحصیل نرفتم ،نه اینکه نخواستم نشد.
    خود اون اقا پسر هم میدونست من استعداد و علاقشو دارم که بتونم ادامه بدم
    خلاصه من الان لیسانسه و ایشون شاید در استانه رفتن به مقطع دکترا
    سال پیش بعد از اعلام نتیجه های ارشد زمانیکه ان لاین بودم احوالی پرسید و با وجود اینکه 14ماه بود باهاش رابطه نداشتم و ازش خیلی ناراحت بودم ،چون با رفتنش دلمو شکسته بود ،اون همه اعتمادی که بهش داشتم رو . تمام قول و قرا هامون رو . ولی من که فراموشش نکرده بودم با روی باز و با گرمی سابق جوابشودادم به امید اینکه گذشته جبران بشه ،راستی یه چیزو نگفتم ، من یکم خودمو ادم پولکی نشون داده بودم ، یه جوریکه انگار خودش خیلی اهمیتی نداره فقط موقعیت درسی و درامدش برام مهمه ،درحالیکه اینجور نبود من فقط میخواستم اون نزاره حقشو بقیه بخورن ولی خب ایشون فکر کرد من پول پرستم
    گفتم که بعد از 14ماه جوابشو به گرمی دادم ، ولی انگار این گرمی دلشو زد و فکر کرد من خیلی دم دستی هستم ،درضمن اعتماد سابق رو بهم نداشت ومدام میخواست بفهمه این مدت با کسی بودم یا نه ،البته مستقیم نمیپرسید ،البته یکبار مستقیم پرسید ،خلاصه انگار گرمی برخورد دلش رو زد که گفت باید روی رابطه فکر کنیم ،که من حرف از امور مالی زدم که گویا داغ دلش تازه شد و فهمید من هیچ فرقی نکردم که گفت فکر نمیکنم ما به درد هم بخوریم و فکرکنم یک هفته هم نشد که رابطمون خود بخود تمام شد ،این رابطه یک هفته ای از حهت های مختلفی منو ناراحت کرد 1.میخواست امار نتیجه ارشدمو بگیره و خواستن یا نخواستنش تاحدی به اون ربط داشت 2. ازم درمورد عیب های اخلاقیش پرسید ،میخواست عیب هاشو واسه بقیه خوب کنه!! من این وسط:( 3.غیرمستقیم گفت میتونیم دوست باشیم ولی وقتی یه زن مناسب پیدا کردم دیگه تو.....

    البته اینا مال اتفاقات اون یک هفته بودو ناراحت شدن من. و گفتم دلیل تمام شدن چی بود. وتا الان ده ماه که دوباره هیچگونه ارتباطی باهاش نداشتم
    چند روز پیش نتایج ارشد سال پیش رو زدن ومن حتی امتحان ندامدم ،جالبه هفته دیگه تولدمه و چون ما عادت داشتیم همه اینجور مراسمه مهم رو بهم تبریک بگیم و اینکه میدونم بهرحال ایشون علاقه به من دارن ،شاید واسه تبریک پیامی بدن

    من خیلی ازش ناراحتم بخصوص اگه اینکه بخواد به بهانه تولد امار ارشدمو بگیره
    و منو بخاطر ارشد ندادن ناچیز بدونه

    من تصمیم گرفتم با ایشون هیچگونه رابطه ای حتی به خیال ازدواج هم نداشته باشم ،چون نه حسرت شوهر دارم و نه اجازه میدم کسی دیگه بهم توهین کنه
    اما چیزی که ذهن منو مشغول کرده اینه که من خیلی عوض شدم ، دیگه اون ادم وابسته سابق نیستم ،پولکی نیستم و کسی جز ایشون تو دلم نیست ،ظاهر هم مثل سابق برام اهمیت نداره ،خیلی پخته تر شدم ،چون خیل یبی اطلاع و بی تجربه بودم ،مدام یه چیزی بم میگه شاید ارزش اینکه یکبار درست و حسابی همو بشناسید الان که ایشون محیط رو بیشتر دیده و بدی های واقعی رو دیده و من که پخته تر شدم باشه ، اما اگه ارزش وجوی من به مدرکم که قابلیتم یا شرایط کاریم باشه که کار نمیکنم ،نمیتونم یکبار دیگه نخواسته شدن رو بپذیرم و اصلا دیگه دنبال خوشی های چند هفته و چند ماه نیستم , فقط قصدم یک رابطه حداکثر چدماهه برای شناخت واقعیه جون دیگه احساساتی تصمیم نمیگیرم



    شما بهم بگید چکار کنم ،اینجا تاپیک های رو خوندم که خیلی توصیه های خوبی توش بود ،شما چی فکر میکنید؟

    ویرایش توسط دنیای کوچک : پنجشنبه 06 شهریور 93 در ساعت 13:47


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نمیتونم از حق خودم دفاع کنم.
    توسط Pooh در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 خرداد 94, 00:32
  2. چه طوری میتونم بخشی از حافظه مو پاک کنم
    توسط ribbon در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: چهارشنبه 03 مهر 92, 17:59
  3. نه میتونم ادامه بدم نه جدا بشم
    توسط sheidajojo در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: چهارشنبه 16 مرداد 92, 10:57
  4. با خانواده افسرده ام چه کار میتونم کنم؟
    توسط pardis 1995 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: شنبه 15 مهر 91, 05:48
  5. هرچی به شوهرم میگم میگه نمیتونم!خوب منم نمیتونم چیکار کنیم؟؟؟؟؟؟
    توسط matra در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: شنبه 29 بهمن 90, 22:27

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.