-
مشکلم با گذشته خانمم با اینکه قبل از ازدواج می دانستم ( روانی شدم)
سلام
من 1 ماهه ازدواج کردم با خانمم خوب میدونستم دوست پسر داشته حتی میدونستم س-ک-س
داشته میدونستم اولین س-ک-س از جلو داشته و.....
حتی میشناسم اونارو دوست پسر سابقش اما خوشبختانه جلو چشمم نیستند که یادم بیاد هس
من ازدواج کردم الان 5 روزه فهمیدم با چند نفری که من میدونستم هیج با چند نفر دیگه هم بوده
اعصابم به هم ریخته فکر میکنم کلاه سرم رفته من دوسش دارم منم دوسم داره میگه گذشتم
بوده همش فکرم مشغوله چی کار کنم میگم طلاق بگیرم میگم شاید بهتر از این گیرم نیاد
به من کمک کنید چی کار کنم منم میخواستم اولین کس یاشم و حس زدن بکارت داشته باشم
-
RE: مشکل بزرگ با خانمم روانی شدم
سلام النیکی دیگه تو این سایت مشکل شما رو داره اما اون هنوز ازدواج نکرده ای کاش شما هم مثل اون قبل ازدواج شاوره می گرفتید برو بخون هیچ کس بهش پیشنهاد نداده که تن به این ازدواج بده
اما این اشتباهیه که کردی و دیگه گذشته
اگه مطمئنی که بعد ازدواج این کار ر گذاشته کنار سعی کن ببخشی و فراموش کنی نه به خاطر اون بلکه به خاطر خودت و خدای خودت
و اگه می خواهی زندگی آرومی داشته باشی همه این افکار رو بریز دور و هیچ وقت به این قسمت از آرشیو مغزت رجوع نکن
-
RE: مشکل بزرگ با خانمم روانی شدم
سلام آقا احسان؛
اولاً طلاق رو کلاً بذار کنار، اول به راهکارایی دیگه فکر کن بعد اگه به بن بست رسیدی برو سراغ طلاق. تو این شرابطی هم که تازه ازدواج کردین و هم دیگرو دوست دارین دست نگه دار.
حس زدن بکارت رو همه ی مردا تجربه نمی کنن که، بسته به نوعش خیلیا اصلاٌ از بین نمیره بعضیا هم مادرزادی ندارن. اینقده سخت نگیر به خودت!
اول از همه خانومت رو به خاطر خوبی هایی که داره، به خاطر علاقه ای که بهت داره ببخش، اونقد محبت نثارش کن که آدمای قبلی کلاً از ذهنش پاک شن، هیچ وقتم نقش یه مرد شکاک رو براش بازی نکن چون بدتر ضربه می خوری.
گذشته ها گذشته فقط باید ازش عبرت یگیری نه اینکه حال و آبندت رو فداش کنی.
.............................................
در ضمن آقا احسان عنوان تاپیکت رو عوض کن؛ یه اسمی بذار که هر کی می بینه متوجه مشکلت بشه، اینجوری دوستان بیشتر میان و بهتر راهنماییت می کنن.
پاینده باشی
-
RE: مشکل بزرگ با خانمم روانی شدم
در مورد اینکه می خواستی اولی باشی ، خودت انتخاب کردی قبل عقد باید فکر این قضیه رو می کردی با علم به این موضوع ازدواج کردی پس اشتباهت رو با یک اشتباه دیگه جبران نکن
-
RE: مشکل بزرگ با خانمم روانی شدم
سلام
فکر نمیکردم اینقدر زود جوابم بدید ممنون
من نیاز به دلداری ندارم بچه نیستم اخه !
اسم دوست پسرش میاد مثلا اسم داییش م.. من باز فکری میشم یاد دوست پسرش میوفتم
من مسلمون ... نیستم که بخوام گیر بدم یر این چیزا میترسم بجه دار بشیم و ابن تا اون موقعه منو ازار بده بعد 10 سال
من زجر بکشم و.. اونجا کار به طلاق برسه
زنم سادیس نداره که بخواد بعد ازدواج خیانت کنه برای همین باهاش ازدواج کردم پس این نکته مثبته
بعد من میدونید بهش چی گفتم برای اینکه امتحانش کنم گفتم باید برای من باید از خارج قیمت کسانی که باکره
خودشونو میفروش 5 هزار دلاره بگیری با ناراحتی بغض گفت باشه قسم خورد این کار میکنه
به من میگه خون ندیده کلا باکرشم سره سکس از دست نداده اما بعد راضی میشه برای من دختر باکره بخره
بهش شک میکنم
خدایا من چی کار کنم البته خودمم همچین باکره نبودم دوست دخترای خودمو داشتم
-
RE: مشکل بزرگ با خانمم روانی شدم
ببینید آقا احسان
وقتی خودتون پذیرفتین و با علم به این قضیه ازدواج کردین دیگه درست نیست این قضیه رو کشش بدین
هم اعصاب خودتون بهم میریزه ، هم همسرتون
اگه باورش دارین ، پس کلا این قضیه رو فراموش کنید
شما الان مال هم هستید و قرار نیست کسی بینتون بیاد .پس ذهن خودتون رو درگیر گذشته نکنید
بذارید جو اعتماد توی خونه تون حاکم باشه
اون خواسته تون از همسرتون ظلمه! واسه یه زن خیلی سخته همچین چیزی ازش خواستین
-
RE: مشکل بزرگ با خانمم روانی شدم
شما و ایشون درست مثل هم بودید والانم هستید.از حالا به بعدم نمیخواهید خیانت کنید که! پس ول کن و به زندگیت برس:310:
-
RE: مشکل بزرگ با خانمم روانی شدم
سلام
تنها چیزی که میتونم بگم اینکه دختره گناه داره اینجوری نه بهش فکر کنید نه به فکر طلاق باشید ضربه سختی بهش میزنید
اشتباه کرده گذشتشو بهتون گفته نذارید چوب صداقتشو بخوره
قدر زندگیتون رو بدونید کمتر زنی حاضر میشه به خاطر حفظ عشقش براش دنبال دختره باکره بگرده
اگه خواسته براتون اینکارو بکنه خواسته کمبود نداشته باشید و بعد چندین سال زندگی دچار لغزش نشید و بهش خیانت نکنید
خودتون هم زیاد فرد پاکی نبودید که همچین انتظاری دارید
پیش مشاور برید تا بددلیتون برطرف بشه
-
RE: مشکل بزرگ با خانمم روانی شدم
به نظر من جدا شین.نه واسه اینکه سر شما کلاه رفته. اتفاقا سر خانومتونه که کلاه رفته.چون اون با شما صادق بوده و شما با علم به این موضوع ازدواج کردین حالا بازی در اوردین و هی سرکوفت میزنین بهش.جالبه که ازش خواستین زن باکره بخره براتون!!!!!! خانومتون داره خودشو حیف میکته.
