-
حسینیه همدردی
بسم الله الرحمن الرحیم
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ
با سلام به شما
از امروز اگر عمر اجازه بدهد و سرپرست سایت همدردی فرصت رو غنیمت شمردم تا فضای معنوی ایجاد بشود در سایت
باشد که ما هم از این موقعیت احسن استفاده کنیم در جهت رشد معنوی و روحیمان
یک صلوات ختم بفرمایید
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
امام رضا علیه سلام فرمودند کلمت لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی قَالَ فَلَمَّا مَرَّتِ الرَّاحِلَةُ نَادَانَا بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا
...خداوند جل جلاله میفرماید: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» دژ من است، پس هرکس که در دژ من درآید از عذابم در امان است. چون مرکب به راه افتاد [امام رضا](ع) گفت: [البته] با شرایطش و من جزو شرایط آنم.
یعنی شیعیان یعنی مسلمین یعنی مردم جهان اگر میخواهید اعمالتان مورد رضایت خداوند قرار بگیرد اگر دوست دارید در بهشت جای شما باشد یک راه دارد و ان هم ردشدن از راه امامت است
امام زمانت را بشناس حضرت حجت بن الحسن العسگری ارواحنا فداه را بشناس و به ایشان اقتدا کن
پیامبر اسلام(ص)فرمودند :
مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة؛ هر کس بميرد و امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهلى مرده است.
اگر بچت مریضه اگر مشکل داری حتی اگر دارو مصرف میکنی دکتر برو ولی بدان که گره کار تو دست امامت هست به ایشان توسل کن و بدان برگی از درخت نمیافتد تا خداوند اجازه نداده باشد ایشان که ولی خداوند هستند خلیفت الله هستند به امام توسل کنیم
امروز روز سوم محرم روزدختر سه ساله امام حسین علیه سلام است
دلتو ببر کنار ضریحش
بگو خانم خودت با دستای کوچکت گره از مشکلات ما باز کن
سه ساله کتک نداره
سند فدک نداره
علی لعنت الله علی القوم ظالمین
صلواتی ختم بفرمایید
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
-
دلشوره داشتم که محرم را نبینم ،،
نشه بیام میون روضه ها بشینم ،،
بگم حسین ُ بزنم به روی سینم ،،
خدایی قدر روضه ها تو ندونستم ،،
قدر مسیر کربلا را ندونستم ،،
این کوفی ها که بی وفااااا های همیشن ،
معلومه واسه خیمه ها فکر آتیشن ،،
به کم تر از کشتن تو راضی نمیشن .
مداحی محرم 1399/ بنی فاطمه: دوباره امشب دلم گرفته :72:
-
بسم الله الرحمن الرحیم
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ
سلام عرض میکنم خدمت شما بندگان خوب خدا
خوب امروز روز چهارم محرم است خوب بحث شناخت و توسل به امام بود
خانم عزیز اقای محترم اصول دین تقلیدی نیست اصول دین رو باید خودت بری دنبالش و پیدا کنی
توحید نبوت امامت عدل معاد
اصول دین، عقلی است ولی در پرتو آیات و روایات شکوفا و جزئیات آن بیان می شود.
اما توحید، آیات و روایات در توحید زیاد است که به اشاره بیان می شود.
درباره یگانگی خداوند:
« وَ إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِیم »
«و خدای شما یکتاست و نیست خدائی مگر او که بخشانیده و مهربان است.» [i]
راجع به اوصاف پروردگار، آیات زیادی در قرآن موجود می باشد.
به استدلال امام صادق(ع) توجه کنید، ابوشاکر دیصانی که منکر خدا بود، به امام صادق عرض کرد: یابن رسول الله، دلیل روشنی برای اثبات خداوند بر ما بیاور. امام علیه السلام به تخم مرغی اشاره کردند و فرمودند: این تخم مرغ چون دژ و حصار محکمی است که از تمام اطراف پوشیده شده است و در زیر آن پوسته نازکی قرار دارد. در داخل پوسته، سفیده روانی است که داخل آن زرده روان وجود دارد. نه سفیده داخل زرده می گردد و نه زرده داخل سفیده می شود. هنگامی که با شرایط معین باز شد، جوجه ای همانند طاووس، به رنگهای مختلف از میان آن خارج می شود،... آیا برای پیدایش این تخم مرغ با چنین خصوصیت جدید، حکیم و آفریننده ای علیم لازم می دانی یا می گوئی خود به خود با این وضع شگفت انگیز پیدا شده؟
ابوشاکر دیصانی (منکر خداوند) سر به زیر انداخت و مدتی در اندیشه بود، ناگاه سربرداشت و گفت: گواهی می دهم به یگانگی خداوند و رسالت خاتم الانبیاء و شهادت می دهم شما حجت خدا و بر حقید و توبه می کنم از عقیده ای که تاکنون داشتم. [ii]
نبوت
بحث نبوت دو گونه است:1- نبوت عامه. 2- نبوت خاصه.
نبوت عامه:
شرائطی که باید در هر پیامبری باشد، آنرا نبوت عامه می گویند که مختصرا به بعضی از شرائط نبوت عامه اشاره می کنیم: عقل در افراد دارای مراتب است. در افراد قلیلی عقل قوی است. وقتی عقل در فردی قوی شد، قوای دیگر مانند شهوت، غضب و عادات و تمایلات نفسانی و اوهام و خیالات، با عقل قوی نمی توانند معارضه کنند و اخلاق آن فرد را از تکامل علمی و عملی بازدارند. عقل آنها اقو ی و اشد و اکمل و اتم است، لذا در خلقت محکوم قوای شیطانی نمی شوند، در عقل نظری (از حیث عقیده) از شرک پاک و به خداوند یکتا متوجه اند، و از حیث عقل عملی (افعال) از گناه و اعمال زشت منزه و روحا دارای ملکه عصمت می باشند. و چون انسان اکملند، می توانند به جهان غیب و عالم ملکوت اتصال پیدا کنند.و معن ی عصمت عمل کردن به اوامر و ترک کردن نواهی، و مطلقا گناه نکردن می باشد.
نبوت خاصه:
یعنی نبوت شخص خاصی -که تمام آن شرائط نبوت عامه باید در این شخص خاص وجود داشته باشد- دلیل بر رسالت خاصه رسول اکرم(ص)، قرآن و معجزات و اخلاق کریمه اوست. دانشمندان عالم در هر عصر تا عصر حاضر، همه از دشمن و دوست، تصدیق کرده اند که کتاب جامع برای زندگی بشر، تنها قرآن است اگر به آن عمل شود.
اصل نبوت عامه و احتیاج بشر به راهنما عقلی است ولی خصوصیات آن در قرآن و روایات اهل بیت می باشد. در قرآن هم به نبوت عامه، و هم به نبوت خاصه اشاره شده است. آیه ای که به نبوت عامه اشاره کرده است:
« لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ » [iii]
«ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب (آسمانی) و میزان (شناسایی حقّ از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند »
«وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطّاغُوتَ » [iv]
«ما در هر امتی رسولی برانگیختیم که: خدای یکتا را بپرستید؛ و از طاغوت اجتناب کنید»
به چند آیه که در مورد نبوت خاصه رسول اکرم(ص) است، اشاره می کنیم:
«کَذلِکَ أَرْسَلْناکَ فی أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِها أُمَمٌ لِتَتْلُوَا عَلَیْهِمُ الَّذی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ وَ هُمْ یَکْفُرُونَ بِالرَّحْمنِ قُلْ هُوَ رَبّی لا إِلهَ إِلاّ هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ إِلَیْهِ مَتابِ» [v]
«همان گونه (که پیامبران پیشین را مبعوث کردیم،) تو را به میان امّتی فرستادیم که پیش از آنها امّتهای دیگری آمدند و رفتند، تا آنچه را به تو وحی نمودهایم بر آنان بخوانی، در حالی که به رحمان خداوندی که رحمتش همگان را فراگرفته کفر میورزند؛ بگو: او پروردگار من است! معبودی جز او نیست! بر او توکّل کردم؛ و بازگشتم به سوی اوست .»
« إِنّا أَرْسَلْناکَ شاهِدًا وَ مُبَشِّرًا وَ نَذیرًا » [vi]
«به یقین ما تو را گواه (بر اعمال آنها) و بشارتدهنده و بیمدهنده فرستادیم »
حضرت علی علیه السلام می فرماید:
«خداوند متعال پیغمبر اکرم(ص) را به رسالت مبعوث گردانید در زمانی که هیچ یک از انبیاء باقی نمانده، و به خواب رفتن فرق مختلفه مردم در تاریکی، نادانی و گمراهی، طولانی گشته بود (زیرا از زمان حضرت عیسی(ع) تا رسول اکرم(ص)، در این پانصد سال پیغمبری مبعوث نشد) و فتنه ها در سراسر دنیا بر پا گردید، کارها درهم و برهم گشته، آتش جنگل ها افروخته و نور روشنایی دنیا پنهان شده بودند.» [vii]
معاد:
معاد به معنی عود روح به بدن –یا عود انسان به سوی خدا- یا عود بدن بعد از تفرق به حالت اتصال است. اصل آن به سه وجه عقلی است:
وجه اول: چون خداوند عادل است، پاداش خوبان، بدان، ظالمان و مظلومان را باید بدهد. در دنیا داده نمی شود، باید روز رستاخیزی برای جزا باشد.
وجه دوم: چون روح مجرد و باقی است، اجزا بدن هم بعد از خاک شدن در اجزا عالم موجود است. در قیامت روح به بدن، به قدرت پروردگار، بر می گردد. همان گونه که بعد از خواب به بدن بر می گردد.
وجه سوم: بالبداهه می بینیم این جهان کوچک، گنجایش این همه عقل و فهم و اراده و همت و اشتیاق به جاودانه بودن و ملکات و استعداد را نداشته و چون خداوند بیهوده خلق نکرده، باید یک روزی این استعدادها را بتوان شکوفا کرد و در قیامت می توان شکوفا نمود. و خداوند هم در قرآن مجید به این استدلال عملی اشاره می فرماید:
« أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثًا وَ أَنَّکُمْ إِلَیْنا لا تُرْجَعُونَ » [viii]
«آیا گمان کردید شما را بیهوده آفریدهایم، و بسوی ما باز نمیگردید؟»
آیات و روایت راجع به معاد زیاد است:
« رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی اْلآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النّارِ » [ix]
«پروردگارا! به ما در دنیا نیکی عطا کن! و در آخرت نیز نیکی مرحمت فرما! و ما را از عذابِ آتش نگاه دار !«
نوعا در آیات قرآن هر جا نامی از دنیا برده، بعد از آن آخرت را ذکر کرده است.
آیات راجع به کیفیت جزا در قیامت زیاد است:
« وَ نَضَعُ الْمَوازینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئًا » [x]
«ما ترازوهای عدل را در روز قیامت برپا میکنیم؛ پس به هیچ کس کمترین ستمی نمیشود»
رسول اکرم(ص) می فرماید:
«لا تزول قدما العبد یوم القیامة حتی یسأل عن أربع عن عمره فیما أفناه و عن شبابه فیما أبلاه و عن علمه کیف عمل به و عن ماله من أین اکتسبه و فیما أنفقه» [xi]
«در قیامت قدم از قدم بر نمی دارند مگر از چهار چیز سؤال می شوند: از عمرش که در چه راه فانی نموده، از جوانیش که در چه کار فرسوده اش ساخته، از عملش که چگونه انجام داده و چگونه بوده و از مال که از کجا بدست آورده و در چه راه صرف کرده.»
عدل:
اصل عدل و بسیاری از صفات کمالیه نسبت به پروردگار عقلی است. در قرآن مجید آیات زیادی آمده است که من به بندگانم ظلم نمی کنم:
« ذلِکَ بِما قَدَّمَتْ أَیْدیکُمْ وَ أَنَّ اللّهَ لَیْسَ بِظَلاّمٍ لِلْعَبیدِ » [xii]
«این، در مقابل کارهایی است که از پیش فرستادهاید؛ و خداوند نسبت به بندگانش، هرگز ستم روا نمیدارد ! »
و آیه:
« إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ اْلإِحْسانِ » [xiii]
«خداوند به عدل و احسان فرمان میدهد.»
