سلام
پدر مادرم 11 ساله فوت کرده. مامانم اینا 4 تا دختر یکی پسر. الان نردیک 5-6 ساله همه مسئولیت های مادر بزرگم بیشتر با مامانم هر جیزیش میشه زنگ میزنه حالم بده فقط تو بیا. خاله هام از این قضیه سواستفاده میکنن. 5-6 سال نزدیک خونه ما بود همش مامانم میرفت اونا کم میومدن. الان به خاطر همین موضوع رابطه پدر مادرم زیاد خوب نیست.
حالا نزدیک چند ماهه واسش پرستار گرفتیم رفته یه محله دیگه. گهگداری پرستارش میره چند روز مرخصی همه از نهداری مامان بزرگم فرار میکنن مامانم میره میارش خونه ما. یکی از خاله هام دل پری ازش داره میگه موقعی که ازدواج کردم به من جهیزیه نداده سیسمونی نداده پس به من چه.خیلی دلم واسه مامانم میسوزه نمیزاره منم دخالت کنم و حرف دلمو بهشون بزنمو مامانم خیلی بی سرزبونه همینش منو دیوونه میکنه. هرچی میگم با خاله هام قطع رابطه کن میگه خواهرامن. اونا از مامانم سواستفاده میکنن. خیلی عذاب میکشم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)