شما هم دنبال بهانه نگرد.
امیدوارم 2 سال دیگه این موضوع نشه بهانه ای براتون که اجازه خیانت کردن بدین به خودتون و حق به جانب هم بشین
-
RE: مشکل بزرگ با خانمم روانی شدم
اگر با این مسئله کنا اومده بودید هرچی بود مربوط به گذشته اشونه. اما اگر ایشون نسبت به گذشته اش اظهار پشیمانی کرده باشه و به گونه ای توبه کرده باشه و قصد تکرار رفتار گذشته اشو نداره، شما می بایست بهش اعتماد کنیدو دیگه به گذشته اش فکر نکنید(هرچی که بود گذشت) برای اینکه یه زندگی توام با ارامش رو تجربه کنید،ازهمین الان شروع کنید به زندگی کردن.
-
RE: مشکل بزرگ با خانمم روانی شدم
خانم ها با من همدردی میکنند احساساتی نباشید اقایون بهتر درک میکنند
ممنون از همه دوستان که همدردی کردید
خودتون جای من بزارید سعی نکنید دلداری بدید الکی شوخی نیست صحبت یه عمر زندگی هست
به من گفتند نرو دنبال گذشته اذیت میشی اما من احمق بعد مثل مریض ها اومدم گذشته شو در اوردم
حالا با زنم بد رفتار کردم خیلی بهش بد کردم بد رفتار کردم
ببینید این خانم قبلا نمیدونست قراره زن من بشه پس برای من تعریف میکرد از دوست پسرش منم که فکر نمیکردم
باهاش ازدواج کنم اما عاشقش شدم همه چیز زود اتفاق افتاد
با یه ادم سرشناس هم اولین رابطه نزدیک را داشته اما مبگه بهت نمیگم کیه اذیت میشیی
چی کار کنم که اذیت نشم
ببخشید من رک حرف میزنم
-
RE: مشکل بزرگ با خانمم روانی شدم
http://moshaver41.persiangig.com/l4i%20Messenger/7%20%20khianat.mp3
خیانت
http://moshaver41.persiangig.com/l4i%20Messenger/27%20tars%20az%20aberoorizi%20be%20khatere%20rabet e.mp3
ترس از آبروریزی پیش همسر به خاطر ارتباطهای اشتباه قبل از ازدواج
دانلود کن و گوش بده
-
RE: مشکل بزرگ با خانمم روانی شدم
اقا احسان مگه شما از قبل نمیدونستید که همسرتون با کس دیگه ای رابطه داشته ؟؟
با چشم باز و عقل خودتون جلو رفتید .. خوب بود اگه همچین مساله ای رو ازتون پنهان میکرد ؟؟
خدارو شکر کن که همسرت صداقت داره و همه چیز رو بهت گفته ..
من کسی رو میشناسم که قبل از ازدواج با خیلیا رابطه داشت و حتی یه بچه سقط کرده بود .. زمانی که خواست ازدواج کنه با یه عمل جراحی همه چیز رو قایم کرد !!!
خوبه که خانومت از اول راه باهات صادق بوده .. و شما هم حتما دوستش داشتی که با این وجود قبول کردی این مسئله رو ..
الان دنبال چی هستی ؟؟ میخوای همسرت بره یه دختر برات بیاره و با اون رابطه داشته باشی؟
واقعا اینه مرام و مردونگی ؟؟
بعد از اینکه این کار رو کردی چه حسی بهت دست میده ؟ آرامش پیدا میکنی یا بیشتر سرگردون میشی؟؟
گذشته ی همسرت رو زیر و رو نکن .. خودت داغون میشی و اعصابت بهم میریزه ..
سعی کن به این مسائل فکر نکنی و رو ویژگی های مثبت خانومت و زندگیتون تمرکز کن ..
-
RE: مشکل بزرگ با خانمم روانی شدم
بشین درست فکر کن ببین میخوای با این قضیه کنار بیای یا نه.
آیا میخوای تمام گذشتهش رو فراموش کنی ، بکارت خواه نباشی ، هیچوقت هم هیچگونه اشاره منفی، امتیازخواهی یا تیکهپرونی در مورد این مسئله به همسرت نکنی؟
اگر میخوای که خب میتونی و باید با روشهایی مثل کنترل فکرت و پیدا کردن دوستهای همنام با دوست پسر قبلیش و سایر روشها حساسیت خودتو کم کنی و زندگی مشترکت رو ادامه بدی،
اما حتی اگر یکی از اون موارد بالا رو نمیخوای باهاش کنار بیای، صادقانه بهش بگو که «بکارت خواه هستی» و « بخاطر روابط قبلیش ناراحتی و نمیخوای و نمیتونی فراموش کنی» و به جای اینکه خودت و اونو اذیت کنی ازش جدا شو.
در ضمن نگرانیت هم بجاست که فکر میکنی ممکنه بهتر از همسرت گیرت نیاد، چون دخترهایی که خودشون باکره هستند و هیچ رابطهای با کسی نداشتن، معمولاً دنبال پسرهای باکره با گذشتهء پاک میگردن و احتمالاً شما رو نمیپذیرند.
-
RE: مشکل بزرگ با خانمم روانی شدم
تاپیک شما موارد مشابه زیاد دارد.
می تونید لینکهایی را که در پست 9 این تاپیک
بمانم یا نمانم (تردید در ازدواج به علت رابطه دختر در گذشته)
معرفی شده است را بخوانید. نظرات مدیر همدردی و کارشناسان را با دقت بیشتری بخوانید.
لطفا در نوشته های خود از نوشتن کلمات رکیک یا جنسی و جزییات رابطه خودداری کنید.
-
RE: مشکل بزرگ با خانمم روانی شدم
:305: اینکه میگید مسلمون نیستین؟ چه دینی دارید؟
تو ایران زندگی میکنید یا خارج از ایران؟
هر پسری دوست داره همسرش اولین و تازه باشه براش(باکره) پس اگه شما به این موضوع قبل ازدواج حساسیت نداشنید حتما(معیاری بالاتر ازین) چیز یا چیزهای مهمتر از این قضیه بوده در همسرتون که شما رو راضی به این ازدواج کرده، نبوده؟و شما با اگاهی از این موضوع با ایشون ازدواج کردید پس زیاد بهش فکر نکنید و ببینید ممکن او مشخصه هایی که باعث انتخاب و تصمیمتون در ازدواج با ایشون بوده در یک دوشیزه(باکره)نباشه یا کلی باید زحمت بکشی و عمرتونو بگزرونید تا دوشیزه ای با این مشخصات پیدا کنید.