رسول اکرم «ص» فرمودند:
« الْعَدْلُ جُنَّةٌ وَاقِیَةٌ وَ جُنَّةٌ بَاقِیَة » [xiv]
عدل هم چون سپر نگهبان است (که افراد در پناه آن از تعدی دیگران محفوظند) و مانند بهشت پایداری است که همواره مردم از نعمت های آن برخوردارند.
امیرالمؤمنین می فرماید:
« فَإِنَّ فِی الْعَدْلِ سَعَةً وَ مَنْ ضَاقَ عَلَیْهِ الْعَدْلُ فَالْجَوْرُ عَلَیْهِ أَضْیَقُ » [xv]
«تحقیقا گشایش و آزادگی در عدل است و کسی که محیط عدل و داد در نظرش تنگ آید، عرصه جور و ستم بر وی تنگ تر خواهد بود.»
امامت:
اصل امامت عقلی است چون خداوند برای انسان ها همانند هدایت تکوینی (هدایت موجودات به سوی کمال)، هدایت تشریعی و معنوی را در طول زمان قطع نمی کند و بعد از رسول گرامی اسلام(ص)، با امامان(ص) است. آیات قرآن و روایات، ناظر به امامت علی علیه السلام و امامان بعد می باشد.
آیه:
«الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ اْلإِسْلامَ» [xvi]
«امروز، دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم»
و آیه:
«انَّما وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ» [xvii]
«سرپرست و ولیّ شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آوردهاند؛ همانها که نماز را برپا میدارند، و در حال رکوع، زکات میدهند»
و آیه:
« یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی اْلأَمْرِ مِنْکُمْ » [xviii]
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر اوصیای پیامبر»
باید امام(ع) راهنما باشد و حقائق را مانند پیامبر(ص) بیان کند. رسول اکرم(ص) درباره علی علیه السلام فرمود:
« أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِیَّ بَعْدِی » [xix]
«یا علی، نسبت تو به من مثل نسبت هارون و موسی است. الا اینکه بعد از من پیامبری نیست (همین طور که هارون وزیر و جانشین و خلیفه موسی بود، هم هم خلیفه منی)»
به این مناظره توجه فرمائید:
به امام صادق علیه السلام قبل از ایام حج، یکی از علما شام که مخالف امامت بود، وارد شد. امام علیه السلام رو به مرد شامی فرمود: « با این جوان بحث کن» مرد شامی به هشام عرض کرد درباره امامت جعفر بن محمد با من سخن بگو، خلاصه حدیث این است که مرد شامی قبول کرد که خداوند طبق نظر رحمتش، حجت و راهنما فرستاده. هشام سؤال کرد آن حجت کیست؟ مرد شامی گفت: پیامبر و بعد از پیامبر، کتاب و سنت. هشام سوال کرد آیا کتاب و سنت رفع اختلاف را در میان امت می کند؟ شامی گفت آری. هشام گفت: پس چرا تو برای رفع اختلاف از شام به اینجا آمده ای و کتاب و سنت برای تو کفایت نکرد. شامی چون جوابی نداشت بدهد، به امامت امام صادق علیه السلام اقرار کرد. [xx]
[i] سوره بقره، 162، و همچنین برای آگاهی از روایات، نک: کافی، ج 1، ص 13.
[ii] - احتجاج طبرسی، ج 2، ص 333.
[iii] - سوره حدید، آیه 25.
[iv] - سوره نحل، آیه 36.
[v] - سوره رعد، آیه 30.
[vi] - سوره فتح، آیه 8.
[vii] - نهج البلاغه، خطبه 88، فیض الاسلام.
[viii] - مؤمنون، آیه 115.
[ix] - بقره، آیه 86.
[x] - انبیاء، آیه 47.
[xi] - مشکوة الانوار، ص 171.
[xii] - آل عمران، آیه 182- انفال، آیه 51.
[xiii] - نحل، آیه 90.
[xiv] - بحار، ج 74 ، ص 116 .
[xv] - نهج البلاغه، خطبه 15.
[xvi] سوره مائده، آیه 3.
[xvii] سوره مائده، آیه 55.
[xviii] - سوره نساء، آیه 59.
[xix] - الکافی، ج 8، ص 106.
[xx] - اصول کافی، ج 1، ص 171، باب الاضطرار الی الحجه.
این متن رو خوانده بودم گفتم شما هم بخوانیدش
السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
امروز روز حضرت حر است حر کسی بود که راه رو به روی امام بست که نه به کوفه بروند نه به حجاز باز گردند
اما وقتی فهمید که میخواهند امام را بکشند برگشت سمت امام حسین و عرض کردفدایت شوم یابن رسول الله(ص) من آن کسی هستم که از بازگشت تو (به وطن خود) جلوگیری کردم و تو را همراهی کردم تا به ناچار در این سرزمین فرود آیی؛ من هرگز گمان نمیکردم که آنان پیشنهاد تو را نپذیرند، و به این سرنوشت دچارتان کنند، به خدا قسم اگر میدانستم کار به این جا میکشد، هرگز به چنین کاری دست نمیزدم، و من اکنون از آن چه انجام دادهام به سوی خدا توبه میکنم، آیا توبه من پذیرفته است؟
پوتین هاشو اویزان کرد به گردنش دستاشو برد بالا و گفت توبه من پذیرفته است
امام فرمود اری توبه تو پذیرفته است
اقاجان ما حر توییم ما رو هم بپذیر
از کوچیکیم عشق تو شد برا دلم بهونه ای
انقدر عاشقت شدم همه میگن دیونه ای
اون قدیما تا میدیدم دلم اسیر ماتم
صدایی تو دلم میگفت بیا که باز محرم
الا لعنت الله علی القوم ظالمین
یک صلوات ختم بفرمایید
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
-
بسم الله الرحمن الرحیم
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ
با سلام خدمت شما
خوب بحث ما راجع به امامت بود
الان شاید یه سوال پیش بیاد که چرا امامت مهم است و گفتن این صحبتها
باید عرض کنم این صحبتها گفته میشود که نکند خدایی نکرده حضرت امام حجت بن الحسن العسگری ظهور کنند یا قبل از ظهورشان کسی نباشد ایشان را یاری کند دوباره حادثه کربلا و عاشورا پیش بیاد
نکنه همین الان ما انقدر که حب دنیا و فکر زندگی داشته باشیم که اماممان را تنها بگزاریم نکنه فراموشش کنیم و یاریش نکنیم
باید بتوانیم تشخیص حق از باطل داشته باشیم
امام على عليه السلام فرمودند :لا يُؤنِسَنَّكَ اِلاَّ الْحَقُّ وَ لا يوحِشَنَّكَ اِلاَّ الْباطِلُ؛
مبادا جز حق، با تو اُنس بگيرد و جز باطل، از تو بهراسد.
[نهج البلاغه، از خطبه ۱۳۰]
اگر بخوایم بفهمیم که حق چیست معصوم فرمود :علی مع الحق و الحق مع العلی
خود حضرت علی بن ابیطالب فرمود حق را از رفتار و گفتار پیامبر سلام الله علیه بیاموزید
همچنین قران فرموده لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا ﴿۲۱﴾قطعا براى شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقى نيكوست براى آن كس كه به خدا و روز بازپسين اميد دارد و خدا را فراوان ياد مى كند (۲۱)
اگر در زندگیت مشکلی داری بدان امامت یکی از خصوصیاتشان
یا رحمه الله الواسعه و یا باب نجات الامه است
پس حق را از باطل تشخیص بدیم و حق را کمک کنیم و دوست داشته باشم این فکر میشه تولی و تبری
خوب امروز روز پنجم روز پسر برادر
حضرت عبدالله بن حسن
روز تمام پسرهای کودک است
وقتی در گودال قتلگاه اون لعین دست حضرت رو از پوست اویزان کرد
ای عمو بی تو نخوام از زندگی عمو حسین
زندگی بی تو بود شرمندگی عمو حسین
حسین مهربونه
یار بیکسونه
دلم پیش اونه
خودش خوب میدونه
الا لعنت الله علی القوم ظالمین
یک صلوات ختم بفرمایید
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
-
بسم الله الرحمن الرحیم
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ
با سلام خدمت شما
خوب بحث ما بحث امامت بود
الان ممکنه سوالی پیش بیاد که ما هر کاری میکنیم محبت امام علی علیه سلام و اولاد معصومشان در دل ما نمیرود چرا اینجوری است
باید در پاسخ به این سوال عرض کنم که
1- قَالَ [لَهُ] أَبْشِرْ يَا عَلِيُّ فَإِنَّهُ لَا يُبْغِضُكَ مُؤْمِنٌ وَ لَا يُحِبُّكَ مُنَافِقٌ وَ لَوْ لَا أَنْتَ لَمْ يُعْرَفْ حِزْبُ اللَّهِ وَ لَا حِزْبُ رَسُولِه(تفسیر فرات الکوفی ص 310)
یا علی، مومن تو را دشمن نمی دارد و منافق تو را دوست نمی دارد و اگر تو نبودی حزب خدا و حزب رسول خدا شناخته نمی شد.
2- وَ أَنْتَ مَوْلَى مَنْ أَنَا مَوْلَاهُ وَ أَنَا مَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ لَا يُحِبُّكَ إِلَّا طَاهِرُ الْوِلَادَةِ وَ لَا يُبْغِضُكَ إِلَّا خَبِيثُ الْوِلَادَة(امالی شیخ صدوق ص 306)
تو مولای کسی هستی که من مولایش هستم و من مولای هر مرد و زن مومنی هستم . تو را دوست نمی دارد مگر کسی که ولادتش پاک و طاهر باشد و تو را دشسمن نمی دارد مگر کسی که خبیث الولاده باشد
3- وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا يُبْغِضُكَ مِنَ الْأَنْصَارِ إِلَّا مَنْ كَانَ أَصْلُهُ يَهُودِيّا(عیون اخبار الرضا ج 2 ص 60)
پیامبر ص می فرماید: از انصار کسی تو را دشمن نمی دارد مگر کسی که اصالت یهودی داشته باشد.
4- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع يَا عَلِيُّ لَا يُحِبُّكَ إِلَّا مَنْ طَابَتْ وِلَادَتُهُ وَ لَا يُبْغِضُكَ إِلَّا مَنْ خَبُثَتْ وِلَادَتُهُ وَ لَا يُوَالِيكَ إِلَّا مُؤْمِنٌ وَ لَا يُعَادِيكَ إِلَّا كَافِر(کمال الدین و تمام النعمه ج 1 ص 261)
یا علی تو را دوست نمیدارد مگر کسی که ولادتش طیب و طاهر باشد و تو را دشمن نمی دارد مگر کسی که خبیث الولاده باشد و موالات تو را ندارد مگر کسی که مومن باشد و عداوت و بغض تو را ندارد مگر کسی که کافر باشد(به تعبیر دیگرشرط ایمان موالات توست و دشمنی تو موجب کفر است)
5ِ- قَالَ النَّبِيُّ ص صَدَقَ يَا عَلِيُّ لَا يُبْغِضُكَ مِنْ قُرَيْشٍ إِلَّا سِفَاحِيٌّ وَ لَا مِنَ الْأَنْصَارِ إِلَّا يَهُودِيٌّ وَ لَا مِنَ الْعَرَبِ إِلَّا دَعِيٌّ وَ لَا مِنْ سَائِرِ النَّاسِ إِلَّا شَقِي(علل الشرایع ج 1 ص 143)
یا علی در بین قریش کسی تو را دشمن نمی دارد مگر زنازاده باشد و در بین انصار کسی تو را دشمن نمی دارد مگر یهودی باشد و در بین عرب کسی تو را دشمن نمی دارد مگر دعی و پست و در بین سایر مردم کسی تو را دشمن نمی دارد مگر شقی باشد
6- أنّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قال لي: يا عليّ، إنّ اللّه عزّ و جلّ رسخ حبّي و حبّك في قلوب المؤمنين، و رسخ بغضي و بغضك في قلوب المنافقين، و لا يحبّك إلّا مؤمن تقيّ، و لا يبغضك إلّا منافق شقي
یا علی خداوند حب من و تو را در قلوب مومنان وارد کرده و دشمنی من و تو را در قلوب کافران . تو را دوست نمی دارد مگر مومن پرهیزکار و تو را دشمن نمی دارد مگر منافق شقی
(المناقب للعلوی ص 159)
ولی در کربلا امام حسین علیه سلام صحبتی کرد مبنی بر مال حرام
لمّا عَبَّأَ عُمَرُبنُ سَعدٍ أصحابَهُ لِمُحارَبَتِهِ علیه السلام و أحاطُوا بهِ مِن کُلِّ جانِبٍ حتّى جَعَلُوهُ فی مِثلِ الحَلْقَةِ فَخَرَجَ علیه السلام حتّى أتى الناسَ فَاستَنصَتَهُم فَأبَوا أن یُنصِتُوا حتّى قالَ لَهُم ـ : وَیلَکُم! ما علَیکُم أن تُنصِتوا إلَیَّ فَتَسمَعوا قَولی؟! و إنّما أدعُوکُم إلى سَبیلِ الرَّشادِ ... و کُلُّکُم عاصٍ لِأمری غیرُ مُستَمِعٍ قَولی فقد مُلِئَت بُطونُکُم مِن الحَرامِ و طُبِعَ على قُلوبِکُم.
هنگامى که عمربن سعد سپاهیان خود را براى جنگ با ایشان آماده کرد و از هر سو آن حضرت را در محاصره گرفتند و امام علیه السلام بهسوى دشمن بیرون آمد و آنها را به سکوت دعوت کرد، اما خاموش نشدند خطاب به آنها فرمود: واى بر شما! شما را چه زیان که به من گوش دهید و گفتار مرا که به راه راست فرا مىخوانم بشنوید ... همه شما از من نافرمانى مىکنید و به سخنان من گوش نمىدهید؛ زیرا شکمهایتان از حرام پر شده و بر دلهایتان مُهر [غفلت] خورده است.
اگر خدای ناکرده محبتی نسبت به ایمه اطهار در دلت نیست ببین مالت از کجا اومده ببین ایا مال حرامی را سر سفره خودت و بچت نیاوردی
خدا بیامرزه رفتگان رو یه بزرگی میفرمود مومن باید انقدر مال اموالش پاک باشد که اگر امام زمان بودند بتواند امام رو سر سفرشون بنشیند
این صحبتها به حرف نیست به عمل نیاز دارد
معصوم فرمود اگر عبادت ١٠ قسم باشد ٩ قسمش مال حلال در اوردن است
پس باید مواظب لقمه هامون باشیم
امروز ششم محرم است روز حضرت قاسم بن الحسن
نقل شده وقتی به جنگ میرفتن غلاف شمشیرشان به زمین کشیده میشد
یه پسر حدود سیزده ساله
شب قبل از عاشورا امام حسین علیه سلام پرسیدند شهادت در نظر تو چگونه است فرمود احلا من العسل
ایشون انقدر بزرگ نبودند تا ازدواج کنند ولی مادر ارزوشو داشت تا فرزندشو در لباس عروسی ببیند فقط باید یه مادر باشی تا بفهمی ارزوی عروسی داشتن فرزند چیه
خیلیا التماس دعا داشتن
خدایا ب حق امروز تمام بیماران را شفا بفرما
حاجات شرعیه تمام حاجتمندان را براورده بگردان
عاقبت ما را ختم بخیر بگردان
الا لعنت الله علی القوم ظالمین
یک صلوات ختم بفرمایید
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
-
بسم الله الرحمن الرحیم
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ
با سلام خدمت شما
خوب بحث بحث امامت بود
مهم ترین وظایف شیعیان در عصر غیبت چیست؟
ما بطور اختصار به برخی از آنها اشاره می کنیم.
1 ـ دعا برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و خود تا به معرفت حضرتش نائل شویم. ائمه هدی علیهم السلام نیز همواره بر این مهم تکیه داشته اند.
امام صادق(علیه السلام) دعایی به "زراره" تعلیم کرده و می فرمایند : «... اگر زمان غیبت را درک کردی چنین دعا کن: اللهم عرفنی نفسک فإنک إن لم تعرفنی نفسک لم أعرف نبیک. اللهم عرفنی رسولک فإنک إن لم تعرفنی رسولک لم أعرف حجتک. اللهم عرفنی حجتک فإنک إن لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی»(منتخب الاثر ـ آیت الله صافی گلپایگانی حدیث 1 ص 501 ـ به نقل از غیبت نعمانی، کافی، کمال الدین) همچنین دعاهای دیگری که در کتب ادعیه و ..........
زیارات بدان اشاره شده، خصوصا دعای معروف «اللهم کن لولیک الحجه ابن الحسن ... » که بحمدالله در بین جامعه شیعه بسیار معروف و مشهور است.
2 ـ شناخت صفات و سیره امام علیه السلام: بدیهی است که یک عاشق دلباخته امام و یک منتظر حقیقی باید بداند که محبوبش از چه صفاتی برخوردار بوده، و چه سیره و روشی را در زندگی و سایر شئونات آن دارد.
در این راستا، مطالعه آیات و روایات فراوانی که در ارتباط با وجود مقدس حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف بیان شده، بسیار سودمند است.
3 ـ رعایت ادب در همه موارد: امامی که واجب الاطاعه و حجت خدا بر تمامی اهل زمین است، نامش محترم و یادش بسیار گرامی است. او پیشوای همه و چشم بینای خدا در بین مخلوقات اوست. روزی اهل زمین به یمن وجود اوست و هر کس که به مرتبه ای از مراتب کمال می رسد از پرتو عنایات حضرت حق است که از مسیر امامت به ما رسیده است.
4 ـ عشق و علاقه نسبت به حضرت: مرحوم سیدعبدالکریم کفاش، هفته ای یک مرتبه به محضر آن حضرت مشرف می شد. او در ری در جوار حضرت عبدالعظیم حسنی می زیست. در یکی از تشرفاتش، حضرت از او می پرسند: سیدعبدالکریم! اگر ما را نبینی چه خواهد شد؟ پاسخ می دهد: آقا حتما می میرم. حضرت در پاسخ فرمودند: «اگر چنین نبودی ما را نمی دیدی» (مشعل هدایت ج 2 ص 129 ـ مبحث امکان تشرف ـ از استاد حاج شیخ حسین گنجی)
5 ـ علاقه مند کردن دیگران به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف: طبیعی است که هر کس به چیزی علاقمند باشد درصدد تبلیغ و ترویج آن برآمده و آنرا به دیگران معرفی خواهد کرد، چه رسد به اینکه وجود مقدس خاتم الاوصیا عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد.
6 ـ انتظار فرج: امام صادق علیه السلام فرمودند: «بخشی از ویژگیهای ائمه علیهم السلام عبارت از تقوی، پاکدامنی و خیرخواهی ... و صبر در انتظار فرج است.» (منتخب الاثر، آیت الله صافی، ص 498، به نقل از بحارالانوار)
در بسیاری از روایات، پرفضیلت ترین اعمال، انتظار فرج دانسته شده است. (منتخب الاثر، آیت الله صافی، ص 493 ـ 500)
در بسیاری از احادیث در باب انتظار فرج بیان شده که هر گاه یکی از منتظران حضرت به رحمت الهی رفت، چنانست که در میان سپاه امام و یا در میان چادر (خیمه) حضرت به شهادت برسد.
در بعضی از روایات تعبیر شده که چنین شخصی مثل کسی است که با رسول خدا صلی الله علیه و آله در برابر کفر جهاد کرده باشد.
7 ـ اظهار علاقه وافر برای ملاقات با آنحضرت.
8 ـ ذکر فضائل و مناقب آنحضرت، و شرکت در مجالس امام شناسی.
9 ـ صدقه برای سلامتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف.
10 ـ بجا آوردن حج و عمره و زیارت مشاهد مشرفه به نیابت از امام: اعمالی که به نیابت از امام زمان علیه السلام بجا آورده می شود در واقع هدیه ای از جانب عاشقان و شیفتگان به ایشان است.
11 ـ استغاثه به وجود مقدس امام عجل الله تعالی فرجه الشریف: در بعضی از روایات از آن بزرگوار به "غیاث المضطر المستکین" تعبیر شده است.
توسل و استغاثه بر اهل البیت علیهم السلام، سیره دائمی بزرگان و صلحا و علما شیعه بوده و حتی ائمه هدی علیهم السلام نیز به وجود مقدس ایشان توسل می جسته اند.
مرحوم عاملی در روایتی نقل می کنند که هنگامی که حضرت زهرا سلام الله علیها بین دیوار و در مجروح شدند، به دنبال علی علیه السلام ... بودند، و ناله "یا ابن الحسن" سرمی دادند، و به وجود مقدس امام عصر حضرت حجه بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف استغاثه جستند.
12 ـ تجدید بیعت با امام علیه السلام: براساس پاره ای از روایات، تجدید بیعت بعد از هر نماز واجب و یا در هر جمعه مستحب است.(مکیال المکارم و منتخب الاثر)
و در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده که «هر کس بعد از نماز صبح و بعد از نماز ظهر بگوید: "اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"، نمی میرد مگر آنکه حضرت را ببیند و بشناسد.»(بحارالانوار، ج 86، ص 77، باب 39)
13 ـ اجتناب از محارم: کسی که منتظر واقعی است، باید از آنچه که امام زمانش کراهت و تنفر دارد، اجتناب نموده و هر عملی که در تقرب او موثر است را به خاطر رضای محبوب و ارتباط روحی با او انجام دهد.
مرحوم شیخ طوسی متوفی 460 هـ ق در "تجرید الاعتقاد" می نویسد: «وجوده لطف و عدمه منا.» یعنی وجود حضرت لطف و عنایت بر ماست و غیبت ایشان به خاطر اعمال و رفتار بد ماست .
"گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است
گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است"
"گفتم که از که پرسم جانا نشان کویت
گفتا نشان چه پرسی آن کوی، بی نشان است"
علی علیه السلام فرمودند: «زمین خالی از حجت خدا نیست، لکن خداوند متعال، خلقش را از اینکه حجت را بشناسند نابینا و محروم می نماید و این به خاطر ظلمی است که بر خودشان روا داشتند.»(بحارالانوار، ج51، ص113)
«ظلم و جور با بصیرت سنخیت ندارد، و کسی که در کلاس گناه و معصیت بسر می برد هم سنخ با اولیای خدا نیست. لذا دیده اش از شناخت حضرت نابیناست.»(مشعل هدایت، ج2، ص126، مقاله امکان تشرف)
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، در توقیعی چنین می فرمایند: «فما یحبسنا عنهم إلا ما یتصل بنا مما نکرهه و لانوثره منهم» یعنی محبوس نکرده ما را از دوستان، مگر خبرهای ناگواری که همواره از ناحیه آنان به ما می رسد که ناخوشایند است، در حالیکه ما آن کارها را از ایشان نخواستیم.(احتجاج طبرسی، ج2، ص322)
14 ـ دوستی با صالحان: دوستی با دوستان حضرت باعث تقرب و جلب خشنودی ایشان است. همچنین ادخال سرور مومنین و محبین اهل بیت علیهم السلام و همچنین رفع حوائج آنان نیز از وظایف منتظران عصر ظهور شمرده نشده؛ چرا که آن حضرت همانند اجداد طاهرینش باب الحوائج هستند.
