-
هزینه ازدواج
سلام دوستان.
چند وقتی هست دارم به ازدواج فک میکنم و البته بعدش به هزینه هاش.با این هزینه ها فک میکنم خیلی طول میکشه تا ازدواج کنم.
سوال من الان اینه که از دوستان ،بخصوص متاهل ها، میخاستم بدونم اینطور که میگن خدا میرسونه میخاستم بدونم خدا واسه شما چطور رسوند.واقعا رسوند؟؟(این سوال یکم از کم ایمانی من هست اما دوست دارم بدونم واسه شما چطور بود)
البته از کسانی هم که فک میکنن خدا نرسوند هم دوست دارم بیان اینجا بنویسن که منطقی هم فک کنم.
-
سلام دوست عزیز، یه جورایی حرف دل منو هم زدی.
من در این باره از همه همکارن متاهلم پرسیدم. همشون یکصدا میگن جوری میرسه که خودت باورت نمیشه.
بیزحمت یه بار سوره نور ایه 32 رو بخون
-
اگر از الان پس انداز کنی، و اگر شاغل باشی و خرج نکنی و حقوقت هم حداقل یک میلیون باشه،هفت هشت ماهه دیگه جور میشه، و در اون وقت که پول حاصر شد، مذهبیون هم میگن دیدی خدا رسوند
-
اگه منظورت از هزینه ها, هزینه های زندگی روزمره هست (یعنی وقتی که رفتید با همسرت سر خونه و زندگیتون) که من درموردش بحثی ندارم و این بستگی به حقوق و شغلت داره.
اما اگه منظورت از هزینه ها, هزینه های مراسم عروسی و غیره هست, پیشنهاد میکنم به حلقه کسایی که مشغول براندازی این رسوم زشت و دست و پا گیر هستن بپیوند و در هنگام خواستگاری با جدیت بگو که رسوم چشم و هم چشمی و غلط رو نمیخوای تکرار کنی و فقط یک مراسم عقد و یک جشن کوچیک بدل از عروسی میگیری و باقی مراسم (پاتختی و حنابندان و....) از قلم میندازی.
خداروشکر این مدل ازدواج ها داره کم کم همه گیر میشه. دو از دوستان من طی 7 8 ماه اخیر به همین شکل رفتن سر زندکیشون و خرج هیچکدوم به 3 4 میلیون هم نرسید. مقایسه کن با یه عروسی معمولی که 10 تا 20 تومن پول تالار و پول اجاره ماشین عروس و 2 تومن پول آتلیه و ...... که سر جمع یه عروسی 30 میلیون خرج خواهد داشت.
همه با هم رسوم مسخره رو بندازیم. سمت ما و بین دوستان و اقوام من کم کم داره این اتفاق خوشایند اپیدمی میشه و ماه دیگه هم دختر عمم با یه جشن خونگی به جای یه عروسی پر خرج, میره سر خونه و زندکیش
(با موبایل تایپ کردم غلط های نوشتاری رو ببخشید!!)
-
قضیه ما برعکسه!
یعنی من ب نامزدم میگم عروسیمون فقط یک شب باشه. حنابندان و اینا نمیخام. الکی پول خرج نکنیم ! ولی ایشون میگن نه . عروسی باید سه چهار شب باشه!! خلاصه من تا حالا مقاومت کردم رو حرفم :biggrin:
ولی برا مراسم عقد خداییش دست و بال نامزدم تنگ بود که من گفتم جشن عقد نمیخام و با اصرار ایشون جشن عقدم گرفتیم. ولی اصلا نفهمیدیم از کجا جور شد!
درسته قبول دارم خدا روزی رسونه و در مسئله ازدواج واقعا این ثابت شده ولی نباید ریخت و پاش بیخود کرد :81:
-
کسی که عر.سی سه چهار ملیونی میگیره، جهاز خانومشم سه چهار ملیونه؟
-
من دیدم آدمایی که قبل از ازدواج هیچی نداشتند ولی بعد از ازدواج شغل و درآمد مناسب بدست آوردن ُ منم با اینگه شغ خوبی ندارم ولی اگهکیس مناسبی بیدا بشه حتما اقدام میکنم
-
منکه همون روزه حنابندون خالی شدم. تو ارایشگاه نشسته بودم یدفه یه پیامک اومد دیدم معوق قبلی حقوقمون رو با حقوقم یدفه دادن!