نمیدونم منظورمو درک کردید؟:305:
شما میگید خودتونم ...... نبودید پس یه جایی هست برا اینک فکر کنید با یه خانمی که یه بار ازدواج کرده پیمان:323: ازدواج امضا کردید و این پیمان هم با قلم بوده هم با دل اگر اینطور نبوده بهتر برای تصممتون(طلاق) به مشاوره حضوری تشریف ببرین هر دو:72::72::72::72:
:300: شما یه اشتباه کردی و قبول کردی با وجود اطلاع از موضوع این اشتباه و صحیح کن نه که تبدیل به نمره منفی کنی:324: طلاق ممکن باعث بدتر شدن همسرتون سرخوردگی ایشون از صداقت بشه ولی خود شما هم یه انسانی با حس نیاز برای این روش براوردن نیازت جایگزینی پیدا کن با کمک مشاوره
-
RE: مشکل بزرگ با خانمم روانی شدم
ممنون
خیلی از مسایل نمیتونم بگم ......
ببینید دوستان به دقت ببنید من چی میگم
من خانمم 2 ساله میناسمش 5 ماهه که با هم بودبم و به فکر ازدواج با هم نبودیم اصلا فقط دوست بودیم
هیچ به فکر ازدواج نبودیم و به راحتی از گذشته هم حرف میزدیم
من فهمیدم که ایشون 10 روزه باردار بوده اما انداخته البته اینو قبلا گفته بود چه میدونست قراره ازدواج
کنیم
!!!!!!! همه چیزشو گفته منم تا قسمتی گفتم !
حالا من عاشقش شدم همه معیارهایی من میخواستم داشت زیادم به باکره نبودنش اهمیت ندادم
2 هفته از از دواج گذشت من رفتم باز سراغ گذشتش دیدم فقط 50% به من گفته بقیه نگفته دیگه همه چیز به هم
ریخت
حالا من چی کار کنم شما مردها خودتون بزارید جای من
-
RE: مشکل بزرگ با خانمم روانی شدم
خیلی ساده است
برو صاف و ساده همه گذشتتو به همسرت بگو
ببین اون چه برخوردی میکنه. چه توقعی داری ازش؟؟؟
مگه ایشون همه گذشته شما رو الان میدونه؟
در ضمن اگه توقع دارین همسرتون براتون یه دختر باکره بخره ... شما هم لطف کنید یه پسر باکره برای همسرتون بخرین
-
RE: مشکل بزرگ با خانمم روانی شدم
نقل قول:
نوشته اصلی توسط ehsan67
2 هفته از از دواج گذشت من رفتم باز سراغ گذشتش دیدم فقط 50% به من گفته بقیه نگفته دیگه همه چیز به هم
ریخت
حالا من چی کار کنم شما مردها خودتون بزارید جای من
شما میدونستی با چند نفر رابطه داشته، باکره نبوده و حتی سابقه سقط داشته
در حال حاضر چیزی که شما رو ازار میده اینه که ایشون بخشی از گذشته اش رو به شما نگفته
من خودم رو میذارم جای شما و با منطق شما تصمیم میگیرم
توی این 50 درصد گذشته ای که شما از اون مطلع نبودین، ایا چیزی فراتر از سقط هم وجود داشته ؟
بالاتر از سیاهی که دیگه رنگی نیست
حالا فرضا که 5 نفر شدن 8 نفر، در اصل قضیه که فرقی نمیکنه
شما هم این نوع روابط رو تجربه کردین و گویا بهش اعتقاد دارین
غیر از اینه ؟
از چی دلخوری ؟
چی عذابت میده ؟
احتمال خیانت ؟
عدم صداقت کامل ایشون؟
حرف و حدیث اطرافیانت؟
تجربه نکردن لذت از بین بردن بکارت ؟
شناختن دوست پسرای همسرت ؟
زیاد بودن تعداد دوست پسرای همسرت ؟
احتمال تنوع طلب بودن ؟
با توجه به اینکه میگی همسرت همه معیارهایی که همیشه می خواستی رو داره،
و اینکه احتمالا بهتر از این پیدا نمی کنی،
حتی اگر مشکلات بعد از طلاقت رو در نظر نگیریم،
جدایی خیلی عقلانی بنظر نمی رسه
بنظر من دیگه با همسرت در این مورد صحبت نکن
هر چی بیشتر همش بزنی، گندش بیشتر درمیاد
اتفاقا در این مورد خاص عقلانیت به خرج داده، که در مورد همه روابطش به شما چیزی نگفته،
چون با نوع تفکر و اعتقادات شما اشنایی داشته و فکر نمی کرده که منطق خودت رو قبول نداشته باشی،
این به معنای عدم صداقتش نیست
چیزی داره عذابت میده که بهش اعتقادی نداری
پس از روی عقل و منطق نیست، به همین خاطر قابل اعتنا نیست
برای اینکه تمرکزت رو از این موضوع برداری، حتما با یه روانشناس یا مشاور صحبت کن
همسرت رو درگیر این مسئله نکن
موفق باشی
-
RE: مشکل بزرگ با خانمم روانی شدم
آقاسی محترم
من حس شما رو به عنوان آقا میتونم کاملا بفهمم
من هم شاید تجربه خانم شما رو داشتم و همون اول کار چون هیچ عشق و علاقه ای نبود تقریبا نصف ماجرا رو به همسر فعلی ام گفتم
البته مسئله من بکارت نبود چون من جدا شده بودم اما رابطه بود
میدونید چی شد
ما بعد عاشق هم شدیم و من مدام خودم رو ملامت کردم برای گفتن صداقت
هزار بار توبه کردم
دچار وسواس روجی شدم
چیزی که حتی الانم هنوز دست از سرم بر نمیداره
خودم بهش پیشنهاد دادم که میتونه بره با هر کسی باشه تا تلافی بشه
شکر خدا
شوهرم شاید تا امروز اون چند رابطه دیگه من رو که همه از روی احساسات صاف و شدید من بوده نفهمید
بدونید که این طوری همسرتون رو ناراحت میکنید
شما یکبار یک بخش موضوع رو پدیرفتید
میدونید اگر ازش جدا بشید چه حالی میشه
چوب صداقتش رو میخوره
شما اگر معیارتون بکارت یا رابطه بود که اصلا عاشق این خانم نمیشدید
پس اگر شدید نشون میده که این خانم ویژگی های خوب زیادی داشته که شما رو جلب کرده
ما که خدا نیستیم
خداوند بزرگ با اون همه قهر و غضبش میبخشه بنده اش رو
بهش فرصت توبه میده
ما کی هستیم که بخواییم کسی رو ببخشیم با نبخشیم
به زندگیتون بچسبید
همسرتون شما رو خیلی دوست داره که قول اون دختر باکره رو بهتون داده چون من یک زنم و میدونم حتی بیان لفظی این حرف چه دردی داره
پس تو رو به این روزهای عزیر محرم
این فکر ها رو از دهنتون دور کنید و فقط به همسرتون بچسبید