قرآن کریم در وصف یاران حضرت ختمی مرتبت می فرماید: «محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم» یعنی محمد رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) و کسانی که با او هستند بر علیه کفار بسیار خشن، ولی با یکدیگر بسیار مهربانند.
و همچنین امر خدای حکیم که می فرماید: «کونوا مع الصادقین» یعنی همواره با افراد راستگو همنشین باشید
15 ـ برائت از دشمنان خدا و اهل بیت علیهم السلام:
امام هادی علیه السلام در زیارت شریفه جامعه می فرمایند: «برئت الی الله عزوجل من اعدائکم و من الجبت و الطاغوت و الشیاطین و حزبهم الظالمین» یعنی برائتمی جویم به درگاه خدای عز و جل از دشمنان اهل بیت
منبع سایت خبرآنلاین
خوب امروز روز هفتم است روز حضرت علی اصغر قبل از اینکه بخوام از حضرت علی اصغر بگم دلم میخواد از جون بگم
جون بن ابی مالک یکی از همراهان امام حسین در روز عاشورا بود. جون اهل نوبه بود و در زمان حضرت علی (علیهالسلام) برده بود که امام علی(علیهالسلام)او را به یکصدوپنجاه دینارخریده و زمانی که ابوذر غفاری (به دستورعثمان به ربذه تبعیدشد) او را به ابوذر بخشید و با ابوذر به ربذه رفت و تا وقتی ابوذر وفات یافت باهمه سختیها در آن بیابان برهوت کنارش ماند بعدبه مدینه بازگشت در خدمت حضرت علی (علیهالسلام) و سپس نزد فرزندش امام حسن (علیهالسلام) و پس ازآن همراه امام حسین (علیهالسلام) شد و به همراه امام به کربلا آمد.
جون برده ی سیاه چهره ای بود که روز عاشورا نزد امام (علیهالسلام) آمد و برای مبارزه اجازه خواست.
امام حسین(علیهالسلام)فرمود:تو مجبور نیستی به جنگ بروی،تو برای عافیت همراه ما آمده ای،خود را به زحمت مینداز!
جون گفت:من در راحتی باشم و در سختی شما ر اتنهابگذارم؟!!بخدا سوگندهرچند که بوی بدن من بد وحسب و نژاد من رفیع نیست ولی امام بزرگواری چون شمابوی مرا خوش و بدنم را مطهر و رنگ روی مرا سفید می کند و به بهشتم مژده می دهد! بخدا سوگند که از شما جدا نگردم تاخون سیاه من باخون شریف شما آمیخته گردد! بعدشجاعانه شروع به جنگ کرد و بیست وپنج نفر از دشمنان ر ابه قتل رساند تا اینکه به شهادت رسید.
امام حسین(علیهالسلام)بربالین او حاضر شد و گفت:خدایا!روی او را سپید و بوی او را خوش و او را بانیکان محشور کن و با محمد و آل محمد آشنا و معاشر گردان.
از امام باقر(علیهالسلام)روایت شد که:بعد از واقعه عاشورا هر کسی کشته خود را از میدان بیرون می برد و به خاک می سپرد،اما جون کسی رانداشت تا او را ازمیدان بیرون برد! به همین جهت پیکرپاره پاره ی او را پس از ده روز دیدند درحالی که بوی عطر و مشک از بدنش به مشام می رسید!
منبع:
قصه کربلا.نویسنده:علی نظری منفر
حضرت علی اصغر حدود ٦ ماه سن داشتند چون اب قطع کرده بودند خودشون بی حال شده بود در گهواره
تیر سه شعبه
چی بگم نمیتونم
علی لای لای دیگه صدای گریش نمیاد بابا حتمی سیرابش کرده
اجرک الله یا بقیه الله
بازم خیلیا التماس دعا داشتن
خداوندا دل مارو از امام حسین امام زمان جدا مگردان
تمام حاجات شرعیه مردم را براورده بگردان
ظهور حضرت ولی عصر را تعجیل بگردان
مارو انی کمتر از انی به خودمان نگزار
عاقبت مارو ختم بخیر بگردان
الا لعنت الله علی القوم ظالمین
یک صلوات ختم بفرمایید
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
-
بسم الله الرحمن الرحیم
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ
با سلام خدمت شما عزاداران حسینی
خوب یکی از وظایف ما شیعیان شناخت امام زمان ارواحنا فداه است
1. شیخ صدوق به روایت عبدالرحمان بن سَمره از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در یك حدیث طولانی كه صفات امام علی ـ علیه السلام ـ و حسنین ـ علیهم السلام ـ را بیان داشته نقل كرده است كه:
«حسن و حسین ـ علیهم السلام ـ دو امام و سید اهل بهشت هستند. و 9 امام از نسل حسین ـ علیه السلام ـ امام این امت است. كه نهم آن قائم امت بوده و زمین را از قسط و عدل پر میكند...(1) هم چنین شیخ صدوق سی و هشت حدیث با سندهای مختلف در این مورد بیان كرده است.
1 . ابی جعفر محمد بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، كمال الدین، وتمام النعمه، ج 2، باب 24، ص 282، انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1363.
پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلّم) فرمود
پیامبر اکرم فرمود: (صلّی الله علیه وآله وسلّم) «ان وصیی والخلیفة من بعدی علی بن ابی طالب وبعده سبطای الحسن ثم الحسین یتلوه تسعة من صلب الحسین ائمة ابرار. قال نعثل یا محمد فسمّهم لی قال: نعم اذا مضی الحسین فابنه علی، فاذا مضی علی فابنه محمد فاذا مضی محمد فابنه جعفر فاذا مضی جعفر فابنه موسی فاذا مضی موسی فابنه علی فاذا مضی علی فابنه محمد ثم ابنه علی ثم ابنه حسن ثم الحجة بن الحسن، فهذه اثنا عشر ائمة عدد نقباء بنی اسرائیل»(۵۲)؛ جانشین وخلیفه بعد از من علی بن ابی طالب (علیه السلام) است وبعد از او دو نوه من حسن (علیه السلام) وسپس حسین (علیه السلام) هستند. سپس نه فرزند حسین (علیه السلام) امام خواهند بود. نعثل گفت: ای محمد (صلّی الله علیه وآله وسلّم) آن نه نفر را نام ببر.
پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) فرمود: وقتی حسین (علیه السلام) از دنیا رفت، فرزندش علی (علیه السلام) امام است وهنگامی که علی (علیه السلام) از دنیا رفت، فرزندش محمد (علیه السلام) به امامت می رسد وچون محمد (علیه السلام) از دنیا رفت، پسرش جعفر (علیه السلام) امام خواهد شد ووقتی جعفر (علیه السلام) از دنیا برود، فرزندش موسی (علیه السلام) امام است وهنگامی که موسی (علیه السلام) در گذشت، پسرش علی (علیه السلام) وبعد از او فرزندش حسن (علیه السلام) وبعد از او حجة بن الحسن (علیه السلام) امام خواهد بود. اینان دوازده امام به عدد نقبای بنی اسرائیل هستند.
منبع
http://www.m-mahdi.com/persian/books
امام سجاد علیه السّلام درباره آن حضرت فرموده است: «فی القائم سنّة من نوح و هو طول العمر»[5]؛ «در قائم سنتی از نوح است و آن طول عمر (او) است».
براساس روایات، تمام معجزات و ودایع انبیا و اوصیا، همراه حضرت مهدی (عج) است؛ یعنی، او وارث پیامبران و اوصیا است و خداوند معجزات انبیا را در اختیار ایشان نهاده است. وجود میراث پیامبران در نزد حضرت مهدی (عج)، بیانگر این است آن حضرت، جامع صفات و خصوصیات آنان بوده و دارنده وسایل و لوازم منحصربه فرد ایشان است؛ برای نمونه:
الف. تابوت آدم علیه السّلام: حضرت مهدی آن را از دریاچه طبریه بیرون می آورد؛ به طوری که نه پوسیده و نه متغیر گشته است [13].
ب. عصای موسی علیه السّلام: آن را از دریاچه طبریه- و در روایتی از غار انتاکیه- بیرون می آورد و با آن چنان می کند که موسی با فرعون کرد.
ج. حجر موسی علیه السّلام: سنگی است که آن را از مکه به همراه خواهد داشت و تا کوفه، به هرجا که بزند، چشمه ای از آب ظاهر شود. اصحاب او بنوشند؛ هرکس تشنه باشد، سیراب و هرکه گرسنه باشد، سیر گردد[14].
د. تورات و انجیل و سایر کتاب های آسمانی:.. . مهدی مردم را به تورات، انجیل و کتاب های آسمانی دعوت خواهد کرد. آنها را از غاری در انطاکیه بیرون آورده، بین اهل تورات به تورات و اهل انجیل به انجیل و اهل زبور به زبور حکم خواهد کرد[15].
ه پیراهن یوسف علیه السّلام: جبرئیل این پیراهن را هنگامی که حضرت ابراهیم را در آتش افکندند، بر تن او کرد. پس آن را بازوبند ساخت و به بازوی اسحاق بست و اسحاق به یعقوب و یعقوب به یوسف.. . سپس در دست حضرت مهدی خواهد بود[16].
و. انگشتر سلیمان: حضرت مهدی، این انگشتر را همراه خود دارد. وقتی آن را در دست می کند، جن و طیور بر دور او جمع می شوند[17].
ز. پیراهن رسول گرامی اسلام صلّی اللّه علیه و آله: یعقوب بن شعیب از امام صادق علیه السّلام روایت کرده است: «آیا پیراهن قائم را- که هنگام قیام می پوشد- نشانت ندهم؟ عرض کردم: چرا؛ پس آن حضرت جعبه ای را خواست و آن را گشود و آن پیراهن کرباسی را بیرون آورد. آن را باز کرد که ناگهان دیدم در آستین چپ آن، آثار خون مشاهده می شود. سپس فرمود:
«این پیراهن پیامبر اکرم است؛ در روزی که دندان های پیشین آن حضرت، ضربه دید». آن پیراهن خونی را بوسیدم و بر صورت خویش نهادم. سپس امام صادق علیه السّلام آن را در هم پیچید و برداشت»[18].
علاوه بر این، آثار دیگری از پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و حضرت علی علیه السّلام را به همراه دارد؛ چون بیرقی که جبرئیل در روز بدر آورد، عمامه سحاب، زره پیغمبر، انگشتر و عصای آن حضرت، اسب، مصحف و ذو الفقار حضرت علی علیه السّلام، عهدنامه ای از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و.. ..
امام صادق علیه السّلام در تأیید میراث بری امام زمان (عج) از پیامبر اسلام می فرماید:
«تراث رسول خدا، به امام قائم می رسد»؛ یکی از یاران پرسید: تراث چیست؟ فرمود:
«شمشیر، زره، عمّامه، لباس برد، شلاق، اسب، زین و آلات جنگی رسول خدا»
امامان دوازدهگانه با نامهایشان
در احادیث بسیار که از طریق شیعه و اهل سنّت روایت شده است، امامان دوازدهگانه به نام معرفی شدهاند؛ چنان که مؤلّف کتاب «فرائد السّمطین»13 از ابن عبّاس روایت کرده است که:
فردی یهودی به نام نعثل نزد پیامبر(ص) آمد و مسائلی از او پرسید و سرانجام مسلمان شد. یکی از مسائل او درباره تعداد و نام جانشینان پیامبر(ص) بود که پیامبر پاسخ دادند: «تعداد جانشینان من دوازده نفرند» و آنها را به نام، به شرح زیر معرفی کرد:
1. علی بن ابی طالب؛ 2. حسن بن علی؛ 3. حسین بن علی؛ 4. علی بن الحسین؛ 5. محمّد بن علی؛ 6. جعفر بن محمّد؛ 7. موسی بن جعفر؛ 8. علی بن موسی؛ 9. محمّد بن علی؛ 10. علی بن محمّد؛ 11. حسن بن علی؛ 12. مهدی فرزند امام یازدهم(ع).14
نظیر این روایت را مؤلّف کتاب «مناقب» معروف به ابن المغازلی شافعی درباره فردی دیگر از یهود به نام جندل بن جناده نقل کرده است15 و در کتاب «منتخب الاثر» حدود پنجاه روایت در این باره نقل شده است.