واقعا خدایی بود. به نظر من خدا میده. معوق قبلی حقوق رو روز حنابندون دادن خیلی عجیب بود
-
سلام.
خوب بستگی به نگاه شما و خصوصا دختر مورد نظر شما و خانواده ایشون به زندگی داره.
بنشین برای خودت یه لیست درست کن.
از شاخه گل کوچک اولین جلسه آشنایی گرفته ( شاید هم دسته گل ) تا هزینه تهیه منزل همه رو بیار رو کاغذ.
حالا رو یه برگه جداگانه میزان پس اندازت و درآمدت رو بنویس. چیزایی که ممکنه بتونی روشون به عنوان یه سرمایه حساب کنی .
حاصل جمع این دو لیست میشه پاسخ سوالت.
اما توجه داشته باش جشن ازدواج تنها شروع زندگیه و نگاهداری و حفظ خانواده خیلی مهمتره.
راستی این که میگن خدا میرسونه. کاملا درسته. منتها یه وقتایی کم میرسونه.
گاهی از مواقع هم بیش از انتظارمون.
مهم حلال بودنشه.
پیش آ پیش به داماد آینده همدردی تبریک میگم.
-
سلام جناب امیر کبیر
چطوری استاد؟.:biggrin:
از حموم فین کاشان و ناصر الدین شاه قاجار چه خبر؟ راستی اون پطروس فداکار که دستش رو میکرد توی سوراخ سد هم دوره شما بوده؟ هنوزم دستش رو میکنه توی سوراخ؟:biggrin: خلاصه سلام ما رو بهشون ابلاغ کن...:biggrin:
شما از افراد متاهل نظر خواستی بودی ، خوب من که تمام ایران که چه عرض کنم ، تمام کهکشان راه شیری هم دیگه فهمیدند که یک ادم مجرد عزبم ، ولی با این وجودم یک سری نکته و تجربه از اطرافیان و خودم دارم که فکر کنم به دردت بخوره... قبل از شروع حرفام این رو بگم که چه خوبه مدیران محترم سایت ؛ همین تاپیک شما یا تاپیک دیگه ای بوجود بیارن و از برکات و معجزات مادی که افراد متاهل بعد از ازدواجشون براشون رخ داده بگن تا ترس بقیه مجردها از خوندن این تجربیات مستند بریزه.....
میخوام حرفام رو با یک خاطره از یکی از دوستانم شروع کنم ، دوستی 27-28 ساله داشتم ، که مدرکش زیر دیپلم بود ، حدود 7-8 سال جاهای مختلف شاگردی میکرد و شاید درامدش ماهانه حدود 400-500 هزار تومن بود حالا هر جایی که میرفت یا 50 تومن کمتر بود یا بیشتر ، کل پس اندازش دو سه میلیون تومن بود و شم اقتصادی و خلاقیت شغلی در حد صفر بود و فقط در این حد بود که جایی بتونه شاگردی کنه ... کمتر از دو سال پیش یک روز نشوندمش توی ماشین و یک نیم ساعت باهش صحبت کردم و همین حرفایی که میخوام به شما بزنم به اون هم زدم و راغبش کردم برای ازدواج.... بعد از دو ماه ، یک روز دیگه که توی ماشین نشسته بودم و داشتم مخ یک نفر دیگه رو میزدم برای ازدواج ، یکهویی دیدم یک اس ام اس از طرف همون دوستم اومد که نوشته بود ... این روزها همه زنشان رو ماچ و موچ میکنند ، شما چطور؟؟؟:biggrin: خلاصه فهمیدم در عرض دو ماه اون دوست ما رفته ازدواج کرده اونوقت من عزب داشتم بقیه رو موعظه میکردم همچنان! :biggrin:
حالا همین دوستم که درامد 400-500تومنی داشت و توی چند سال کار فقط دو سه میلیون پس انداز داشت ، فکر میکنی چه چشم انداز اقتصادی میشه براش تصور کرد؟ اما از الانش که کمتر از دو سال از ازدواجش میگذره بگم... درامد این دوستم که توی 7-8 سال هر جا میرفت یک رنج ثابت و حدودی 400 تومن داشت ، الان شده بین یک میلیون تا یک و نیم میلیون ... همین دوستم اگه تا بیست سال دیگه هم مجرد میبود بعید بود بتونه با این شرایط یک خونه نقلی برای خودش بخره .. اما الان یک خونه حدود صد متری تونسته برای خودش بخره ... برای خود خودش ... و خدا رو شکر زندگیش روی غلتک افتاده و داره از زندگیش لذت میبره و باور کن خیلی از دغدغه های مالی زمان مجردیش رو با اینکه الان مسئولیت یک زندگی به دوشش هست رو دیگه نداره ... فرض کن اگه من یک فالگیر بودم و دو سال پیش به همین دوستم میگفتم تو دو سال دیگه وقتی متاهلی ، حقوقت یهو بیشتر از دو برابر میشه و صاحب یک خونه بزرگ میشی ... ازم میخواست بهش بگم چطوری ممکنه این اتفاق بیفته ... اما واقعا نمیتونستم بهش پاسخ بدم... چون جواب این چطوری رو خدا قراره بده نه من بنده... خدا چطوری این چطوری رو جواب میده ... خدا میگه : «و یرزقه مِن حیث لا یحتسب» ... یعنی چی .. یعنی بنده عزیز ، به تو هیچ مربوط نیست که چطوری میخوام دو سال دیگه تو رو صاحب خونه کنم ... یعنی بنده عزیز توی کار من خدا فضولی نکن ، از جایی برات میرسونم که توی بنده با اون عقل کوچیکت ، اصلا نمیتونی تصور کنی ...