گذشته تموم شده
کنکاشش فایده ای نداره
قدر عشقتون رو بدونید
این روزها تعداد دختر های پاک متاسفانه کمتر شده
و این رو فراموش نکنید
فکر یک زن یا حتی مرد باید باکره باشه
باکرگی یک مورد فیزیکی حتی قابل ترمیمه
اما فکر و عشق و صداقت رو نمیشه ترمیم کرد
خانمتون رو به خاطر صداقتی که بهتون نشون داده پشیمون نکنید
اون بخشی رو گفته و از گفتن بقیه شرم داشته
میدونید چرا
چون شما رو دوست داشته و نمیخواسته شما رو از دست بده
فراموش کنید و برید از لحظه لحظه زندگی با همسر خوبتون لذت ببرید
همه دوستان و من رو هم تو این روز ها دعا کنید
-
RE: مشکل بزرگ با خانمم روانی شدم
سلام دوباره
از یوزر خارپشت و mehri_bahari و... تشکر میکنم
خوب خانمم سقط داشته رابطه گدشته میگه 2 هفته بوده و یک لخته خون بوده که افتاده اینو به من وقتی گفت که
با هم دوست بودیم و قرار ازدواجی نداشتیم رابطه دیگه ای هم اگه بوده بعد خودم فهمیدم که ناراحت شدم
خوب من چی کار کنم میتونم زندگی کنم به نظر شما؟ کسی تجربه منو داشته؟؟ کسی هست کمی مشکلات منو
داشته باشه که منو درک کنه؟
البته یهکمی بهونه گیر شدم
ببینید من خانمم میخوام ببوسم چیزایی که نباید یادم بیاد یادم میاد کسی منو میفهمه؟ چی کار کنم به نظر شما؟
-
RE: مشکل بزرگ با خانمم روانی شدم
دوست عزیز
لطفا نه با خودت این طور ی کن نه با همسرت
خوبه اونم این حسو داشته باشه با توئه
این که تو مثلا قبلا کس دیگه رو میبوسیدی
سقط و چیزای دیگه رو فراموش کن
از عشق بازی و زندگی با همسرت لذت ببر
الان اون هم در عذابه که تو این طوری
شما هر دو چند سالتونه
همه چی رو فراموش کن و راحت زندگیتو بکن
هیچ کدوم ما انسانها معصوم نیستیم
موفق باشی
-
RE: مشکل بزرگ با خانمم روانی شدم
اقا احسان من قبل ازدواجم با یه نفر دیگه رابطه داشتم .. کسی که الان همسر منه درست مثل شما و خانومت فقط با هم دوست معمولی بودیم و من همه چیز رو بهش میگفتم .. بعد هم عاشق هم شدیم و ازدواج کردیم ..
همسر منم مث شما خیلی عذاب میکشید از رابطه ی قبلی من .. مدام کنجکاوی میکرد و میخواست که جزئیات رو بدونه .. سوالهایی میپرسید که من گریه م میگرفت و خیلی اذیت میشدم .. من رو دستم اسم اقای قبلی رو حک کرده بودم و همسرم هر وقت دست منو میدید دیوونه میشد ..
تا اینکه یه بار خیلی منطقی با هم حرف زدیم .. بهم گفت که اذیت میشه و مدام رابطه ی قبلی من رو تصور میکنه .. من بهش اطمینان دادم که هر چی تو گذشته ی من بوده واقعا تموم شده و الان من همسرشم و بهش وفادارم . گفتم که خودمم پشیمونم و ناراحت و حتی یه درصد به کسی جز اون فکر نمیکنم .. گفتم اگر دوستش نداشتم باهاش ازدواج نمیکردم و بهش تعهد نمیدادم ..
اول از این جبهه ای که گرفتی و این احساس فریب خوردگی بیا بیرون .. خانومت قبل ازدواج بهت گفته که سقط داشته و باکره نیست .. این بالاترین حدیه که شما میتونستی تصورش کنی و بپذیریش .. انقد فک نکن که خانومم بهم دروغ گفته و گولم زده و ........ میدونی بعد ازدواج همسر من چی گفت ؟؟؟ مدام میگفت کاش بهم نمیگفتی کاش نمیدونستم .. ولی شما که این پذیرش و این جنبه رو داشتی که بدونی و انتخاب کنی ..
هروقت تونستی همسرتو کنار خودت ببینی نه رو به روت و به عنوان زن زندگیت و نه یه ادم فریبکار که شما رو گول زده بشین باهاش حرف بزن .. هر چیزی که تو فکرت هست رو بگو .. تمام چیزایی که اذیتت میکنه رو بگو و اجازه بده که اونم حرفاشو بزنه .. بذار خیالتو راحت کنه و برات توضیح بده .. اجازه بده ارومت کنه ..
از تکنیک توقف فکر استفاده کن که تاپیکش تو همین تالار هست .. لحظه ای که اون افکار میاد تو ذهنت سر خودت داد بزن ایست ! متوقف شو ..
یا یه کش نازک ببند دور مچت و هر وقت این افکار اومد سراغت اون کش رو بکش و رها کن ..
به همسرت اعتماد کن و با این کارها و حرفها از خودت دورش نکن .. به قول دوست عزیزمون خارپشت بالاتر از سیاهی که رنگی نیست .. شما بدترین چیز رو میدونستی و قبولش کردی .. پس پی بقیه ش نرو ..
-
RE: مشکل بزرگ با خانمم روانی شدم
من خانمم 2 ساله میناسمش 5 ماهه که با هم بودبم و به فکر ازدواج با هم نبودیم اصلا فقط دوست بودیم
هیچ به فکر ازدواج نبودیم و به راحتی از گذشته هم حرف میزدیم
من فهمیدم که ایشون 10 روزه باردار بوده اما انداخته البته اینو قبلا گفته بود چه میدونست قراره ازدواج
کنیم
حالا من عاشقش شدم همه معیارهایی من میخواستم داشت زیادم به باکره نبودنش اهمیت ندادم
خوب شما با شناختی که از ایشون داشتید تصمیم به ازدواج گرفتید و تصمیم گرفتید کسی که مجبورتون نکرده کرده بود؟!!!!!!!!! و معیار های شمارو هم داره و الان همسرتونه حق ندارید با زندگیش بازی کنید اگر میخواستید روی بقیه دوستا شو یا دوستاتو کم کنی و این پیمان و ببندی(ازدواج یه پیمان مقدس نه قولنامه یه مغازه یا اجاره نامه) که اشتباه بوده و شما باید سرزنش بشید اگرم مشکلتون یه ........که تا حدی که میخواید بخرید خوب دیگه هوس بازید چه جورشم:300:
واللا باکره بودن خانمها تو ممالک اسلامی و اسیایی اصلا در کل نشانه عدم ارتباط جنسیه طرفه و عشق و لذت و راتباط با همسر همون ارتباط حالا با کمی تفاوت.
