سلام به همه
ما حدود 2 ماه میشه که به منزل خاهرشوهرم اسباب کشی کردیم و اونجا زندگی میکنیم.یه خونه 3 طبقست که طبقه اول ما هستیم و دوم خودشون و بالا هم خالیه
از روزی که رفتیم اونجا شاید باورتون نشه روزی بیشتر از 30 بار میان در خونه.ساعت 7 صبح میان و میگن چای ندارین بیام با هم بخوریم؟!!!
ساعت 4 بعد از ظهر هم چای میل داشتن و تشریف میاوردن.هر باز که از در خونه رد میشدن به بهانه های مختلف میومدن.من اصلا راحت نبودم و نیستم.تصور کنین من حتی نمیتونم یه لباسه راخت واسه خودم و شوهرم بپوشم و دائم باید در حال تعویض لباس باشم یا دنبال چادر بگردم.
جدیدا یک مشکل دیگه هم اضافه شده که هر روز از بعد از ظهر میان داخل حیاط میشینن(حیاط بزرگ و با صفایی داره و تخت و اینجور چیزا گذاشتن جدیدا)و ما هم باید بریم و تا ساعتای 12 شب باهاشون اونجا بشینیم
آخه یکی نیست بگه شما کار و زندگی ندارین؟
اگه هم نریم دلخور میشن و کاملا رفتارشون تغییر میکنه و بلافاصله به مادرشوهرم زنگ میزنن و گلایه میکنن و باز مادرشوهرم به شوهرم زنگ میزنه و میگه شارلوت اذیتت میکنه و نمیزاره بری پیش خاهرت؟!!!!!!!
میدونستم برم خونه اونا مشکل هست اما فکر نمیکردم زندگیم مختل بشه
از اول زیاد رو ندادم بهشون اینطورین اگه رو میدادم چی میشد؟
یشب بعد از 3 شب که باهاشون داخل حیاط بودیم تا شوهرم دید اومدن تو حیاط لباس پوشید و رفت و من و تنها گذاشت تو خونه منم دلخور شدم و رفتم خابیدم.باز وقتی اومد خیلی طبیعی شام خاست و رفتم شام آوردم و خورد و جمع کردم و رفتم خابیدم.اصلا به روش نیاورد.نه یه تشکر نه یه عذرخاهی
صبح هم خیلی عادی منو بوسید و رفت سرکار
با خاهرشوهر 38 سالم که رفتاراش در حد یه بچه 8 سالست چیکار کنم؟خیلی حساس شدم به همسرم





بگو آره سرکار که میرم خیلی خسته میشم مثلا تو یه روز تعطیل بگو امروز که تعطیله خیلی خوبه آدم حوصله مهمونی رفتن و مهمون اومدنو حتی به خودش رسیدن و به زندگی رسیدن و داره روزایی که سرکار میرم اصلا حوصله ندارم واقعا خسته میشم فقط دوست دارم یه چیزی بخورم و سریع بخوابم کاملا متوجه بکن که چقدر خسته میشی و یکمم از کار کردن و مدیریت و فشار و کاری که روت هست و بنال و بگو اگه شوهرم یکم وضعش خوب بشه کار نمیکنم یا نیمه وقت میرم کار میکنم و بگو حتی روزایی که سرکار میرم انقد خسته میشم انرژی نمونه که به مادشوهرم و مادرم سر بزنم باید برنامه بریزیم که روزای تعطیل به هر دو سر بزنیم و انقد دوست دارم که انرژی داشتم باتو بیرون واسه خرید و غیره میرفتیم اما خستگی و کار نمیزاره خیلی غیر مستقیم متوجه اش خستگی و مشکلاتت بکنش و یه جاهایی از خستگی شوهرتم بگو که میاد خونه فقط دوست داره استراحت بکنه طفلک تو فشاره و از دوستات و یا فامیلات بگو بگو بنده خداها میخواستن بیان خونه امون مثلا سه شنبه گفتم روز تعطیل بیاید وسط هفنه کششو ندارم این و میتونی به شوهرتم بگی جوری که اونا بشنون بگی فلانی میخواست بیاد گفتم روز تعطیل بیان چون هم تو انرژی مهمون داری و نداری هم من امیدوارم تونسته باشم کمکت بکنم

علاقه مندی ها (Bookmarks)