یک چیزی خیلی خنده داره... اینکه ما اگه تمام عمرمون رو بزاریم که فقط توی کره زمین بچرخیم باز هم تا اخر عمر چیزهای جدیدی فقط توی کره زمین خواهیم دید ... حالا این خدایی که این همه کهکشانهای بیکران که فقط یک ذره اون کره زمین ما هست رو خلق کرده ..... این خدایی که این همه خلاقیت بی نهایت داره این خدا بلد نیست که از یک راهی که عقل بنده نمیرسه بهش بعد ازدواج رزق و روزی بیشتری برسونه؟؟ .... فقط کافی ما به وظیفه عمل کنیم و بقیه رو بسپریم به خدایی که بی نهایت راه برای سورپرایز کردن بنده هاش بلده.....
یک سوال.. فرض کن یک عموی کارخونه دار مولتی میلیادر داری ، که به شما میگه اگه ازدواج کنی بهت یک چک دویست میلیونی میده که خیالت راحت باشه و دغدغه مالی ازدواج نداشته باشی ، فکر میکنم لحظه ای درنگ نکنی برای ازدواج کردن... حالا فرض کن بعد از دو ماه دختر مورد علاقت رو پیدا میکنی و میخوای بری سراغ عموت که ازش چک رو بگیری که یهو دور از جون عموت فوت میکنه و دستت توی پوست گردو میمونه .. یا اینکه بعد دو ماه عموت دبه میکنه و میگه خیلی شرایط اقتصادی بد شده و دیگه نمیتونه به قولش عمل کنه ... اونوقت چطور؟؟
حالا همین وعده های مالی رو که خداوند به تمام بنده هاش داده که ....... خدایی که هیج وقت وعده هاش خلف وعده نمیشه و همیشه استوار و زنده هست ....
وَأَنکِحُوا الْأَیَامَی مِنکُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَإِمَائِکُمْ إِن یَکُونُوا فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ؛
«مردان و زنان بی همسر خود را همسر دهید، همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را؛ اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز میسازد؛ خداوند گشایش دهنده و آگاه استنور / 32
خیلی خنده دار نیست که به حرف یک عموی فناپذیر با ثروت ناچیز اعتماد میکنیم اما به حرف خدای بزرگ تا ابد زنده صاحب تمام هستی و اسمونها و زمین اعتماد نداریم؟ خیلی این ایه مهمه ها... خیلی خیلی ... این میلیون ها بار ارزشش از اون چکی که قراره عمو به ما بده بیشتره ...این ایه ای هست که اگه کسی ادعای ایمان به خدا داشته باشه نباید ترسی از هزینه های ازدواج داشته باشه....
حرفم ادامه داره امشب دیگه دیر وقته ... ان شالله اگه عمری بود میام ادامه میدم....
-
دوستانی که میگن خدا میرسونه بله درست میگن
اما خدا جای دیگه هم گفته با اسراف کردن مخالفه !
و یه چیزی هم داده به نام مغز. که بتونی تشخیص بدی چی اسرافه و چی نیست.
اون خانومی که گفت عروسی 4 میلیونی میگیره بآید توقع جهاز 4 میلیونی هم داشته باشه فقط عرض میکنم شما زندگی و عشق رو با معامله اشتباه گرفتی.