در ضمن من یه خانم هستم امما از همسرم در مورد نوشته هام توضیح خواستم اول خییییییییلی تعجب کرد از عمل شما و بعد از تصمیم شما و در آخر هم تصمیمی که خودتونم مردد هستید یعنی طلاق که همین توضیحات و دادن
شما باید از همسرتون بخواید که به شما تضمین بده که اهل زندگی همراه با سر به زیری هست البته سر به زیری از اینوع روابط نه اینکه شما هر زمان سرکوفت و طئنه و....... داشته باشید که اگر اینطوره باید به مشاور مراجعه و قضیه رو یه سره کنید خلاص:104:
شما چند سال سن دارید؟ نگفتید چه دینی دارید؟
بازم ازتون میخوام حتما به مشاوره ی حضوری با یه دکتر مشاور بالینی مراجعه کنید اگه این موضوع براتون مهمه پس براش بیشتر از اینا خرج کنید
::72::72::72::
بعدم ماها که تو این نت یا کتاب یا مراکز مختلف دنبال راه حلیم واسه مشکلاتمون قراره مشکل و بر طرف کنیم تا هم خودمون هم خانواده و هم جامعمونو بسازیم و آباد کنیم:72::72::72::
شما با این دم دمی مزاج بودنتون ببخشید ها دارید شرایط مهیییا میکنید برای یه بزهکار تازه که وارد جامعه بکنیدش:324: یعنی چی آقای محترم؟؟؟
البته احتمالش هست که ایشون اون بزهکار نباشن و خود شما تبدیل به یه بزهکار و عقده ی ....... بشید و مثل این همه علف هرز تو جامعه ببخشید معذرت پرسه بزنیییییید
:104:ختاب به خودم:کل اگر طبیب بودی سر خود دووا نمودی:104:
-
RE: مشکل بزرگ با خانمم روانی شدم
یه مسئله ای هست که واضح نگفتید اینکه دقیقا در یک کلمه از چی رنج میبرید ؟؟؟؟ خیانت؟؟؟ مقایسه شدنتون؟؟؟ یا چی ؟؟؟ ( شاید به قول خودتون چون زنم درک نمیکنم از چی رنج میبرید پس باز کنید خانمتون هم چون زنه پس باید براش باز کنید چون مثل من درک نمیکنه از چی رنج میبرید )
من اول فرض رو بر این میذارم که خانمتون کلا کارهای گذشته شو گذاشته کنار و نظرمو میگم
من به عنوان یه زن با قاطعیت میگم وقتی زنی از یه رابطه ای خارج شد محاله با یه نفر دیگه باشه دوباره به اون فرد قبلی فکر کنه ( مگر اینکه هنوز تو زندگیش باشه و بهش علاقه مند باشه )
وقتی خودش میگه کسی به جز شما تو زندگیش وجود نداره پس محاله وقتی شما اونو میبوسید به یاد کسی دیگه ای جز شما بیافته ( اگه مشکلتون اینه )
البته در مورد مقایسه کردن خانم نظری ندارم چون تجربه ای ندارم . خانم هایی که این اتفاق براشون افتاده باید نظر بدن که ایا همسرشون رو تا حالا مثلا حین بوسیدن با قبلی ها مقایسه کردن یا اصلا امکان داره؟!
دوستان خوب گفتند کاملا این قضیه رو که "فقط با شماست" رو باز کنید، شده با قسم و یا هر چیز محکمی که اعتقاد دارید بگه که فقط ذهن و فکر و قلبش درگیر شماست و خواهد بود و کلا قضیه رو فراموش کنید طوری که انگار چیزی بهتون نگفته یا نفهمیدید
اینو هم در نظر بگیرید تو ممالک غربی بیشتر خانم ها مثل خانم شما هستند و برعکسش خارج از عرفه ( تو ایران قضیه فرق میکنه) اونوقت باید همشون زنشون رو به خاطر داشتن روابط قبلی طلاق بدن اینکه نمیشه!!! ذهنتون رو بزرگ کنید ( بگید قبلا چه با یه نفر چه صد نفر وقتی الان فقط با منه چه فرقی میکنه!!! )
شده مطالب و اعتقادات بعضی افراد غربی که به این مساله حساس بودن رو بخونین تا بدونین چطور مشکلشون رو حل کردن ( البته بعید میدونم همچین افرادی وجود داشته باشن و اگر باشن به عنوان افراد بدبین معرفی میشن )
شما تا وقتی قبول نکردین دارید از بیماری بدبینی رنج میبرید مشکلتون حل نمیشه چون الان همسرتون رو مقصر میدونید و خودتون رو مبرا
-
RE: مشکل بزرگ با خانمم روانی شدم
سلام
ببینید من فکر میکنم مشکل شما اصلا همسرتون نیست البته من منظور بدی ندارم فقط هدفم کمک به یه انسان مثل خودمه ولی ترجیح میدم رک باشم. شما خودتون رو درست نمیشناسید که الآن دچار این بهران شدید شما با این خانوم ازدواج کردید در حالی که شرایطشو میدونستید و اینکه روابطش بیشتر بوده یا نه در اصل قضیه که بکارت ایشونه تغییری ایجاد نمیکنه چون شما خیلی رو این مسئله تاکید کرده بودید. من شما رو نمیشناسم ولی برداشتم از اینکه میگید مسلمون نیستید و مذهبی هم نیستید اینه که میخواید بگید که زیاد در بند این مسائل نیستید ولی این در حالیه که این مسئله برای شما بعد از هزدواجتون این همه مهم شده وایندو با هم تناقض دارند.
طبعا بعد ازدواج یه مقدار هیجانات اولیه از بین میره و حقایق زندگی خودشو نشون میده و اکثر ما چون با یه سری هیجانات ازدواج میکنیم تازه بعد از ازدواج میفهمیم که چیزایی که پذیرفتیم واقعا چی هستن.
آقای محترم به نظر من این شما بودید که از حرفتون برگشتید و همسرتون الآن باید شاکی باشه . چطور مردهای ایرانی روابط خودشون براشون حل شدست ولی این حق رو برای خانوم ها قائل نیستند؟!!!
در ضمن من به عنوان یه خانوم اینو با اطمینان به شما میگم که دخترها بعد از ازدواج به شدت سرگرم ازدواج و زندگیشون میشن و کلا اهمیت مرد تو زندگیشون تا حد زیادی میاد پایین بویژه اگر با همسرشون رابطه خوبی داشته باشند پس به نظر من این شما هستید که باید جبران کنید و احتمال بروز هر مشکلی رو از بین ببرید.
