به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 32

Threaded View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 آبان 97 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1392-2-03
    نوشته ها
    230
    امتیاز
    5,609
    سطح
    48
    Points: 5,609, Level: 48
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 141
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    291

    تشکرشده 315 در 142 پست

    Rep Power
    38
    Array

    چرا دختر حق نداره عشقش رو ابراز کنه؟

    سلام دوستان ، یه سوال و مساله ای هست که خیلی ذهن منو درگیر خودش کرده و اونم اینه که چرا تو جامعه ما مرد باید نیاز کنه و دختر با ناز باید اونو قبول کنه ؟ آخه از کجا معلوم دختر از کسانی که میان سمتش خوشش بیاد یا نه ، باید به زور قبول کنه و تظاهر کنه که آره دوسش داره اما شاید ته دلش کس دیگه ای رو میخواسته ، همین میشه که تو خیلی جاها و همین تالار میشنویم بعد ازدواج خیانت میکنن و شوهرشون هم انتظار داره که همسرشون طبق دستور و اطلاعت اونا باشه ، یعنی انتظار دارن دختر باب میل اونا زندگی کنن ..


    این مساله زندگی منو درگیر کرده من کسانی که میان سمتم رو با تحقیر و با تندی رد میکنم ولی بازم هستن کسانی که میگن از تو خوشمون میاد ( البته هدفشون معلومه چیه و سر همین گارد میگیرم جلوشون ) اما خیلی برام سنگینه و نمیتونم درک و هضم کنم و خیلی برام زور داره تنها کسی رو به این خاطر که از من خوشش میاد قبول کنم و تحملش کنم فقط به این دلیل که اون از من خوشش میاد؟ پس چرا من حق نداشتم از کسی خوشم بیاد؟ چرا طرد شدم؟ ، چون عقده شده تو دلم من فقط عاشق یه نفر بودم اونم از نوجوانی و هنوزم نتونستم کامل فراموشش کنم و یکی از آشناها بود و این عقده میجوشه وقتی یادم میفته چطور منو طرد کرد و تحقیرم کرد فقط به این خاطر که فهمید من چقدر دوستش داشتم ..


    سر همین موضوع خیلی عصبی میشم ، شاید پست های منو ببینید متوجه میشید که چقدر جبهه داره نسبت به مرد ها حساس شدم ، نا خود آگاه از کسانی که میان سمتم متنفر میشم ..
    با این اتفاق ها تصمیم گرفتم تنها بمونم و هیچ وقت هم ازدواج نکنم چون من آدمیم که تاثیر پذیری زیادی از محیط و آدمهای اطرافم دارم و نمیتونم تحمل کنم - فقط تصمیم گرفتم تنها بمونم و رو شغلم تمرکز کنم ، درسته که الان خیلی جوون و خام هستم اما خب حق دارم از آیندم بترسم و نگران باشم..

    این مشکل فقط مال منه من اینطوریم؟ من مشکل دارم؟
    ویرایش توسط Elena1994 : دوشنبه 16 دی 92 در ساعت 14:19

  2. 2 کاربر از پست مفید Elena1994 تشکرکرده اند .

    Less Than Nothing (چهارشنبه 18 دی 92), کامران (شنبه 21 دی 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.