و کلا خیلی حدیث من بابا امام زمان ارواحنا فداه است
دنیا بدون امام زیبا نیست نکنه با شیطان معامله کنی امامت تنها بگزاری
صل الله علیک یا ابا عبدالله
السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
امروز روز هشتم
داره تموم میشه
داره امام کشته میشن
دیگه ارباب از این دنیا میره
امروز روز حضرت علی اکبر
جوانان بنی هاشم کجایید
علی را بر در خیمه رسانید
علی اکبرشو بغل کرد دید اروم نمیشه صورت رو صورت علی اکبرش کجاست
الا لعنت الله علی القوم ظالمین
خداوندا همه بیماران را شفا عنایت بفرما
ظهور امام زمان اواحنا فداه را تعجیل بگردان
عاقبت ما را ختم بخیر بگردان
حاجات شرعیه تمام حاجات مندان را اجابت بگردان
مارو انی کمتر از انی به خودمان وا مگزار
یک صلوات ختم بفرمایید
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
-
بسم الله الرحمن الرحیم
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ
با سلام خدمت شما عزاداران حسینی
تسلیت میگم عزاداری های حسینی
انشاالله خدا همه مارو با امام حسین علیه سلام و اولاد معصومشان هم در دنیا هم در اخرت محشور بگرداند
خوب امروز روز تاسوعاس
لازم دونستم امروز رو به وقایع ٩ محرم اختصاص بدهم
در آن هنگام حضرت امام حسین (علیه السّلام) جلوى خیمه خویش زانوها را به بغل گرفته بودند و به شمشیر خود تکیه داده به خواب رفته بودند. خواهرش زینب فریاد سپاه ابن سعد را شنید لذا به برادر خویش نزدیک شد و گفت: برادر آیا نمى شنوى که صداها نزدیک مى شود؟
حضرت امام حسین (علیه السّلام) سر خویش را بلند کردند و فرمودند: رسول الله (صلّى اللّه علیه و آله) را در خواب دیدم به من فرمودند: شما به سوى ما مى آیى. در این حین خواهرش به صورت خویش سیلى زد و گفت: اى واى بر من، حضرت فرمودند: خواهرم به مصیبت گرفتار نشوی خدا رحمتت کند آرام باش در این بین حضرت عباس بن على (علیه السّلام) آمدند و فرمودند: برادرم لشکر به طرف شما آمده است.
حضرت امام حسین (علیه السّلام) از جایش بلند شدند و فرمودند: عبّاس، جانم به فدایت برادرم سوار شو با آنها ملاقات کن بگو: چه شده است؟ چه اتفاقی افتاده است؟ و بپرس براى چه به اینجا آمده اند؟ حضرت عباس (علیه السّلام) تقریبا با بیست اسب سوار که زهیر بن قین و حبیب بن مظاهر در میانشان بودند، روبروی آنان ایستادند. گفتند: چه اتفاقی افتاده است؟ و چه مى خواهید؟
گفتند: فرمان أمیر عبید الله رسیده که به شما حمله کنیم تا تحت فرمان او درآیید یا شما را تحت فرمان او درآوریم.
حضرت عباس (علیه السّلام) فرمودند: عجله نکنید تا نزد حضرت ابا عبدالله (علیه السّلام) برگردم و آنچه را گفتید به ایشان گزارش دهم. آنها باز ایستادند و گفتند: نزد او برو، جریان را به او گزارش بده بعد با پاسخش نزد ما بیا.
حضرت عباس (علیه السّلام) به سوى حضرت امام حسین (علیه السّلام) برگشت تا خبر را به او اطلاع دهد. [در این زمان] همراهان حضرت عباس (علیه السّلام) ایستادند و براى سپاه عمر بن سعد خطبه خواندند ... حبیب بن مظاهر به زهیر بن قین گفت: اگر مایلى با سپاه عمر بن سعد سخن بگو و اگر مى خواهى من با آنها سخن بگویم؛ زهیر گفت: چون شما ابتدا این پیشنهاد را داده اى شما با آنان سخن بگو. حبیب بن مظاهر گفت: فرداى قیامت بدترین قوم در نزد خدا آن قومى هستند که در حالى نزد خدا مى روند که فرزندان پیامبر خود و خاندان و اهل بیت ایشان (علیهم السّلام) و بندگان عابد این شهر را که در سحرگاهان به شب زنده دارى مى پردازند و بسیار خدا را یاد مى کنند؛ کشته اند.
حبیب این را به زهیر بن قین گفت به طورى که سپاه عمر بن سعد آن را مى شنیدند، لذا عزرة بن قیس از سپاه عمر بن سعد این سخن را شنید. عزرة بن قیس به حبیب گفت: هر چه مى توانى از خودت تعریف کن.
زهیر گفت: خدا نفس او را پاکیزه گردانیده و او را هدایت کرده است، آى عزرة از خدا بترس، من خیرخواه شما هستم، آى عزرة تو را به خدا، مبادا از کسانى باشى که گمراهان را در کشتن نفوس پاک یارى مى کنند. عزرة بن قیس گفت: آى زهیر تو در نزد ما جزو پیروان أهل این بیت نبوده اى، تو عثمانى بودى.[حال چه شد که از حسین حمایت مى کنى.]
زهیر گفت: مگر نه این است که شما با موضعگیرى فعلى من فهمیدى من از آنان هستم. و الله من هرگز براى حسین (علیه السّلام) نامه ننوشته ام و هیچگاه فرستاده اى را به سویش نفرستاده ام و به او وعده یارى نداده ام ولى شما نامه نوشتید امّا مسیر راه، من و او را به هم رسانیده است. وقتى حسین را دیدم به یاد رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) و منزلت حضرت امام حسین (علیه السّلام) نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) افتادم و فهمیدم او به طرف دشمنانش یعنى شماها مى آید لذا عاقلانه تصمیم گرفتم که او را یارى کنم و در حزب او باشم و جانم را پاى جان او قرار دهم تا بدین وسیله حق خدا و رسولش (صلّى اللّه علیه و آله) را که شما ضایع کرده اید؛ ادا کرده باشم.»
وقتى عباس بن على (علیه السّلام) با پیشنهادى که عمر بن سعد کرده بود پیش حضرت امام حسین(علیه السّلام) آمد و بدو گفت: «پیش آنها بازگرد و اگر توانستى تا صبحدم جنگ را عقب بینداز و امشب آنان را از ما دور کن، باشد که بتوانیم امشب به درگاه پروردگار خویش نماز بخوانیم و دعا و استغفار کنیم. خدا مى داند که من نماز خواندن به درگاه او و قرآن خواندن و دعا و استغفار بسیار را دوست دارم.
حضرت عباس بن على (علیه السّلام) بتاخت بیامد و به آنها رسید و گفت: اى حاضران ابوعبدالله (علیه السّلام) از شما مى خواهد که امشب بروید تا در این کار بنگریم که میان شما و او در این باب سخن نرفته بود و چون صبح شود ان شاء الله همدیگر را ببینیم یا رضایت می دهیم و کارى را که مى خواهید و تحمیل مى کنید انجام مى دهیم و اگر نخواستم آن را رد مى کنیم.
گوید: حضرت امام حسین (علیه السّلام) مى خواست آن شب آنها را به عقب برگرداند تا دستورات خویش را بیان فرماید و به خاندان خویش وصیت کند. و چون حضرت عباس بن على(علیه السّلام) این پیام را آورد، عمر بن سعد گفت: اى شمر رأى تو چیست؟ گفت: رأى تو چیست؟ سالار تویى و رأى تو است. گفت: مى خواهم نباشم. گوید: آنگاه رو به افراد کرد و گفت: چه رأى دارید؟ عمرو بن حجاج زبیدى گفت: سبحان الله، به خدا اگر از دیلمان بودند و این را از تو مى خواستند، مى باید بپذیرى. قیس بن اشعث گفت: آنچه را خواسته اند بپذیر. به دینم قسم که صبحگاه با تو مى جنگند. گفت: به خدا اگر بدانم مى جنگند، امشب را مهلتشان نمى دهم.
ابو مخنف از قول الحارث بن حصیره او از عبد الله بن شریک العامری نقل می کند که حضرت امام على بن حسین(علیه السّلام) فرمودند: فرستاده اى از جانب عمر بن سعد پیش ما آمد و جایى ایستاد که صدا رس بود و گفت: «به شما تا فردا مهلت دادیم اگر تسلیم شدید، شما را پیش امیر خود عبید الله بن زیاد مى فرستیم و اگر نپذیرفتید رهایتان نمی کنیم.»(27)
در الکامل برخلاف تاریخ طبری ذکر شده است که قیس بن اشعث بن قیس شخصی بود که به عمر بن سعد (لعنه الله علیه) گفت که پیشنهاد حضرت امام حسین (علیه السّلام) را برای تأخیر جنگ بپذیرد.(28)
طبق شواهد تاریخی در همین فرصت کوتاهی که برای شروع جنگ از عمر بن سعد (لعنه الله) گرفته شد گروهی از سپاه دشمن به حضرت سیدالشهدا (علیه السّلام) پیوستند و سبب هدایت برخی از افراد اگرچه به تعداد انگشت شمار گردید. کما اینکه حضرت امام حسین (علیه السّلام) طبق فرمایش مبارک خود دوست داشتند آخرین شب زندگیشان را با دعا و نماز در درگاه الهی سپری نمایند.
از سوی دیگر «حضرت کوشیدند تا آن رویدادهاى فاجعه آمیز در روز روشن و نه در تاریکى شب جریان یابد تا گواهان بیشترى بر آن وقایع شاهد باشند و دشمن نتواند بر این وقایع دردناک پرده بیندازد و سرپوش بنهد.
بنابراین ناگزیر باید وقوع این حادثه بزرگ در روز مى بود که مردم در نیمروز گرد آیند تا بر جزئیات این جنایت گواه باشند و همه پیامها، فریادها و استدلالهاى الهى را از زبان امام (علیه السّلام) و یاران بزرگوارش بشنوند سپس بنگرند که چگونه فریادهاى امام به جایى نمى رسد و در روز روشن ببینند که چگونه چنگالهاى پستى و رذیلت بر پیکر پاک فضیلت فرو رفته است و چگونه گنجینه اسرار الهى در زیر سم اسبان در هم مى شکند و چگونه جمعیت نیکان کشته مى شوند و سرها بریده مى شود و کودکان کشته مى شوند و چگونه تیرهاى کینه جوى گمراهى حتى بر گلوى کودک شیرخوار مى نشیند و چگونه خیمه ها آتش زده مى شود و زنان غارت مى شوند و بار و بنه به تاراج مى رود و جزئیات جنایتکارانه و فاجعه آمیزى دیگری که مردم در نیمروز دیدند و گواهان ثبت نمودند و در تاریخ ماندگار شد.»(29)
منبع
صل الله علیک یا ابا عبدلله
امروز روز حضرت عباس امام حسین علیه سلام است
من از زبان حضرت عباس فقط یک شعر میخوانم
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
مکن ای صبح طلوع
عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است
مکن ای صبح طلوع
عاشق به جایی میرسد که دیگر خودشو نمیبیند فقط به سرورش فکر میکند
خدایا ببین با نوه پیغمبر تو چه کار کردند
الا لعنت الله علی القوم ظالمین
خداوندا تمام مریض ها رو شفا عنایت بفرما
دست مارو از خاندان اهل بیت جدا مگردان
عاقبت ما را ختم بخیر بگردان
ما و بچه های مارا حسینی قرار بده
ظهور امام زمان را تعجیل بگردان
قلب نازنینشان را از ما راضی و خشنود گردان
مارو انی کمتر از انی به خودمان وا مگزار
حوایج شرعیه ما را اجابت بگردان
رحم الله من قرا فاتحت مع صلوات
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
-
بسم الله الرحمن الرحیم
یا صاحب الزمان آقاجان ببخشید ،
بذارید روضۀ شبِ عاشورا رو شروع کنیم ..