-
RE: مشکل بزرگ با خانمم روانی شدم
سلام مجدد به همه امیدوارم بخونید پست منو
من کنار اومدم 1 ماهیی اما تو خیابون راه میرم میبینم زن و شوهر ها رو فکر میکنم من کلاه سرم رفته با همچین چیزی
من خانمم 2 ساله میشناسم اما رابطه انچنانی نداشتیم من این بر با دوست دخترام درگیر بودم اونم با دوست پسراش
خوشبختانه من نمیبینم اونارو
رابطمون بیشتر شد و بیشتر از خیلی چیزاش خوشم امده بود عاشقش شدم تنها دختری که عاشقش شدم
وبلگشو اتفاقی خوندم دیدم خیلی گناهکی هست چه اتفاقاتی که براش نیوفتاده دلم سوخت و......
حالا بعد از 3 ماه ازدواجمون......
چی کار کنم من میدونم با کیا رابطه داشته توی فیسبوک دیدم چهرهاشونو امشب رابطه داشتیم همش فکرم.....
دارم دیونه میشم
-
RE: مشکلم با گذشته خانمم با اینکه قبل از ازدواج می دانستم ( روانی شدم)
همون اول باید فکراتونو میکردین که دارین با خانمی با این شرایط ازدواج میکنین.
لعنت به این فیس بوک که هیچ فایده ای نداره و و جز پپشیمونی و از بین بردن اعتماد طرفین به هم هیچی نداره .
حالا اگه الان خانمتون توبه کرده و بهتون وفاداره ،لطفا گذشته هارو به هر نحو فراموش کنید و زندگیتون رو فدای اشتباهات گذشته نکنید.
-
RE: مشکلم با گذشته خانمم با اینکه قبل از ازدواج می دانستم ( روانی شدم)
آقا احسان
شما به روانشناس مراجعه کردی؟
حتما این کار رو بکن و به یک روانشناس بالینی مراجعه کن!
شما باید به کمک یک متخصص حاذق افکار منفی رو از ذهنت پاک کنی اگر واقعا همسر و زندگیت رو دوست داری!
با مشاوره مجازی خیلی نمیشه برای وضعیت شما کاری کرد!
فقط بذار یک سری نکات رو هم بهت بگم!
چرا فکر می کنی سرت کلاه رفته در حالیکه خودت هم قبل ازدواج با افرادی رابطه داشتی؟
چرا واسه خودت این رو عیب نمیدونی ولی برای همسرت میدونی؟
مگه نمیگن آنچه را که برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند؟
تا حالا به این فکر کردی که همسرت هم عذاب می کشه که شما قبلا با چند نفر بودی؟
و در آخر میدونی ازدواج برای برچیده شدن فساده و خداوند بسیار رئوف و مهربانه و اشتباه بنده هاش رو اگر به واقع
پشیمان باشن می بخشه؟
پس شما هم خودخواهی و غرور رو بذار کنار و بپذیر که خانم شما هم به همونم اندازه اشتباه کرده که شما کردی!
نه بیشتر نه کمتر! پس حق شما هم دختری نیست که خودش رو پاک نگه داشته و رابطه ای نداشته با کسی!
خواهشا سراغ افسانه بکارت و اینها هم نرو!
هیچ کلاهی هم سرت نرفته! شما با صداقت ازدواج کردی و بی رودرواسی این افکار رو شیطان به ذهنت میاره!
تصمیم گرفتین از این به بعد پاک زندگی کنین پس دیگه فلش بک نزن به گذشته!
مهم الانه و آینده ای که میشه زیبا ساخت!
حالا اگر میخوای ذهنت رو آرام کنی و یک زندگی زیبا کنار همسرت بسازی حضوا به یک روانشناس حاذق مراجعه کن!
موفق باشی دوست عزیز
:72:
-
RE: مشکلم با گذشته خانمم با اینکه قبل از ازدواج می دانستم ( روانی شدم)
آقا ehsan67
شما را درک می کنم . این دقیقاً روحیه مردهاست که همسرانشان را انحصاری متعلق به خود می دانند و درست هم هست . این حس تا آنجا پیش می رود که گذشته فرد هم برایشان مهم می شود . بخوبی می توانم حس شما را درک کنم .
اما نکته ای که هست این است که شما خود نیز گذشته ات مثل همسرت بوده یعنی از این نظر با هم تفاوتی ندارید . نمیشه انتظار داشته باشی که خود با دختران دیگر رابطه داشته و حتی آنها را از دختر بودن خارج کرده باشی بعد بخواهی همسری نصیبت شود که چنین نباشد به عبارتی این عدالت نیست . از طرفی دقیقاً همین موضوع باعث می شود انتظار ما به عنوان پسر برای داشتن همسری بدون روابط پیش از ازدواج برآورده نشود. یعنی وقتی من به عنوان یک پسر خودم را مجاز می دانم که با دختران دیگر رابطه برقرار کنم و حتی از دختر بودن خارجشان کنم به همین اندازه جامعه را به سمتی می برم که از دختران بدون رابطه قبلی و باکرگی خالی تر شود آنوقت به طور طبیعی دیگر آن انتظار که دختر باکره بی رابطه بطلبم برآورده نمیشه چون من و دیگر پسران کاری کردیم که اینچنین شود و باید در حسرت خواسته قشنگ خود بمانیم .
درست به همین دلیل از پسران میخواهیم که بپرهیزید از وارد این روابط کردن دختران ، بپرهیزید از اصرار به رابطه جنسی با دختران ، بپرهیزید از ......
اگر زن باکره و پاک و بدون رابطه قبلی می طلبید و این نوع همسر داشتن را بیشتر دوست دارید و می خواهید از اینکه اولین کس در رابطه جنسی با او باشیدلذت ببرید ، از اینکه یک دختر را از اینگونه مطلوب بودن بیرون بیاورید بپرهیزید .
نمیشه گفت من با دختری رابطه برقرار می کنم لذت می برم اما باهاش ازدواج نمی کنم برود با پسری دیگر ازدواج کند چون در مقابلش دختری که همان پسر دیگر با او رابطه برقرار کرده او هم نخواسته باهاش ازدواج کند و گفته برود با دیگری ازدواج کند نصیب ما می شود . این قانون طبیعت است که هر عملی عکس العملی دارد . مگر موارد استثناء که فردی از ناآگاهی و عدم کنترل احساسی و نیاز جنسی نه برای لذت جویی و با اعتقاد به درست بودن این روابط و گذشته هرکس به خودش مربوطه ، وارد رابطه ای شده و بعد پشیمان شده و ترک کرده و دیگه هم تا ازدواج خود را مهار کرده باشد که اون قضیه اش فرق می کند و می شود انتظار دختری باکره و بی گذشته اینچنینی را داشته باشد .