چشم و هم چشمی و قوانین خود ساخته رو بندازید لطفا. زندگی هرچی ساده تر شروع بشه دوامش میتونه بیشتر باشه. کسی که واسه یهدعروسی و اتلیه و حنابندون و... 30 میلیون با قرض جور میکنه و برگزار میکنه, تا سالها بآید قسط بده و البته همون زن هم بآید کمتر از زندگی و خرید و خورد و خوراک لذت ببره تا قسطها تموم شه!
یه مثال کلی.بود ممکنه در مورد همه صدق نکنه و خیلیا پولدار باشن. اما نتیجه چشم و هم چشمی این میشه که کسی که نداره هم واسه کم نیاوردن جلو دیگری قرض میکنه!!
سختی به.خودش میده تا چش بقیه رو در بیاره خبر نداره خودزنی کرده !!
-
من که این حرف ها رو باور نمیکنم. یعنی چی که خدا میرسونه؟
خدا اگه دغدغه اش ازدواج بنده هاش بود که به جا این که بشینه خرج عروسی ملتو برسونه, همسر به دختران مجرد میرسوند.
کلا پروشه ی ازدواج و خرج و مخارجش و اینا همش بر عهده ی خود ادم هاست.
هی از اول این چیزای الکی رو کردن تو کله ما.:33:
جای این حرف های وقت تلف کنی برو کار کن و پس انداز تا جور شه.
-
سلام
اینکه نگران خرج عروسی هستید کاملا به جاست.چون به هر حال ازدواج کردن نیاز به صرف هزینه هایی هم داره.شما توی جلسات خواستگاری میتونید مطرح کنید که امکان برگزاری جشن مفصل ندارید و این موضوع خیلیییییییییی به وضعیت اقتصادی و عرفی خانواده ی دختر خانوم مرتبط هست.
من تو ازدواجم یه جشن عقد تقریبا مفصل گرفتم که هزینه ش به عهده ی پدرم بود اما هزینه ی یه سری از خرید ها هم به عهده ی همسرم بود.توی صحبت های اولیه ی ما موضوعی در مورد حذف مراسم عروسی نبود اما شرایط همسرم توی اون برهه به نحوی تغییر کرد که قادر به گرفتن مراسم عروسی هم عرف خانواده ی من نبود.بنابراین من توی نامزدی کشاکشی بین همسرم و مادرم در خصوص مراسم عروسی داشتیم که نهایتا مراسم عروسی نگرفتیم.اما آرایشگاههو لباس عروس و آتلیه و تعداد خیلی خیلی کمتری مهمون داشتیم که به اضافه ی هزینه ی ماه عسل از هزینه ی عروسی که مد نظر مادرم بود خیلی کمتر شد و منم اصلا پشیمون نیستم.
درسته که خدا میرسونه اما بنده هاشم باید که بخوان.من اصلا فکر نمیکنم با 3-4 میلیون که دوستان میگن خانوم ها راضی باشن
-
ببین شرایط خیلی سخته خدا میرسونه درست میکنه همه حساب و کاملا درسته ولی عقل و منطق هم رکن اصلی
من خودم با فردی نزدیک 4 سال زندگی کردم و بارها گفتم که ندارم و وضع خانواده ام چی جوریه و این خانم بسیار وضع مالی بهتری از من داره و کاملا آگاه بوده به همه چی
اما الان که رفتم خواستگاری میگه بخاطر خانواده ام یه سری چیزا رو قبول کن که من تاحالا این کارو نکردم
مثلا من بارها گفتم که میخوام ساده شروع کنم زندگیمو و روپای خودم باشم مهریه 14 سکه میخوام بکنم و دستاتو هم میبوسم روز عقد تقدیمت میکنم ولی 300 400 یا 1000 تا رو کلا بیخال شو
یا مثلا در مورد مراسم خیلی رک من به پدرش گفتم
من چاکر دخترتونم هستم هرچی بخواد نه نمیارم بهش ولی باید بدونه من ندارم اگه چیزی میخواد باید قرض کنیم و فشار رو زندگیمونه نه خانواده ام دارن نه چیزی و این فشار شاید باعث دوری از هم بشه تو زندگیمون
و له خودشم گفتم من 20 میلیون واسه عروسی سرمایه زندگی ماشین یا هرچی تو بگی دارم
حالا تو تصمیم بگیر و گفتم من با این 20 تومان یه عروسی ساده میتونم بگیرم شان خانواده تو بالاتره اوکی بیان جلو هرچقدر دوست دارن خرج کنن اصلا مجلس بگیرن 200 میلیون