ارباب ما رفت یه وقت دیدن حسین ذوالجناحُ نگه داشت ..
داره نفس نفس میزنه پیرمرد کربلا .
یه نانجیبی چنان یه سنگ به پیشانیش زد . ارباب ما پیراهن عربی شُ بالا زد ..
صدرُ الحسین نمایان شد.
عاشورا با یه تیر شروع شد با یه تیرم تمام شد .
اولین تیرُ فردا صبح عمر سعد انداخت آخرین تیر میدونی چی بود؟ دیدن حرمله نشست چنان به قلب حسین .
بلند مرتبه شاهی یه صدر زین افتاد.
اربابِ ما خورد زمین دیدن دیگه تکون نمیخوره .
بعضیا گفتن کارش تموم شده .. بعضیا گفتن هنوز زنده ست ..
یه نامردی گفت میخواید بدونید زنده ست یا نه؟.. (خدا بهت رحم کنه امشب.) گفت از کجا بفهمیم ؟
رفت رو بلندی داد زد گفت به خیمه ها حمله کنید ..
یه وقت دیدن شمر داره با یه عده میره سمت خیمه ها ..
(حواست بود چی گفتم تو وداع دیدن با نیزه رفت تو خیمه گفتن چیکار میکنی گفت یه نفر هنوز تو خیمه ست)
یه وقت شبث بن ربعی صدا زد گفت شمر برگرد سه ساعته معطلیم هنوز کار حسینُ تموم نکردیم .
میگن شمر عصبانی شد برگشت .
دید اربابِ ما به رو افتاده تو گودال .
اول با جکمه اربابِ ما رو برگردوند .
دیدن با چکمه نشست رو سینۀ حسین والشمر جالس علی صدرک
والشمر جالسٌ قاتل رو سینه تِ
هر کی که میرسه در فکرِ غارتِ
والشمر جالسٌ ای وای برادرم
بالایِ قتلگاه گریونِ مادرم
والشمر جالسٌ خنجر نمیبرید
والشمر جالسٌ قاتل رو سینه تِ
هر کی که میرسه در فکرِ غارتِ
والشمر جالسٌ ای وای برادرم.
بالایِ قتلگاه گریونِ مادرم
والشمر جالسٌ خنجر نمیبرید
اربابِ ما دیگه چشماش جایی رو نمیدید ، چشمایِ بی رمقشُ باز کرد فرمود تو کی هستی رو سینۀ من نشستی؟
گفت شمر بن ذي الجوشن (لعنت الله) حضرت فرمود میدونی من کی ام ؟
تا ارباب ما فرمود میشناسی منو ؟
گفت آره یابن فاطمه ؟.. گفت مگه تو پسر زهرا نیستی؟ تا دید لباش خشکه گفت مگه بابات ساقی کوثر نیست چرا تشنه ای بگو بیاد سیرابت کنه . اینجا اربابِ ما دیگه حرفی نزد .
یاحسین .
وای حسین.
هی میگفت انا المظلوم
دید شمر بلند نمیشه ، میدونی کجا نشستی نامرد..
صدا زد صدق جدی رسول الله . شمر تا حرف پیغمبر شد به خودش اومد ، گفت حسین پیغمبر چیُ راست گفت
، گفت بابام به من گفته بود کی منو میکشه .
حضرت فرمود بابام نشونی هایِ صورت تو رو داده بود گفت یعنی چی؟.
گفت به من گفته بود صورت تو پیسه داره شمر بهش برخورد ،
بلند شد گفت الان یه کار میکنم دیگه صورتمو نبینی .
اربای مارو برگردوند رو خاک . نشست خنجرُ دوباره بیرون کشید .. ضربۀ اولُ زد .
ضربۀ دومُ زد . ضربۀ سوم.
هی میزنه هی مادرش میگه وای .
والشمر جالسٌ خونین گلو شدی
با چکمۀ سنان تو پشت و رو شدی
یه وقت دیدن زمین کربلا داره میلرزه .
. خانم زینب دوید تو خیمۀ امام سجاد گفت چی شده ؟زینب یه نگاه کرد گفت عمه جان کار بابامُ یه سره کردن ؟
لحظه ای طول نکشید نامرد دستُ بدنش میلرزید سر و آورد داد به خولی .
گفت سه ساعته میگم کارُ تمام کنید.. گفت چه کنم؟.. گفت سرشو بذار رو نیزه
. یه وقت خواهرش دید ای وای .
وای حسین وای حسین،
سری به نیزه بلند است در برابر زینب
سَیعلَمُ الّذینَ ظَلَموا أَی مَنقَلَبٍ ینقَلِبونَ
اللهم عجل لولیک الفرج به حق زینب سلام الله علیها
اللهم عجل الولیک الفرج به حق حضرت قاسم علیه السلام
اللهم عجل لولیک الفرج به حق علی اصغر علیه السلام
اللهم عجل لولیک الفرج به حق علی اکبر علیه السلام
اللهم عجل لولیک الفرج به حق حضرت عباس علمدار حسین علیه السلام
اللهم عجل لولیک الفرج به حق الحسین به حق الحسین به حق الحسین علیه السلام
همه هم ناله حضرت مهدی بشیم
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
مکن ای صبح طلوع مکن ای صبح طلوع
عصر فردا بدنش زیر سُم اسبان است
مکن ای صبح طلوع مکن ای صبح طلوع
اللهم عجل لولیک الفرج
-
اَللّهُمَّ اِنَّ هذا يَوْمٌ تَبرَّکَتْ بِهِ بَنُو اُمَيَّةَ وَ ابْنُ آکِلَةِ الَْآکبادِ اللَّعينُ ابْنُ اللَّعينِ عَلى لِسانِكَ وَ لِسانِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ
خدايا اين روز روزى است که مبارك و ميمون دانستند آنرا بنى اميه و پسر آن زن جگرخوار (معاويه ) آن ملعون پسر ملعون (آه لعن شده ) بر زبان تو و زبان پيامبرت که درود خدا بر او و آلش باد
یکی عمامه میبره
یکی انگشت با انگشتر می بره
یکی لباس هاشو میبره
حسین ارام جانم
تورو خدا دقت کنید
ایناکه این کارها رو کردن همون های شیعه حضرت علی بودند یه سریاشون همونا که نامه نوشتن که امام حسین بیا
ولی ببین چی کار کردن با پسر پیغمبر خدا
الا لعنت الله علی القوم ظالمین
-
بسم الله الرحمن الرحیم
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ
سلام عرض میکنم خدمت شما
باید خدمتتون عرض کنم که این حسینیه تولد و فوت شدن تمام امامان رو برگزار میکند
یک صلوات ختم بفرمایید
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
خوب امروز وفات حضرت امام زین العابدین است
مبحثی که میخوام امروز بگم مبحث توکل و از خط ایمان جدا نشدن است
اگر کسی میخواست از اسلام جدا بشه حالا بخاطره ادمهای بدی که دور تا دور ایشان بودند و به اسم اسلام سر مردم را میبریدن و ترویج فساد میکردند حضرت سید ساجدین بودند چون اتفاقا هم معاویه لعنت الله علیه و هم یزید لعنت الله علیه هر دو ادعای مسلمونی میکردند یا مثلا جنگ صفین که حضرت امیر المومنین با انهایی بود که زیادی اسلام اسلام میکردند خوارج ولی در عمل شمشیر کشیدن بر حضرت
ولی حضرت هیجایی نگفتن این مفسدان چون اینها مظهر دین شدند ما دیگه خدا رو نمیپرستیم
ایه اخر سوره عصر چه میفرماید و تواصو بلحق و تواصو بصبر
شاید برای شما امری راحت بنظر برسد ولی کاری که امام سجاد علیه سلام در عاشورا و بعدش انجام داد کار راحتی نیست و به اندازه شهادت پدرشان اهمیت دارد
چیزی که الان پر شده چون مثلا فلان عالم اینجوری کرده دولت اینجوره ما هم دینمان را از دست بدیم ما هم اون هیجان لازمه عبادت رو دیگه نداشته باشیم
بعدشم عرض کنم خدمتتون که همانطور که سخنرانی کسی و کار خیری که دیگران انجام میدن و بر ما تاثیر میزاره کسانی که بدی میکنند و مردم رو از دین خدا مایوس میکنند اگر توبه نکنند جاشون در جهنم هست و در گناه ما شریک هستند
بله اینجوری میشه که مملکت اسلامی ٤ تا ادم عرفانی و اخلاقی از توش پیدا نمیشه چون دانسته و ندانسته خودشونو شریک در عمل گناهی قرار داده اند
اینکه حضرت سجاد علیه سلام میایستند در کاخ یزید و ان خطابهای قرا رو بیان میکنند اینها حاصل یک ایمان محکم به حق هست
خانوم اقا بیایم از این به بعد با دین اسلام بازی نکنیم دین اسلام ملعبه دست من و شما نیست مردم رو مایوس نکنیم به این دین طوری عمل کنید که معنای این ایه و رایت ناس یدخلون فی دین الله افواجا باشد
این دنیا به کسی وفا نکرده اگر زمان مرگت بی ابرو نکندت شب اول قبر میخوای چی کار کنی
شما الان مسیول بانک نیستی شما مسیول بهداشت فقط نیستید شما چون در نظام حکومتی که اسمش اسلام کار میکنید شمامسیول بدبینی مردم نسبت به اسلام هستید
≡
پایگاه خبری رسمی بلاغ
امام صادق علیه السلام فرمودند:
حضرت امام سجاد علیه السلام در شب شهادتش به فرزندش، امام محمد باقر، فرمود:« پسرم، برایم آب بیاور تا وضو بگیرم.»
امام محمد باقر برخاست و ظرفی آب آورد.
امام سجاد فرمودند:« این آب برای وضو شایسته نیست، چرا که در آن حیوانی مرده افتاده.»
امام باقر چراغی آورد و دید موشی مرده در آن افتاده است. از این رو ظرف آب دیگری برای ایشان برد.
امام سجاد فرمود:« پسرم! این همان شبی است که به من وعده دادهاند.»
سپس سفارش کرد به شترش که بارها با آن به حج مشرف شده بود، خوب رسیدگی کنند و غذا بدهند.[۲]
شهادت
روز شهادت امام سجاد نیز ١٢ ۱۸ ، ۲۲ و ۲۵ محرم نقل شده که روز ۲۵ از شهرت بیشتری برخوردار است.
بنا بر این روایات، امام سجاد علیه السلام ۵۷ یا ۵۸ سال عمر فرمود که :
دو سال آن را در زمان حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام، ده سال را در زمان امامت عموی خود حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام و ده سال را در دوران امامت پدر خود سپری فرموده است و مدت امامت خود آن امام بزرگوار نیز ۳۵ سال بوده است. [۳]
محل دفن امام سجاد علیه السلام
حضرت زین العابدین علیه السلام پس از تشییع باشکوه مردم مدینه، در بقیع که قبور بسیاری از اولیاء خداوند، همسران پیامبر، فاطمه بنت اسد و بسیاری از صحابه گرانقدر پیامبر و تعدادی از شهدای صدر اسلام در آن قرار دارد، در کنار مرقد مطهر حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام، عموی بزرگوارش، مدفون گردید.
در این قطعه از بقیع عباس، عموی پیامبر، نیز دفن شده بود و بعداً حضرت امام صادق و حضرت امام باقر نیز مدفون گردیدند. این بخش دارای قبه و بارگاه بوده ولی اکنون به دست وهابیون تخریب شده است. [۴]
قاتل امام سجاد علیه السلام
حضرت علی بن الحسین علیه السلام در زمان خلافت ولید بن عبدالملک به شهادت رسید.