پس هروقت به روابط همسرتان بادیگری فکر کردید و اذیت شدید ذهنتان را ببرید به سمت دخترایی که شما با آنها ارتباط برقرار کرده اید و اکنون همسرانشان همین حال را دارند .
در یک کلام از ماست که برماست . به همین اگر فکر کنید به جای ناخشنود شدن از همسرتان و یاد گذشته او افتادن به عملکرد خود فکر کرده و از خودتان آزرده می شوید .
در نهایت نیاز هست به روانشناس مراجعه کرده و روی وسواس فکری خود کار کنید و کمک بگیرید تا زندگی خود را صفر کنید و با نگاهی نو از سر گیرید . یعنی هم خودت و همسرت را ببخشی و از خدا هم ببخش برای هردو بطلبی و از این به بعد را سالم زندگی کنید و ارتباط و مواجهه با کسانی که در گذشته خود و همسرت با آنها رابطه داشته اید دوری کنید حتی اگر شده شهر محل سکونت را تغییر دهید و دیگر به این موضوع و حسرت ها در این رابطه فکر نکنی .
.
-
RE: مشکلم با گذشته خانمم با اینکه قبل از ازدواج می دانستم ( روانی شدم)
ممنون اما همه کسانی که به من پاسخ میدند خانم هستند حس من مردونه هست
-
RE: مشکلم با گذشته خانمم با اینکه قبل از ازدواج می دانستم ( روانی شدم)
ehsan67 عزیز
تا وقتیکه دور خودت حصار کشیدی و سنگر گرفتی و توی افکارخودت غوطه وری که (ای وااااااااااای من سرم کلاه رفته، باباجون من مردم، حق دارم با هرکسی باشم و رابطه جنسی داشته باشم و من اونموقع تحت احساسات بودم و الان چشام تازه واشده و ال و بل)
اصلا فایده نداره
یعنی چی شماها زن هستید ولی من مردم و احساسم مردونه
برادر من
اومدی اینجا که 4تا مرد بهت بگن که
آره
تو مردی
طلاقش بده
سرت تا خرخره کلاه رفته
چرا تو نباید بکارت و .....
اومدی اینارو بشنوی؟؟
میخوای زندگی خوبتو الکی الکی و دستی دستی داغون کنی و بعدش مثل خیلیای دیگه که سر همین موضوعات الکی زندگیشونو از هم پاشوندن بیای و تاپیک بزنی که :
پشیمونم
دلم برای خانومم تنگ شده
الکی از خودم رنجوندمش
چیکار کنم که دوباره برگرده؟
الان دقیقا چی میخوای؟
مشاوره؟
همدردی؟
راهکار؟
همه اینارو بهت گفتند
گوش شنوا داشته باش برادر من
ناراحت نشو
پاشو برو یه شاخه گل رز برای خانومت بگیر و بغلش کن و در گوشش بگو که بهترین زن دنیا براته و نمیتونی دوریشو تحمل کنی
بهش بگو اگر بعضی وقتا بی تابی میکنم بخاطر اینه که خیلی دوست دارم
تحملم کن
سعی میکنم بهترین مرد دنیا برات باشم
من عاشقتم خانومم
یاحق
-
RE: مشکلم با گذشته خانمم با اینکه قبل از ازدواج می دانستم ( روانی شدم)
ببین احسان جان 2 حالت در نظر بگیر ، اینطوری کلاه سرت رفته که خانومت خیلی رک و راست اومده حقیقت رو گفته و البته اینکه الان هم به شما فقط وفادار هست
یا اینکه نمی دونستی و خانومت بعد ازدواج هم به شما خیانت می کرد ؟
اگه نمی دونستید من حق می دادم نگران باشید و ... ! ولی خانم شما با صداقت جلو اومده و داره زندگی می کنه
اگه خانم شما نمی گفت این مسائل رو مطمئن باش خود من اولین کسی بودم که می گفتم باید خانومت جوابگو باشه
ولی وقتی با صداقت گفتن و شما کاملا آگاه بودی و می دونی خانم شما دارم با صداقت با شما جلو می ره دیگه نباید این رو بگید
زندگیتو کن و بدون خانم شما اینقدر صداقت داشته که گفته ! نرفته عمل کنه ، نرفته هزار تا کار دیگه بکنه ! از طرفی می دونی که فقط هم با شما هست
-
RE: مشکلم با گذشته خانمم با اینکه قبل از ازدواج می دانستم ( روانی شدم)
احسان گرامی
این طرز پاسخگویی شما در مقابل این همه نظرات خوب کارشناس ها نشون میده دیدگاهت و طرز تفکرت در مورد
انسانها خیلی تفکیک پذیره!
حرف شما درست مثل این میمونه که مثلا بخوای قلبت رو عمل کنی و یک پزشک زن ، پزشک معالج شما باشه!
اما شما بگی چون من مردم فقط مشکل من رو یک دکتر مرد می فهمه!
در حالیکه راه حل یکیه! زن و مرد نداره!
روح و روان انسان ها جنسیت نداره!
شما فکر می کنی چون مردی حق گناه کردن داری؟
خداوند در همه جای کتاب های الهی گفته زن و مرد خطاکار هر دو را به یک میزان مجازات کنید!
بله پذیرش این مورد برای یک مرد سخت تره چون غیرت داره!
اما این غیرت رو درست تعریف کنید!
غیرت وقتی معنی میده که همسر شما الان که همسرتونه بهتون خیانت کنه!
اما این مسائل ماله گذشته بوده!
همسرتون تمام شرایط رو گفته با صداقت و گذشتش مثل گذشته شما بوده!
پس شما الان فقط وسواس فکری پیدا کردی!
این وسواس امروز شما هم فقط به خاطر روابط همسرت نیست!
به خاطر روابط متعدد خود شماست که ما حصلش میشه وسواس فکری امروز و شک و بد دلی!
برای همینه که خداوند در قرآن ما رو از این دوستیها منع می کنه! چون ذهن و روح ما رو درگیر می کنن!
تنها راه رسیدن به آرامش هم بخشش و درمان روحتون هست و روی آوردن به خداوند و افزایش ایمان در زندگی
زناشوییتون تا این مسائل به دست فراموشی سپرده بشه.
امیدوارم باز متهم نکنید این صحبت ها رو که چون من یک زن هستم شما رو نمی فهمم :)
من چیزهایی رو براتون گفتم که برای هر انسانی صدق می کنه!
موفق باشین
:72:
-
RE: مشکلم با گذشته خانمم با اینکه قبل از ازدواج می دانستم ( روانی شدم)
ممنون از راهنمایی همه دوستان
ببخشید اگه تند جواب دادم
اما به من بگید من چرا فکرم اینجوریه؟ اول که خوب بودم اما الان تا میخوام ببوسم زنمو هی فکر این میاد که این با کسه
دیگه .... داشته حتی عکس طرف میاد ذهنم !!