راستش واسه همین بحثا یکم دلخوری پیش اومده اما جنگ اول بهتر از صلح آخر
الانم وقتی دختر دید من یکم تو این موارد ثابت قدمم راستش داره به خیلی چیزا فکر میکنه و حق بهم میده که این پسر از 4 سال پیش هیچ دروغی نگفته و بارها و بارها این حرفا رو گفته و من تایید کردم و واقعا داره باهام راه میاد
تو هم داداش اگه دوست دارم به تاپیک من سر بزن تا ببینی که شرایط منم عین خودت بوده ولی اول توکل کن به خدا بعدشم واقعا صداقت داشته باش و همین اول زندگی حرفتو با دروغ نزن رک بگو ندارم فوقش نمیدن بهت ولی اگه صلاحت باشه و مصلحت باشه اتفاق بیافته بدون تو قلبشون جا داری چرا چون انسان کمال گراس و تلاش میکنی برای بهترینا و اینارو میبینن و بهت احتترام میزارن و بیشتر میخوانت
- - - Updated - - -
ببین شرایط خیلی سخته خدا میرسونه درست میکنه همه حساب و کاملا درسته ولی عقل و منطق هم رکن اصلی
من خودم با فردی نزدیک 4 سال زندگی کردم و بارها گفتم که ندارم و وضع خانواده ام چی جوریه و این خانم بسیار وضع مالی بهتری از من داره و کاملا آگاه بوده به همه چی
اما الان که رفتم خواستگاری میگه بخاطر خانواده ام یه سری چیزا رو قبول کن که من تاحالا این کارو نکردم
مثلا من بارها گفتم که میخوام ساده شروع کنم زندگیمو و روپای خودم باشم مهریه 14 سکه میخوام بکنم و دستاتو هم میبوسم روز عقد تقدیمت میکنم ولی 300 400 یا 1000 تا رو کلا بیخال شو
یا مثلا در مورد مراسم خیلی رک من به پدرش گفتم
من چاکر دخترتونم هستم هرچی بخواد نه نمیارم بهش ولی باید بدونه من ندارم اگه چیزی میخواد باید قرض کنیم و فشار رو زندگیمونه نه خانواده ام دارن نه چیزی و این فشار شاید باعث دوری از هم بشه تو زندگیمون
و له خودشم گفتم من 20 میلیون واسه عروسی سرمایه زندگی ماشین یا هرچی تو بگی دارم
حالا تو تصمیم بگیر و گفتم من با این 20 تومان یه عروسی ساده میتونم بگیرم شان خانواده تو بالاتره اوکی بیان جلو هرچقدر دوست دارن خرج کنن اصلا مجلس بگیرن 200 میلیون
راستش واسه همین بحثا یکم دلخوری پیش اومده اما جنگ اول بهتر از صلح آخر
الانم وقتی دختر دید من یکم تو این موارد ثابت قدمم راستش داره به خیلی چیزا فکر میکنه و حق بهم میده که این پسر از 4 سال پیش هیچ دروغی نگفته و بارها و بارها این حرفا رو گفته و من تایید کردم و واقعا داره باهام راه میاد
تو هم داداش اگه دوست دارم به تاپیک من سر بزن تا ببینی که شرایط منم عین خودت بوده ولی اول توکل کن به خدا بعدشم واقعا صداقت داشته باش و همین اول زندگی حرفتو با دروغ نزن رک بگو ندارم فوقش نمیدن بهت ولی اگه صلاحت باشه و مصلحت باشه اتفاق بیافته بدون تو قلبشون جا داری چرا چون انسان کمال گراس و تلاش میکنی برای بهترینا و اینارو میبینن و بهت احتترام میزارن و بیشتر میخوانت
-
با سلام
تاپیک جنبه نظر سنجی دارد با مایه مذهبی که سایت همدردی کارشناس دراین زمینه ندارد همچنین چون سئوال عمومی هست جایگاهش انجمن آزاد است لطفاً اگر سئوالت کاملاً شخصی هست و وضعیت خودتون را می خواهید بررسی کنید که چگونه روحیه امیدوار داشته باشید یا برنامه ریزی کنید طی تاپیک دیگری مطرح کنید . اگر مشاوره اقتصادی می خواهید همدردی در این زمینه هم کارشناس ندارد
با تشکر