بنا به گفته عمر بن عبدالعزیز، ولید که حاکم جبّار و ظالمی بود، زمین را از جور و ستم لبریز کرده بود. در دورهی حکومت او، رفتار مروانیان و کارگزاران آنها با دودمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، بنی هاشم و به خصوص امام سجاد علیه السلام بسیار ظالمانه و بیرحمانه بود.
والی مدینه - هشام بن اسماعیل - گر چه از زمان عبدالملک بن مروان مسئول اداره شهر مدینه بود، ولی در دوران ولید رفتار ظالمانه ای با حضرت زین العابدین علیه السلام در پیش گرفت و هنگامی که به دلیل بدرفتاری زیاد با مردم مدینه از منصب خود عزل شد، او را در کنار منزل مروان نگه داشتند تا مردم از او تقاص بگیرند. او خود معترف بود که از کسی جز علی بن الحسین علیه السلام بیم ندارد، اما هنگامی که امام با جمعی از اصحاب خود از کنار او عبور کردند، هیچ یک به او متعرض نشدند و از او شکایتی نکردند. این جا بود که هشام فریاد زد:« الله اعلم حیث یجعل رسالته » (خدا میداند رسالت خود را در کدام خاندان قرار دهد.)
و در روایت دیگری، امام برای او پیغام داد که اگر از نظر مادی در تنگنا هستی، ما تأمینت میکنیم.
مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود
فقط یه حرف اینا همشون ادعای مسلمونی میکردن ها
همیشه بهترین ادمها در کنار بدترین ادمها قرار میگیرن انگار این سنت خداست از شهادت امام حسین علیه سلام
الا لعنت الله علی القوم ظالمین
یک صلوات ختم بفرمایید
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
-
بسم الله الرحمن الرحیم اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَسلام میکنم به همه شما داشتم فکر میکردم چه خوب میشد جمعه هام مخصوصا عصرهای جمعه برنامه داشته باشیممبحثی که انتخاب کردم بحث توکل بحث توکل به خداوند در بسیاری از ایات خداوند فرموده و توکلو علی الله ایه مشهوری که در این باب هست«وَ مَنْ یَتَّقِ اللّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا»«هر کس پرهیزکاری کند، خداوند راه خروجی برای رهایی وی از مشکلات قرار می دهد و از طریقی که گمان ندارد، روزیش را می رساند و هر کس بر خدا اعتماد کند و کار خود به وی واگذارد، خدا برای او کفایت است. همانا خدا فرمان خویش را به نتیجه میرساند و آنچه را که بخواهد تخلف ندارد. راستی که خدا برای هر چیزی قدر و اندازه ای معین کرده است.» از این ایه مشخص است که توکل داشتن لزومش تقوا ست لزومش پرهیزگاری خانوم خوب اقای خوب اگر زندگیت پیچیده شده به هم ببین توکل در زندگی تو کجاست ما انسانها چون چشم برزخی نداریم همیشه گناه برامون لذت بخش بوده بعضی گناهان برامون راحت تر بودهولی در تقوا لذتی هست که در هیچ گناهی یا کار مباهی نیست چرا چون طبق این ایه تقوا مسیری رو برای تو باز میکنه تا به صورت حقیقی مشکلاتت کمتر میشود ولی گناه لذتش لذت زود گزر و مشکلی رو حل نمیکند تقوا یعنی اخلاق مداری تقوا یعنی خوبی کردن و خوب ماندن پس توکل لازمش تقواست این بحث کمالگرایی که خیلی همه گیر شده در جوامع اینا همش پوچه از درون خالیه چرا که ایات فرموده إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚدر نزد خدا کسی بهتر است که تقواشون بیشتر باشدیعنی با این ایه امده کمالگرایی رو مسیر درست داده است در کانال خداوند بروید خودتان را پرورش بدهید السلام علیک یا ابا عبد الله اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
-
بسم الله الرحمن الرحیم
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ
امروز به روایتی وفات حضرت زین العابدین علیه سلام است
میخوام راجع به مملکت خودمان حرف بزنم
خانوم اقا اگر پست دولتی یا حکومتی یا به نوعی میتونی کمکی به مردم کنی باید جواب خون شهدا را بدید از اول تاریخ اسلام تا همین دفاع مقدسمان
بجای اینکه بفکر تامیین نیازهات باشی بفکر اون بچه ای باش که شبا گرسنه میخوابه
به فکر ادمهایی باش که وقتی تو در قصریتی و در حرمسرات پدری نان شب نداره ببره خانه خودشو بچه هاش روزه میگرند و در روز فقط یک وعده غذا میخورن
اهای نوجوانهای کشور
برای خودت هدفت رو انتخاب کن از همین الان از همین لحظه برو ببین مردمت نون ندارن بخورن ولی یه سریا از پول و امکانات دارن خفه میشن
انقدر بیدرد هستن
تازه من نمیگم از راه حرام پولت مال زحمت خودت است ولی بدان حق لسایل و المحروم نمیشه توی روحانی خونه چند میلیاردی دوستات بهت هدیه کرده باشن ولی اون بچه یتیم شبا تو چادر بخوابه بخدا نمیشه به دین پیغمبر نمیشه
میخوای هدف انتخاب کنی چشماتو خوب باز کن و هدفت رو انتخاب کن
اگر این کشور اگر ایرانی هنوز هست بخاطره خون شهدا بوده
هواست پرت نشه راه گم نکنی اگر الان ارامش داری اگر در سفرت غذا هست اگر در اینده به جایی رسیدی بدون امثال شهید همتهایی چمرانهایی باعث شدند تو موفق باشی
بدون چقدر اسیر شدند و شکنجه شدن تا توی شبها راحت بخوابی
اگر پولی داری به اونی بده که نداره کار نداره بزار پای اونم به حرام کشیده نشه
١٢٤ هزار پیغمبر اومدن گفتن جهنم هست اخرت هست خدا هست همشونم معجزه داشتن مرگ جلوی چشممان هست
اگر خواستید هر عملی را انجام بدیم اول یاد خدا کنیم یاد امام سجاد یاد اینکه یه زمانی شیعه بودن جرم بود یه زمانی اولاد حضرت زهرا رو فقط بخاطره سیادت گردن میزدن
پس هم قدر داشته هامون رو بدونیم هم مواظبت کنیم از انقلابمان این وظیفه ماست
اسلام علی الحسین
وعلی علی بن الحسین
وعلی اولاد الحسین
و علی اصحاب الحسین
-
بسم الله الرحمن الرحیم
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ
سلام میکنم خدمت شما
فلسفه قیام امام حسین علیه سلام
. حضرت هدف از اقدامات و فعالیت هایش را بر ضد نظام ستمگر حاکم، که چند سال بعد خود را در قالب یک نهضت نشان داد، چنین اعلام کرد:
... اللهم انک تعلم انه لم یکن ما کان منا تنافسا فی سلطان، ولا التماسا من فضول الحطام، ولکن لنری (لنرد) المعالم من دینک، و تظهر الاصلاح فی بلادک، ویامن المظلومون من عبادک، ویعمل بفرائضک و سننک واحکامک... ؛ «خدایا تو میدانی آنچه ما انجام دادهایم (از قبیل سخنان و اقدامات بر ضد حاکمان آموی)، به دلیل رقابت و سبقتجویی در فرمانروایی و افزونخواهی در متاع ناچیز دنیا نبوده است؛ بلکه برای این بوده که نشانههای دینت را (به مردم) نشان دهیم (بر پا گردانیم) و اصلاح در سرزمینهایت را آشکار کنیم. میخواهیم بندگان ستمدیدهات در امان باشند و به واجبات و سنتها و احکامت عمل شود
بعد از خواندن این فرمایش ها فرد سوالی براش میاد که ایا ما دین داریم برای زندگی یا زندگی میکنیم برای دین
سوال سوال عجیبی است
امام حسین علیه سلام فرمودند که دین مهمتر است و در واقع زندگی میکنیم برای دین
مثلا
دین از ما میخواد که بیکار ننشینیم
شده بریم درخت بکاریم مجانی ولی بیکار نباشیم
شده مهارت بیاموزیم چند وقت حقوقی نداشته باشیم
ولی بیکار نباشیم
این جمعه جمعه اخر محرم است
صدقه ماه صفر و کمک به ناتوانان یادمون نرود
السلام علی الحسین
و علی علی بن الحسین
وعلی اولاد الحسین
و علی اصحاب الحسین
-
بسم الله الرحمن الرحیم
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ
با سلام خدمت شما
امروز قصد دارم در مورد هدف صحبت کنیم
برای اینکه هدفمان را در زندگی مشخص کنیم بهتره سراغ قران و روایات برویم و بفهمیم خدا برای چی مارو خلق کرده اند
یکجایی قران میفرمایند برای ازمایش تا مشخص شود کدامتان نیکو کار تر هستید
یکجایی قران میفرماید هدف از خلقت انسان عبادت خداوند بود
عبادت خدا، به معنای پرسش خدای یگانه، به جای آوردن طاعت او و گام برداشتن در مسیر کسب رضایت او است. عبادت خدا، راه رستگاری، نردبان برتری، شیوه عشق بازی با خدا، محکم ترین دستاویز دستیابی به خوش بختی است. عبادت خدا، وسیله ای برای ارتباط با خدا و اعلان بندگی او و کرنش در برابر اوست.
باید دانست که گوهر عبادت ها یکی است و آن با خدا و برای خدا بودن است، ولی ظهور آن به گونه های مختلفی بوده و در زمینه های متفاوتی به بار می نشیند. وقتی به روایات اهل بیت(ع) می نگریم در می یابیم که گاه امام علی(ع)، اندیشیدن در نعمت های الهی را عبادتی نیکو دانسته (غرر الحکم و درر الکلم»، ح 1147) و گاه پیامبر اکرم(ص)، جستجو در راه کسب حلال را نُه دهم عبادت ها برشمرده است (معانی الأخبار»، ص 367). زمانی پیامبر رحمت(ص)، داشتن گمان نیکو به خدا را از جمله عبادات به حساب آورده (الدرّة الباهرة»، ص 18) و زمانی دیگر امام صادق(ع)، نگاه مهرآمیز به پدر و مادر را عبادت خدا دانسته است (تحف العقول»، ص 46). آری، همه اینها که گفته اند و هر چه از گفتار، کردار و پندار که در راه جلب رضای الهی به انجام رسد، عبادت خداست.
باید هواسمان باشد وقتی که میخواهیم هدفی در زندگی انتخاب کنیم ایا هدفمان موجب رضایت خداست یا خیر
چقدر خوب بود به همدیگر کمک کنیم در جهت رضای خداوند نه اینکه سبب بشیم مردم از خداوند دور شوند
السلام علی الحسین
و علی علی بن الحسین
وعلی اولاد الحسین
و علی اصحاب الحسین
-
بسم الله الرحمن الرحیم
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ
سلام بر شما امروز بهتر دانستم در مورد لحظه حال صحبت کنیم
زندگی تر شدن پی در پی
زندگی آب تنی کردن در حوضچه اکنون است
رخت ها را بکنیم
آب در یک قدمی ست
"سهراب سپهری"
عادت پیدا کرده ایم همیشه منتظر فرصتی باشیم که پیش بیاید و افسوس فرصت هایی را بخوریم که از دست رفته اند بی آنکه همین حالا، همین فرصت نقدی را که در اختیار داریم غنیمت بدانیم. به جای اینکه فکر امتحان فردا و استفاده نکردن از فرصت دیروز باشیم بهتر نیست همین حالا فکرمان را به این چیزها مشغول نکنیم ودرسمان را بخوانیم.
در ایستگاه اتوبوس یکی دائم ساعتش را نگاه میکند و از جایش بلند می شود و امتداد خیابان را می پاید که اتوبوس کی می رسد و دیگری کتاب می خواند یا با نوشتن یک پیام جذاب دوستش را خوشحال میکند. آمدن اتوبوس به رفتار هیچ یک از این دو وابسته نیست اما زمان انتظار در ایستگاه برای یکی فرصت بود و برای دیگری اتلاف وقت.