ببینید کسی مشکل منو داشته اخرش چی شده؟ کسی هست شرایط منو داشته باشه و الان 20 سال هم گذشته
باشه؟
-
RE: مشکلم با گذشته خانمم با اینکه قبل از ازدواج می دانستم ( روانی شدم)
سلام آقا احسان
این اتفاق برای منم افتاده البته برعکس شما
میدونم و درکتون میکنم که چه حسی دارید شما موقع ابراز احساسات به خانمتون تصویر اونایی که خانمتون باهاشون بودن رو میبینید و منم باید بگم که من الان 4 سال ازدواج کردم و قبل از ازدواجم متاسفانه رابطه داشتم مشکل من این بود که هر وقت با شوهرم بودم و ابراز احساسات میکرد من تصویر اونا تو ذهنم بود خیلی سخت بود خیلی
البته من قبل از ازدواجم توبه کردم که دیگه به هیچ وجه کاری انجام ندم و خدا رو شکر بعد از ازدواج هم به شوهرم وفادار موندم اما نزدیک یه سالی طول کشید تا تونستم با یه سری کارا ذهنم رو کنترل کنم و اونا رو فراموش کنم
مطمئن باشید خانوم شما هم وقتی با شماس و بهتون علاقه داره بهتون وفادار میمونه اونم الان داره عذاب میکشه به خاطر رفتارای گذشته اش شما باید کمکش کنید
میدونم سخته خیلی خیلی سخته ولی اگه واقعا زنتون و زندگیتونو دوست دارید باید کمکش کنید تا هم شما هم خانمتون فراموش کنید
امیدوارم تونسته باشم کمکتون کنم
-
RE: مشکلم با گذشته خانمم با اینکه قبل از ازدواج می دانستم ( روانی شدم)
چرا بعضی آقایون فک میکنن مردونگیشون با زدن .. کامل میشه
شما فک کن با کسی ادواج میکردی که مادرزادی پرده نداشته اون موقع چیکار میکردی؟؟
شما خودتون قبلا با هیچ کس نبودی؟؟اگه همسرتون این حس رو نسبت به شما داشت چیکار میکردین؟؟
این افکار رو از ذهنتون دور کنین خواهشا
زندگیتون رو فدای یه پرده نکنین:316:
-
RE: مشکلم با گذشته خانمم با اینکه قبل از ازدواج می دانستم ( روانی شدم)
نقل قول:
نوشته اصلی توسط خانومی_87
سلام آقا احسان
این اتفاق برای منم افتاده البته برعکس شما
میدونم و درکتون میکنم که چه حسی دارید شما موقع ابراز احساسات به خانمتون تصویر اونایی که خانمتون باهاشون بودن رو میبینید و منم باید بگم که من الان 4 سال ازدواج کردم و قبل از ازدواجم متاسفانه رابطه داشتم مشکل من این بود که هر وقت با شوهرم بودم و ابراز احساسات میکرد من تصویر اونا تو ذهنم بود خیلی سخت بود خیلی
البته من قبل از ازدواجم توبه کردم که دیگه به هیچ وجه کاری انجام ندم و خدا رو شکر بعد از ازدواج هم به شوهرم وفادار موندم اما نزدیک یه سالی طول کشید تا تونستم با یه سری کارا ذهنم رو کنترل کنم و اونا رو فراموش کنم
مطمئن باشید خانوم شما هم وقتی با شماس و بهتون علاقه داره بهتون وفادار میمونه اونم الان داره عذاب میکشه به خاطر رفتارای گذشته اش شما باید کمکش کنید
میدونم سخته خیلی خیلی سخته ولی اگه واقعا زنتون و زندگیتونو دوست دارید باید کمکش کنید تا هم شما هم خانمتون فراموش کنید
امیدوارم تونسته باشم کمکتون کنم
سلام
شما شوهرتون خبر داشت؟ بکارت چی؟
من میدونم چه کسی بکارت خانم منو از بین برده حتی عکسشم دیدم
الان خوابه خانمم نگاش کردم گریم افتاد از یه طرف میگم قربونش برم چند ثانیه بعد چنان
دل سرد میشم ازش یه چیزا به فکرم میاد :302:
-
RE: مشکلم با گذشته خانمم با اینکه قبل از ازدواج می دانستم ( روانی شدم)
آقا احسان
گفتنيها را دوستان گفتن.
شما دچار تضاد شديدي شديد.
خواهش ميكنم حتماً به يك مشاوره حضوري بريد. هر چند خودتون مي تونيد بهترين كمك را به خودتون بكنيد.
تنها مطلبي را من مي تونم خدمتون بگم اينه كه هر وقت همچين فكري ميآد سراغت سريع مسيرش را عوض كن. (تكنيك توقف فكر)
اين جوري اولين كسي كه آزار و شكنجه ميشه خودتون هستيد.
دو راه بيشتر نداري يا بايد جدا شي كه همانطور كه خودت گفتي دوستش داري و همه معيارهاي شما را داره
و
و يا اينكه باهاش ادامه بدي و زندگي كني. شما هم كه راه دوم را انتخاب كردي، پس اينقدر شاخ و برگ بهش نده،
بزار تو ذهنت كمرنگ بشه و اثرش بره. نزار ريشه بزنه . تمرين كني موفق ميشي.
اگر همينطور ادامه بدي، اون هم يك روز از رفتارهات كه نتيجه فكرهاي دروني شماست خسته ميشه و ممكنه از شما زده بشه و تركتون كنه.
نكنيد اينكارو
-
RE: مشکلم با گذشته خانمم با اینکه قبل از ازدواج می دانستم ( روانی شدم)
سلام
نه شوهرم از هیچی خبر نداره
و بابت اون یکی سوالتون هم باید بگم که نه
شما باید کلا دیدتونو نسبت به مشکلتون عوض کنید
باور کنید اونی که شما همش دارین بهش گیر میدین و میگین که خودتون میخواستین اینکارو انجام بدید اصلا چیز مهمی نیست
لذتی که اون کار میتونسته برای شما داشته باشه چقدر موندگار بود؟؟؟؟؟؟؟
و اینکه میگید میدونید که چه کسی اینکارو کرده درسته خیلی سخته که تا به سمت خانمتون میرید تصویر اون طرف جلوی چشماتونه ولی اگه واقعا خانمتون رو دوست دارید باید تلاش کنید که هر چی بوده رو فراموش کنید
کار خیلی سختیه ولی اگه عاشق زندگیتون باشید میشه اگه الان که اول زندگیتونه همش تو فکر این چیزا باشید مطمئن باشید چند سال بعد حسرت این روزا رو میخورید