بیت شعری منسوب به امام علی علیه السلام است که می گوید:
ما فات مضی و ماسیاتیک فاین قم فاغتنم الفرصه بین العدمین
آنچه گذشته است از دست رفته است و آنچه خواهد آمد اکنون کجاست؟
برخیز و این فرصت بین دو نیستی را دریاب
سعدی گویا همین را به شعر در آورده است که می گوید:
سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست
در میان این و آن فرصت شمار امروز را
ما نمی توانیم در زمان آینده که هنوز فرا نرسیده است زندگی کنیم. آنچه اکنون در اختیار ماست همین اکنون است یعنی زمان کنونی که حاضر است و در آن زندگی می کنیم. ما لحظه حال می توانیم به خوبی استفاده کنیم به شرط آنکه اضطراب از دست رفتن گذشته یا آینده موهوم را نداشته باشیم یا به امبد پیش آمدن فرصتی در آینده اکنون خود را به رایگان از دست ندهیم . آرزوها، امیدها و تأسف ها، چیزهایی هستند که اکثر مردم به وسیله آنها زمان حال را نابود می کنند.
وقتی به گذشته زندگی خودتان نگاه می کنید، ملاحظه می کنید که تأسف و غمگینی شما معمولا به خاطر آن چیزهایی است که انجام نداده اید. بنابراین، پیام، روشن است؛ قدر زمان حال خودتان را بدانید و از لحظات و دقایق زمان حال، بهره ببرید. اگر آنها را هدر بدهید، برای همشه آنها را گم کرده اید. مردمی که می دانند چگونه از هر دقیقه زمان، حداکثر استفاده را ببرند، مردمی هستند که یک زندگی آزاد، مؤثر و کامل را انتخاب کرده اند و این، انتخابی است که هر یک از ما می توانیم داشته باشیم.
برگرفته از سایت حیات انسانی
-
به نام خدا
سلام بر اهالی همدردی
لازم دونستم هم برای خودم هم برای شما این مطلب بزارم
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
الخَيرُ عادَةٌ ، و الشَّرُّ لَجاجَةٌ .
خوبى، عادت است و بدى، لجاجت.
به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از تبیان، خصیصه مشترکی که بین همه افراد بدون محدودیت سنی و جنسی وجود دارد لج بازی کردن با دیگران است. کودکی که تازه راه افتاده برای دانستن سراغ همه وسایل می رود وقتی از سوی پدر و مادر مورد نهی قرار می گیرد، بدون توجه به حرف آنها سعی می کند به کار خود ادامه دهد. حتی زمانی که والدین از او می خواهند که فلان کار را انجام ندهد گویا او راغب تر می شود که حتما سراغ آن برود. وقتی به سن نوجوانی یا جوانی برسد در هر سنی لج بازی های دوره خاص خود را با خانواده و سایر افرادی که با او در ارتباط هستند خواهد داشت. دختر یا پسر بودن فرقی نمی کند حتی بعد از ازدواج جر و بحث هایی بین همسران بر اساس لج بازی کردن یکی از آنها صورت می گیرد.
بعضی از خانوادهها بین فرزندان خود، خواسته یا ناخواسته تبعیض قابل میشوند. البته این مسئله در محیطهای کاری و کلاسهای آموزشی نیز دیده می شود، در نتیجه افرادی که زمینه مناسب دارند تحت تأثیر رفتار والدین، مدیران و یا معلمان اقدام به لجبازی می کنند.
اگر بخواهیم یک تعریف از این ویژگی ارائه دهیم باید بگوییم: حالتی که فرد یا عمداً خود را به نشنیدن سخنان دیگران می زند و یا این که سعی میکند به خواستههای خود عمل کرده و به تذکّرات دیگران بیاعتنایی کند که این امر در بین همه گروه های سنی و جنسی به شکل های مختلفی وجود خواهد داشت.
این قبیل افراد بههیچ صراطی مستقیم نیستند و سخن کسی را نمی پذیرند. معمولاً در زندگی موفق نبوده و به هدف و مقصود نمیرسند. دوستان خود را از دست میدهند و دلسوزان و ناصحان و خیرخواهان جامعه هم رغبتی به نصیحت و راهنمایی آنها ندارند؛ زیرا همانگونه که حضرت علی (علیه السلام) فرموده است؛ لجبازی، رأی و نظر را تباه می سازد «اللجاج یفسد الرای»
انسان فهیم و عاقل هرگز لجبازی نمی کند و برای عقل و فکر دیگران هم ارزش قایل می شود تا از آنها در جهت نفع خود، پرهیز از تنهایی خود و جلوگیری از هلاکت خود استفاده کند.
نشانههای لج بازی:
1- فرد لجباز با کوچکترین مخالفتی با خواسته هایش، بشدت ناراحت می شود و شروع به ناسزاگویی میکند. یعنی تحمل راهنمایی و نصیحت دیگران را ندارد.
2- کودک غالباً با افراد بزرگتر، جر و بحث می کند و یا به طور مداوم سر به سر بچه های دیگر گذاشته و آنها را عصبانی می کند.
3- فرد لجباز غالباً برای اشتباه خود دیگران را سرزنش می کند یا مقصر می داند (دلیل تراشی ابزار دفاعی اوست).
4- کوچکترین مقررات را زیر پا گذاشته و در مقابل آن بیاعتنایی می کند.
5- شخص لجباز بسیار زود رنج بوده و از اطرافیان توقع بیشاز حد دارد. علیرغم این که خود را متعهد به انجام سخن دیگران نمی داند.
6- بیشتر مواقع تنها بوده و نمی تواند ارتباط اجتماعی مناسبی برقرار کند.
7- فرد لجباز دارای خلقی افسرده و مضطرب بوده و افکاری پریشان دارد.
علتهای لجبازی
لجبازی علتهای مختلفی دارد ولی سه علت از همه مهمتر هستند که در زیر آنها را مختصراً توضیح میدهیم.
الف) علل خانوادگی:
1- وجود اختلال لجبازی در افراد خانواده، منجر به یادگیری فرد می شود.
2- خانوادهای که رفتارهای فرزند خود را شدیداً کنترل میکند و معیار هویت افراد را قدرت میداند، کودک به خاطر هویت برای خود لجبازی می نماید، تا بدینوسیله اعلام وجود و قدرت نمایی کند.
3- بعضی از خانوادهها بین فرزندان خود، خواسته یا ناخواسته تبعیض قابل میشوند. البته این مسئله در محیطهای کاری و کلاسهای آموزشی نیز دیده می شود، در نتیجه افرادی که زمینه مناسب دارند تحت تأثیر رفتار والدین، مدیران و یا معلمان اقدام به لجبازی می کنند.
ب) علل اجتماعی:
برخی مواقع دیده میشود که اجتماع موجب میشود تا فردی دست به لجبازی بزند، مثلاً:
1- وجود حاکمان ناشایسته در رأس حکومت یک جامعه
2- وجود مدیران ناکار آمد در پستهای تصمیم گیری محیط های کاری
3- نامناسبی قوانین وضع شده با ارزش های حاکم بر جامعه و یا اعتقادات مذهبی مردم
4- ملاحظه بیعدالتی ها در توزیع قدرت، ثروت و ...
5- حق کشیها و تبعیضهایی که در محل آموزش یا کار اعمال می شود.
ج) علل روانی و فردی:
1- بعضی از افراد استعداد ذاتی برای اظهار وجود و قدرت نمایی و جلب توجه از طریق لجبازی دارند.
2- تعارضهای حل نشده در دوران مقعدی عامل دیگری است که موجب لجبازی در بزرگسالی میشود.
3- دست یافتن به خواستهها در هنگام بروز رفتار لجبازانه، علت دیگری است که موجب بروز و تقویت این رفتار می شود.
4- تقویت شدن این رفتار به وسیله تسلیم شدن والدین در مقابل این گونه رفتارها نیز عامل دیگری است که فرزندانی را که احساسات درک نشده و هیجانات فهمیده نشده از سوی والدین دارند به سمت لجبازی سوق دهد.
روش های مقابله با لجبازی:
- علت یابی: یکی از اساسیترین روشها، تلاش برای یافتن علت لجبازی، تسلیم نشدن در مقابل رفتارهای لجبازانه و دقت در عدم تقویت این قبیل رفتار در وجود کسی است، که گرفتار این اختلال می باشد.
- تقویت رفتار غیر لجبازانه: روش دیگر مقابله، تقویت رفتارهایی است که از کارکنان، شاگردان و یا فرزندان سر می زند و از آنها بوی لجبازی استشمام نمی شود.
- خودداری از بحث کردن: به محض احساس لجبازی با کنار کشیدن، مثلاً به بهانه ای به اتاق دیگر رفتن هنگام بحث و با تغییر دادن موضوع بحث.
- خودداری از چترهای حمایتی: یعنی احتراز از حمایت کودک به وسیله یکی از والدین، هنگامی که با دیگری لجبازی می کند. و یا خودداری از تأیید رفتار کارمند و یا شاگردی که به طور غیرمنطقی و یا قصد به کرسی نشاندن حرف خود با همکارش و یا همکلاسی بحث می کند.
- پرهیز از قضاوت عجولانه: اگر در وجود خود چنین رفتاری را احساس می کنید بهتر است آستانه تحمل خود را نسبت به سخن دیگران افزایش بدهید و خود را متعهد کنید که بدون سند و بر اساس شنیدهها و یا پندارهای شخصی خود درباره موضوعی و یا کسی قضاوت و ارزشیابی نکنید.
- استفاده از تکنیک مذاکره: بعضی از افراد در تصور و ضمیر خود نسبت به عمل و رفتار خویش دلایلی دارند که آنان را وادار به انجام عملی می کند. لذا اگر در رفتار کسی عمل لجبازی ملاحظه کردید، بهتر است درباره دلایل و یا مشکلاتش با او صحبت کنید.
- خودداری از امر و نهی و اخطار بیش از حد و تکراری: بعضی وقتها «بکن، بکنهای مکرر» موجب ایجاد لجبازی می شود.
- پرهیز از حساسیت افراطی: حساسیتهای بدون ذکر دلیل در باره رفتار، پوشش، نوع آرایش و حتی پذیرش یا عدم پذیرش عقیدهای باعث می شود تا شخص دست به لجبازی بزند. بنابراین سعی کنید نسبت به موضوع و یا مسئله خیلی متمرکز نشوید و اگر قصد ارشاد و راهنمایی دارید، با فاصلههای زمانی آن را انجام دهید.
لجبازی از کودک درون رنجور میاید
در حقیقت طرف با شما لجبازی نمیکند با والد درونش لجبازی میکند و بالغ درونش الودگی بالغ از کودک درون شده است ممکن است این کار را کند چون از والد درونش که اینه خانوادش و معلمانش است چیزی جز بیچارگی و سختی ضبط نشده است احتمال میدم در کودکی یک اتفاق بد که حاصل توجه نکردن به خانواده وکودک بوده براش یا برای خانواده افتاده
-
به نام خدا
نزدیک دوماه این تاپیک فعال بود حس میکنم بازدهی مناسبی نداشت و تغییری در کسی نداشت به نظر من
شما خودتان بلد تر از منید و میدانید چه کاری خوبه چه کاری بد
شاید شاید محرم سال دیگه این تاپیک اوردم بالا ولی الان ترجیحم اینه تمام بشه
خدایا به ما توفیق عمل به دانستهایمان عنایت فرما
-
سلام
تو انجمن نوشته تاپیک شما تا الان بیشتر از 1240 بار به نمایش در امده.
هستند مخاطبینی که به طور ناشناس از همدردی بهره می برند .
و همه تاپیک ها سالیان سال بالا می مونه و خیلی از افراد در اینده نیز بهره ها خواهند برد.
یعنی همدردی مثل زمین زراعی میمونه که یکبار میکارید و سالها برداشت میکند. مثل کار زیبای شما
ممنون از شما.
موفق باشین